ru
Feedback
شامِ آخر

شامِ آخر

Открыть в Telegram

Azadchehr | they/them | Writer • A humanities student trying to find themself in the fall. من درحال حاضر با فروتنی می‌نویسم و ادعایی در رابطه با «فلان چیز را بلدم» ندارم و درحال یادگیری هستم. Private: https://t.me/+1aYILdhn6aM4Y2Jk

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
275
Подписчики
+124 часа
+147 дней
+530 дней
Архив постов
عزیزجانم، اگر واقعا همونی هستی که فکر میکنم، باید بهت یادآوری کنم مثل خدازده ها نشستی یک گوشه انتظار داری پاهاتو بلیسن و هرروز مثل همین بنده خدا برات هاپ هاپ کنن دم تکون بدن، منم قرار نیست برای چنین کسی حتی دست تکون بدم. دیگه نه. اگر این موضوع اشکت رو دراورده و خواب از سرت پرونده میتونی عین آدم حداقل یه بار توی زندگیت غرورت رو کنار بذاری پیام بدی و حلش کنی. در غیر این صورت متاسفم ولی همون بهتر که از دستت بدم (من تورو از دست نمیدم، پرتت میکنم توی زباله ها)

"برام مهم نیست" در حالی که پیام داده توی بات

حداقل مثل آدم حرف بزن

خداوکیلی با خودشون چی فکر میکنن😭

چند روزه یک‌ دوستت رو‌ از دست داده ای... -سگ سخنگو..

پس احتمالا همون شخص اول من رو از دست داده که حالا ادعا داره من دارم از دستش میدم.

«تو چند روزه یک دوست را از دست داده ای» من توی این چند وقت جواب تمام دوستانی که اول بهم پیام میدن و بهم اهمیت میدن و وقتی ناراحت بودم کنارم بودن رو دادم.

دقیقا دقیقا.

یارو:

ضربه روحی زدم به بنده خدا.

متأسفانه

نه پس مثل تو بشینم یه گوشه گریه کنم لال شم.

ضعیف ترین آدما وسط دعوا وقتی بهشون میگن «برام مهم نیست» میگن پس چرا چند خط نوشتی و جواب دادی؟😳😳😳

ولی خب اشتباه بود

چند وقتیه آوردنشون بیرون فکر میکردن ادم شدن

قبلا توی منطقه سگ ها واق واق میکرده

معلوم نیست کیه انقدر خودشم دست بالا گرفته