شامِ آخر
Відкрити в Telegram
Azadchehr | they/them | Writer • A humanities student trying to find themself in the fall. من درحال حاضر با فروتنی مینویسم و ادعایی در رابطه با «فلان چیز را بلدم» ندارم و درحال یادگیری هستم. Private: https://t.me/+1aYILdhn6aM4Y2Jk
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
275
Підписники
+124 години
+147 днів
+530 днів
Архів дописів
275
عزیزجانم، اگر واقعا همونی هستی که فکر میکنم، باید بهت یادآوری کنم مثل خدازده ها نشستی یک گوشه انتظار داری پاهاتو بلیسن و هرروز مثل همین بنده خدا برات هاپ هاپ کنن دم تکون بدن، منم قرار نیست برای چنین کسی حتی دست تکون بدم. دیگه نه. اگر این موضوع اشکت رو دراورده و خواب از سرت پرونده میتونی عین آدم حداقل یه بار توی زندگیت غرورت رو کنار بذاری پیام بدی و حلش کنی. در غیر این صورت متاسفم ولی همون بهتر که از دستت بدم (من تورو از دست نمیدم، پرتت میکنم توی زباله ها)
275
«تو چند روزه یک دوست را از دست داده ای»
من توی این چند وقت جواب تمام دوستانی که اول بهم پیام میدن و بهم اهمیت میدن و وقتی ناراحت بودم کنارم بودن رو دادم.
275
ضعیف ترین آدما وسط دعوا وقتی بهشون میگن «برام مهم نیست» میگن پس چرا چند خط نوشتی و جواب دادی؟😳😳😳
