ru
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

Открыть в Telegram
633
Подписчики
-124 часа
Нет данных7 дней
-230 дней
Архив постов

... « نیابتی‌های بی‌اسلحه » حزب‌الله، حشد الشعبی، حوثی‌ها، فاطمیون و گروه‌های مشابه، نیابتی‌های جمهوری اسلامی‌اند؛ کسانی که در ازای آن پول، اسلحه به دست گرفته‌ و به قدرت و خشونت خود افتخار می‌کنند. در سوی دیگر، نیابتی‌هایی هستند که در کوچه‌ پس‌ کوچه‌های ایران و حتی خارج از کشور، با عنوان هنرمند، مجری، تحلیلگر، فعال اجتماعی یا چهره‌ی فرهنگی فعالیت می‌کنند و به جای اسلحه، روایت جمهوری اسلامی را به دوش می‌کشند‌. مصاحبه اخیر مجید واشقانی با همسر بیژن مرتضوی، نمونه‌ای از همین روند است. همان مسیری که پیش‌تر در رفتار برخی چهره‌های شناخته‌شده دیگر دیده‌ایم؛ کسانی که در بزنگاه‌های حساس تلاش می‌کنند اعتراض‌ها را بی‌اعتبار، کم‌رنگ یا مهار کنند. در این مصاحبه، نقش مردم در تصمیم‌گیری آگاهانه در اعتراض‌های دی‌ماه نادیده گرفته می‌شود. همچنین ادعا می‌شود که ناآرامی‌ها صرفاً واکنشی به افزایش نرخ ارز بوده و بعد هم با تحریک عوامل بیرونی گسترش یافته است. این روایت، شعور مردم ایران را نادیده می‌گیرد. میلیون‌ها نفر با تجربه‌ی زیسته، آگاهی و تشخیص خود به خیابان آمدند. وقتی روایت زندگیِ جانباختگان را می‌خوانیم؛ از نوجوان چهارده‌ساله تا زن و مرد هفتادساله، می‌بینیم که این انسان‌های آگاه، صاحب اندیشه و دارای قدرت تصمیم‌گیری، می‌دانستند دقیقاً چه می‌خواهند. از آشکار شدن این افراد نباید ناراحت شد. برعکس، هرچه نقاب‌ها بیشتر کنار می‌رود، تصویر واقعی‌تر می‌شود و تشخیص مسیر درست آسان‌تر خواهد بود. این بخشی از روند آگاهی و شکل‌گیری خرد جمعی است. دورانی که می‌گفتند «مهم نیست چه کسی حرف می‌زند، مهم این است که چه می‌گوید» گذشته است. امروز، پیش از هر چیز، مهم است که چه کسی سخن می‌گوید؛ و مهم‌تر از آن، این‌که آن سخن را در چه زمان و با چه هدفی بیان می‌کند. #محمد_مرکبیان @simar50 #پرستوها #نیابتی_های_جمهوری_اسلامی #بیژن_مرتضوی

4_6016946476695961228.mp32.77 MB

4_5998849893987262075.mp314.59 MB

ennio_morricone_chi_mai (1).mp311.66 MB

4_6014694676882269542.mp318.96 MB

... چه زندگی زیبایی! اعدام کنید.همه را اعدام کنید تا شاید کلمات از خفگی بیرون بیایند. حتماً این همه اعدام برای آن است که ما بفهمیم شما در حال ساختن جهانی بهتر هستید. اعدام کنید تا از خواب غفلت بیدار شویم. شاید ما نمی‌فهمیم که چرا هر طناب دار، گامی به سوی آینده‌ای روشن‌تر است و بی جهت از اعدام بیزار شده ایم. پس برای همین است که زیر بمباران هم نباید اعدام متوقف شود. زیر تحریم هم نه. بنزین گران می‌شود؟ چه باک؟! اعدام نباید تعطیل شود. برای این جامعه، موشک و بمب و جنگ و مانور جنگنده‌ها و تورم و گرسنگی و زندان و تحریم و حصر و دلار و شیشه‌های چسب‌خورده و قطعی اینترنت و ویرانی پل‌ها و زیرساخت‌ها کافی نیست؛ اعدام است که این منظومه را کامل می‌کند. شاید اصلاً خوشبختی همین باشد و ما اشتباه تعریفش کرده‌ایم. مگر می‌شود شما دلسوز مردم نباشید؟ مگر ممکن است نخواهید هر صبح که بیدار می‌شویم، احساس خوشبختی بیشتری کنیم؟ برای همین، اعدام حتی زیر سایه جنگ هم متوقف نمی‌شود. اگر جنگ نتوانست، اگر فقر نتوانست، اگر محرومیت نتوانست، اگر زندان نتوانست و اگر هزار انگ و برچسب کافی نبود، خبر اعدام ـ آن هم در ملأعام ـ حتماً می‌تواند امید، پویایی و نشاط را به جامعه تزریق کند. این‌ها استعاره نیست. کنایه هم نیست. این فلاکتِ شخصیِ کسی است که آن‌قدر فهم ندارد تا بتواند به خبر اعدام با نگاه مثبت بنگرد؛ کسی که بلد نیست از انرژی طناب‌های دار، لبخند بسازد و فریاد بزند: «پیش به سوی فردایی بهتر!» اعدام کنید. زندان کنید. ببرید. بدوزید. مبادا جامعه را حتی برای لحظه‌ای به حال خود رها کنید. پیش به سوی خوشبختی. شاید دقیقاً آن کسانی که باید تغییر کنند، ما باشیم. باید روی خودمان کار کنیم؛ یاد بگیریم چگونه به همه این‌ها عادت کنیم. تصمیم گرفته بودم آن‌قدر خفه شوم که حتی شمع کم‌فروغ تئاترم را، در پستوی خانه‌ای متروک و کوچک، فقط برای تمرین خفه بودن بدون مردن روشن نگه دارم. تمرین سکوت بدون جنازه شدن. تمرین چیزی نگفتن در ذره ای حیات. اما سکوت چرا؟! باید فریاد بزنم با شوق! با امید! چه زندگی زیبایی. چه همه‌چیز قشنگ است. چقدر من خوشحالم. زندگی، سلام. زندگی، سلام. #همایون_غنی‌زاده @simar50

... چه زندگی زیبایی! اعدام کنید.همه را اعدام کنید تا شاید کلمات از خفگی بیرون بیایند. حتماً این همه اعدام برای آن است که ما بفهمیم شما در حال ساختن جهانی بهتر هستید. اعدام کنید تا از خواب غفلت بیدار شویم. شاید ما نمی‌فهمیم که چرا هر طناب دار، گامی به سوی آینده‌ای روشن‌تر است و بی جهت از اعدام بیزار شده ایم. پس برای همین است که زیر بمباران هم نباید اعدام متوقف شود. زیر تحریم هم نه. بنزین گران می‌شود؟ چه باک؟! اعدام نباید تعطیل شود. برای این جامعه، موشک و بمب و جنگ و مانور جنگنده‌ها و تورم و گرسنگی و زندان و تحریم و حصر و دلار و شیشه‌های چسب‌خورده و قطعی اینترنت و ویرانی پل‌ها و زیرساخت‌ها کافی نیست؛ اعدام است که این منظومه را کامل می‌کند. شاید اصلاً خوشبختی همین باشد و ما اشتباه تعریفش کرده‌ایم. مگر می‌شود شما دلسوز مردم نباشید؟ مگر ممکن است نخواهید هر صبح که بیدار می‌شویم، احساس خوشبختی بیشتری کنیم؟ برای همین، اعدام حتی زیر سایه جنگ هم متوقف نمی‌شود. اگر جنگ نتوانست، اگر فقر نتوانست، اگر محرومیت نتوانست، اگر زندان نتوانست و اگر هزار انگ و برچسب کافی نبود، خبر اعدام ـ آن هم در ملأعام ـ حتماً می‌تواند امید، پویایی و نشاط را به جامعه تزریق کند. این‌ها استعاره نیست. کنایه هم نیست. این فلاکتِ شخصیِ کسی است که آن‌قدر فهم ندارد تا بتواند به خبر اعدام با نگاه مثبت بنگرد؛ کسی که بلد نیست از انرژی طناب‌های دار، لبخند بسازد و فریاد بزند: «پیش به سوی فردایی بهتر!» اعدام کنید. زندان کنید. ببرید. بدوزید. مبادا جامعه را حتی برای لحظه‌ای به حال خود رها کنید. پیش به سوی خوشبختی. شاید دقیقاً آن کسانی که باید تغییر کنند، ما باشیم. باید روی خودمان کار کنیم؛ یاد بگیریم چگونه به همه این‌ها عادت کنیم. تصمیم گرفته بودم آن‌قدر خفه شوم که حتی شمع کم‌فروغ تئاترم را، در پستوی خانه‌ای متروک و کوچک، فقط برای تمرین خفه بودن بدون مردن روشن نگه دارم. تمرین سکوت بدون جنازه شدن. تمرین چیزی نگفتن در ذره ای حیات. اما سکوت چرا؟! باید فریاد بزنم با شوق! با امید! چه زندگی زیبایی. چه همه‌چیز قشنگ است. چقدر من خوشحالم. زندگی، سلام. زندگی، سلام. #همایون_غنی‌زاده @simar50

4_6012777351941732662.mp33.74 MB

نه-تو-آشنا-بودی-8.mp34.83 MB

4_5933815112644172471.mp31.24 MB

4_5890850231204977853.mp39.64 MB

4_5913317806425775106.mp310.74 MB