ru
Feedback
پلاک شعر

پلاک شعر

Открыть в Telegram

#شعر ارتباط با ادمین @pelak_Sher

Больше
2 871
Подписчики
-324 часа
-117 дней
-1 04930 дней
Архив постов
گویند که عشاق جهان عقل ندارند یعنی تو خری، من به مراتب ز تو خر تر. #علیرضا_فیاض

اجازه هست که اسم تو را صدا بزنم؟! به عشق قبلی یک مرد، پشتِ‌پا بزنم؟! #سید_مهدی_موسوی

با کمال آشنایی، از جهان بیگانه‌ام صائب تبریزی

به دستِ دوست یا که به آغوشِ امنِ عشق این‌بار اعتماد کنی، خاک بر سرت! #سید_مهدی_موسوی

واسه کی سد بشم جلو طوفان؟! همه‌ی شهر، حزب باد شدن! قول دادم که حرف بد نزنم که نگم جاکشا زیاد شدن!! #سید_مهدی_موسوی

طاقت و صبر ازین بیش ندارم، وقت است که مرا شور جنون بر سر بازار کشد... #سلیم_تهرانی

بر درگه خلق، بندگی ما را کشت هر سو پی نان دوندگی ما را کشت فارغ نشویم یک‌دم از فکر معاش ای مرگ بیا که زندگی ما را کشت! #واعظ_قزوینی

از دل اثر نماند و غمِ او همان به جاست بر باد رفت خانه و مهمان نشسته است! #سلیم_تهرانی

Repost from سایه ها
گناهکار نبودیم! در عذاب بمیریم برای سفره‌ی در رهنِ نان و آب بمیریم تمام ثانیه‌ها از حیات خود نگرانیم که لحظه لحظه از انبوه اض
گناهکار نبودیم! در عذاب بمیریم برای سفره‌ی در رهنِ نان و آب بمیریم تمام ثانیه‌ها از حیات خود نگرانیم که لحظه لحظه از انبوه اضطراب بمیریم چه تلخْ عمرِ بهاری گذشت و زود خزان شد شبیه شاخه گلی لای یک کتاب بمیریم سه تیغ ظلم و ستم توی دست‌‌ خونیِ اجبار برای حسرت یک حق انتخاب بمیریم نشسته خنده‌ی تلخی به روی سیب دهان‌ها که با ربان سیاهی به کنج قاب بمیریم چراغ‌های جوان را برای نفت شکستند برای سوختنِ نسل آفتاب بمیریم درون چاه گرفتار و هی ستاره شمردیم پریده رنگ جهانْ تا در این سراب بمیریم صدا زدیم خدا را…! کجاست راه نجاتت؟ سکوت قسمتمان شد! که بی‌ جواب بمیریم نشد در این بدن آسوده‌ زندگی بکنیم و شبی ستوده، در آغوش نرم خواب بمیریم مجید طاهری 📎 دسترسی به شعر در وب‌سایت: https://sayeha.org/majid-taheri-poem/ 📚سایه‌ها، خانه‌ی ادبیات معاصر @saaayehaaa

جنونی کو که آتش در دل پرشورم اندازد؟ زعقل مصلحت بین صد بیابان دورم اندازد نِیَم سنگ فلاخن، لیک دارم بخت ناسازی که بر گرد سر هر کس که گردم دورم اندازد #صائب_تبریزی

‏اندوه من محقر است، از آشنایان خود مکدر نیستم، رنجی که می‌برم خصوصی‌ست و با افراد شادمان اختلاف طبقاتی دارم! #حسین_صفا

در تنهایی به یاد می‌آورم که هیچ‌کس نام من را بر زبان نیاورد هیچ‌کس در انتظارم نماند و در خاموشی شب تنها صدای افتادن برگ‌ها را شنیدم و آن‌گاه دانستم که تنهایی همزاد من است #احمدرضا‌_احمدی

پس از آن كه انزواى من به پايان رسيد من مسافر كجا خواهم بود؟ #احمدرضا_احمدی

_to_khamoshi khone khamoshe 128.mp33.19 MB

❤️

هر چیزی که دیرتر از زمان‌اش برسد دیگر هیچ معنایی ندارد. بعد از مرگ من گل‌ها‌ را دور بیاندازید؛ سنگ‌های قبر چیزی از دلتنگی نمی‌دانند. #جمال_ثریا

هرجا غمی‌ست بر دل من می‌کند دچار دانسته روزگار که مرد تحمّلم... #طالب_آملی

من مانده‌ام مهجور از او  بیچاره و رنجور از او گویی که نیشی دور از او  در استخوانم می‌رود... #سعدی_جان

هر کسی در دل من جایِ خودش را دارد جانشینِ تو در این سینه خداوند نشد #فاضل_نظری

در این باغِ کوچک چرا چرا صدای تبر قطع نمی‌شود؟ چرا صدای افتادن؟ تا کی به سوگِ سروها بنشینیم؟ تا کی به سوگِ صنوبرها؟ در این باغِ کوچک مگر چند سروِ صنوبر هست که دندانِ برنده‌ی تبر از شکستنشان سیر نمی‌شود؟ #منوچهر_آتشی

پلاک شعر - Статистика и аналитика Telegram-канала @pelake_sher