1 508
Подписчики
-124 часа
+137 дней
+730 дней
Архив постов
1 508
فقط مونده بود از تو نا امید بشم که شدم.
عیب نداره، اینسری محکمتر گره میزنم و ادامه میدم.
1 508
توی شرایط سخت یه صدایی تو ذهنم نجوا میکنه که: سختترشو هم گذروندی! از پسِ این یکی هم برمیای مَرد.
1 508
اگه شخصیتت درونی باشه، طوری که در اکثر مواقع از دید اطرافیانت ناخوانا باشی، از یکجایی بهبعد تنهایی برات بهترین گزینهست.
متاسفانه دارم نزدیک میشم به «یکجایی بهبعد».
1 508
Repost from «غریق!»
آن استادی که خیال میکردم شکارِ واحدم بوده، کابوسِ ترمم شده! مرا از چه میترسانید ایهاالناس؟!
1 508
«غیر از خدا از هیچکس امنیت نگیر»، یعنی بین تمام آدمها تنها کسی که دلت نمیخواد برات غریبه بشه، برات غریبه میشه.
1 508
Repost from آذر
از این وجههی آدمیزاد بودن که گاهی رنجات رو فقط کسی که بهت داده میتونه از بین ببره خوشم نمیآد. چه سیستم احمقانهایه آخر؟
1 508
کاش میتونستم چشمامو ببندم و وقتی باز میکنم دقیقا وسط همون خاطرهای باشم که دلم لک زده براش.
1 508
حموم برید، از دئودورانت و عطر استفاده کنید و لباس تمیز بپوشید.
لازم به ذکره حموم نرفتن و صرفا پوشیدن لباس تمیز یا برعکسش، جوابگو نیست.
1 508
کلاس زبان هم خیلی جالبه، ۴۵ دقیقه نشستم پای صحبتای استاد، الان هم زبان یاد گرفتم هم کیک پختن.
1 508
این پروژه جدیده شبیه سریال لاست شده واسم، هرچی میریم جلوتر عجیبتر میشه. انگار زندهست.
