uk
Feedback
بیگانه‌‌ی‌ نور

بیگانه‌‌ی‌ نور

Відкрити в Telegram

ــ جایی در ژرفای سکوتم ــ بعد از شنیدن صدای بوق پیغام خود را بگذارید.... http://t.me/HidenChat_Bot?start=7340141931

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
206
Підписники
+524 години
+37 днів
+1330 днів

Триває завантаження даних...

Схожі канали
Немає даних
Виникли проблеми? Будь ласка, оновіть сторінку або зверніться до нашого support-менеджера.
Хмара тегів
Немає даних
Виникли проблеми? Будь ласка, оновіть сторінку або зверніться до нашого support-менеджера.
Вхідні та вихідні згадування
---
---
---
---
---
---
Залучення підписників
вересень '26
вересень '26
+47
в 7 каналах
серпень '26
+189
в 4 каналах
Get PRO
липень '260
в 6 каналах
Get PRO
червень '26
+92
в 3 каналах
Дата
Залучення підписників
Згадування
Канали
20 вересня+3
19 вересня+5
18 вересня+1
17 вересня0
16 вересня+1
15 вересня+2
14 вересня0
13 вересня+1
12 вересня0
11 вересня0
10 вересня0
09 вересня+1
08 вересня+13
07 вересня+14
06 вересня+2
05 вересня+2
04 вересня0
03 вересня+2
02 вересня0
01 вересня0
Дописи каналу
2
فرض کن این موشکا ستارن که ما تو خاورمیانه نیستیم...
32
3
شروین با من برقص زیر آوار.mp3
1
4
دلم یه مکالمه‌ی عمیق با آدم‌های با‌تجربه میخواد دلم نوشتن تا خود سحر رو میخواد و کتاب خوندن بدون هیچ حرفی رو و کم آوردن کلمات از زبونم از پر حرفی رو میخواد نمیدونم واقعا🌚
35
5
خوشحالییی✋🏾✨ مرسی برای حضورتونن🫂
44
6
sticker.webp
54
7
میتونم بگم زیباترین شعریه که شنیدم✋🏾
66
8
از نشئگی واژه‌ها منِ بی او در خودم گم شده‌ام؛ آن‌قدر که زندگی در سیاه چاله نیمهِ‌شب بر نقطه‌صفرِمَن سکوت کرده است. من بیگانه نورم در میانِ سطرهایی که هر شب با کلمات آشفته‌ی ذهنم نوشته می‌شوند. یاسِ آبی میان دفترِ آبی کاربُنی خاطراتم خشکیده است و من، منِ خودم، با چوب‌های علاقه‌ام کتابخانه کوکو را در گوشه‌ای از قلبم بنا کرده‌ام؛ جایی برای صحبت های خصوصی و دفترچه خاکستری خاطراتی که هیچ‌کس از آن‌ها خبر ندارد. یادداشت های روی میز هنوز مانده‌اند؛ کنار یک قلب سرد که روزی گرم‌ترین جای جهان بود. در مه‌گون شب، پسری در میان نی زار را دیدم؛ مثل آلندی دور در اقلیم گمشده‌ای که سال‌هاست مطرود مانده. او با بیست‌وچهار ساعتِ ذهن خود در جست‌وجوی قوت قلبی بود و من، در انعکاس نقره‌گون شب، فروغ کوچکی را هنوز برای دوست داشتن نگه داشته بودم. شاید عشق، همان فرکانس نامرئی باشد؛ همان بوی نرگس بارون خورده که از دور می‌آید و نخستین پژواک آن در آسمان، مثل سها سِتاره‌‌ای‌کَم‌نور‌ آرام می‌لرزد. بعد، ناگهان دنیای این روزای من با آواز نی از خواب بیدار شد؛ آوازِ نازک خیال زیر ماه دوران که از پشت هاله‌ای از نور به گوش می‌رسید. آیه های دل آرام‌آرام بر مه سار شب نشستند؛ و دخت شب با عطر بابونه از کوچه‌های خاطره گذشت. و من فهمیدم گاهی تمام این راه، از نشئگی یک واژه آغاز می‌شود و به یک حقیقت ساده می‌رسد: آدمی باید از میان تمام شب‌های خودش بگذرد تا سرانجام به رهایی برسد. 🕊️🤍 _ارغوان"دختر شعر"
36
9
امیدوارم رو دویستا بمونیم🧘🏻‍♀✋🏾
52
10
+1
Немає тексту...
63
11
کتابی متفاوت اما پر از معنا و مفهوم...+1
کتابی متفاوت اما پر از معنا و مفهوم...
1
12
کتابی متفاوت اما پر از معنا و مفهوم...+1
کتابی متفاوت اما پر از معنا و مفهوم...
1
13
کتاب متفاوت اما پر از معنا...+1
کتاب متفاوت اما پر از معنا...
1
14
#چالش_شعر 🦋📖 این پیام رو فور کن؛ اسم و آیدی چنلت رو برمی‌دارم و با اسم چنل‌های شما، یک شعر مشترک می‌سازم. ✨ آیدی‌هاتون رو روی اسمش تگ می‌کنم. تا حمایت بشید💕 🖇️ تو هم سهمی از این شعر باش:) "جوین باشی، خوشحال می‌شم."
37
15
خورشیدِ صبح، پرتویی‌ست از طلوعِ چشمِ تو به جهانم. ☀️☁️🦋
44
16
عاشق چنل این دختر خانومم 😭✋🏾
48
17
he_and_his_friends_–_کوه_باش_و_دل_نبند_Be_a_mountain_and_don't_be.mp3
47
18
اینکه ما هیچوقت نمیدونیم آخرین‌بارها کِیه، واقعاً دردناکه.
4
19
دلم میخواد تا صبح چنلا رو زیر و رو کنمم
4
20
چشم‌هایش، تاسیانِ آفرینشند؛ ف.م آهو
4