خونهی روشن.
Ir al canal en Telegram
من بندهی خانههای روشنم.✨ حتی اگر در تاریکی مطلق، بی هیچ نوری هم باشم، شمعی روشن خواهم کرد.🕯 . سخنِ بیحرف: @Lithousesbot 🔗 t.me/BluChtBot?start=6eafac09b8d8ac888947
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
1 503
Suscriptores
-6624 horas
+287 días
+2830 días
Archivo de publicaciones
1 503
در رختخوابم می غلتم، یادداشتهای خاطره ام را بههم می زنم، انديشه های پریشان و دیوانه، مغزم را فشار می دهد. پشت سرم درد می گیرد، تیر می کشد، شقیقه هایم داغ شده، به خودم می پیچم. لحاف را جلو چشمم نگه می دارم، فکر می کنم، خسته شدم، خوب بود می توانستم کاسه سر خودم را باز بکنم و همه این توده نرم خاکستری پیچ پیچ کله خودم را در آورده بیندازم دور، جلو سگ.
1 503
عمری که بی عشق بگذرد، بیهوده گذشته است.
نپرس که آیا باید در عشق الهی باشم یا عشق مجازی، عشق زمینی یا عشق آسمانی،
یا عشق جسمانی؟
از تفاوت ها تفاوت می زاید. حال آن که به هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق.
خود به تنهایی دنیایی است عشق. یا درست در میانش هستی، در آتشش، یا بیرونش هستی، در حسرتش.
از کتاب ملت عشق ، الیف شافاک، قاعده چهلم
1 503
عشق پدیده ای طبیعی نیست.
بلکه مستلزم انظباط، توجه، شکیبایی، ایمان و غلبه بر خود شیفتگی است.
عشق نه یک احساس بلکه یک فعل است.
از کتاب هنر عشق ورزیدن، اریک فروم
1 503
به سکوتم احترام بگذار، به قوی ترین سلاحم.
بلاغت سکوتم را حس میکنی؟
از زیبایی چیزهایی که می گویم لذت میبری؟
وقتی چیزی نمی گویم.
نزار قبانی
1 503
جنگ رنج های دنیا را زیادتر می کند، حتی اگر برای عدالت هم باشد.
آخرین انار دنیا، بختیار علی
1 503
عزیز دلم
راستى لذت تنها بودن را چشيدهاى، قدم زدن تنها، دراز كشيدن تنها توى آفتاب؟...چه لذت بزرگى است براى یک موجود عذاب كشيده، براى قلب و سر ! منظورم را ميفهمى !
آيا تا به حال مسافت زيادى را تنها قدم زدهاى؟
قابليت لذت بردن از آن دلالت بر مقدار زيادى فلاكت گذشته و نيز لذتهاى گذشته دارد.
وقتى بچه بودم خيلى تنها ماندم، اما آنها بيشتر به زور شرايط بود نه به انتخاب خودم. اما حالا، با شتاب به طرف تنهايى مىروم، همانطور كه رودخانهها با شتاب به سوی دريا سرازير مىشوند.
نامه به فلیسه، فرانتس کافکا، ترجمه مرتضی افتخاری
1 503
همچون یک مُرده، از هرگونه اشتیاقی برای مراوده با دیگری تُهی بودهام.
گویی به این جهان و جهان دیگر تعلق نداشتهام.
نامه به میلنا، فرانتس کافکا
1 503
انسانها طوری با من رفتار میکردند
که انگار من قلبی ندارم.
نامه به برادر، ونسان ون گوگ
