ru
Feedback
در ستایش شب

در ستایش شب

Открыть в Telegram
1 070
Подписчики
Нет данных24 часа
+237 дней
+8130 день
Архив постов
توِ کسکش مدیرگروهی، توِ بی‌ناموس استادی، توِ جاکش اتندی، توِ سگ پدر مسئولیت داری در قبال این شرایط. قرار نیست وقتی اوضاع به گائه، و کلید حل بگایی‌هاش دست توئه؛ صبر و تحمل رو برام نسخه کنی و تاب آوری من‌و افزایش بدی.

از یه جایی به بعد از دلداریایی که می‌شنوی خسته‌ می‌شی و همونا خودشون باعث می‌شن دیگه با هیچکس حرف نزنی. به گُندَم که شرایط بقیه هم بد بوده ولی گذروندن. به گُندَم که چهار تا کیری تر از من هم تونستن عبور کنن از این مراحل. به گُندَم همه حرفایی که می‌خوایی در جوابم بزنی. من کله‌م خرابه می‌خوام عربده بکشم.

من اونقدر سفت و سخت مایلم به سمت پل حرکت کنم که حتی اگه کسی توی مسیر به‌م لبخند بزنه، به‌ش می‌گم به‌ کس ننه‌ت بخند و به راهم ادامه می‌دم.

یه پرامپت می‌خوام این کیری که توی زندگیم رفته رو بکشه بیرون. ممنون می‌شم معرفی کنید.

پاویون هم بوی آب کیر مونده می‌ده.

اتاق عمل بو قهوه می‌ده، می‌پرسم قهوه خوردید؟ می‌گن نه. احتمالا بوی مادرشونه.

من آدم بی ادبی نیستم، من بد دهنم. بابتش به خودم حق می‌دم چون زندگی بدی گذروندم.

من گریه‌م نمی‌گیره، خشمگین می‌شم، دندونامو روی هم فشار می‌دم، فکم قفل می‌شه، میگرنم می‌گیره و هرچی فحش خار و مار و عمه و ننه به دهنم میاد...

شما دیدن کلیپ جاویدنام‌های کشته‌شده اذیتتون می‌کنه و ممکنه گریه کنید باشون؛ من ولی جاویدنام های زنده رو می‌بینم که آرزو دارن مرده‌بودن! پسر ۱۶ ساله‌ای که دی‌ماه گلوله به سرش خورده و بخشی از مغزش تخلیه شده‌. تازگی تکلمش راه افتاده و یکی از دستاش برای همیشه فلج خواهد موند!

نمی‌دونم بعد از این سقوط هم پروازه یا این آخرین باره.

از ۷ صبح تا الان توی اتاق عمل سرپا بودم و همه رو به نوبت فرستادم استراحت کنن. الان مریضا تموم شدن که اومدم پایین وگرنه میخواستم بمونم بالا. از دنیای وحشتناک توی ذهنم، به فعالیت سنگین فیزیکی پناه می‌برم.

یه بیل بدید دست من بیل بزنم. فقط فکر نکنم.

من اصلا نمیفهمم دارم با لحن خوزستانی تایپ می‌کنم! انگار حرفام به فارسی سخته!

درحالیکه که احساس عدم تعلق به هیچ‌جایی، در هم فشرده بودم، یکی از همکارا گفت چرا انگار اصلا متعلق به اینجا نیستی؟

دلم می‌خواد سرمو بذارم روی بالش، پتو بکشم روی سرم و های های گریه کنم؛ ولی تا سرم برسه به بالش خر و پفم بلند می‌شه.

به قول دکتر مکری، علم پزشکی قبل از اینکه به آمار استناد کنه، نه تنها کمکی به بشریت نمی‌کرده بلکه آسیب هم می‌رسونده!

اینکه می‌پرسن تو با طب سنتی موافقی یا مخالفتی برای من دقیقا مثل اینه که بگن تو با جادو جنبل موافقی یا مخالفی.

یه رزیدنت خانم داریم که رشته تخصصیشم خیلی خیلی سنگینه؛ دقیقا بچه مردمه! همونی که مامانا می‌گفتن پزشکی بخون کنارش علاقه‌ت رو هم ادامه بده. یه شغل و علاقه و حرفه‌ی دیگه هم داره و اونجا هم موفقه. هیچی دیگه خواستم بگم همچین موجودی وجود داره. شاید واقعا ما گشاد بودیم.

تعداد آدمایی که قبل از بیهوشی می‌گن یه چی بزن دیگه بیدار نشم، رو به روز در حال افزایشه.