uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

بیگانه‌‌ی‌ نور

بیگانه‌‌ی‌ نور

Kanalga Telegram’da o‘tish

ــ جایی در ژرفای سکوتم ــ بعد از شنیدن صدای بوق پیغام خود را بگذارید.... http://t.me/HidenChat_Bot?start=7340141931

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
229
Obunachilar
-724 soatlar
-187 kun
+3230 kun

Ma'lumot yuklanmoqda...

O'xshash kanallar
Ma'lumot yo'q
Muammo bormi? Iltimos, sahifani yangilang yoki bizning qo'llab-quvvatlash boshqaruvchimizga murojaat qiling>.
Taglar buluti
Ma'lumot yo'q
Muammo bormi? Iltimos, sahifani yangilang yoki bizning qo'llab-quvvatlash boshqaruvchimizga murojaat qiling>.
Kirish va chiqish esdaliklari
---
---
---
---
---
---
Obunachilarni jalb qilish
Okt '26
Oktabr '26
+67
4 kanalda
Sentabr '26
+57
11 kanalda
Get PRO
Avgust '26
+189
4 kanalda
Get PRO
Iyul '260
6 kanalda
Get PRO
Iyun '26
+92
3 kanalda
Sana
Obunachilarni jalb qilish
Esdaliklar
Kanallar
13 Oktabr0
12 Oktabr+2
11 Oktabr0
10 Oktabr+1
09 Oktabr+3
08 Oktabr0
07 Oktabr+5
06 Oktabr+10
05 Oktabr+40
04 Oktabr+2
03 Oktabr+1
02 Oktabr+1
01 Oktabr+2
Kanal postlari
شکننده شده‌ام عزیزکم ، کنون راه نشانم بده

2
sticker.webp
23
3
شبت بخیر ، غمت نیزهم..!
1
4
همه به عاقبت عمر نمی‌اندیشم و تو از رفتن میخوانی؟
24
5
چه میگویم و تو چه میخوانی
45
6
و آن‌وقت هیچ سقوطی به پرواز دوباره بال نمی‌بخشید..
24
7
و اگر طغیانم بی معنا نمیشد ، هیچ سکوتی خاموشی نداشت
25
8
اگر هوا باران را میخواند ، خیالم هم دستی برای چای میگذاشت
25
9
دروغ میگویند بیگانه ، اگر آستینی باقی می‌ماند قطعا جای جز اشک هایم میشد
25
10
من می‌دانستم اگر مادر بار دیگر دست بر دوشم بگذارد همه رفتن‌ها را فراموش میکنم. اگر پدر جای جز فریاد ، برای آغوش میگذاشت ، یا شاید فرزندی جایی برای استوار نماندن باقی می‌گذاشت ، من بیشتر در این میانه رنگ بر زندگی میزدم و بیشتر از گریه ، خنده می‌ماندم. بیشتر از خشم ، آرام می‌ماندم و بیشتر و بیشتر خود را احساس میکردم... من از این طغیان بی معنا و مفهوم خسته‌ام... از این احساس های بی رنگ و نشان خسته ام من از خود خسته‌ام و دردم را با آستین دیگری پاک نمیکنم آغوشم گریه‌هایم و شب‌هایم را و خشم‌هایم فردایم را می‌سازند و من حتی برای خود ، دقایق ریختن چای را هم در خیال ندارم... ــــ
28
11
من می‌دانستم اگر مادر بار دیگر دست بر دوشم بگذارد همه رفتن‌ها را فراموش میکنم...
1
12
چای بریزم گوش بدی و جای ترحم دل بدی؟ http://t.me/HidenChat_Bot?start=7340141931
10
13
“ امیدوارم رنجت به پایان برسد جانِ من، که زندگی با تو چه ها که نکرد و تو همچنان لبخند زدی..”
32
14
بهار من گذشته شاید..mp3
30
15
الان بهتره✋🏾
20
16
خوشبختانه آدمی نیستم که به هر عقیده‌ای احترام بزارم
20
17
خوبه لااقل عرزشی جماعت بینمون جا ندارن
20
18
چقدر ممبر از دست دادیم
20
19
Matn yo'q...
0
20
لطفا عرزشی نیاد چنلم
60