قَدرِغِیرِمُطلَق؛
Открыть в Telegram
+ معلّق بین ِ هر آنچه که باید و نباید. ؛ http://t.me/BChatPlusBot?start=sc-BnCdVXVkLpt2 . آرشیو: @motlaghat_archive * تبلیغ و تبادل و حمایت ندارم.
Больше3 899
Подписчики
-424 часа
+167 дней
+4030 дней
Архив постов
3 898
دلم برا روسری سبزم تنگ شده. چرا سرم نمیکنم؟ چون احساس میکنم لباسام بهش نمیاد و لباسام لیاقت اون همه زیبایی رو ندارن.
3 898
آدم فک میکنه بعد از گذشت چن سال از اون سوگ عبور کرده و دیگه حالا مثلاً خیلی داره میتونه، بعد بازم تا سالگرد و سالگردا میرسه و میره سر قبر و مزار و فاتحهخونی، چشمهی اشکش بهش پوزخند میزنه و چیکه چیکه اشک میچکونه.
3 898
شونصد تا عکس باید از دورهمی کاف تو چشمتون فرو کنم تا خیالم راحت شه دلتون سوخته که نیمدین. چشاتونو مسواک بزنین آماده شین.
3 898
عید ولادت حضرت زینبه و به عنوان عیدی ازشون صبر و توان صبر و شکرگزاری و دید صابرانه و شاکرانه میخوام.
3 898
ببخشید الان چون سر روسری ساتنم تیز اتوییه جواب سلامتونو نمیدم، بیس و سه ثانیه دیگه که دوباره کج و کوله و چپ و چوله شد میام باتون چای بخورم.
3 898
فک میکردم میشه. فک میکردم معمولیترین چیز دنیاس. وقتی افتادم تو سرابش، یا بهتر بگم، سقوط کردم و غرق شدم تو سرابش و خودمو کشیدم بیرون و تن زخمیمو رسوندم به زیر سقف، خیالم خوش بود به این که کمکم یادم میره، کمرنگ میشه، جبران میشه، روز و شبمو پر میکنم که اصن چیزی از خاطرهی حسرتش نمونه. نشد. زیادی هم نشد. نشد به توان هزار. موند. هست. ادامه داره. کاش فقط حسرتش مونده بود. هی زیاد میشه. هی زیادتر میشه. مه هوای روبهروم حسرتشه و زمین سرد زیر پام، درد آرزوی به باد رفتهم
3 898
Repost from - در آغوش درخت -
منت بذارید سرم برای مادربزرگ همسرم که امروز به رحمت خدا رفتن فاتحه ای بخونید.
