ru
Feedback
Anarchomancer

Anarchomancer

Открыть в Telegram

خیره در مغاک، با شیاطین قهوه می‌نوشم...

Больше
522
Подписчики
+124 часа
+147 дней
+1430 день

Загрузка данных...

Привлечение подписчиков
июль '26
июль '26
+26
в 0 каналах
июнь '26
+38
в 2 каналах
Get PRO
май '26
+6
в 0 каналах
Get PRO
апрель '26
+2
в 0 каналах
Get PRO
март '26
+1
в 0 каналах
Get PRO
февраль '26
+23
в 1 каналах
Get PRO
январь '26
+21
в 1 каналах
Get PRO
декабрь '25
+20
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '25
+31
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '25
+22
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '25
+14
в 2 каналах
Get PRO
август '25
+21
в 0 каналах
Get PRO
июль '25
+24
в 2 каналах
Get PRO
июнь '25
+12
в 0 каналах
Get PRO
май '25
+17
в 4 каналах
Get PRO
апрель '25
+20
в 2 каналах
Get PRO
март '25
+19
в 0 каналах
Get PRO
февраль '25
+19
в 2 каналах
Get PRO
январь '25
+15
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '24
+25
в 1 каналах
Get PRO
ноябрь '24
+22
в 3 каналах
Get PRO
октябрь '24
+26
в 2 каналах
Get PRO
сентябрь '24
+30
в 1 каналах
Get PRO
август '24
+15
в 1 каналах
Get PRO
июль '24
+23
в 2 каналах
Get PRO
июнь '24
+13
в 1 каналах
Get PRO
май '24
+12
в 2 каналах
Get PRO
апрель '24
+29
в 1 каналах
Get PRO
март '24
+39
в 1 каналах
Get PRO
февраль '24
+34
в 2 каналах
Get PRO
январь '24
+21
в 2 каналах
Get PRO
декабрь '23
+15
в 1 каналах
Get PRO
ноябрь '23
+20
в 2 каналах
Get PRO
октябрь '23
+8
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '23
+21
в 0 каналах
Get PRO
август '23
+13
в 0 каналах
Get PRO
июль '23
+6
в 0 каналах
Get PRO
июнь '23
+5
в 0 каналах
Get PRO
май '23
+7
в 0 каналах
Get PRO
апрель '23
+20
в 0 каналах
Get PRO
март '23
+5
в 0 каналах
Get PRO
февраль '23
+13
в 0 каналах
Get PRO
январь '23
+15
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '22
+42
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '22
+56
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '22
+128
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '22
+248
в 0 каналах
Дата
Привлечение подписчиков
Упоминания
Каналы
14 июля+1
13 июля+1
12 июля+3
11 июля+3
10 июля0
09 июля+8
08 июля+2
07 июля+2
06 июля+1
05 июля+2
04 июля+1
03 июля+2
02 июля0
01 июля0
Посты канала
عشقم به آدمیان، مرا به سوی فلسفه رهنمون می‌‌شود و نفرتم از آنها هدایتگر من به قلمرو شعر است. جز این هم نمی‌توان انتظار داشت؛ چرا که در دل هر فیلسوف، یک انسانگرا و در دل هر شاعر، یک پادانسانگرا نهفته است. @anarchomancer

2
مطالعه اخلاق کانتی لذت‌بخش است؛ چونان که استهزاء سفیهان. @anarchomancer
51
3
خویشتن چیست؟ یک فانتزی زبانی! @anarchomancer
67
4
در اعماق خویشتن در پی سرچشمه نور بودم، پس آن را بس تاریک یافتم. در تمنای ملاقات خدایان، المپیا را جست‌وجو کردم اما از اعماق جهان زیرین سر در آوردم. در نهایت دانستم که ژرفنای مغاک و فراز آسمانها به یکدیگر منتهی می‌شوند. @anarchomancer
74
5
می‌خواهی بدانی که متن چگونه متن می‌شود؟ همان گونه که جهان، جهان می‌شود: از روی تصادف! کافی است که یک حرف بر روی صفحه بیفتد. از آن پس کار ساده‌ای در پیش است و آن نیست مگر پی گرفتن ردّ این حروف بر روی صفحه کاغذ. صادقانه بگویم: هر حرف به حروف آتی پیشیازی می‌کند و حروف ماقبل خود را به نحوی ضمنی در خود نگه می‌دارد. تصادف، متن را متن می‌کند و آپوفانیا خداوندگار تصادف ما را در جریان مواج این حروف هدایت می‌کند. @anarchomancer
89
6
به گمانم هنگام آن است که سه اختلال را در فلسفه درمان کنیم. نخست، اختلال آلمانی که می‌انگارد که چنانچه سر و ته سیستم مفهومی بسته باشد، هرچه داخل سیستم فربه‌تر و شلوغ‌تر باشد بهتر است. دوم، اختلال فرانسوی که سر و ته سیستم مفهوم را باز می‌گذارد و بدین ترتیب، مرز سیستم را دچار اغتشاش می‌کند. سوم، اختلال انگلیسی است که گمان می‌کند که می‌تواند خود(Self) را از سیستم حذف کند. این هر سه، فلسفه‌هایی بیمار تولید می‌کنند. @anarchomancer
115
7
نگاهی خیره به ادراک ناشدنی با گذشته‌ای طِی شده اما ادراک نشده! (چه کسی تاریخِ زندگی خود را ادراک می‌کند؟) آه ای آنات ویرانگر
نگاهی خیره به ادراک ناشدنی با گذشته‌ای طِی شده اما ادراک نشده! (چه کسی تاریخِ زندگی خود را ادراک می‌کند؟) آه ای آنات ویرانگر ای خاکسترِ معلق در هوا ای لحظاتی که آن دم شیرینید اما خاطراتی تلخ می‌زایید ای لحظات با شکوهِ فاجعه‌زا و ای حقارتِ استعلایی تمامی شیاطینت آیا رازِ آدمی را خواهند گفت؟ آدمی نه تاب سعادت را دارد و نه تاب فلا‌کت را لگد به بخت خود می‌زند آنگاه که چشمانش سعادت را جویند. سعادتش از او گریزان است و خوشبختی دمی از لکاته‌گری‌اش دست برنمی‌دارد اندکی صبر کن انسان سعادت را نفرین کن و آب دهان بر فلاکت بیانداز.
100
8
آه! دولت آن هیولای سردِ سنگی! روزها آدمیان را می‌بلعد. می‌دانم که اگر آدمیان سرشت این هیولا را درک می‌کردند، تمام روز در خانه‌هایشان سنگر می‌گرفتند. و بازار، آن هیولای بسیاران سر، شب و روز نمی‌شناسد. خانه و غیر خانه نمی‌شناسد. در نهایت تن‌ها را در خواب و بیداری برای خویشتن می‌رباید. آن هنگام که آدمیان در تمنای آزادی به این دو پناه می‌برند، با خود می‌گویم که آدمیان از تخیل آزادی نیز فرسنگ‌ها فاصله دارند. @anarchomancer
112
9
یک احساس کودکانه مرا فرا می‌گیرد، آن هنگام که در میدان خیال، خویشتن را از قید و بند قواعد آدمیان رها می‌کنم. خیال قلمروی برای تمرین است. میدانی که بی‌هزینه(لااقل با هزینه‌ای بسیار اندک) می‌توان در آن جسور بود. می‌دانم، تخیل کافی نیست اما بدون شک شرط لازم است. خیال بالی است که امکان فراروی از اکنون را فراهم می‌کند. موناد یک تخیل است. آزادی یک تخیل است. باور کن، نیک که بنگری عقل نیز محصول تخیل است. در حیرتم از آنها که در قلمرو خیال نیز نمی‌توانند جسور باشند. اینان بدون شک مردگانند. زامبی‌های جهان مدرن، انسان‌های فاقد تخیل‌اند. @anarchomancer
128
10
حقیقتِ عیارِ شناختِ ما از امور نه در عقلانیتی متعالی یا منطقی بلکه در مقام عمل آشکار می‌شود. https://t.me/will_to_morality
119
11
آه! آن هنگام که گمان می‌بریم، روانمان بر تاریکی نهفته در خویش پیروز گشته؛ ناگهان تاریکی را ارباب جانِ خویش می‌یابیم. پس بگذار که خیالت را آسوده سازم. تنها یک خیال خام، این گمان را در جانمان می‌افکند که نور یا تاریکی می‌توانند بر یکدیگر پیروز شوند. منشأ شرارت نه تاریکی، بلکه تمنای پیروزی بر آن است. منشأ خیر، نه پیروزی نور بر تاریکی، بلکه توازن جریان میان آن دو است. یک خیال پخته و آزموده حقیقت را چنین خواهد یافت. @anarchomancer
141
12
درمان مزخرف‌گویی تخصص‌گرایی نیست. از قضا معکوس است، تخصص‌گرایی نیز مزخرفات خاص خودش را تولید می‌کند. @anarchomancer
159
13
این سادگی و لذت نهفته در آن مرا متحیر می‌کند. آیا چنین نیست که برای بهروزی بیش از آنچه در پی کسب چیزی باشیم، باید در پی زدودن زوائد از خویش باشیم؟ این نکته سخنی صحیح است. اما باید بر حذر بود؛ چرا که آرمان زهد و اخلاق زاهدانه در کمین ما نشسته است تا این سادگی مقدس را به ابزاری برای نفی زندگی مبدل سازد. برحذر باش که زهد بسیار مکّار است. @anarchomancer
174
14
می‌دانی یک اجتماع چه زمانی اوج می‌گیرد؟ آن هنگام که خیال، اراده و خِرَد همدیگر را ملاقات کنند. در آن هنگام فرمانی که قاعده طلایی برای اوج گرفتن آدمی است به دستور همگانی مبدل می‌شود: «خطر کن و از عمل درس بیاموز». این فرمان نهایی است. اوج گرفتن یک تمدن یا در مغاکِ مرگ غلتیدن آن، کاملاً به پیروی از این قاعده یا انکار آن وابسته است. پس آن هنگام که خطر کردن، نهی شود و آدمیان از عمل درس نیاموزند، گام به گام به سوی مرگ جمعی حرکت می‌کنند. و باور کن! مرگ برای اینان بزرگ‌ترین موهبت خواهد بود. @anarchomancer
225
15
حکیم مجنون می‌گفت: «این که همگان خواندن می‌دانند، عاقبت نوشتن را بی‌ارزش می‌کند.» پس نیک به دورانمان بنگر تا ببینی که آیا این سخن صحیح است یا غلط! @anarchomancer
381
16
تا کنون بدین نکته اندیشیده‌ای که نخست کدامین جوامع آموزشی اجباری رایگان و همگانی را پی گرفتند؟ اسپارت‌ها، آزتک‌ها و پروسی‌ها. وجه مشترک این جوامع چیست؟ هر سه جوامعی نظامی و انتظامی هستند. به گمانت سر منشأ این تصمیم چیست؟ و وجه مشترک جوامع دوران ما با این جوامع چیست؟ پرسشی در خور تأمل. @anarchomancer
184
17
زندگی نیازموده ارزس زیستن ندارد. اما این بدین معنا نیست که آزمودن آن، مثبِت معناداری آن است. آزمودن زندگی، تنها پس از تخیل سی
زندگی نیازموده ارزس زیستن ندارد. اما این بدین معنا نیست که آزمودن آن، مثبِت معناداری آن است. آزمودن زندگی، تنها پس از تخیل سیاق‌های ممکن دیگر برای زیستن معنا دارد. در این محال، نخست تخیل گزینه‌ را برای ما می‌سازد و سپس ما آن را در مقام عمل آزموده و در گام سوم است که مجال ارزیابی در مقام نظر مهیا می‌شود.
205
18
در نهایت جنون، هدایتگر ما است. به هر میزان هم که در پی طرد این حقیقت باشیم، مانع از این هدایت نمی‌شود. این جریان مواج، تن ما را به کار می‌گیرد و خِرَد آدمیزاد را در ژرفنای جهان زیرین و بر فراز آسمان‌ها حرکت می‌دهد. جنون است که کلمه را در پی کلمه جریان می‌بخشد. جنون است که گفتار را ممکن می‌کند. شگفت‌آور نیست که چگونه امواج صوت، معنا را افاده می‌کنند؟ شگفت‌آور نیست که از دل تمایزاتی آشفته، ساختار گفتار ظهور می‌کند؟ @anarchomancer
178
19
پس چگونه جنون، حیات را به ما باز خواهد گرداند؟ چگونه خِرَدِ خُردِمان پرواز خواهد کرد؟ جز به مدد این اسب سرکش و سرگردان که خیال نام دارد و هر آن به ما می‌گوید که «چه می‌شد اگر...»؟ با این «چه می‌شد اگر...» به ما می‌گوید که نظم اشیاء می‌توانست دگرگونه باشد. حیات ما انسان‌ها می‌توانست دگرگونه باشد. بدین ترتیب، قوه خیال در خود حامل نیروی عظیمی از امر منفی است و آنکس که خیال جوّال دارد، مآلاً خویی آنارشیستی کسب می‌کند. @anarchomancer
272
20
بحرانی که شایسته است تمام تکاپوی فلسفی اهتمام پاسخ به آن را داشته باشد. @anarchomancer
بحرانی که شایسته است تمام تکاپوی فلسفی اهتمام پاسخ به آن را داشته باشد. @anarchomancer
224