«پایا، Paya»
Відкрити в Telegram
Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
334
Підписники
+124 години
-17 днів
+1230 день
Архів дописів
332
همچنین فرمودند:
«أحتسب على الله أن يكفر السنة التي قبله»
«امید دارم خداوند به سبب روزه عاشورا، گناهان یک سال گذشته را بیامرزد.»
(صحیح مسلم، حدیث ۱۱۶۲)
🔹 روز یازدهم محرم: برخی از علما مستحب دانستهاند که برای کاملتر شدن سنت، روز یازدهم نیز همراه عاشورا روزه گرفته شود.
🔹 روزهای ۱۳، ۱۴ و ۱۵ محرم (ایام البیض): این سه روز در هر ماه قمری دارای فضیلت روزه هستند و پیامبر ﷺ مسلمانان را به روزه گرفتن در آنها تشویق میکردند. (سنن نسائی، سنن ترمذی)
محرم و یاد امام حسین (رض)
ماه محرم همچنین یادآور شهادت جانسوز حضرت امام حسین بن علی (رضی الله عنهما)، نوه گرامی رسول خدا ﷺ، در سرزمین کربلا است. اهل سنت، امام حسین (رض) را از بزرگترین شخصیتهای اسلام، از اهل بیت پیامبر ﷺ و از محبوبترین افراد نزد آن حضرت میدانند.
پیامبر اکرم ﷺ فرمودند:
«الحسن والحسين سيدا شباب أهل الجنة»
«حسن و حسین، سروران جوانان اهل بهشت هستند.»
(سنن ترمذی، حدیث ۳۷۶۸)
و نیز فرمودند:
«حسین مني وأنا من حسين»
«حسین از من است و من از حسینم.»
(سنن ترمذی، حدیث ۳۷۷۵)
شهادت امام حسین (رض) یکی از دردناکترین حوادث تاریخ اسلام است و یادآور ایستادگی در برابر ظلم، دفاع از حق، شجاعت، فداکاری و پایبندی به اصول و ارزشهای اسلامی است. محبت اهل بیت پیامبر ﷺ بخشی از ایمان مسلمانان است و همه مسلمانان با احترام و محبت از امام حسین (رض) و خاندان پاک رسول خدا ﷺ یاد میکنند.
نکته مهم
برخی نوشتهها و تصاویر در فضای مجازی ادعا میکنند که روزهای ۸ یا ۱۲ محرم به طور ویژه روز «عرضه اعمال» هستند؛ اما برای این ادعاها حدیث صحیح و مشهورِ مخصوص به این دو روز وجود ندارد. بنابراین بهتر است فضیلتهای محرم را بر اساس قرآن کریم و احادیث معتبر بیان کنیم.
در مجموع، ماه محرم برای مسلمانان ماهی سرشار از معنویت، عبادت، روزه، توبه، نیکوکاری و یادآوری ارزشهای بزرگی چون حقطلبی، صبر، عدالت و وفاداری به دین خدا است؛ ماهی که در آن هم فضیلت عبادت مورد توجه قرار میگیرد و هم یاد و محبت اهل بیت پیامبر ﷺ، بهویژه امام حسین (رض)، در دلهای مسلمانان زنده میشود.
منابع:
قرآن کریم، سوره توبه، آیه ۳۶
صحیح مسلم، احادیث ۱۱۶۲، ۱۱۶۳ و ۱۱۳۴
صحیح بخاری
سنن ترمذی، احادیث ۳۷۶۸ و ۳۷۷۵
سنن نسائی
332
ماه محرم از نگاه اهل سنت
محرم نخستین ماه سال هجری و یکی از چهار ماه دارای حرمت ویژه در اسلام است. خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید:
«إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا ... مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ»
«همانا شمار ماهها نزد خدا دوازده ماه است ... که چهار ماه آن دارای حرمتاند.»
(سوره توبه، آیه ۳۶)
به همین دلیل، اهل سنت ماه محرم را ماه عبادت، روزه، توبه، نیکوکاری و بازگشت به سوی خداوند میدانند. پیامبر اکرم ﷺ درباره فضیلت این ماه فرمودند:
«أفضل الصيام بعد رمضان شهر الله المحرم»
«بهترین روزه پس از رمضان، روزه ماه خدا، محرم است.»
(صحیح مسلم، حدیث ۱۱۶۳)
اینکه پیامبر ﷺ محرم را «شهرالله» (ماه خدا) نامیدهاند، نشاندهنده جایگاه ویژه و برکت فراوان این ماه است.
روزهای مهم محرم
🔹 روز نهم محرم (تاسوعا): مستحب است مسلمانان همراه با عاشورا این روز را نیز روزه بگیرند. پیامبر ﷺ فرمودند که اگر سال آینده زنده باشند، روز نهم را نیز روزه خواهند گرفت. (صحیح مسلم، حدیث ۱۱۳۴)
🔹 روز دهم محرم (عاشورا): عاشورا از پرفضیلتترین روزهای سال است. در صحیح بخاری و صحیح مسلم آمده است که این روز، روز نجات حضرت موسی (ع) و قومش از فرعون بود و پیامبر ﷺ مسلمانان را به روزه گرفتن در آن تشویق فرمودند.
همچنین فرمودند:
«أحتسب على الله أن يكفر السنة التي قبله»
«امید دارم خداوند به سبب روزه عاشورا، گناهان یک سال گذشته را بیامرزد.»
(صحیح مسلم، حدیث ۱۱۶۲)
332
🔹 روز دهم محرم (عاشورا): روزه این روز فضیلت بزرگی دارد. پیامبر ﷺ فرمودند:
«أحتسب على الله أن يكفر السنة التي قبله»
«امید دارم خداوند به سبب روزه عاشورا، گناهان یک سال گذشته را بیامرزد.»
(صحیح مسلم، حدیث ۱۱۶۲)
🔹 روز یازدهم محرم: بسیاری از علما مستحب دانستهاند که برای مخالفت با یهود، روز یازدهم نیز همراه عاشورا روزه گرفته شود.
🔹 روزهای ۱۳، ۱۴ و ۱۵ محرم (ایام البیض): این سه روز در هر ماه قمری دارای فضیلت روزه هستند و پیامبر ﷺ مسلمانان را به روزه گرفتن در آنها تشویق میکردند. (سنن نسائی، سنن ترمذی)
نکته مهم
برخی نوشتهها و تصاویر در فضای مجازی ادعا میکنند که روزهای ۸ یا ۱۲ محرم به طور ویژه روز «عرضه اعمال» هستند؛ اما برای این ادعاها حدیث صحیح و مشهورِ مخصوص به این دو روز وجود ندارد. بنابراین بهتر است فضیلتهای محرم را بر اساس منابع معتبر قرآن و سنت بیان کنیم.
محرم برای مسلمانان یادآور بندگی خدا، افزایش عبادت، دوری از گناه، روزهداری، نیکوکاری و پایبندی به حق و عدالت است. امیدوارم خداوند برکات این ماه را نصیب همه مسلمانان گرداند.
منابع:
قرآن کریم، سوره توبه، آیه ۳۶
صحیح مسلم، احادیث ۱۱۶۲، ۱۱۶۳ و ۱۱۳۴
صحیح بخاری
سنن نسائی
سنن ترمذی
332
ماه محرم از نگاه اهل سنت
محرم نخستین ماه سال هجری و یکی از چهار ماه دارای حرمت ویژه در اسلام است. خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید:
«إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا ... مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ»
«همانا شمار ماهها نزد خدا دوازده ماه است ... که چهار ماه آن دارای حرمتاند.»
(سوره توبه، آیه ۳۶)
پیامبر اکرم ﷺ نیز فرمودند:
«أفضل الصيام بعد رمضان شهر الله المحرم»
«بهترین روزه پس از رمضان، روزه ماه خدا، محرم است.»
(صحیح مسلم، حدیث ۱۱۶۳)
از همین رو، اهل سنت ماه محرم را ماه عبادت، روزه، توبه، نیکوکاری و تقرب به خداوند میدانند.
روزهای مهم محرم
🔹 روز نهم محرم (تاسوعا): مستحب است همراه با عاشورا روزه گرفته شود. پیامبر ﷺ فرمودند که اگر سال آینده زنده باشند، روز نهم را نیز روزه خواهند گرفت. (صحیح مسلم، حدیث ۱۱۳۴)
332
امروز تنها دعای من در این ماه مبارک این است که « خدایا خانواده های ما که است و پاشان شده اند، دوستانی که رفتهاند را بازگردان؛ من دلتنگ آن روزگار شدهام که همه گرد هم بودیم»
332
مادر: کوثر بخیز خانه امید شان برو، برایت تکه می دهد، گرفته بیار بچه ها خانه نیست.
من: خو صبر کنید همی تابلو ره یک قطار یا دو قطارش کار کنم می روم.
مادر: بخیز که مه برش کاری کنم، اونا صبا میرن کابل.
من: یک دقه خی.
از جای خود برخاستم و رفتم خانه همسایهمان، چون کار داشتم به مادر امید سلام کردم؛ زود گفتم: خاله همو تکه تان را بتین.
گفت: بیا داخل
من: نی خاله جان کارم زیاد است چند روز بعد کارم شروع میشه باید عکس نفر را خلاص کنم.
خاله: تو خو هیچ نمی یایی، عید هم نآمدی.
من: حتی خانه بیبیم نرفتیم خاله جان.
خاله: پیش دوست هایت خو می روی.
من: خوب اونا همیشه سر راهم هستن به او خاطر می بینم شان.
خاله گفت: خی صبر کو تکه را بیارم.
و داخل رفت که تکه را بیآورد، آورد برای توضیح داد چی کار کند مادرم چی قسم بدوزد.
دروازه شان نیمه باز بود و چند نفر های موتور سایکل دار آمدن و دور می خوردن ده کوچه گفتم صبر کنید دروازه باز است همه گی دید ما را. رفتم ببندم که...
تق تق تق
نفهمیدم چی شد، صدای خاله را شنیدم که چیغ زد و می گفت: وی الله... الله... زد زد.
من زود دروازه را باز کردم که دیدم.
دهن دروازه همسایه که تازه از ایران آمده بود مردی افتاده.
مادر امید از یقه ام کش کرد و داخل کرد. گفت: چی می کنی؟!
تنها چیزی دیدم همان موتور سیکلت دارها بود که آخر کوچه روان بودن.
شوهرش برآمد ورخطا همه مردها بیرون شدن به کوچه که متوجه شدیم شوهر همسایه که تازه از ایران کوچ آمده بودن را زده رفتن.
نمی دانم دیگه چی بگویم جسد خون آلود را همین چند لحظه پیش دیدم❤️🔥
332
اگر تاریخ آدم می بود می گرفتم خفه اش می کردم، که اینگونه باعث شده ما از ریشه های خود جدا شویم و هر جا رانده شویم
332
Repost from سالامانوی پیر
یکی دو روزی بود که نام گندمین را هر طرف میدیدم و نمیفهمیدم که چه است. تا اینکه کوثر بخارایی برای پیام کرد و از مجله گندمین گفته و پرسیدند که خواندهام. وقتی گفتم نه، نسخه الکترونیکی مجله را فرستادند و من با بیحوصلهگی تمام آن را مرور کردم. در همان نگاه اول فهمیدم که کار ارزشمندی است و لیاقت تمجید را دارد. که خیلیها هم از آن تمجید کردهاند و نیاز نمیبینم که من هم واژهها را سرٍهم کنم؛ فقط یکی-دو پیشنهاد کوچکی دارم.
نخست اینکه گندمین در پهلوی زبان فارسی به زبانهای دیگری -خصوصن انگلیسی- هم باید کار و نشر شود. به عقیدهای من اگر این مجله همینطوری بماند و به هیچ زبانی ترجمه نشود، چند سبا روز دیگر به باد فراموشی سپرده میشود. در زمان کنونی یک جریان زمانی مثبت و فراگیر شده میتواند که یکی یا دو زبان بینالمللی نیز در آن شامل باشد. بهتر بگویم منظورم این است که همین خاطرهها باید به انگلیسی ترجمه شوند.
دوم ادر این شماره بیشتر خاطرهها از دخترانیست، که مزار زندهگی میکنند و تعداد کمی هم از استانهای دیگر. از آنجای که این شماره اول بود، قابل درک است. ولی باید این سلسله ادامه پیدا کند و فراگیرتر شود.
332
Repost from N/a
شعر: زلیخا زروان
آوا: حبیب ساغر
سپاس فراوان از استاد حبیب ساغر گرامی بابت دکلمه زیبای شأن.
#زلیخاـزروان
332
Repost from N/a
https://gandomin.com/4658/
فصلنامهٔ گندمین در نخستین شمارهٔ خود، هفتاد خاطره از لحظههای مکتب دختران در افغانستان را ثبت کرده است؛ خاطراتی که نوشتنشان برای شماری اشک خوشحالی و برای برخی اشک ناراحتی به همراه داشت و یادآور ناتمام ماندن فصل رشد، بالندهگی و آگاهی بود.
این هفتاد خاطره متعلق به یک نسل، یک دوره و یا منطقهای خاص نیست؛ بلکه این فصلنامه، پیوند نسلها و جغرافیای افغانستان است؛ از نسل دهههای ۳۰ و ۴۰ که راه مکتب را باز کردند تا نسل امروزی که در سال ۱۴۰۴ خورشیدی، با ممانعتها، مکتب را پشت صفحات کمپیوتر و دنیای مجازی تعقیب میکنند.
ناگفته نماند که ما این خاطرات را بدون صنفبندی و درجهبندی از نگاه قوت قلم و پختهگی، و تنها بهمنظور حمایت از قلم، صدا و خاطرههای دختران و زنان، به نشر رساندهایم.
332
به روی حویلی قدم می زنم، گروپ را خاموش می کنم تا مثلاً قدم زدن من را کسی نبیند، مهتاب هم رنگش به نارنجی و سرخ می ماند و فکر کرده روانم که به «گندمین و واژهی گندمین» چی بنویسم؟
زیست و احیا ماندن انسان ها ربط می گیرد به همین خوشهی گندم و آرد و نان؛ ما افغانها و بیشتر ممالک آسیایی از گندم تغذیه می کنیم؛ شاید هم تمام کره خاکی تا جان بگیریم، روزها شارژ در بدن ما باشد و واژهی «گندمین» نیز همین گونه برای ما انرژی می دهد .
نشر این مجله آن هم از راه دور مثل گندمی است که دهقانان آن را دَرو می کند، سپس آن را به آسیاب کردن می فرستن، زیر آسیاب گندم ریز ریز میشود، به آرد مبدل می شود ، سپس آرد صاف می شود از اِلَک که ذره خس و خاشاک اضافی نماند تا به دست ما می رسد. مادران و دختران این زمین، آب گرم می کنند، نمک و خمیر مایه سر سفره می گیرند و آرد را باز هم اِلَک می کنند، سپس بر یک تشت بزرگ آرد را با آب درهم میآمیزند و زیر مشت های خود آن را خمیر می کند، می گذارد یک مدتی دم بگیرد، تا اینکه خمیر دم بگیرد، تنور را آتش می کنند. بعد از دم دوباره آن را به زواله های گرد گرد مبدل می کنند و هموار می کنند تا تنور گرم بی آید، سپس آنها را بر یک پتنوس میگیرند و می برند نزد تنور و هر کدام را دانه دانه بر دیواره های تنور می زنند؛ تا اینکه نان گرم و نرم به دست می آید و زیر دندان های ما له می شود و آدمی پر از انرژی می شود.
با بانو بهشته خرم از سالهای ۲۰۱۸ یا ۲۰۱۹ همان سالهای که با انجمن ادبی «خانه داستان بلخ» در کانتین فرهنگی و اجتماعی «اپسو» آشنا شدم، همان سالهای که در مکتب لیسه عالی «گوهر خاتون» می رفتم و در همان کوچه «اپسو» نیز بود. همان سالها باعث شد به طور جدی در قسمت ادبیات و هنر با آشنای استادان و دوستان چون «مهدی نیازی»، «تقی واحدی»، «شفیق نامدار»، «فاطمه خاوری»، «خواهران کامگار»، «دوقلوهای امیری» و خیلی از نامداران شهر مزارشریف آشنایی پیدا کردم و همین شخصیت ها باعث شد به طور مداوم و با شوق و علاقه خاص در این زمینه فعالیت کنم.
همین سالها فیس بوک به خود جور کردم و با دنبال نمودن شخصیت های بزرگ بانو خرم را نیز دنبال کردم، نمی دانم شاید من بانو خرم را آنقدرها نمی شناختم ولی از همان اوایل ۱۴ سالگی من دور و بر دانشگاه بلخ، مکتب سلطان راضیه و دیگر جاها که برنامه ها برگزار می شد با بزرگان خانواده یا اساتید می رفتم. ولی هیچگاه بانو خرم را به یاد ندارم که از نزدیک ملاقات کرده باشم.
خوب به هر حال خوشحالم در این اواخر همراهشان آشنا شدم، هرچند که ما را با نشر نمودن عکس های زیبا، دکلمه شعر ها و متن های قشنگ با قلم بی نظیر شان از سالهای پیش همراهی می کردن و اکنون که « گندمین » با همکاری فرحناز حامد و همسر عزیزشان نثار آریاننفر ساختن و دست و خاطره هفتاد زن و دختر را گرفتن و به این مجله نشر نمودن دل های ما را شاد کردن.
کاری که شاید در ظاهر تنها گردآوری چند نوشته و تصویر به نظر برسد، اما در حقیقت تلاشی بزرگ برای کنار هم آوردن صداهای زنانی است که هر کدام حرفی برای گفتن، خاطرهای برای روایت کردن و نگاهی برای بخشیدن به جهان دارند.
همانگونه که از یک دانهی گندم تا رسیدن نان بر سفره، راهی طولانی و پرزحمت پیموده میشود، «گندمین» نیز حاصل ساعتها تلاش، همدلی، صبر و عشق است. هر متن این مجله دانهای است که در زمین تجربه و خاطره کاشته شده و امروز به خوشهای تبدیل گردیده که خوانندگان میتوانند از آن بهره بگیرند.
ولی از همان روز که بانو خرم در کانال خود اعلام نمودن که «خاطرات دختران مکتب» را فردا نشر می کند؛ من بی صبرانه منتظر بودم فردا شود و بیبنم چه کسی از مکتب ما « گوهر خاتون» خاطره نوشته است، تمام فکر و ذکرم همین بود. چون ما دختران زیاد داشتیم که اهل ادبیات بودن، هنر و قلم بی نظیر داشتن. اما دیدم که هیچ کس از مکتب ما نبودم و مأیوس شدم و حیف که منم دیر از این موضوع خبر شدم وگرنه می نوشتم و می فرستادم.
به هر حال این دست آورد بزرگی است که دل های ما دخترها چند روز شده باغ باغ کرده و از خوشحالی من با خانواده و دوستان خارجی خود نیز شریک ساختم.
امیدوارم «گندمین» مثل هر بذرش خوشهای پر بار بشود و این نام مزرها را بشکند و به زبان های دنیا ترجمه شود.
دوستانی دارم که ادبیات پارسی را دوست می دارند و عاشقش هستن و پیشنهاد من به بانو خرم این است که به زبان انگلیسی و عربی اگر بشود « خاطرات دختران مکتب » را ترجمه نموده و آن طرف ها نیز به نشر رسانده شود؛ استقبال گستردهی خواهد شد.
برای بانو بهشته خرم، فرحناز حامد، نثار آریاننفر و همهی بانوانی که در شکلگیری این مجموعه سهم داشتهاند، آرزوی موفقیت دارم؛ باشد که این نانِ گرمِ فرهنگ و ادبیات، سفرهی دل بسیاری از ما را روشنتر و پربارتر سازد.
و در مورد پیشنهاد که کردم هر خدمتی باشد من نیز دریغ نمی کنم🙏🏻
332
من از جنگ و سر و صدا خیلی می ترسم، حتی که اگر جنگ و سر و صدایی معمولی باشد.
ساعت ها تمرکزم را از دست می دهم و نمی دانم این ترس را چگونه از بین ببرم
332
همو که میگن چوپ خدا صدا ندارد راست است.
مادرم چند بار صدا زد گفت بخیر نماز عصر قضا شده رایست. ولی من مصروف نوشتن متنی خیلی قشنگی برای «گندمین» بودم که با شنیدن صدای مادر ورخطا شده از صفحه برآمدم حالت که دوباره برگشتم متن قشنگ من پاک شده بود😢
اینالی مجبور دوباره باید بنویسم، شاید نماز را که خواندم بهتر هم شود چی بدانم
