ru
Feedback
Out of Distribution

Out of Distribution

Открыть в Telegram
2 948
Подписчики
+524 часа
+407 дней
+13130 дней
Привлечение подписчиков
окт. '26
октябрь '26
+18
в 1 каналах
сентябрь '26
+182
в 1 каналах
Get PRO
август '26
+250
в 6 каналах
Get PRO
июль '26
+201
в 8 каналах
Get PRO
июнь '26
+135
в 3 каналах
Get PRO
май '26
+50
в 0 каналах
Get PRO
апрель '26
+19
в 0 каналах
Get PRO
март '26
+11
в 0 каналах
Get PRO
февраль '26
+102
в 2 каналах
Get PRO
январь '26
+118
в 7 каналах
Get PRO
декабрь '25
+112
в 6 каналах
Get PRO
ноябрь '25
+79
в 5 каналах
Get PRO
октябрь '25
+187
в 6 каналах
Get PRO
сентябрь '25
+63
в 4 каналах
Get PRO
август '25
+32
в 0 каналах
Get PRO
июль '25
+69
в 0 каналах
Get PRO
июнь '25
+189
в 3 каналах
Get PRO
май '25
+183
в 4 каналах
Get PRO
апрель '25
+61
в 1 каналах
Get PRO
март '25
+128
в 1 каналах
Get PRO
февраль '25
+149
в 4 каналах
Get PRO
январь '25
+392
в 5 каналах
Get PRO
декабрь '24
+158
в 4 каналах
Get PRO
ноябрь '24
+194
в 3 каналах
Get PRO
октябрь '24
+254
в 2 каналах
Get PRO
сентябрь '24
+99
в 2 каналах
Get PRO
август '24
+93
в 4 каналах
Get PRO
июль '24
+50
в 1 каналах
Get PRO
июнь '24
+43
в 0 каналах
Get PRO
май '24
+28
в 1 каналах
Get PRO
апрель '24
+40
в 1 каналах
Get PRO
март '24
+29
в 1 каналах
Get PRO
февраль '24
+32
в 0 каналах
Get PRO
январь '24
+73
в 1 каналах
Get PRO
декабрь '23
+170
в 2 каналах
Дата
Привлечение подписчиков
Упоминания
Каналы
03 октября+10
02 октября+5
01 октября+3
Посты канала
ساعت چهار و خرده‌ای دقیقه است. از استرس خوابم نمی‌بره. هفته پیش اعصابم ویرانه شده بود. آخر هفته کمی فراموش کردم و رو به پروداکتیو بودن آوردم. آخر هفته که تموم شد اما دوباره یادم افتاد. راستیتش هفته پیش اشتباهی کردم و ضرر زمانی بابتش دادم. از همون بابت اعصابم خرابه. این هفته هم دهنم مورد عنایت روزگاره. چندین چیز روی هم افتادند و من استرس دارم بابتشون. امروز بعد از ظهر با کدکس درباره کارپثی صحبت میکردم. بحثمون کج کرد به سبک زندگی کارپثی. از کدکس پرسیدم بره تحقیق جامع کنه که کارپثی چطور زندگی می‌کنه. گویا مشخص شد کارپثی به یک چیزی به نام steady state عقیده داره. نظم و روتین و تمرکز در زندگی. امروز بعد از ظهر موقعی که خیابون راه میرفتم برای اولین بار حس بدی به کارپثی گرفتم. حس خشم. همیشه کارپثی رو در حکم بت می‌دیدم امروز به خودم گفتم این مردک در آروم ترین و با امکانات ترین وضع نشسته و برای خودش از steady state میگه من اما اینجا در یک وضع بغرنج صدکلاف به هم پیچیده دارم زندگی میکنم. چرا الزاما اون از من خفنتر باشه؟ از کجا معلوم من از اون خفنتر نباشم؟ لعنتی‌ها ما رو به انواع روش ها ما رو تحریم و محاصره و بمباران کردند و دارند در آرامش زندگیشون رو میکنند اون وقت ما چی؟ نه واقعا چرا کارپثی خفنتر از باشه؟ چند روز پیش یکی از دوستان که مهاجرت کرده دکترا رفته خارج و حین دکترا سفر اکادمیک کرده بود پاریس صحبت شد. از بابت خفن نبودن ابراز خواری کرده بود. چرا؟ چون آدمهایی دیده بود که سایتیشنشون زیاد بود. خیلی زیاد بود. و این احساس خواری کرده بود. چند هفته قبلترش یکی دیگه از دوستام ابراز ناراحتی کرده بود که اپلای نکرده بره. فکر میکرد آدم شاخی نشده. نمیدانم. ولی خب زندگی که همش این نیست که. میدونید احتمالا شاید من هم به این مرض دچارم که این مرض اینها رو روایت میکنم وگرنه این همه چیز دیگه در زندگی هست. از استرس خوابم نمیبره. این هفته دهنم سرویسه. درست مثل الان که هر وقت دقت میکنم فکم رو هم قفل شده. بسیار به خدا نیاز دارم طی این چند هفته و شاید حتی بیشتر. بدبختی اینه که این اواخر از زاویه خودم هم با خدا خوب نبودم. از زاویه خودم حتی. به خدا باور دارم یا نه؟ نمیدانم چطور معنی میشه. با این وجود از این که خدایی نباشه میترسم. نه به خاطر بی معنایی و حس قیدمندی بیهوده، بیشتر بابت مرگ. اون هم نه مرگ خودم که مرگ دیگران. یعنی ما این همه در زندگی تحمل میکنیم و درد میکشیم و بعد کسانی که دوستشون داریم در مظلومیت، بدون خداحافظی یا بعد دوره ای تحمل درد می‌میرند و تمام؟ تمام؟ حتی دیدار به قیامت هم نه؟ ترجیح میدم خدایی باشه و من رو تا ابد در جهنم نگه داره تا این که بقیه دیگه از جایی به بعد نباشند. دوست دارم فکر کنم دارم عملگراتر میشم در زندگی. آرزوی خفن شدن کمرنگ‌تر شده. پول رو ولی بیشتر دوست دارم. یک زمین بزرگ بخرم تو شمال همه کسایی که دوستسون دارم رو ببرم با هم زندگی کنیم تا حتی اگر قرار باشه از یک جایی به بعد نباشند. گوشه زمین یک باغ بسازیم که با شاخ و برگ درخت‌ها و این پیچک‌ها مسقف شده. یک تعداد گلدون هم زمینش باشند. با بقیه پول هم یتیم خونه و بیمارستان بسازیم. بچه‌ها بی‌گناهند. یکبار دیدم یک دختر بچه کاری بود یک کیک برداشت رفت از یک دکه پرسید آقا این تخفیف داره؟ تا امروز وقتی بهش فکر میکنم بهم میریزم. بعد ما اینجا در شریف یک عده داریم که میرن دانشکده اقتصاد و بعد هم میگن فلان کار رو اگر کنیم هزینه داره ولی سهم کیک برای همه بیشتر میشه. سهم کیک و کوفت. کلاغ‌ها شروع به قارقار کردند. خسته ام ولی از استرس همچنان خوابم نمیبره. ابن هفته دهنم سرویسه‌. بابت اشتباهات هفته‌های قبل میبازم یا اشتباه دوباره میکنم. کلاغ‌ها بدتر قارقار میکنند. یک نسیم اندک خنکب هر از گاهی میاد. کلاغ‌ها دورتر شدند صدای موتور کولرها سهم بیشتری از توجه گرفتند الان. کاش رابطه من و خدا بهتر بشه. کاش خدایی باشه. خدا اگر بود یا خواهد باشه تمام این بدبختی‌ها، طنز میشه. فکم هنوز قفله. روزهای بعدی دهنم سرویسه. #افکار_پریشان

2
این قابلیت وویس گرفتنی که توی Codex و Claude و Gemini و اینها هست برای این نیست که شما اگر نابینایید باهاش از اون طریق صحبت کرد یا مثلا به عنوان فیچر فنسی اونجا باشه. بالعکس بلکه خیلی کاربردیه. کاربردش کجاست؟ وقتی آدم یک مساله‌ای رو میخواد توضیح بده و توضیح دادنش در تایپ کردن سخت تره ولی در حالی که آدم راجع بهش صحبت می‌کنه راحت‌تره این فیچر خیلی کاربردیه. ما هم خیلی وقتا واقعا تنبلیم وقتی یک چیزی رو تایپ می‌کنیم کانتکس رو کاملا منتقل نمی‌کنیم ولی در این حالت Voice خیلی آدم بیشتر متمایل می‌شه به سمت صحبت کردن و انتقال کانتکس کامل. پی‌نوشت: منظورم ما از وویس گرفتن فارسی بودها. transcribe مدل‌ها خیلی خوب شده و دیگه مساله فارسی وویس دادن نیست.
996
3
یکی اومده یک آزمایش جالبی با مدلهای Claude انجام داده. اومده مختصات یک نقطه رو داده به کلاد و ازش پرسیده که اینجا خشکیه یا آب
یکی اومده یک آزمایش جالبی با مدلهای Claude انجام داده. اومده مختصات یک نقطه رو داده به کلاد و ازش پرسیده که اینجا خشکیه یا آبه؟ و بعد این کار رو برای ۱۶ هزار نقطه روی زمین انجام داده و نقشه رو کشیده. نتیجه شده چنین تصویری که هست (نکته داخل پرانتز این که بهش اجازه استفاده از اینترنت رو ندادند و خواستند که دانش وزن‌های شبکه رو بسنجند) خیلی جالبه که مدل‌ها با چنین جزییاتی انگار حفظ کردند نقشه دنیا رو:
1 339
4
Нет текста...
958
5
الان دیگر شمایید که باید سعی کنید LLM را بفهمید آندره‌آ کارپثی یک توییت جدید زده. توش گفته که از این به بعد قراره ما زمان بیشتری رو صرف فهمیدن خروجی‌های AI کنیم. یعنی اگر تا قبل از این باتلنکمون این بود که AI کارمون رو انجام بدیم هر چی جلوتر می‌ریم با بیشترشدن توانایی و مهارت‌های هوشواره، حالا ماییم که باتلنکیم و باید سعی کنیم خروجی AI رو بفهمیم. برای همین مساله چند تا پیشنهاد داشته: ۱- یک تریک عجیبی رو معرفی می‌کنه. می‌گه از LLM تون بخواید با استاندارد ASD-STE100 بهتون توضیح بده! حالا این ASD-STE100 چی هست؟ گویا یک زبان کنترل شده است که برای مستندات تعمیر و نگهداری صنایع هوافضا درست شده! و خاصیتش اینه که یک استاندارد با محدودیت‌های زیاد برای داشتن یک سبک نوشتاری تمیز و شفاف اعمال می‌کنه. ۲- به جای این که از مدلتون بخواید چیزی بنویسه ازش بخواید تصویر یا دیاگرام تولید کنه. ممکنه بگید این که بدیهه ولی داستان اینه شما تا حالا تولید دیاگرام رو برای دادن به ملت استفاده می‌کردید ولی با این نوع نگاه که هوشواره از شما قوی‌تره در واقع از این به بعد دیاگرام رو برای فهم بهتر خودتون استفاده می‌کنید. ۳- از مدل بخواهید صفحات HTML ای تعامل پذیر تولید کنه. ۴- از مدل بخواید ویدویی توضیحی براتون تولید کنه. مثلا چنین پرامپتی: "Create a 3b1b style video explainer on X. Use my ElevenLabs API key for audio narration". یک جمع‌بندی هم تهش می‌کنه و میگه که هر چی مدل‌های زبانی بهتر بشن کارهای بیشتری رو انجام می‌دن و بخش بیشتری از کار ما به لایه‌های بالاتری از انتزاع منتقل می‌شه. وقتی هوش و کد به منابعی هرچه فراوان‌تر تبدیل میشن میتونید از مدل بخواید آرتیفکت‌های نرم‌افزاری بزرگ، کاملا سفارشی و یک‌بارمصرف بسازه. چیزهایی که قبلا ساختنشون برای یک استفاده موقت اصلا توجیه نداشت.
922
6
یک نکته جامانده ولی مهم دیگه هم اینه که شما حتی اگر قواعد یک بازی رو قبول نداشته باشی و بخوای دست به اصلاح بزنی یا اصلا بزنی زیرش، مفید و حتی لازمه که بدونید اصلا این بازی قواعدش چی هستند و چرا اصلا این قواعد دارند کار می‌کنند. برای این که قواعد یک نظام رو تغییر بدید باید بفهمید چه چیزی اون قواعد رو نگه داشته، چه کسانی ازشون سود می‌برند، چه کسانی از تغییرشون ضرر می‌کنند و چه نیرویی اصلا قادر به تغییرشونه. یعنی حتی وقتی می‌خواید بازی رو عوض کنید، باز هم وارد یک بازی دیگه شدید که موضوعش خود قواعده.
883
7
زندگی، بازی و قواعد یک وقت هست آدم به یک بازی نگاه می‌کنه و لذت می‌بره. از بازیکن‌ها، از دینامیک بازی و چیزای دیگه. یا مثلا به یک بازی علاقه داره و دوست داره بازیکن خوبی در اون بازی بشه. بر ما پرواضحه که خب شما برای این که برنده یک بازی بشید اول باید قواعدش رو یاد بگیرید و وقتی هم که بازی می‌کنید باید تحت اون قواعد بازی کنید. فرض کنید مثلا شما به شطرنج و کارلسون مگنوس علاقه مندید یا مثلا فوتبال و مسی رو دوست دارید. حالا شما برای این که برنده بازی فوتبال بشید نمی‌تونید برید تو زمین فوتبال و توپ رو با دست بردارید بزنید تو دروازه. جزو قواعدشه. و حالا برای این که بتونید فوتبال بازی کنید پس اول باید به خوبی قواعدش رو یاد بگیرید که بفهمید چی درسته و چی نیست و مثلا استثنائاتی مثل آفساید چی هستند. مفهوم بازی و قواعد اما به نظرم برای چیزهای پیچیده‌تر و واقعی‌تری در دنیا هم وجود دارند و چیزهایی که ما اسمشون رو بازی گذاشتیم اتفاقا ساده‌ترین بازی‌های موجودند. خیلی چیزها در زندگی و دنیا از همین مفهوم بازی و قاعده پیروی می‌کنند. میدان‌های اجتماعی، سیاسی، کاری، مذهبی، فلسفی، آکادمی، اقتصادی، نظامی، ژئوپلتیکی و .... همه و همه بازی‌هایی هستند که قواعد خودشون رو دارند. شما اگر از چیزی خوشتون میاد و خواهان کامیابی درش هستید باید حواستون به این باشه که برای پیروزی در اون بازی، باید قواعد بازی رو رعایت کنید و برای این که بفهمید قواعد چی هستند باید اونها رو یاد بگیرید. خیلی وقتا حالا پیش میاد آدم بازی به نظرش دلپذیر میاد ولی وقتی قواعدش رو می‌فهمه می‌بینه که این اون بازی نیست که دلش می‌خواسته. در اینجا شما یا قواعد ناخوشایند رو می‌پذیرید و می‌رید که بازی کنید یا این که می‌زنید زیر میز بازی. منتها باید حواس آدم باشه که دیگه‌ اگر قوانین بازی رو نپذیرفته هر کاری هم که بکنه دیگه تحت اون بازی نیست و حرکاتش رو باید در چارچوب یک بازی جدید ببینه. مثلا شما می‌گید من آفساید رو قبول ندارم و این شکلی نمیخوام بازی کنم. خب می‌تونید بدون آفساید بازی کنید ولی دیگه اون بازی که می‌کنید فوتبال نیست و فوتبالیست‌ها هم با شما بازی نمی‌کنند و شما هم فوتبالیست نیستید دیگه. خلاصه که اگر قواعد یک بازی رو نپذیری، ممکنه حق داشته باشی، اما دیگر در همان بازی نیستی.
952
8
یک اصطلاحی وجود داره به نام Leitmotif. تعریفش به صورت انگلیسی این چنین گفته شده: a phrase or other feature that is repeated often in a work of art, literature, or music and that tells you something important about it: به تعریف بهتر یک تمی که مثلا در قالب موسیقی برای یک شخصیت یک فیلم ساخته می‌شه و هر وقت چیزی راجع به اون شخصیت هست این موسیقی پس‌‌زمینه پخش می‌شه تا موسیقی حرفی رو به ما بزنه. حالا هانس زیمر در پاندای کونگ فوکار یک لتیموتیف (نغمه‌مایه) شاهکار برای تای‌لانگ گفته. و زیباییش اینه که این لتیموتیف‌ها در ملودی‌های مختلف هستند. مثلا اولین باری که استاد شیفو نشون داده می‌شه، شیفو مشغول نواختن با نی چنین لتیموتیفی هست اما با ملودی غم انگیز.بعد وقتی که تایلانگ از زندان فرار می‌کنه این لتیموتیف این بار با ملودی ترسناک زده می‌شه و وقتی فیلم جلوتر می‌ره و اون صحنه معروف ملاقات شیفو و تایلانگ پیش میاد لتیموتیف اینبار با ملودی سنگین و کاریزماتیکی وجود داره. شما وقتی گوش می‌کنید به این لتیموتیف یک حس سقوط از عرش به فرض براتون تداعی می‌شه حالا در تم‌های مختلف از نگاه آدم‌های مختلف. مثلا از نگاه شیفو با حس ناراحتی همراهه از نگاه تایلانگ با حس خشم و وقتی دیدارشون فرا می‌رسه با حس سنگینی صحنه دو طرفه. شاهکاره هانس زیمر. بخشی از این ملودیها رو می گذارم اینجا:
1 066
9
در دنیا یکسری پهپاد و پمپاد وجود دارند که اینها هدایت‌پذیر و مدیریت پذیر از دور هستند. یعنی این که یا یک اپراتوری اون پشت داره این پهپاد رو می‌رونه یا این که از قبل برای این پمپاد یک برنامه ست شده که از اینجا برو فلان جا بعدش دور بزن بعد دوباره برگرد به فلان موقعیت و اینها. در واقع گویا پمپادهای امروزی در این حد مدیریت پذیرند که شما بهشون ریز دستورالعمل‌ها رو می‌دی و اون خودش انجام میده. حالا گویا نیروی دریایی آمریکا طی یک آزمایشی به نام CAMP سعی کرده یک لایه نرم افزاری بسازه که در اون این عامل CAMP بتونه گفته های سطح بالاتر آدم‌ها رو تبدیل به برنامه اجرایی برای پمپادها کنه. به این شرح که مثلا عوض این که یک انسان بیاد ریز دستورات رو برای پمپاد آماده کنه، فرمانده نیروی دریایی می‌گه فلان محدوده باید با فلان قیود مورد پایش قرار بگیره و CAMP هم این دستورات رو تبدیل به دستورالعمل‌های اجرایی برای پمپاد می‌کنه. نیروی دریایی آمریکا فعلا آزمایش CAMP رو گویا با موفقیت روی MQ-20 اجرا و تست گرفته. لینک خبر: https://news.usni.org/2026/09/24/autonomous-aircraft-executes-mission-plan-in-collaborative-tool-test-navy-says
1 051
10
گویا اوکراینی‌ها یک پلتفرم دارند به نام Avengers AI Labs. چی هست؟ یک پلتفرمه که توش داده‌های مربوط به جنگ روسیه-اوکراین رو نگه‌داری می‌کنند و شرکت‌های صنایع دفاعی اوکراین هم روی این پلتفرم تست‌ها و کارهاشون رو انجام می‌دن (مثلا توش دیتاست از تانک و پهپاد و اینا هست). حالا وزارت دفاع بریتانیا اعلام کرده که به عنوان اولین شریک خارجی، تونسته با اوکراینی‌ها قرارداد ببنده و به این دادگان دسترسی پیدا کنه. چیزی که در مورد این دادگان گفتند اینه که اینا شامل تصاویر و ویدئوهای ثبت‌شده توسط پهپادها با دوربین‌های معمولی و حرارتیه و برای توسعه، آموزش و ارزیابی مدل‌های AI استفاده می‌تونه استفاده باشه. در گام بعدی هم از شرکت‌های بریتانیایی خواسته که چگونه میشه از این داده‌ها برای ساخت مدل‌های AI نسل بعدی پهپادهای میدان جنگ استفاده کنند. دیگه این که گفتند که این دادگان شامل ۶ میلیون فریم انوتیت شده است که توشون تانک و توپخونه و پدافند هوایی و آدم و اهداف هوایی مانند پهپادهای شاهد و پهپادهای شناسایی وجود داره (این کلمه Shahed رو عینا در متن نوشته). بعد اومده چهار حوزه پیشنهاد داده برای تحقیقات: Autonomous Target Recognition: AI-enabled detection, classification, prioritisation and tracking of operationally relevant objects across complex and contested environments. Distributed Decision-Making: Enabling multiple autonomous systems to dynamically adapt routes, priorities and behaviours in response to changing battlefield conditions, without relying on a single point of control. Adaptive Mission Execution: AI approaches enabling multiple autonomous systems to coordinate actions under constrained communications and decentralised control. Collaborative Sensing and Information Fusion: Methods for sharing, fusing and exploiting information across multiple platforms and sensors to improve situational awareness and mission effectiveness. کلا تمرکزشون انگار روی تشخیص شی، هوش گله‌ای و البته مدیریت خودکار در شرایطی هست که ارتباطات ناوبری قطع شده. لینک: https://www.gov.uk/government/news/british-companies-to-access-prized-ukraine-data-to-develop-ai-drone-swarms
1 076
11
Нет текста...
1 221
12
امشب کله ام از دست خودم و بقیه و دانشگاه خراب بود. داشتم برمیگشتم سوار اسنپ که شدم همین که ماشین راه افتاد راننده پرسید اینجا دانشگاه چیه؟ گفتم شریفه. گفت چطور میشه رفت تو با اساتید ریاضی و فیزیک صحبت کرد؟ گفتم چطور؟ گفت من یک سری کشفیاتی در حوزه اعداد کردم میخوام به اینها نشون بدم. چطوری میشه باهاشون ارتباط گرفت؟ گفتم باید میل بزنید (همزمان خودم در ذهنم میدونستم دارم چرند میگم) بعد شروع کرد از کشفیاتش برام صحبت کردن. یک جا ازم پرسید عدد فیبوناچی چیه براش توضیح دادم. بعد گفت نه عدد فیبوناچی این نیست. "فیبوناچی یعنی سه با یک فرمول های بشه هفت" من هم خیلی جدی مخالفت کردم بعد دو سه بار رفت و برگشت ناچارا تاییدش کردم. بعدش از یک تا ده شمرد و گفت اینها یازده تا عدد هستند. پرسیدم چرا؟ گفت ده دو تا عدده یک و صفر. من هم تایید کردم. بعد پرسید زمین نره یا ماده؟ من هم جدی گفتم نمی‌دونم. گفت فکر می‌کنه که ماده است. بعد گفت که اساتید خارجی علم رو به ما نمیدن و ما رو درگیر بحث های الکی کردند من حتما باید بدم با اساتید فیزیک و ریاضی صحبت کنم کشفیاتم رو بهشون بگم. من هم دیگه حال خوشی نداشتم هر چه می‌گفت تایید میکردم. مثلا می‌گفت صفر یک دایره است ولی وقتی دو تا خط بکشی میشه چهار. اینجاش که رسید دست راستم رو بردم شیشه رو پایین بکشم دیدم دستگیره رو کنده. دیگه تا ته مسیر هر چی می‌گفت تایید کردم. گفت پس همه چیز از صفر به وجود اومده. و بنده باز تایید کردم. دلم میخواد دانشگاه تموم بشه بخوابم چند روز.
1 422
13
بنده دیگه از دانشگاه، تز، مقاله، دکتری، مسیر در شمالی، سامانه آموزش، ورک‌فلوهای اداری، آسانسور دانشکده، خودم در دانشگاه و هر چیز دیگه مربوط به این چیزها ظرف طاقت مقاومتم تمام شده. امروز حس کردم شارژم به زیر چهار درصد رسیده. روزی که تموم بشه دلم میخواد مدت زیادی بخوابم.
1 300
14
که رستم یلی بود در سیستان منش کرده‌ام رستم داستان
1 555
15
دو هفته پیش که اجلاس سالانه بریکس در دهلی‌نو بوده، شی جین پینگ، رییس جمهور چین، در سخنرانیش حرفهای جالبی زده. مثل همیشه صحبت‌هاش رو با حرف از جنوب جهانی و لزوم چندجانبه‌گرایی و احترام به قوانین بین الملل شروع کرده. همیشه اما معمولا عادت داشتیم که در ادامه راجع به ابتکارات جاده ابریشم از چینی‌ها بشنویم. فلسفه جاده ابریشم چینی‌ها اینجوریه که به کشورها پیشنهاد می‌دن که ما بیایم براتون زیرساخت‌های ترانزیت و حمل‌ونقل و صنعتی بسازیم و این شکلی به هم متصل می‌شیم و اقتصادهامون منتفع می‌شه و این طوری (و خود من چین هم نفوذم بیشتر می‌شه). اینبار اما متن پنج پیشنهاد شی جین پینگ چنین چیزهایی بود: First, the open source and inclusive AI initiative. China will be a pioneer in establishing a BRICS AI open source community, support the cooperation in developing and applying large language models, hold specialized AI seminars and training courses, and build an open ecosystem for AI. Second, the trade and investment facilitation initiative. China proposes to establish a BRICS special economic zone partnership, under which countries can set up an intelligent portal, coordinate policies, and build a new frontier for open development. In an effort to cultivate new drivers of economic and trade cooperation, China will hold the BRICS Forum on Trade in Services next year. Third, the digital industry cooperation initiative. China will push for establishing a BRICS digital ecosystem cloud platform, and conduct digital skills training, technological exchange and industrial alignment, so as to jointly enable the development of the digital economy. Fourth, the intelligent manufacturing cooperation initiative. China stands ready to assist fellow BRICS countries in building smart factories and developing standards and norms, and jointly promote manufacturing transformation and upgrading. Fifth, the science and technology talent development initiative. China proposes to set up a BRICS engineer cultivation alliance for joint development of engineers and mutual recognition of competency standards. China will launch a BRICS youth exchange program for scientific and technological innovation, so as to cultivate more high-caliber talent. موارد یک و سه و پنج جالب‌تر هستند و مورد یک که مقدم‌ بر همه است از همه جالبتره. جایی که چین پیشنهاد می‌ده کشورهای بریکس یک کامیونیتی هوش مصنوعی اوپن سورس تشکیل بدن و که توش بر توسعه و به کار بردن مدل‌های زبانی همکاری کنند و خود چین هم میگه کمک می‌کنم که یک اکوسیستم بسازیم. نکته جالب اینه که این پیشنهادات هم در همون نگاه فلسفه جاده ابریشم هستند با این تفاوت که حالا در حوزه AI و اقتصاد دیجیتال و نسل بعدی تکنولوژی انگار اپلای شدند. به این معنا شاید بشه این پیشنهادات رو نوعی نسخه AI-native از جاده ابریشم دیجیتال دید. سوال جاده ابریشم قدیمی این بود که کالا و انرژی کشورهای جنوب جهانی از چه جاده و بندری عبور میکنن سوال نسخه جدید میتونه این باشه که مدل و داده و compute و استانداردهای کشورهای جنوب جهانی روی چه اکوسیستمی قرار می‌گیرند. این نوع نگاه چین حالا در مقابل نوع نگاه غربی قرار می‌گیره. جایی که آمریکایی ها میخوان api مدلها و استانداردها و کامپیوت‌های خودشون رو مسلط بر دنیا کنند اما چینی‌ها نقشه دیگه‌ای دارند و جنوب جهانی هم شاید مسیر چین بیشتر به نفعش باشه. آینده نزدیک قطعا استک AI (همین مدل و محاسبه و دیتا و کاربرد و انرژی و ...)نقش مهمتری خواهد داشت. لینک: https://www.fmprc.gov.cn/eng/xw/zyxw/202609/t20260913_12021317.html
2 009
16
Shifus Flute shakuhachi flute.mp3
1 357
17
این توییت شله، جالب بود. از این حیث که میاد توش میگه من این روزها دیگه نه کدی می‌نویسم و نه کدی می‌خونم حتی. نه به این دلیل ک
این توییت شله، جالب بود. از این حیث که میاد توش میگه من این روزها دیگه نه کدی می‌نویسم و نه کدی می‌خونم حتی. نه به این دلیل که Agentها پرفکت هستند و هر چیزی که می‌نویسند درسته یا هر چیزی که من بهشون می‌گم رو دقیق می‌فهمند و انجام می‌دن. نه. بلکه چون throughput و دایورسیتی کارهای که می‌تونن انجام بدن اون قدر بالاست که شما در مجموع راه های بیشتری برای فهمیدن یا کنترل یا ساختن یک سیستم در دستتون دارید. و تهش هم تبیین می‌کنه که موضوع اصلا از اول خواندن یا نوشتن کد نبوده. هدف به خروجی رسوندن کارهاست. و بعد از خوندن این پست فکر کردم که این در مورد بقیه موضوعات هم میتونه صادق باشه. سرچ گوگل رو فرض کنید. شما تا یک سال پیش می‌رفتید گوگل می‌کردید و نتایج رو می‌خوندید. ولی آیا امروز کار عقلانی هست که به ایجنت‌ها بگید نه و خودتون برید گوگل کنید و تک تک لینک‌ها رو بخونید؟ یا مثلا حتی یک لول بیایم بالاتر، در ریسرچ کردن آیا منطقی که خودتون برید مقالات رو بخونید؟ هدف نه کد زدن بوده نه کد خوندن نه گوگل کردن نه مقاله خوندن و ... اینا همه ابزار بودند.
2 211
18
امروز با چنین سایت جالبی آشنا شدم: https://alignment.openai.com/misalignment-reports/ سایتیه که OpenAI توش گزارش‌هایی از موارد misalignment مدل‌ها و ایجنت‌هاش منتشر می‌کنه (misalignment یعنی مواردی که مدل در مسیر انجام کارش دست به رفتاری زده که با نیت، محدودیت‌ها یا قواعدی که براش در نظر گرفته شده مطابقت نداشته) مثلا یکی از گزارش‌هاشون رو امروز می‌خوندم. از یک ایجنت OpenAI در یک محیط محدودشده خواسته بودند با استفاده از یک ابزار جست‌وجو، نویسنده‌ی یک پست وبلاگی رو پیدا کنه. محیط قرار نبوده به اینترنت زنده دسترسی داشته باشه. ایجنت وقتی با ابزار جست‌وجو به نتیجه نرسیده، خودش شروع کرده راه‌های مختلف دسترسی به اینترنت رو امتحان کردن. بعد متوجه شده که با وجود بسته بودن دسترسی معمول هنوز می‌تونه با اینترنت بیرون ارتباط داشته باشه. در نهایت هم از همین شکاف استفاده کرده و از طریق تونل کردن روی DNS و یک سرویس واسطه، سوالهاش رو به یک چت‌بات بیرونی فرستاده و جواب گرفته. Anthropic هم یک سایت مشابه و خیلی جالب برای پژوهش‌های Alignment داره: https://alignment.anthropic.com/
2 408
19
گویا چند وقت پیش متاسفانه دوبلور استفاده شیفو هم فوت کردند. صداها می‌روند و آدم برای شخصیت‌ها افسوس میخوره: zoomg.ir/cinema-news/418038-rahbar-noorbakhsh-passed-away/
1 737
20
چه شده بزرگوار هم خلف عهد کرده
چه شده بزرگوار هم خلف عهد کرده
1 551