حرة
Відкрити в Telegram
تو را در راه خدا آزاد کردم؛ أنتِ حرة لوجهالله. - اینجا یک دفترچه یادداشت کاملا شخصی است و نه چیزی بیشتر.
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
242
Підписники
Немає даних24 години
+17 днів
+330 днів
Архів дописів
242
من برا سفرهای گروهی پیر شدم. سفر وقت مناسبی برای ریسک کردن نیست. سفر باید با آدمهای مورد علاقهات باشه.
242
کناریهام خیلی دارن حرف میزنن. راننده هم پر قدرت فیلم گذاشته که انگار جز سین اصلی سفره. فیلم راجع به عبدالماک ریگیه. صدای تفنگهای تو فیلم با صدای بچهها قاطی شده منم این هفته صداها رو بیشتر از حد معمول دارم میشنوم و همزمان دارم به چکش روی شیشه اتوبوس نگاه میکنم.
242
این هفته از اون هفتههاست که صدای آدما رو بلندتر از حد معمول دارم میشنوم. خدا باقی سفر رو بهخیر بگذرونه.
242
تو سالن کنار یک گروه نشسته بودم، اینطوری بودم انشاءالله که تو دسته و گروه ما نیستن. بعد کل اون چندساعت تحملشون کردم و بعدش فهمیدم تو یک اتوبوسیم. بعد گفتم خب حداقل پشت سرشون نمیشینم. الان پشت سرشونم.🗿
242
من چندنفر از کریمهای این خانواده خیلی ندار هستم. یکی از آنها حضرت معصومه.س. است.
معنای ندار را در اصطلاح عاميانه آوردهاند با کسی صمیمی بودن و رفیق بودن. هروقت کاسه صبرم از خودم و عالم و آدم لبریز میشود یک بلیت میگیرم میروم قم. مصیبتهایی که آوار میشود روی زندگیام، میروم تکبهتک میریزمشان کف رواق حضرت خدیجه یا گوشهی خلوتی از شبستان امام خمینی.ره. و بعد، خالیخالی برمیگردم.
242
چرا مردها کور رنگی دارند؟ به آقاهه میگم نقاب مشکیتر دارید؟ میخنده میگه خانم مشکیه که. نه آقا این کجاش مشکیه؟
