In Treatment (تحت درمان)
Открыть в Telegram
در این کانال سعی می کنم در مورد موضوعاتی همچون روانکاوی، روانشناسی و فلسفه حرف بزنم. فیلمها و کتابهایی هم پیشنهاد خواهد شد. آرمان خزائی (دانشجوی دکتری روانشناسی بالینی) ش.ع ؛ ۵۲۷۴۱ ش.پ ؛ ۲۱۰۶۹۴۹
Больше6 065
Подписчики
+324 часа
+67 дней
-1130 дней
Архив постов
درسِ مهم که در مسیرِ «بلوغ روانی» یاد میگیری… 🧠🌿
اگر در مسیر رواندرمانی یا خودشناسی هستی، احتمالاً به این ۷ واقعیت برخورد کردی که «بازیِ ذهن» را تغییر میدهند:
1️⃣ پایانِ توهمِ منجی: هیچکس قرار نیست بیاید و تو را نجات دهد. مسئولیتِ حالِ خوبِ تو، ۱۰۰٪ با خودت است.
2️⃣ مرزها؛ دیوارِ امنیت: نبودِ مرز = درام و تنش. مرزهای سالم، یعنی تو برای «احترام به خودت» بها میدهی.
3️⃣ هنرِ پذیرش (Radical Acceptance): خیلی از دردهای زندگی قرار نیست حذف شوند؛ باید یاد بگیریم چطور با وجود آنها، همچنان «زندگی» کنیم.
4️⃣ ذهنِ قصهگو: همیشه به افکارت اعتماد نکن. ذهن گاهی «فاجعهسازی» میکند. اینها واقعیت نیستند، فقط «فکر» هستند.
5️⃣ دست از گداییِ تأیید بردار: آدمهای امن، نیازی به التماس ندارند. انرژیات را هدر نده؛ کسانی را نگه دار که قدرِ بودنِ تو را میدانند.
6️⃣ شهامتِ رها کردن: چسبیدن به یک رویا یا رابطهی تمامشده، شجاعت نیست؛ «ترس» است. گاهی باید سوگواری کرد و گذشت.
7️⃣ قدردانی از حلقهی امن: دوستانِ واقعی انگشتشمارند. اگر پیدایشان کردی، آنها اولویتِ زندگیات هستند.
https://t.me/intreatmentpsy
👤 کلود استیل
روانشناس اجتماعی
📖 نظریهی «تأیید خود»
استیل نشان داد وقتی تصویری مهم از خودمان تهدید میشود، ممکن است برای محافظت از آن تصویر، رفتارهایی انجام دهیم که حتی به ضررمان تمام شوند.
مثلاً اگر خودمان را «آدم همیشه منطقی» بدانیم، پذیرفتن یک اشتباه میتواند خیلی سخت شود.
چون دیگر فقط یک اشتباه نیست.
انگار بخشی از هویت ما زیر سؤال رفته.
برای همین گاهی آدم از یک عقیده دفاع نمیکند چون واقعاً درست است.
از آن دفاع میکند چون اگر اشتباه باشد، مجبور میشود تصویرش از خودش را هم دوباره بسازد.
شاید بعضی بحثهایی که هیچوقت تمام نمیشوند، اصلاً درباره موضوع بحث نیستند.
درباره ایناند که:
«اگر من اشتباه کرده باشم، پس درباره خودم چه فکری باید بکنم؟»
حسادت؛ پنهانترین هیجانِ انسان… 👁️🖤
«انسان ممکن است به عجیبترین گناهانش اعتراف کند، اما بهسختی پیش میآید به حسادت اعتراف کند!»
هلموت شوئک (جامعهشناس بزرگ) معتقد است حسادت، فراگیرترین و شدیدترین هیجانِ بشر است. اما یک نکته مهم در روانشناسیِ این هیجان وجود دارد:
چرا به برخی حسادت میکنیم و برخی نه؟
حسادت در «فاصلههای دور» شکل نمیگیرد؛ حسادتِ واقعی درست جایی شعلهور میشود که شباهت زیادی داریم و فاصله بسیار اندک است.
▫️ وقتی با نفر اول «یک کهکشان» فاصله داری، فقط تحسین میکنی.
▫️ اما وقتی فقط «یک قدم» کم میآوری، خشم و حقارتِ حاصل از حسادت به اوج میرسد!
دقیقاً در همین لحظه است که:
⚡️ در بازنده، احساس حقارت شکل میگیرد.
⚡️ و در برنده، توهمِ خودبرتربینی (Grandiosity).
💡 حقیقتِ روانشناختی:
حسادت بخشی از «سایه» (Shadow) در روانِ همه ماست. انکارِ آن، فقط مخربترش میکند. تنها راهِ رام کردنِ این هیجانِ تاریک، «دیدنِ صادقانه» و پذیرشِ حضورِ آن در وجودمان است.
https://t.me/intreatmentpsy
🧠 یک دقیقه | یک مقاله
صبر میکنیم تا همه غذایشان برسد اما برای خودمان، نه آنها.
رستوران. غذایت آمده. بقیه هنوز منتظرند. ناراحت میشوی که شروع کنی. میگویی «بفرمایید.» میگویند «نه، بخور.» اما نمیخوری. چرا؟
پژوهش:🔬 Scopelliti، Steinmetz و Paley در یک مجموعه چهار مطالعه تجربی نشان دادند که این رفتار به شکل غیرمنتظرهای بیشتر برای آرامش روانی خود ماست ،نه برای احساس بهتر دیگران.
📊 یافتههای کلیدی:
• شرکتکنندگان وقتی غذایشان زودتر میرسید، انتظار داشتند که از شروع کردن خودشان بدشان بیاید خیلی بیشتر از آنکه انتظار داشتند دیگران اگر همین کار را بکنند ناراحت شوند.
• این تفاوت به این دلیل است که ما ناراحتی درونی، احساس گناه و احساس مثبت «با ملاحظه بودن» خودمان را حس میکنیم ، اما نمیتوانیم به همین شکل به تجربه دیگران دسترسی داشته باشیم.
• وقتی همراه صریحاً میگفت «بخور»، همچنان تفاوت خودمان-دیگران باقی میماند.
• گرفتن دیدگاه طرف مقابل این تفاوت را کاهش میداد اما کاملاً از بین نمیبرد.
💡 یعنی وقتی صبر میکنیم، در واقع برای آرامش خودمان صبر میکنیم ، نه چون دیگران واقعاً اینقدر اهمیت میدهند. همانطور که نمیتوانیم احساسات دیگران را مثل احساسات خودمان حس کنیم، در تخمین اینکه چقدر برایشان اهمیت دارد هم اشتباه میکنیم.
میگویی «نه نه، بخور» ، اما اگر نقشها عوض میشد، خودت هم نمیخوردی.
❓ آیا تا به حال به کسی گفتی «بخور، من مشکلی ندارم» ، در حالی که اگر جای او بودی، خودت صبر میکردی؟
📚 منبع:
Scopelliti, I., Steinmetz, J., & Paley, A. (2025). Wait or eat? Self-other differences in a commonly held food norm. *Appetite, 209*, 107965. DOI: 10.1016/j.appet.2025.107965
هر آن کس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دل ها را
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا را
🌱شهریار
چرا مغز شما عاشقِ «تکرار» است، نه استعداد؟ 🧠⚡️
خیلی از افراد فکر میکنند آدمهای موفق یا ماهر، با ژنهای متفاوتی متولد شدهاند یا نبوغِ ذاتی دارند؛ اما نوروساینس پرده از راز دیگری برمیدارد:
«تکرار، قدرتمندتر از استعداد است!»
🔬 پشت پرده مغز چه اتفاقی میافتد؟
مغز انسان ساختاری انعطافپذیر و پویا دارد که به آن نوروپلاستیسیتی (Neuroplasticity) یا «انعطافپذیری عصبی» میگویند.
هر بار که رفتاری، مهارتی یا فکری را تکرار میکنید:
▫️ نورونهای مربوط به آن فعالیت با هم شلیک میشوند.
▫️ ارتباط سیناپسی بین آنها تقویت میشود و اصطلاحاً به هم سیمکشی میشوند.
▫️ در نتیجه، انجامِ آن کار بعد از مدتی، کممصرفتر و بدون زحمت پیش میرود!
🎤 درست مثل یک سخنران که بعد از صدها بار روی استیج رفتن دیگر اضطراب ندارد؛ مغز او از بدو تولد ضدِ استرس نبوده، بلکه این «مسیر عصبی تکرار» است که آرامش و تسلط را ساخته است.
💡به خاطر بسپاریم:
استعداد شاید به شما یک «شروع خوب» هدیه دهد، اما مغز شما به کاری که هر روز تکرار میکنید واکنش نشان میدهد، نه پتانسیلی که دستنخورده در گوشه ذهنتان مانده است!
https://t.me/intreatmentpsy
👤 مری اینزورث
روانشناس و پژوهشگر دلبستگی
اینزورث در پژوهشهای معروفش درباره دلبستگی نشان داد که کودک فقط به حضور فیزیکی مراقب نیاز ندارد؛ احساس امنیت در دسترس بودن او اهمیت دارد.
این موضوع در بزرگسالی هم قابل تأمل است.
گاهی یک نفر واقعاً دوستت دارد.
کنارت هست.
به تو اهمیت میدهد.
اما باز ذهنت میپرسد:
«نکنه ترکم کنه؟»
«نکنه دیگه دوستم نداشته باشه؟»
«نکنه یه روز عوض بشه؟»
گاهی مشکل این نیست که عشق کافی دریافت نکردهای.
مشکل این است که بدنت هنوز به ماندنِ آدمها اعتماد نکرده.
برای بعضی آدمها، دوست داشته شدن آسانتر از باور کردنِ دوست داشته شدن است.
💔 شکست عاطفی و نحوه عبور از آن 💔
گاهی دلتنگی را با «باید برگردم» اشتباه میگیریم.
اما دلتنگ شدن، لزوماً به این معنا نیست که رابطه را دوباره میخواهیم.
ممکن است دلتان برای یک نفر تنگ شود؛ برای صدایش، برای توجهی که میکرد، برای تصویری که از آینده با او ساخته بودید، یا حتی برای احساسی که در کنار او نسبت به خودتان داشتید. در واقع، برای تمام آن لحظات و تجربیات...
دلتنگی به ما میگوید: «این رابطه برای من مهم بوده است.»
اما اینکه با این احساس چه کنیم، سؤال دیگری است.
قبل از اینکه از دلتنگی به این نتیجه برسیم که «پس باید برگردم»، میتوانیم از خودمان بپرسیم:
«دلم برای خودِ این رابطه تنگ شده، یا برای بخشی از تجربهای که در آن داشتم؟»
«اگر دلتنگیام کمتر شود، آیا هنوز همان رابطه را انتخاب میکنم؟»
و مهمتر از همه:
«آیا چیزی که دلم برایش تنگ شده، در واقعیتِ رابطه وجود داشت، یا بیشتر در تصویری که از آن ساخته بودم؟»
گاهی چیزی که باید رها کنیم فقط یک آدم نیست؛ بلکه تصویری است که از آن رابطه، از آیندهمان، و حتی از خودمان در آن رابطه ساخته بودیم.
عبور کردن یعنی کمکم بتوانیم بین «آنچه دلم میخواهد» و «آنچه برای من مناسب است» تمایز بگذاریم.
این مسیر ادامه دارد...
مریم باباییفرد
دکتری روانشناسی بالینی
با سلام
لطفا ما برای این وبینار به یک مترجم همزمان نیازمندیم، لطفا در صورت علاقمندی اطلاع دهید. سپاس
هزینه این کار پرداخت خواهد شد.
به آیدی زیر پیام دهید.
@Arman_khazaei
با سلام
لطفا ما برای این وبینار به یک مترجم همزمان نیازمندیم، لطفا در صورت علاقمندی اطلاع دهید. سپاس
هزینه این کار پرداخت خواهد شد.
به آیدی زیر پیام دهید.
@Arman_khazaei
هر آن کس چیز می بخشد، ز جان خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
🌱صائب تبریزی
یه نمونه واقعی از پدر و بچه که نشون میده چطور با روش «گشتالتدرمانی» با کجخلقی بچه نوپا کنار بیایم، یعنی خونسرد و آروم بمونیم، تو لحظه حاضر باشیم و با بچه ارتباط داشته باشیم، بهجای اینکه زود از کوره در بریم.
این ویدیو رو جوئل میچل با مهربونی به اشتراک گذاشته. این ویدیو بیشتر از حرف زدن نشون میده که وقتی بچهای مضطرب و عصبانیه، «حضور داشتن» یعنی چی.
نکته اصلی اینه که والد آروم و متعادل بمونه، برای بچه حاضر باشه، و با هر چیزی که بچه داره تجربه میکنه، همراه باشه. این به معنای «لوس کردن» بچه نیست، بلکه یعنی کاملاً درگیر بودن، کنار بچه بودن همونجایی و همانطوری که هست، با کمترین کنترل و دخالت.
حقیقتِ تلخی درباره «بزرگ شدن» که کسی به ما نمیگوید… ⏳🪴
بالاخره روزی بیدار میشویم و میفهمیم: «قرار نیست هیچ منجیای بیاید و زندگیمان را جمعوجور کند.»
نه روزِ جادوییِ «آمادگی کامل» میرسد و نه کسی میآید که بارِ تصمیمهای سخت را از روی دوش ما بردارد. بزرگ شدن دقیقاً از لحظهای شروع میشود که میپذیریم «مسئولِ کیفیت زندگیمان» فقط خودمان هستیم.
باید بپذیریم که:
▫️ اگر حالت خوب نیست، مسئولیتِ تغییرش با خودت است.
▫️ اگر در رابطهای فرسایشی هستی، فقط تو میتوانی شهامتِ پایان دادنش را داشته باشی.
▫️ اگر منتظر «زمان مناسبی»؛ بدان که آن زمانِ جادویی هرگز اتفاقی نمیرسد.
⚡️ بخش تلخ ماجرا:
ما اغلب «پاسخ» را میدانیم، اما نمیخواهیم «بهایش» را بدهیم. میدانیم چه رابطهای سمی است یا کدام عادت زندگیمان را نابود میکند؛ اما تغییر همیشه انتخابِ یک گزینه شیرین نیست.
گاهی تغییر یعنی:
«دست کشیدن از چیزی که به رنجِ آن عادت کردهایم.»
💡 یادمان باشد:
بزرگ شدن، خروج از «رنجِ آشنا و امن» است. درست از لحظهای که بهای تغییر را به جان میخریم، زندگیِ واقعی آغاز میشود.
https://t.me/intreatmentpsy
🎥 فیلم: یک روش خطرناک | A Dangerous Method (2011)
• روایت «مرز باریک دانش و میل» در مثلثِ فروید، یونگ و سابینا •
🧠 این فیلم مطالعهی موردی «انتقال و انتقال متقابل» تقابلِ فروید و یونگ بر سرِ لیبیدو، و هزینهی عبور از مرزهای درمانی است.
⭐️ ارزش دیدن: برای دیدن اینکه معمارانِ ناخودآگاه، خود در بندِ گرههای روانیشان اسیر بودند.
«سابینا» بیمارِ یونگ است و هم آینهی سرکوبهای خود او. یونگ بین اخلاق حرفهای و میل شخصی گیر میافتد و فروید میخواهد این پیوند را در قالبِ نظریهی لیبیدو بفهمد. فیلم نشان میدهد درمان، نه یکطرفه، بلکه رقصی خطرناک میان فرافکنیهای درمانگر و رنج درمانجو است.
📌 فیلم یادآوری میکند بزرگترین خطر روانکاوی، ورود به ناخودآگاهِ بیمار نیست مواجههی درمانگر با سایهی خودش است. جایی که دانش، در برابر میل سر تعظیم فرود میآورد.
#پردهنقرهای
🧠 یک دقیقه | یک مقاله
افکار منفی مشکل نیستند ،مشکل وقتیه که نمیتوانیم آنها را بروز کنیم.
«دوباره داری بد فکر میکنی.» اما آیا واقعاً فکر منفی مشکل است؟ تحقیقات جدید میگویند خیر ، مشکل جای دیگری است.
پژوهش:🔬 Vos و همکاران از دانشگاه Tilburg در یک مطالعه روزانه نشان دادند که «انعطافناپذیری تفسیر منفی» یعنی ماندن در یک تفسیر منفی حتی وقتی شواهد جدیدی پیدا میشود پیشبینیکننده قوی نشخوار فکری و کاهش احساسات مثبت در زندگی روزمره است.
📊 یافتههای کلیدی:
• دو نفر میتوانند دقیقاً همان فکر منفی را داشته باشند ، یکی آن را بروز میدهد و ادامه میدهد، دیگری گیر میکند.
• کسی که گیر میکند نه به خاطر «تفکر منفیتر»، بلکه به خاطر «انعطافناپذیری در بروزرسانی» آن تفکر است.
• نشخوار فکری و کاهش احساسات مثبت یک چرخه خودتقویتکننده میسازند ، هر کدام دیگری را بدتر میکند.
• نشخوار فکری با کاهش توانایی ترکیب اطلاعات جدید مرتبط است ،مغز به جای پیش رفتن، روی همان اطلاعات قدیمی میچرخد.
💡 یعنی مشکل اصلی نه «داشتن فکر منفی» که کاملاً طبیعی است بلکه «گیر کردن» در آن است. مغزی که میتواند یک فکر منفی را پردازش کند، بروز دهد و جلو برود، سالمتر از مغزی است که سعی میکند هیچ فکر منفی نداشته باشد.
مشکل فکر منفی نیست ،مشکل این است که نمیتوانی ازش رد شوی.
❓ آیا تجربه کردی که همان فکری که روزی آزارت میداد، روز دیگری راحتتر از کنارش گذشتی؟ چه فرقی بود؟
📚 منابع:
Vos, L. M. W., Kuppens, P., Smeets, T., & Everaert, J. (2026). Trapped in thought: Investigating reciprocal links between negative interpretation inflexibility, rumination, and dampening of positive emotions in daily life.
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
🌱حافظ
برای این جلسه ما کمترین هزینه را در نظر گرفتیم. در صورت علاقه به رویکرد گشتالت و آشنایی با ادغام این رویکرد با سایر رویکردها میتوانید ثبتنام کنید.
✨ دوره آموزشی آنلاین زنده
درک تروما از طریق مدل ترومای گشتالت رابطهای همراه با شفقت (CRGTM)
👤 مدرس: رافائل کورتینا
رواندرمانگر گشتالت | نویسنده
🔍 در این دوره میآموزید:
• تروما بهعنوان اختلال در تماس، تنظیم هیجانی و احساس تعلق
• تأثیر تروما بر دستگاه عصبی، دلبستگی و سازهمندی خود
• شناخت علائم بهعنوان پاسخهای خلاقانه برای بقا، نه بیماری
• نقش تحسم، آگاهی بدنی و تجربهی رومانتیک در بهبودی
• اهمیت همتنظیمی، ایمنی رابطهای و شفقت در ترمیم
• چگونگی بازگرداندن تماس، تنظیم هیجانی و احساس تعلق
📅 ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶
⏰ ۱۸:۳۰ به وقت تهران
👥 ویژه رواندرمانگران و مشاوران
💻 آنلاین زنده
«شفا در رابطه رخ میدهد؛ از طریق آگاهی، شفقت و شجاعت برای دوباره برقرار کردن ارتباط.»
