Charlie Brown 🤎
Відкрити в Telegram
.. وصالی در جستجوی وصالش 🌱 ... من ، یک دوربین و یک قلم برای کشف جهان درون و بیرونم ⛵️ .... این جا من بلند بلند فکر می کنم و یک دفتر خاطرات می نویسم برای امروزیان و فردایان 🛵 ..... پروا نکن از حرف زدن : http://t.me/HidenChat_Bot?start=7409041430
Показати більше226
Підписники
+124 години
+37 днів
+1130 днів
Архів дописів
فاطمه از روزمره هاش با ذوق واسم عکس می فرسته .
نقاشی جدیدی که می کنه
اکسسوری کوچولویی می خره
عکس خاصی می گیره
و هر دفعه با خودم می گم
چقدر خوشبختم جزو اولویت های ذهنی یک نفر هستم که دوست داره ذوقش رو با من تقسیم کنه :))) 🩷
دیشب جوراب هام رو پوشیده بودم
جلو مادربزرگم رژه می رفتم و می گفتم :
جوآب هام می بینی چه اَمنن ⭐
گاهی آدم ها رو باید با
خوددرگیری هاشون تنها گذاشت و پیگیری نکرد ازشون که چرا همچین کردی !
وای ولی نمی دونید چقدر وحشتناک بود از یک جایی به بعدش
من نفس کم آوردم تو ارتفاع و چشمام به حد فجیعی سیاهی رفت
ولی کم کم خوب شدم ادامه دادم
یک چیکه آب هم همراه خودمون نبرده بودیم 😂😂😂
هر دفعه یادم میاد جلسات شعر دانشگاه رو دو هفته نذاشتن برگزار بشه و هنوز هم اقدامی نمی کنن و لج نکردن باهام
دلم می خواد این دبیر کانون رو بندازم تو بشکه اسید
به گونه ی سرد خیابان دستی بکشم
سرخ شود دست هایم
جریان دارد نعره ای
از ظرافت یک واژه
تو من را بیهوده منتظر گذاشتی ...
چرا آغاز و انتهای داستان ها همه یکی ست !
یکی بود یکی نبود
یکی می ماند و یکی نمی ماند .
