خاکسترِ آبی
Відкрити в Telegram
درود بر شما✨️ خوش اومدین به کاخِ خودتون خب حالا فنجونهاتون رو بیارید تا گرم صحبت بشیم. راه ارتباطیمون : @Rahaa2007bot
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
223
Підписники
Немає даних24 години
-357 днів
+3230 днів
Архів дописів
223
Repost from اینجادیوانهایمینویسد!
متاسفام عزیزم. بابت حرفهایی که ناچاراً قورت دادی تا باعثِ رنجشِ کسی نشی در حالیکه خودت ذرهذره آب شدی.
223
در تمام لحظات خندیدن با تو به این فکر میکنم که شاید خدا دردهایم را میدانست و تو را فرستاد تا لحظاتی از کثافت دنیا نجاتم دهی و با تو زندگی کنم.
- رها
223
Repost from N/a
هزار رنگ در نگاهش، و سبزیِ جنگل در چشمهاش بود،
اما خودش نمیدانست چقدر شبیهِ بهار است.
از عطرِ اردیبهشت بود، با موهایی به رنگِ غروب،
و دلی که برای هر مهمانِ تازه، کمی بیشتر جا داشت.
نرم میخندید و مهربانی را بیهوا پخش میکرد،
انگار دلش برای دوست داشتن، دلیل نمیخواست.
یک جورِ عجیبی روشن بود؛
نه از آن نورهایی که دیده میشوند،
از آنهایی که فقط حس میشوند.
هنوز هم اگر کسی از او بپرسد «چه رنگی هستی؟»
میگوید:
«شاید کمی سبز، کمی خرمایی،
و بیشتر از همه، رنگِ اردیبهشت.»
✨🩵
223
+5
امشب داشتم برای خواهرم قصه میگفتم که بخوابه
و وقتی نسیم فهمید ری اکشنش :
مردم براش:)
رویی از نسیم رو دارم که کمتر کسی توی عمرش داشته و خوشحال ترینم.
223
+2
چشمها هم دروغ میگن... ارن با همین چشمها با عشق به میکاسا نگاه میکرد. اون برای میکاسا هرکاری میکرد. اون هیچوقت نمیخواست که گریههای میکاسا رو ببینه... اما حالا به چشمهاش نگاه کنید. الان داره با همین چشمها به دروغ میگه که از میکاسا متنفره... دروغترین دروغِ جهان... دیگه به چشمهام نباید اعتماد کرد چون چشمها هم میتونن دروغ بگن. - رها
