ar
Feedback
حرة

حرة

الذهاب إلى القناة على Telegram

تو را در راه خدا آزاد کردم؛ أنتِ حرة لوجه‌الله. - این‌جا یک دفترچه یادداشت کاملا شخصی است و نه چیزی بیشتر.

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
242
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+17 أيام
+330 أيام
أرشيف المشاركات
حالا منم با دوستام دور هم جمع بشیم همین‌قدر صدا تولید می‌کنیم ولی خب.

من برا سفرهای گروهی پیر شدم. سفر وقت مناسبی برای ریسک کردن نیست. سفر باید با آدم‌های مورد علاقه‌ات باشه.

چون مسیر طولانیه؛ https://t.me/HarfChatBot?start=6f4dbd7ff7a9

از هم می‌پرسن چی خوشحالت می‌کنه؟ از من بپرسید تا بگم خفه شدن شماها.

یا مثل چشم برا گوش هم پلک بگذاره چون کسی به دوختن دهانش اهتمامی نمی‌ورزه.

تو آپدیت جدید آدما کاش خدا برای بندگانش زبان نگذاره.

از عصر که نشستیم تو اتویوس یک‌ریز دارن صحبت می‌کنن واقعا انگار اومدن اردو‌.

سال بعد خودم تکی می‌رم مرز و می‌رم کربلا.

با کاروان رفتن یعنی من به سلامت روانم اهمیت نمی‌دهم.

کناری‌هام خیلی دارن حرف می‌زنن. راننده هم پر قدرت فیلم گذاشته که انگار جز سین اصلی سفره. فیلم راجع به عبدالماک ریگیه. صدای تفنگ‌های تو فیلم با صدای بچه‌ها قاطی شده منم این هفته صداها رو بیشتر از حد معمول دارم می‌شنوم و هم‌زمان دارم به چکش روی شیشه اتوبوس نگاه می‌کنم.

یک‌سال برا خادمی برید و سال بعدش به عنوان زائر، انگار یک‌چیزی کمه.

این هفته از اون هفته‌هاست که صدای آدما رو بلندتر از حد معمول دارم می‌شنوم. خدا باقی سفر رو به‌خیر بگذرونه.

تا این‌جا علوم‌پزشکی‌ها غیرقابل تحملن. البته به جز ثنا و شادی.

تو سالن کنار یک گروه نشسته بودم، این‌طوری بودم ان‌شاءالله که تو دسته و گروه ما نیستن. بعد کل اون چندساعت تحملشون کردم و بعدش فهمیدم تو یک اتوبوسیم. بعد گفتم خب حداقل پشت سرشون نمی‌شینم. الان پشت سرشونم.🗿

منتظر اتوبوسیم و دوست جدید پیدا کردم و بهش میوه دادم و راجع به قارچ روی لباسش باهاش حرف زدم.
منتظر اتوبوسیم و دوست جدید پیدا کردم و بهش میوه دادم و راجع به قارچ روی لباسش باهاش حرف زدم.

متأسّفانه اصلا از دختربچه‌ها هم خوشم نمیاد.

من چندنفر از کریم‌های این خانواده خیلی ندار هستم. یکی از آن‌ها حضرت معصومه.س. است. معنای ندار را در اصطلاح عاميانه آورده‌اند با کسی صمیمی بودن و رفیق بودن. هروقت کاسه صبرم از خودم و عالم و آدم لبریز می‌شود یک بلیت می‌گیرم می‌روم قم. مصیبت‌هایی که آوار می‌شود روی زندگی‌ام، می‌روم تک‌به‌تک می‌ریزمشان کف رواق حضرت خدیجه یا گوشه‌ی خلوتی از شبستان امام خمینی.ره. و بعد، خالی‌خالی برمی‌گردم.

تا این‌جای سفر ده امتیاز منفی برای دوستام که با این کاروان اسم ننوشتند.

چرا مردها کور رنگی دارند؟ به آقاهه می‌گم نقاب مشکی‌تر دارید؟ می‌خنده می‌گه خانم مشکیه که. نه آقا این کجاش مشکیه؟

خانه‌ی اول؛ متنش را احتمالا بعدا بنویسم.
خانه‌ی اول؛ متنش را احتمالا بعدا بنویسم.