es
Feedback
In Treatment (تحت درمان)

In Treatment (تحت درمان)

Ir al canal en Telegram

در این کانال سعی می کنم در مورد موضوعاتی همچون روانکاوی، روانشناسی و فلسفه حرف بزنم. فیلم‌ها و کتاب‌هایی هم پیشنهاد خواهد شد. آرمان خزائی (دانشجوی دکتری روانشناسی بالینی) ش.ع ؛ ۵۲۷۴۱ ش.پ ؛ ۲۱۰۶۹۴۹

Mostrar más
5 999
Suscriptores
-324 horas
+47 días
-9030 días
Archivo de publicaciones
❤️‍🩹 چرا انسان‌ها عاشق می‌شوند؟ شاید عشق فقط یک احساس ساده نباشد. شاید ترکیبی از معنا، تنهایی، زیست‌شناسی، دلبستگی و رشد باشد. از نگاه افلاطون، عشق تلاشی است برای یافتن «نیمه‌ی گمشده»؛ از نگاه شوپنهاور، شاید ترفندی از دلِ طبیعت برای بقا باشد؛ و از نگاه برتراند راسل، راهی برای فرار از تنهاییِ بنیادی انسان. اما عشق فقط رنج و نیاز نیست. در نگاه‌هایی عمیق‌تر، عشق می‌تواند رشد مشترک باشد؛ جایی که دو انسان در کنار هم، نه خودشان را از دست می‌دهند، و نه از تغییر می‌ترسند. 🌱 شاید پاسخ قطعی برای عشق وجود نداشته باشد، اما یک چیز روشن است: عشق یکی از عمیق‌ترین و دگرگون‌کننده‌ترین تجربه‌های انسانی است. https://t.me/intreatmentpsy

تارا براک، روان‌شناس و پژوهشگر، می‌گوید: «بیشتر رنج ما از این نیست که درد داریم؛ از این است که با درد خودمان می‌جنگیم.» تارا براک نمی‌گوید درد کشیدن خوب است. می‌گوید وقتی غمگین می‌شویم، معمولاً یک لایه دیگر هم به آن اضافه می‌کنیم. به خودمان می‌گوییم: ⭕️نباید این‌قدر حساس باشم. ⭕️چرا هنوز فراموشش نکردم؟ ⭕️چرا مثل بقیه قوی نیستم؟ در واقع، به جای اینکه فقط درد را تجربه کنیم، شروع می‌کنیم به قضاوت کردن خودمان بابت همان درد. و گاهی این قضاوت، از خودِ درد هم بیشتر ما را خسته می‌کند. به باور براک، اولین قدم آرام شدن، این نیست که احساساتمان را حذف کنیم؛ این است که دست از جنگیدن با آن‌ها برداریم.

طریق عشق، پُر آشوب و فتنه است ای دل! بیفتد آن که در این راه با شتاب روَد 🌱حافظ

تله‌ی کمال‌گرایی؛ چرا «شروع کردن» اینقدر سخت است؟ 🧠 خیلی از دانشجوها با یک سدِ بزرگ روبرو هستند: ترس از اینکه خروجیِ کارشان عالی نباشد. در روان‌شناسی، این وضعیت را «کمال‌گراییِ ناسازگار» می‌نامیم. وقتی ما خودمان را با قله‌یِ موفقیتِ دیگران مقایسه می‌کنیم، فراموش می‌کنیم که آن موفقیت، حاصلِ سال‌ها «کارهای ناقص»، «اشتباهاتِ مکرر» و «شروع‌های خام» بوده است. 🔴 ۳ نکته‌ی حیاتی برای شکستن این تله: ۱. کمال‌گرایی، استانداردِ تعالی نیست: اغلب سپری برای فرار از ترسِ شکست یا قضاوت شدن است. ۲. ناقص بودن، بخشی از فرایند است: هر ایده‌ی بزرگی که امروز می‌بینید، با یک «پیش‌نویسِ ناقص» شروع شده است. ۳. تداوم مهم‌تر از کیفیتِ اولیه است: اگر منتظر «کامل بودن» بمانید، هرگز شروع نخواهید کرد. توصیه : به خودتان اجازه بدهید که در شروعِ مسیر، «ناقص» باشید. پیشرفت، نه در بی‌نقصی، که در «تکرار و اصلاح» نهفته است. شما در مسیرِ یادگیری هستید، نه در مسابقه‌یِ بی‌نقصی. 🌱 https://t.me/intreatmentpsy

🧠 یک دقیقه | یک مقاله چرا وقتی همه چیز خوب است، منتظر اتفاق بد هستیم؟ همه چیز خوب است. کار خوب، رابطه خوب، حال خوب. اما یک صدایی در ذهنت می‌گوید: «این زیادی خوبه ، یه چیزی قراره خراب بشه.» این یک ترس دارد و یک اسم. 🔬 پژوهش: Joshanloo در یک مرور جامع از یک دهه پژوهش نشان داد که ترس از شادی ، باور به اینکه شادی منجر به پیامدهای بد می‌شود،یک پدیده روانشناختی واقعی و جهانی است که با افسردگی، اضطراب و کاهش رضایت از زندگی مرتبط است. 📊 یافته‌های کلیدی: • این ترس با کمال‌گرایی، عزت نفس پایین و سبک دلبستگی ناایمن ارتباط دارد. • کودکی ناشاد قوی‌ترین پیش‌بینی‌کننده این ترس در بزرگسالی است. • افرادی که این ترس را دارند از لحظات خوش‌شان لذت کمتری می‌برند، چون هم‌زمان در حال آماده شدن برای از دست دادنشان هستند. • این پدیده در فرهنگ‌هایی که شادی فردی را خودخواهانه می‌دانند بیشتر دیده می‌شود. 💡 این ترس منطقی نیست، اما قابل درک است. اگر بارها تجربه کردی که چیز خوبی از دستت رفت، مغز یاد می‌گیرد که از خوشحالی بترسد تا کمتر آسیب ببیند. اما نتیجه؟ در لحظه‌های خوب هم نمی‌توانی واقعاً حاضر باشی. ترس از شادی یعنی آنقدر از دست دادن ترسیدی که دیگر جرأت داشتن نداری. ❓ آیا تا به حال در یک لحظه شاد بودی اما ذهنت به جای ماندن در آن، دنبال دلیلی برای نگرانی می‌گشت؟ 📚 منبع Joshanloo, M. (2024). What have we learned about fear of happiness? A review of a decade of empirical research. Current Psychology, 43, 33420–33434.

گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید... 🌱حافظ

. درمان سوماتیک (بدنی): وقتی بدن داستان را روایت می‌کند در رویکرد سوماتیک، بدن منبعی از دانش و خرد است. پیتر لوین، پیشگام این حوزه، به سادگی نشان می‌دهد که چگونه یک مداخله کوچک بدنی می‌تواند درک مراجع از خودش را متحول کند. مراجع این جلسه از خمیده بودن خود ناراضی است و آن را با نبود اعتماد به نفس در کودکی مرتبط می‌داند. اما به جای تحلیل کلامی صرف، درمانگر از او می‌خواهد با شانه‌هایش بازی کند: بالا، پایین، جلو، و بازگشت به حالت خنثی. همین حرکت ساده، مراجع را به حس جدیدی از «خود بودن» می‌رساند. او می‌گوید: «وقتی راست می‌نشینم و خودم را باز می‌کنم، بیشتر شبیه به کسی هستم که می‌خواهم باشم.» پیام اصلی: مهم نیست از کجا شروع کنید. از بدن به ذهن یا از ذهن به بدن. بدن همیشه آماده است تا داستانش را بگوید. صدایی هست که از کلمات استفاده نمی‌کند. آیا در کار بالینی خود از تکنیک‌های بدنی استفاده می‌کنید؟

🔥 فهمیدنِ دلیلِ یک رفتار، لزوماً به‌معنای تغییر دادنِ آن نیست. این‌که بدانیم بعضی واکنش‌ها، الگوها یا رفتارهای ما از کجا آمده‌اند، مهم است؛ اما آگاهی، فقط شروع مسیر است، نه پایان آن. گاهی بعضی‌ها از اصطلاحات روان‌شناختی مثل: «تروما»، «تروما ریسپانس = واکنش ناشی از تروما» یا «مکانیزم دفاعی» برای فرار از مسئولیت استفاده می‌کنند؛ انگار پیدا کردنِ اسمِ یک زخم، خودِ درمان است. در حالی که حقیقت این است: تا وقتی رفتاری را نپذیری، نمی‌توانی تغییرش بدهی. و تا وقتی برای اصلاح آن کاری نکنی، فقط برای ناکارآمدی‌هایت واژه‌های شیک‌تری پیدا کرده‌ای. 💬 خودآگاهی ارزشمند است، اما خودآگاهیِ بدون مسئولیت‌پذیری، فقط یک شناختِ بی‌اثر است. https://t.me/intreatmentpsy

انجمن علمی روان‌درمانی مازندران بستری تخصصی برای تجمع متخصصین، پژوهشگران و دانشجویان حوزه روان‌درمانی. 🔹 تمرکز: ارتقای دانش بالینی و تبادل تجربیات علمی. 🔹 محتوا: مقالات جدید، اخبار کارگاه‌ها، همایش ها و معرفی کتاب و رویکردهای درمانی. 📍 اگر در مسیر رشد حرفه‌ای هستید، همراه ما باشید: @Iranianpsychotherapy_mazandaran

دب دینا، که سال‌ها روی نظریه پلی‌واگال کار کرده، می‌گوید: «آرام شدن، همیشه با فکر کردن اتفاق نمی‌افتد؛ گاهی اول باید احساس امنیت کنی.» خیلی وقت‌ها به خودمان می‌گوییم: ⭕️آروم باش. ⭕️این‌قدر فکر نکن. ⭕️نگران نباش. اما بدن ما با دستور آرام نمی‌شود. اگر سیستم عصبی احساس خطر کند، حتی وقتی می‌دانیم همه چیز امن است،باز هم ممکن است قلبمان تند بزند،عضلاتمان منقبض شوند و ذهنمان بدترین سناریوها را بسازد. دب دینا می‌گوید قبل از اینکه مغز منطقی ما فعال شود،بدن از خودش می‌پرسد: «اینجا امن هست یا نه؟» و تا وقتی پاسخ این سؤال «نه» باشد،منطق به تنهایی نمی‌تواند اضطراب را خاموش کند.

نبیند مدّعی جز خویشتن را که دارد پرده‌یِ پندار در پیش 🌱سعدی

. درد مزمن را با ذهن‌آگاهی مدیریت کن! در این ویدیو، ران سیگل، متخصص ذهن‌آگاهی، با لورین کار می‌کند؛ زنی ۶۰ ساله که یک سال پیش تصادف کرده و همچنان با درد مزمن دست و پنجه نرم می‌کند. اما نکتهٔ شگفت‌انگیز اینجاست: تحقیقات نشان داده که بیزاری از درد یا اجتناب از درد، خودش یکی از مولفه‌های اصلی درد مزمن است و بسیاری از ما حتی متوجه این واکنش بیزاری نمی‌شویم. 🧠 هدف ذهن‌آگاهی در اینجا این است که به ما کمک کند تفاوت بین «احساس لحظه‌به‌لحظه درد» و «واکنش بیزاری‌مان یا اجتناب نسبت به آن» را تشخیص دهیم. وقتی ذهن را آموزش می‌دهیم که با نگرشی باز و پذیرا به چیزی ناراحت‌کننده توجه کند، ممکن است درد را بیشتر حس کنیم، اما برخلاف انتظار، رنجِ ناشی از آن بسیار کمتر می‌شود! چرا؟ چون تمرین می‌کنیم که فقط «با» درد باشیم، نه اینکه سعی کنیم آن را درست کنیم. واکنش بیزاری کاهش می‌یابد، چون دیگر با درد نمی‌جنگیم، فقط حضور داریم.

🌿 گاهی دیر می‌فهمیم، اما هیچ‌وقت دیر نیست. هر کدام از ما برای یک نقش خاص به این دنیا آمده‌ایم؛ نقشی که شاید هنوز کامل نشناخته باشیم، اما اثرش از همان امروز در زندگی‌مان و در جهان اطرافمان دیده می‌شود. ✨ اگر امروز خسته‌ای 😔 سردرگمی 🤍 یا فکر می‌کنی هنوز «جای درستت» را پیدا نکرده‌ای، یادت باشد: 💭 ارزش تو به این نیست که همه‌چیز را زود بدانی، بلکه به این است که در مسیرِ پیدا کردن خودت، از حرکت نایستی. 🚶‍♀️🌱 🎓 دانشجو بودن فقط درس خواندن نیست؛ یعنی ساختن آینده، معنا دادن به توانایی‌ها، و پذیرفتن این حقیقت که حضور تو مهم است. 💫 تو یک نقش داری، تو یک اثر داری، و یک جهان منتظرِ شکوفا شدنِ توست. 🌸 https://t.me/intreatmentpsy

🧠 یک دقیقه | یک مقاله آدم‌های مضطرب عصبانی‌ترند، اما کمتر کسی متوجه می‌شود ! وقتی به اضطراب اجتماعی فکر می‌کنیم، معمولاً فردی ساکت، خجالتی و کم‌حرف را تصور می‌کنیم. اما پژوهش‌ها نشان می‌دهند که پشت این ظاهر آرام، گاهی هیجان دیگری هم پنهان است: خشم. 🔬 پژوهش: در یک مطالعه ۲۱ روزه روی ۸۸ نفر، پژوهشگران دریافتند افرادی که اضطراب اجتماعی داشتند، در مقایسه با افراد بدون این مشکل، خشم بیشتری را در زندگی روزمره تجربه می‌کردند. 📊 یافته‌های کلیدی: • افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی به‌طور کلی سطح بالاتری از خشم را گزارش کردند. • تعامل با افراد ناآشنا یا دور، در این افراد خشم بیشتری نسبت به تعامل با افراد نزدیک ایجاد می‌کرد. • این الگو در افراد بدون اضطراب اجتماعی مشاهده نشد. • خشم در اضطراب اجتماعی اغلب آشکار نیست و می‌تواند به شکل تحریک‌پذیری، سردی عاطفی یا کناره‌گیری از دیگران ظاهر شود. 💡 چرا این اتفاق می‌افتد؟ مغز فرد مبتلا به اضطراب اجتماعی، بسیاری از موقعیت‌های اجتماعی را به‌عنوان تهدید تفسیر می‌کند. و واکنش انسان به تهدید فقط ترس نیست؛ خشم هم یکی از پاسخ‌های طبیعی به احساس تهدید است. به همین دلیل ممکن است کسی که از بیرون فقط خجالتی به نظر می‌رسد، در درون هم‌زمان با ترس، تنش و خشم زیادی دست‌وپنجه نرم کند. اضطراب و خشم همیشه مقابل هم نیستند؛ گاهی هر دو از یک احساس مشترک سرچشمه می‌گیرند: احساس ناامنی. ❓ آیا تا به حال در یک موقعیت اجتماعی ناراحت‌کننده، بعداً متوجه شده‌ای که علاوه بر اضطراب، احساس خشم هم داشته‌ای؟ 📚 منبع Kashdan, T. B., et al. (2024). Anger in social anxiety disorder. Cognitive Behaviour Therapy, 54(3), 333–348.

ما مست جام بادهٔ عشق و محبتیم ما را شراب و کوثر و جنت به کار نیست 🌱ترکی شیرازی

درمان سوگ: وقتی متوفی از دشمن به متحد تبدیل می‌شود در جلسات درمان سوگ، یکی از مهم‌ترین تحولات، تغییر رابطه مراجع با فرد متوفی است. در این ویدیو، اینگرید پس از ۲۳ سال متوجه می‌شود که مادرش را در جعبه‌ای از درد زندانی کرده است. او می‌گوید: «احساس می‌کنم بهتر است او را در جعبه نگذارم، بلکه بگذارم خودش به من کمک کند.» نکته ظریف اما مهم اینجاست که درمانگر به جای ارائه راه‌حل، به مراجع کمک می‌کند تا خودش کلید را پیدا کند. او می‌گوید: «مراجع همیشه کلید را دارد، فقط نمی‌داند کجا گذاشته است.» این همان تفاوت بین درمانگری است که راه‌حل می‌دهد و درمانگری که توانایی تصمیم‌گیری را به مراجع بازمی‌گرداند. در نتیجه نهایی این ماجرا: مادر از یک «دشمنِ» دردآور، به یک «متحد» و منبع قدرت تبدیل می‌شود. مادر دیگر یک بار سنگین نیست، بلکه یک منبع پشتیبانی است.

✨ گذار از «شیفتگی» به «تعهد بالغانه» 🧠 فراتر از هیجانات اولیه رابطه‌ی عاطفی، فراتر از یک احساسِ زودگذر، یک «فرآیند رشدی» است. بسیاری از شکست‌های عاطفی ناشی از این باور نادرست است که «عشق باید همیشه در اوج هیجان باقی بماند». روانشناسیِ روابط، ۵ مرحله‌ی کلیدی را تعریف می‌کند که هرکدام نیازمندِ مهارت‌های خاصی است: 🔹 ۱. مرحله جذب: فاز ابتدایی و کشش اولیه. 🔸 ۲. مرحله تعارض: ظهور تفاوت‌های فردی و چالش‌های بین‌فردی (بحرانی‌ترین نقطه). 🔹 ۳. مرحله التیام: ترمیم زخم‌ها با تنظیم هیجان و همدلی. 🔸 ۴. مرحله همکاری: حرکت از «من» به «ما» و تصمیم‌گیری مشترک. 🔹 ۵. مرحله میراث: ایجاد سیستم حمایتی برای آینده‌ای مشترک. 💡 نکته علمی: رضایت در رابطه‌ی طولانی‌مدت، محصولِ «تصادفِ احساسی» نیست؛ بلکه برآیندِ تعهد آگاهانه و تواناییِ عبورِ هوشمندانه از مرحله‌ی تعارض است. 💬 به نظر شما، سخت‌ترین مرحله برای عبور، کدام است؟ https://t.me/intreatmentpsy

آرون بک، بنیان‌گذار درمان شناختی، می‌گفت: «مردم از رویدادها ناراحت نمی‌شوند؛ از برداشتی که از آن رویدادها دارند ناراحت می‌شوند.» بک متوجه شده بود که خیلی وقت‌ها درد ما فقط از اتفاقی که افتاده نیست. از داستانی است که ذهنمان درباره آن اتفاق می‌سازد. مثلاً دو نفر ممکن است جواب پیامشان را دریافت نکنند. یکی فکر می‌کند: «حتماً سرش شلوغ بوده.» و دیگری فکر می‌کند: «من برایش مهم نیستم.» اتفاق یکی است. اما احساسی که تجربه می‌کنند کاملاً متفاوت است. برای همین بک معتقد بود خیلی وقت‌ها زندان اصلی ما، شرایط زندگی نیست. تفسیرهایی است که بدون اینکه متوجه باشیم، هر روز در ذهنمان تکرار می‌کنیم. گاهی رنج ما از واقعیت کمتر، و از معنایی که به واقعیت داده‌ایم بیشتر است.

امروز گذشت و بگذرد فردا دی رفته و رفتنی بود بهمن بی نیش، عسل که خورد ازین کندو بی خار، که چید گل ازین گلشن 🌱پروین اعتصامی

‌🔍 چرا وقتی کسی دوستمان دارد، می‌ترسیم؟ ‌بعضی وقت‌ها مشکل ما «نخواستنِ عشق» نیست؛ مشکل اینجاست که ذهن ما هنوز صمیمیت را با خطر اشتباه می‌گیرد. ‌🔻 ماجرا از چه قرار است؟ ذهن انسان فقط بر اساس واقعیتِ امروز عمل نمی‌کند؛ او تمامِ تجربه‌های گذشته را مثل یک کوله‌پشتی با خود حمل می‌کند. اگر در گذشته: ▪️ رها شدن را تجربه کرده باشید… ▪️ مدام نقد شده باشید… ▪️ یا با ناامیدی بزرگ شده باشید… ‌حالا «امنیت» برای شما غریبه و «اضطراب» آشناست! برای همین در یک رابطه سالم، مدام منتظر یک اتفاق بد هستید. ‌✨ نکته‌ی مهم: شفا و درمان زمانی شروع می‌شود که یاد بگیریم رابطه‌ی امنِ امروز را، از پشت فیلترِ زخم‌های دیروز نبینیم. ‌💬 به عنوان یک دانشجو یا علاقه‌مند به روانشناسی، فکر می‌کنی چطور می‌شود این «فیلترهای قدیمی» را شناسایی کرد؟ ‌https://t.me/intreatmentpsy