ru
Feedback
Art+

Art+

Открыть в Telegram
372
Подписчики
-124 часа
+27 дней
+430 день

Загрузка данных...

Привлечение подписчиков
июнь '26
июнь '26
+7
в 0 каналах
май '26
+1
в 0 каналах
Get PRO
апрель '26
+1
в 0 каналах
Get PRO
март '260
в 0 каналах
Get PRO
февраль '26
+8
в 0 каналах
Get PRO
январь '260
в 1 каналах
Get PRO
декабрь '25
+7
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '25
+6
в 1 каналах
Get PRO
октябрь '25
+6
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '25
+6
в 1 каналах
Get PRO
август '25
+9
в 0 каналах
Get PRO
июль '25
+11
в 0 каналах
Get PRO
июнь '25
+12
в 0 каналах
Get PRO
май '25
+17
в 0 каналах
Get PRO
апрель '25
+16
в 0 каналах
Get PRO
март '25
+9
в 0 каналах
Get PRO
февраль '25
+13
в 0 каналах
Get PRO
январь '25
+12
в 1 каналах
Get PRO
декабрь '24
+11
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '24
+21
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '24
+14
в 1 каналах
Get PRO
сентябрь '24
+15
в 0 каналах
Get PRO
август '24
+11
в 0 каналах
Get PRO
июль '24
+9
в 0 каналах
Get PRO
июнь '24
+2
в 0 каналах
Get PRO
май '24
+11
в 1 каналах
Get PRO
апрель '24
+8
в 0 каналах
Get PRO
март '24
+14
в 0 каналах
Get PRO
февраль '24
+29
в 2 каналах
Get PRO
январь '24
+11
в 1 каналах
Get PRO
декабрь '23
+13
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '23
+6
в 1 каналах
Get PRO
октябрь '23
+9
в 1 каналах
Get PRO
сентябрь '23
+18
в 0 каналах
Get PRO
август '23
+14
в 0 каналах
Get PRO
июль '23
+8
в 0 каналах
Get PRO
июнь '23
+28
в 0 каналах
Get PRO
май '23
+11
в 0 каналах
Get PRO
апрель '23
+2
в 0 каналах
Get PRO
март '23
+6
в 0 каналах
Get PRO
февраль '23
+16
в 0 каналах
Get PRO
январь '23
+32
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '22
+7
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '22
+13
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '22
+3
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '22
+4
в 0 каналах
Get PRO
август '22
+5
в 0 каналах
Get PRO
июль '22
+9
в 0 каналах
Get PRO
июнь '22
+6
в 0 каналах
Get PRO
май '22
+6
в 0 каналах
Get PRO
апрель '22
+2
в 0 каналах
Get PRO
март '220
в 0 каналах
Get PRO
февраль '22
+2
в 0 каналах
Get PRO
январь '22
+2
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '21
+7
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '21
+44
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '21
+24
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '210
в 0 каналах
Get PRO
август '210
в 0 каналах
Get PRO
июль '210
в 0 каналах
Get PRO
июнь '210
в 0 каналах
Get PRO
май '21
+192
в 0 каналах
Дата
Привлечение подписчиков
Упоминания
Каналы
23 июня0
22 июня0
21 июня0
20 июня+1
19 июня+2
18 июня+1
17 июня0
16 июня0
15 июня0
14 июня0
13 июня0
12 июня0
11 июня0
10 июня0
09 июня0
08 июня0
07 июня0
06 июня+1
05 июня0
04 июня0
03 июня0
02 июня0
01 июня+2
Посты канала
Repost from Art+
#شطحیات همیشه آن چیزی که اتفاق می‌افتد همانی نیست که اتفاق افتاده است یا بهتر بگویم آنچه که اتفاق افتاده است با آنچه درواقع رخ داده است فرسنگ‌ها فاصله دارد. یکی‌شان همین متولد شدن، وقتی اتفاقِ تولد می‌افتد، همان است که در واقع باید باشد؟ موعد آمدن ما دقیقا کِی است؟ آن‌ روز، آن لحظه که رَحِم از اسارت ما دست برداشت؟ که با گریه و اشک آمدیم؟ گریه‌ی غم است این یا شادی؟ اصلا چقدر و چه اندازه در اختیار ماست این‌گونه آمدن؟ خب حالا یک تولدی داریم با این مختصات با این شمایل که اندوهش گمانم به قدری باشد که لبخند را روی لب بخشکاند و چه بسیار دوستان و عزیزانی را دیده‌ام که در زادروز خود از غمگین‌ترین‌ها بوده‌اند، یک حسی، یک حالی که مشترک است گویا بین بسیاری از ما. یک‌جایی اما در یک نقطه، در یک آن این اندوه، این غمِ جانکاه قابل تحمل خواهد شد. آن‌جا که هر کسی آنکه را باید ببیند دیده باشد، و با خودش بگوید همین یک دلیل کفایت است تا قدردان آمدنم باشم، که اگر نمی‌آمدم "تو" را، و لبخندت را، و آن گیس‌های طلایی بافته شده را، آن خطِ دلبر کنار خنده‌های شیرینت را چطور باید می‌یافتم؟ چطور باید می‌فهمیدم پاییز زیباست، یا چای در لحظاتی این امکان را دارد که شرابِ کهنه‌ی سال‌ها در زیر زمین نمور مانده باشد، یا همین پاها در راه‌رفتن معمولی چقدر توان کنده‌ شدن دارد از زمین؟ اصلا همان سکوت، همان دلخوری، همان اخم‌هایِ منهدم کننده را چطور باید می‌دیدم؟ خب راستش من هم مثل همه قبل از اینکه شما را ببینم یک کارهایی می‌کردم، راه می‌رفتم، چیزکی می‌خوردم، از گرما می‌نالیدم، غذا می‌پختم، ماشین را کارواش می‌بردم و از همین کارها که همه می‌کنند، که فضیلتی ندارد انجامش، که یا جبر است یا غریزه. برای من یک موعد برای تولد رسمیت دارد یعنی آنجا بود که ابر و باران و موسیقی و بهار و فروردین و دریا و گیس و گیس و گیس برای من از آنچه که بودند و اتفاق می‌افتادند سوا بود، رنگ دیگری داشت، من در نگاهت به من، در نگاهِ خیره‌ام به تو، متولد شده‌ام. آنجا که "مسگران راسته‌ی حاج عبدالعزیز در سرم سکنا داشتند و تو"*، آن‌جا که میخک خودش را از لای همه‌ی گل‌ها کشاند بیرون و شد زیباترینِ گل‌ها. آن‌جا که شاعری می‌گوید: "دیروز وقتی کسی در حضور من اسم تو را بر زبان آورد طوری شدم ، که انگار گل رزی از پنجره ی باز به اتاق افتاده باشد. "** دقیقا همین جا من جان گرفتم و زاده شدم. گمانم هیچ جماعتی بهتر از شاعران موعد تولد را افشا نمی‌کنند. "آن‌جا که در مواجهه‌ی با تو مانند سنگ‎‌پشتی بودم، که خزیدن در لاکِ خودش را خوب می‌دانست و در هنرِ پنهان ‎شدن، بدعت‎گر بود. و حالا بعد از دیدن تو من آن پرستویی شده‌ام که بال‎هایش تو را همواره به یادش می‎آورد." *** همین، همه‌اش همین است و به همین سادگی. من قدردان و خوشحالم، از دیدن و شنیدن و دویدن و خندیدن با تو‌. من با اینها زاده شدم و با اینها نیز مرگ را در آغوش خواهم کشید. "من دوپاره‌ام، یکی با درزِ چکمه‌ها جامانده در برودتِ رود و رطوبتِ شالیزار که روزها در رزم دسته‌جمعی معاش بود و شب‌های فروردین‌ش، رهایی با چشم‌های تو داشت. با پاهای تو راه می‌رفت، با چشم‌های تو می‌خندید با دست‌های تو بهار می‌چید. همان‌که هنوز هیبتِ دریا با آن هراسِ مهیبِ جوانانِ از دست رفته در هیاتِ نیمه‌جانش حلول می‌کند. پاره‌ی دیگر اما در تظاهرِ زندگی ماند و می‌ماند گویا در انکارِ مدام. حضور تو اما اتصال پاره‌هایِ متناقض من بود با خیالی که آسوده در گذشته و حال رفت‌و‌آمد دارد." **** *در سرم مسگران راسته‌ی حاج عبدالعزیز سکنا دارند و تو نام قطعه‌ای از #امین_ناصری است. ** بخشی از شعر #شیمبورسکا *** نقل به مضمون از یک شعر #غادة_السمان **** تکه‌ای از شطحیاتی که پیش‌تر نوشته‌ام #زادروز @artplAs

2
Anhedonia Song by #Denis_Stelmakh Album: The Nowhere Released: 2018 #شطحیات آن مقدار از دشنه را که خون بچکاند از روحم در مدارا با خویش پذیرفته‌ام. بذل کرده‌ام پوست و استخوان را، چشم و دهان را که منزلتی ندارند وقتی جای انگشتان نی‌گونت، فقدان با برودتِ زمستان پیمان بسته و در شیارهای دستم، در مجاری زیستم جولان می‌دهد. آن مقدار از دشنه را که خون بچکاند از روحم در مدارا با خویش پذیرفته‌ام. ای آنکه دریا را در موهایت تعبیه کرده‌ای، رودی اگر باشم، نهری حتی به پیوستن نباید اندیشه کنم؟ مگر جز این است نهایتِ شگرفِ سرنوشت؟ آن مقدار از دشنه را که خون بچکاند از روحم در مدارا با خویش پذیرفته‌ام و این چکه‌های پشت‌سر گرچه سرخ، گرچه گرم،  عطر خنده‌های توست آغشته به آوای نرگس و میخک. بخند، بحرف، بیا، بمان تا زخم، خشنودیِ التیام را تجربه کند. #یاسر_متاجی دوم بهمن‌ماه یک‌هزار و چهارصد و یک شمسی پ.ن یکم: افیونِ دریا، سحر میخک. پ.ن دوم: بی‌لذتی یا آنهدونیا (Anhedonia) به معنی نقص در عملکرد هدونیک مرتبط با درک احساسات خوشایند یا ناخوشایند، کاهش انگیزه، یا عدم توانایی درک لذت است. @artplAs
76
3
حضور سفیر و رایزن فرهنگی سفارت فرانسه در اولین اجرای ساوانابای اثر مارگریت دوراس در ایران پی‌یر کوشار سفیر فرانسه و رومن اوتل
حضور سفیر و رایزن فرهنگی سفارت فرانسه در اولین اجرای ساوانابای اثر مارگریت دوراس در ایران پی‌یر کوشار سفیر فرانسه و رومن اوتل رایزن فرهنگی فرانسه در ایران با حضور در مکتب تهران اولین اجرای نمایشنامه‌ی ساوانابای اثر مارگریت دوراس نویسنده فرانسوی در ایران را تماشا کردند. این تئاتر به کارگردانی #یاسر_متاجی و بازی #ماریا_منافی‌زاده، #هستی_حیاتی و #حمیدرضا_بداغی در سیزدهمین فستیوال تئاتر مکتب تهران به روی صحنه رفت. در این اجرا چهره هایی همچون دکتر محمدرضا خاکی مترجم و پژوهشگر حوزه تئاتر و گلچهره سجادیه بازیگر نیز حضور داشتند. @theatreplAs
143
4
Reverence Song by #Exist_Strategy Released: 2016 فواره‌ها، غرور زخم‌های تواند، ای‌که دست خونین با گلبرگ‌های داوودی پاک کرده‌یی باران چندان کوچک است که بیانگاری دوستانه گریسته‌یی. #بیژن_الهی @artplAs
195
5
Нет текста...
205
6
Durme Mi Alma Donzela Song by #Françoise_Atlan Released: 2006 سارا کین در متن ویار نوشته:«دوست دارم وقتی از خواب بیدار می‌شوم، برای لحظه‌ای ندانم که چرا این‌قدر غمگینم.» برنارـ ماری کلتس نیز در نمایشنامه‌ی بازگشت به برهوت از قول شخصیت آدرین می‌گوید:«نمی‌خوام شب‌ها امیدوار باشم، چون نمی‌خوام صبح‌ها گریه کنم.» @artplAs
0