uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

خونه‌ی روشن.

خونه‌ی روشن.

Відкрити в Telegram

من بنده‌ی خانه‌های روشنم. آخرین نامه‌ی غزاله علیزاده. . به یاد غزاله‌ی عزیزم؛ من چراغ این خونه رو روشن نگه داشتم.

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
2 055
Підписники
-2024 години
+257 днів
+22530 днів
Архів дописів
از این حرف زدن لذت بردم :) سپیده‌دم بخیر 🩵

حرف بزنیم؟ مقدار زیادی کافئین خوردم و علاوه بر بدخوابی به بی‌خوابی هم دچار شدم

فتنه می‌بارد از این سقف مقرنس برخیز تا به میخانه پناه از همه آفات بریم - حافظ.

؛
؛

نمی‌دونم چیکار کنم. بشینم؟ گریه کنم؟ بخوابم؟ فراموش کنم؟ یا دوباره خودم رو جمع‌وجور کنم و فرداصبح مثل آدمی که هیچ اتفاقی نیفتاده، از جام بلند شم و به زندگی ادامه بدم؟ اما مگه یه آدم چند بار می‌تونه خودشو از رو زمین جمع کنه؟ من مدت‌هاست دارم خودم رو جمع می‌کنم. اما هربار، تکه‌ای از من جایی افتاد؛ و من خم شدم، برداشتمش، گرد وخاکش رو تکوندم و به خودم گفتم؛ چیزی نیست، می‌گذره.چه دروغ عجیبی! همه چیز می‌گذره، اما بعضی چیزها از آدم نمی‌گذرن. بعضی دردها نمیرن، فقط اونقدر ساکت میشن که خیال میکنی درمون شدی. بعد یه روز درست وقتی همه‌چیز آرومه، برمی‌گردن و چنان گلوت رو فشار می‌دن که می‌فهمی تمام این مدت، درد فقط منتظر فرصتی بوده تا دوباره حضورش رو به رخ بکشه.

نمی‌دونم چیکار کنم. بشینم؟ گریه کنم؟ بخوابم؟ فراموش کنم؟ یا دوباره خودم رو جمع‌وجور کنم و دوباره فرداصبح مثل آدمی که هیچ اتفاقی نیفتاده از جام بلند شم و به زندگی ادامه بدم؟ اما مگه یه آدم چند بار می‌تونه خودشو ار رو زمین جمع کنه؟ من مدت‌هاست خودم رو جمع می‌کنم. اما هربار تکه‌ای از من جایی افتاد و من خم شدم، برداشتمش، گرد وخاک رو تکوندم و به خودم گفتم؛ چیزی نیست، می‌گذره. چه دروغ عجیبی! همه چیز می‌گذره، اما بعضی چیزها از آدم نمی‌گذرن. بعضی دردها نمیرن، فقط اونقدر ساکت میشن که خیال میکنی درمون شدی. بعد یه روز درست وقتی همه‌چیز آرومه، برمی‌گردن و چنان گلوت رو فشار می‌دن که می‌فهمی تمام این مدت، درد فقط منتظر فرصتی بوده تا دوباره خودش رو به تو ثابت کنه.

حتی یه راه فرار هم وجود نداره.

حتی یه راه فرار وجود نداره.

در ژاپن، ناپدید شدن از زندگی فقط یه کارِ یهویی نیست؛ یه پدیده‌ست که بهش می‌گن «جومَتسو» یا همون «تبخیر شدن» با کمک یه‌سری شرکت‌های مخفی به اسمِ «جابجایی‌های شبانه» هر سال هزاران نفر بی‌سروصدا خونه و زندگی‌شون رو ول می‌کنن و می‌رن؛ بدون اینکه به کسی توضیح بدن، بدون خداحافظی، بدون اینکه کسی بدونه کجا رفتن. بعضی‌هاشون حتی برای این کار برنامه‌ریزی می‌کنن و جوری ناپدید می‌شن که انگار هیچ‌وقت وجود نداشتن. نه خانواده می‌فهمه کجان، نه دوستاشون، نه حتی کسی دنبالشون می‌گرده. انگار یه شب، تصمیم می‌گیرن از زندگی قبلی‌شون «تبخیر» بشن.

یه دل می‌گه برم برم...

ايستادگی کن تا روشن بمانی؛ شمع های افتاده خاموش می‌شوند.
ايستادگی کن تا روشن بمانی؛ شمع های افتاده خاموش می‌شوند.

Repost from حرف مردم!!!
📌 کسانی که دوستمان دارند از کسانی که از ما متنفرند ترسناک‌ترند. مقاومت در برابر آن‌ها دشوارتر است. و من کسی را نمی‌شناسم که بهتر از دوستان بتوانند شما را به انجام کاری هدایت کنند که درست برخلاف میل شماست. 📚 #دیوانه_بازی 👤 #کریستین_بوبن
@value_of_words0

شب؟ شب یعنی چه؟ شب یک حالت از وقت است. من غرق در وقتم. شب منطقی است که شب باشد. شب هست. اشکال در شب نیست؛ اشکال در نبودنِ نور است و در نشستن و گفتن که صبر باید کرد، و انتظارِ صبح باید داشت. وقتی که در شب قطبی نشسته‌ام شش ‌ماه انتظار، یک عُمر است، شمع را روشن کن؛ شمع روشن کردن کاری است، و آفتاب زدن اتّفاقِ نجومی. شمع روشن کن، و باز شمع روشن کن. و قانع نشو به نور حقیر حباب. - ابراهیم گلستان؛ مَدّ و مِه.

تردید نکن که نوری هست، شاید چندان نباشد که گفته‌اند، امّا آن‌قدر هست که از پس تاریکی‌ات برآید. - چارلز بوکوفسکی.

عمیق ترین ترس ما از آن نیست که ناتوان هستیم، بلکه از آن است که بیش از حد توانمند هستیم. این تاریکی ما نیست که ما را بیش ازهمه می‌ترساند، بلکه روشنایی ماست. ما از خود می‌پرسیم: مگر من که هستم که باهوش، جذاب، بااستعداد، و فوق العاده باشم؟ در واقع شما که هستید که چنین نباشید؟ یا به قول یونگ؛ شخص، با تجسم اشکال نورانی به روشنایی دست نمی‌یابد، بلکه با آگاه شدن به تاریکی به روشنایی می‌رسد. -بازگشتی به عشق؛ ماریان ویلیامسون

خودت رو لایق بدون. چرا تو نه؟

من چاهی را تعلیم کرده‌ام، که به آبی نمی‌رسد، ولی چه تاریکیِ زیبایی!

به زیبایی تو فکر می‌کنم.