ar
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

الذهاب إلى القناة على Telegram

...

إظهار المزيد
544
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
-530 أيام
أرشيف المشاركات
03 Tanine Eshgh.mp312.26 MB

هنر بس، فریادی باید…

‌‌...💔🕊️🖤 برای پیکر ناشناس ۱۱۷۸۰ هدر موریس هم روایتی دارد از رعب‌آورترین روزهای تاریخ و شماره‌گذاریِ آدم‌هایی که به دستور جانیان، تمام هویت‌شان در یک عدد چند رقمی خلاصه می‌شود... داستانِ زندانی شماره 32407 که برای اولین بار زندانی شماره 34902 را می‌بیند و از همینجا قصۀ آدم‌هایی که به یک عدد تبدیل شده‌اند آغاز می‌شود... حالا ما نه با مردان، زنان یا کودکانِ بی‌گناه، بلکه تنها با اعدادی مواجهیم که ساختارهای بی‌رحم به شکل هولناکی بدن‌ها را به تصرف خود درآورده‌اند و رنج انبوهِ آدمی را به واحدهای قابل شمارشی فروکاسته‌اند... ‌‌‌ حالا عدد 11780 را دوباره مرور می‌کنم و به چیزی بیشتر، فراتر و بزرگتر از این عدد می‌اندیشم، به بدن فروافتاده و ناشناسی که حالا در قامت یک عدد پنج رقمی هویدا شده است، به تن بی‌جانی که حتی عدد بزرگی همچون 11780 نتوانسته خاموش‌اش کند و چیزی به مراتب انسانی‌تر، شریف‌تر و زلال‌تر از زیر آن ملحفۀ سیاه بیرون زده است... ‌‌ به این پیکر بی‌جان نگاه کنید، به روح سرکشی که از پس یک عدد پنج رقمی بیرون زده و به امتناع مقدسی که نمی‌گذارد شکوه و عظمت یک قربانی، بی‌نام، در سکوت و بی‌صدا دفن شود... اینجا و در گورستانی که نشانه‌ها و جنازه‌ها درهم آمیخته‌اند، پیکر شمارۀ 11780 به مدد چیزی فراتر از اعداد، به شناس‌ترین ناشناسِ تاریخ بدل شده است، به چیزی که هرلحظه یادِ ما را از داغِ فراموشی می‌پالاید... ‌‌ #حسام_محمدی @simar50 #جاویدنام #شهید_راه_وطن

... کابوس واقعی همسایگان: ایران قدرتمند یا جمهوری اسلامی... در ظاهر، جمهوری اسلامی برای بسیاری از کشورهای منطقه تهدید به شمار می‌رود، اما واقعیت عمیق‌تر این است که برخی بازیگران کلیدی خاورمیانه از تداوم وضعیت موجود ایران سود کلان می‌برند. حفظ انزوا و ضعف ایران نه از سر علاقه به نظام حاکم، بلکه به دلیل منافع اقتصادی و ژئوپولیتیکی پایداری است که از این شرایط نصیب‌شان می‌شود. عربستان سعودی بزرگ‌ترین برنده تحریم‌های ایران بوده است. با کنار رفتن ایران از بازار رسمی نفت، سهم آن به ریاض منتقل شد و این کشور امروز نفوذ بی‌سابقه‌ای در اوپک‌پلاس دارد. ایرانِ عادی و بدون تحریم، با بازگشت به صادرات کامل و جذب سرمایه خارجی، تعادل بازار را بر هم می‌زند و نقش انحصاری عربستان را تضعیف می‌کند. امارات نیز اقتصاد خود را تا حد زیادی بر پایه ضعف ایران بنا کرده است. دبی به مقصد اصلی گردشگران ایرانی و مرکز واسطه‌گری تجارت غیررسمی تبدیل شده. اگر ایران به ثبات برسد و زیرساخت‌های گردشگری و بنادرش احیا شوند، جریان پول و مسافر از امارات به کیش، قشم و شهرهای تاریخی ایران بازمی‌گردد و یکی از مهم‌ترین مزیت‌های رقابتی دبی از دست می‌رود. ترکیه هم از خلأ ایران بهره برده؛ از مسیرهای ترانزیتی جایگزین تا جذب گردشگران و صادرات منطقه‌ای. تا وقتی ایران منزوی بماند. آنکارا بدون رقیب جدی نقش دروازه خاورمیانه به اروپا را ایفا می‌کند، اما بازگشت ایران این انحصار را پایان می‌دهد. ترس واقعی این کشورها نه از ایدئولوژی جمهوری اسلامی، بلکه از ظهور ایران باثبات، متصل به جهان و بهره‌مند از جمعیت بزرگ، موقعیت جغرافیایی بی‌نظیر و ظرفیت تاریخی است. ایران آزاد به سرعت رقیبی جدی برای ریاض در انرژی، دبی در تجارت و گردشگری، و استانبول در ترانزیت خواهد شد. به همین دلیل، در روزهای اخیر عربستان، امارات و ترکیه با قاطعیت با استفاده از حریم هوایی یا پایگاه‌های خود برای عملیات علیه ایران مخالفت کردند. این مخالفت نه از دوستی با تهران، بلکه از نگرانی برهم خوردن توازنی است که سال‌ها به نفع‌شان بوده. روسیه بیشرف و پوتین مکار و بسیار باهوش، که باانزواکشاندن ایران و صحنه سازی پشت پرده باقدرتهای جهانی، تا قیامت اجازه رفع تحریم ها را نمی‌دهد چون میداند ایران قدرتمند و دارای بالاترین گاز جهان رقیبی قدرتمند برای او خواهد بود. و کشور کمونیست چین که نفت مفت را با هزاران منت میخرد ودرقبالش وسایل وماشین بنجل و غیرقابل استفاده را میدهد!!!! برای آن‌ها، ایران بحران‌زده و قابل مدیریت، بسیار مطلوب‌تر از ایران قدرتمند و رقابتی است... تحلیل زمانه

Install this VPN for fast and secure internet access: https://play.google.com/store/apps/details?id=com.ravovpn.app

Install this VPN for fast and secure internet access: https://play.google.com/store/apps/details?id=com.ravovpn.app

‌‌... جنگ بد است؟ عجب! #رسول_بهروش بعد از آن تراژدی خونین، آن فاجعه سیاه و حیرت‌انگیزی که نسل‌ها در اندوهش خواهد گریست، حالا برخی هواداران حاکمیت به جان مردم افتاده‌اند که «جنگ» بلای بزرگی است و ایران را تبدیل به عراق و سوریه و لیبی خواهد کرد. تو گویی حاکمان ایالات متحده گوش به فرمان مردم درمانده ایران نشسته‌اند که بزنند یا نزنند! کشور را به مرز نابودی کشانده‌اند، صنعت و محیط زیست و اقتصاد را ویران کرده‌اند و ملتی را در داغ عزیزترین فرزندانش نشانده‌اند، بعد حالا که در اثر ماجراجویی‌های خودشان شبح جنگ دور تا دور مرزها را گرفته، دوره افتاده‌اند که: «سرباز خارجی، آزادی سوغات نمی‌آورد.» ای حقه‌بازهای دغل‌کار وقیح؛ دیروز و امروز مردم را سوزاندید و حالا پیشاپیش خرابی حاصل از جنگ فردا را هم به پای این ملت زجرکشیده می‌نویسید؟ شرم، چه واژه حقیری است برای توصیف‌تان. آنقدر نادانند که گمان می‌کنند هیچ‌کس نمی‌فهمد راکت و موشک بد است، کشته و زخمی و قحطی و گرسنگی و ناامنی خواهد آورد و نتیجه نهایی‌اش هم روشن نیست. ملت همه اینها را می‌داند، اما ببینید چه هیولای هولناکی بودید که خیلی‌ها از دست‌تان به بمب و باروت اجنبی پناه برده‌اند. این مردم چند دهه، به هر سازتان رقصیدند؛ رای بده، چشم! تکرار کن، چشم! تحریم کن، چشم! سکوت کن، چشم!... شما اما هرگز پشیزی برای آنها ارزش قائل نشدید. همیشه خدا در مقابل ملت دست بسته بی‌پناه، شمشیر غران و بران بودید و هر کجا گامی عقب رفتید، اتفاقا به خاطر سنبه پرزور اجنبی بود. نیم‌قرن به ملی‌گرایی دهان‌کجی کردید و فقط زیر حمله خارجی یاد اشکانیان و هخامنشیان افتادید، غائله حجاب را با آن همه هزینه و تحقیر چنددهه کش دادید و تنها در جنگ دوازده روزه بود که سخنگوی نفرت‌انگیز دولت گفت: «عذر می‌خواهم در این شرایط پیامک حجاب می‌آید.» یک دختر معصوم خودش را جلوی درهای بسته استادیوم آتش زد، اما تا داغ و درفش فیفا به میان نیامد، نپذیرفتید که دویست زن ایرانی بروند یک گوشه بنشینند و فوتبال ببینند. مدنی‌ترین مبارزه این ملت، حضور پنجاه میلیون نفری‌اش در اینستاگرام بود؛ به حرمت این خواست جمعی، فیلترش را که برنداشتید هیچ، هر وقت عشق‌تان کشید کل اینترنت را قطع کردید و خلاص. تنظیم‌کنندگان جدول خاموشی و بی‌آبی روزانه و عرضه‌کنندگان روغن سرطان‌زای یک میلیون تومانی، حالا مردم را از گرسنگی و تخریب زیرساخت‌ها در اثر جنگ حذر می‌دهند. خب البته حمله خارجی کشتار هم دارد، اما شاید بازماندگان دست‌کم جسد عزیزشان را مجانی و محترمانه تحویل بگیرند و فرصت یک سوگواری بی‌دردسر برایش داشته باشند. @simar50

07 Sooge Jamal.mp310.64 MB

08 Hazne Kanaan.mp38.72 MB

#معین       به ما بپیوندید 👇 @jadoyeesher

‌‌... انسان به چیزی فراتر از کلمات، برای بیان رنجی که بر او می‌گذرد نیاز دارد...
به سحر کِی می‌رسد، شب زهرآگین ما
#پریمو_لوی در خاطراتش از دورانِ اسارت‌اش در اردوگاه آشویتس، می‌نویسد چیزی که ما تجربه می‌کردیم یکسره با کلمات قابل بیان نبود؛ خستگی، ترس، درد، زمستان، هیچکدام از این واژه‌ها چیزی نبودند که بتوانند احوالاتِ ما را به طور کامل شرح دهند، ما همواره چیزی عمیق‌تر، دردناک‌تر و چه بسا دهشتناک‌تر از آن‌ها را تجربه می‌کردیم! گویی کلمات در بیانِ تجربیاتِ ما تنها نامگذاری‌های ناموفقی بودند که هرگز نمی‌توانستند حتی بخش کوچکی از آن واقعیت سیاه را روایت کنند... ما همواره در مرز بین انسان – ناانسان سیر می‌کردیم... ‌ #ژیژک نقل می‌کند از #آنا_آخماتووا وقتی در اوج تصفیه‌های استالینی در صف بلندی در برابر زندان لنینگراد منتظر بوده تا از پسرش لِف خبر بگیرد که چه برایش پیش آمده است. آخماتووا می‌گوید روزی یک نفر از آن جمعت انبوه مرا شناخت. در پشتِ سرِ من زن جوانی ایستاده بود که از سرما لب‌هایش کبود شده بود و قطعا هرگز مرا به اسم نمی‌شناخت. او پس از شنیدن نام من از رخوتی که همه‌ ما را فرا گرفته بود بیرون آمد و نجواکنان پرسید، آیا می‌توانی این وضعیت را توصیف کنی؟ من پاسخ دادم بله می‌توانم...! اینجا بود که روی چهره‌اش که دیگر به چهره‌ آدمیزاد نمی‌ماند، لبخند بی‌جان و زودگذری نقش بست... ‌ آیا پس از گذشت هشتاد سال نباید به این وعدۀ ناصوابِ آنا آخماتووا به دیدۀ تردید نگریست! پرسش اینجاست که آیا می‌توان فاجعه را به طور کامل روایت کرد و از کلمات مدد گرفت برای بیانِ چیزهایی که بر ما می‌گذرد؟ پریمو لوی از پسر بچه‌ی آلمانی در اردوگاه گفته بود که به شکل فاجعه‌آمیزی زبان مادری خود را از یاد برده بود! انگار او از همان کودکی دریافته بود که به چیزی فراتر از کلمات برای بیان رنجی که بر او می‌گذرد نیاز دارد.. براستی از کلمات چه کاری برمی‌آید؛ مادامی که ناانسان‌ها در شکستنِ مرزهای فاجعه، هربار درنده‌تر از گذشته عمل می‌کنند و ما هربار مجبوریم از همان واژگانِ کهنه و دستمالی شده برای بیان این حقیقتِ نفرت‌انگیز استفاده کنیم.. پس باید هربار به آن سرودۀ درخشانِ #موریس_بلانشو پناه برد؛ که این تو نیستی که صحبت خواهی کرد، پس بگذار تا فاجعه از درونِ تو سخن بگوید... ‌ #حسام_محمدی @simar50

... برای تمام مادران داغدیده‌ی سرزمینم: گریه نکن خواهرم. در خانه‌ات درختی خواهد رویید و درخت‌هایی در شهرت و بسیار درختان در سرزمینت. و باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید. و درختها از باد خواهند پرسید: در راه که می‌آمدی سحر را ندیدی! #سیمین_دانشور #سووشون #پرویز_پرستویی @simar50 #موبایلگرافی #جاویدنامان_وطن #ایران

‏” عشــق “ ‏از آن کســانی است ‏که یکدیگر را با ‏هر فاصله ای دوست ‏می دارند... https://t.me/NasimAtaei

‌‌⁨ ⁨ . وفاق، لبخندی بود با دندان‌های شکسته، و ما پزشکیان را احتمالاً با همین لبخند به خاطر خواهیم سپرد. کسی که برای رسیدن به مقصودش-قدرت- در هر نقشی فرو رفت. از شارح عدالت علوی تا پزشکِ شهر، لوطی کوچه‌مردها حتی بنّا، بدون اینکه به هیچکدام مقید بماند. در این معنا، پزشکیان بیش از یک سیاستمدار، به حاکمان رمان‌های آمریکای لاتین شبیه است؛ مردانی چنان مستحیل در قدرت که حتی موجودیت خودشان را هم فراموش می‌کنند. بوسهل‌زوزنی وزیر حکومت ترکان یکی از شبیه‌ترین نمونه‌های تاریخی ایران است. عالمی که به خاطر قدرت همه‌کاری کرد و هیچ  نشد. بیهقی در وصف بوسهل عبارتی جالب را از استادش نقل می‌کند«در همه کارها ناتمامی بوسهل». عبارتی که به‌ خوبی بر این وضعیت هم می‌نشیند.درباره آنها که حاملان قدرتند نه حتی مالکش. پزشکیان دوباره خواهد خندید، شاید فردا، شاید چند روز دیگر، دوباره برای ما در نقش روستایی ساده‌دلِ منتقدِ بی‌ادعا فروخواهد رفت اما همیشه باید به یک سئوال مهم زندگیش پاسخ بدهد:« آیا ارزشش را داشت؟». او نه پزشکِ شهر ماند، نه شارح نهج‌البلاغه، نه مدیری متخصص‌محور و نه حتی آنچه وعده‌اش را داده بود، صدای بی‌صدایان. میانه‌مردی به یاد خواهد ماند که مهمترین کارش تبدیل «فروتنی» از یک عمل روزمره به آیینی برای کسب قدرت بود و در تراژیک‌ترین وضعیت مردمش خندید.⁩⁩ @simar50

photo content

... چرا کشورهای منطقه از یک انقلاب سکولار در ایران هراس دارند؟ در تحلیل تحولات احتمالی ایران، معمولاً تمرکز اصلی بر نقش قدرتهای جهانی در تحریمها یا منافع اقتصادی است. اما یک عامل بسیار مهم و کمتر گفته‌شده وجود دارد ترس کشورهای منطقه از فروپاشی جایگاه اسلام سیاسی با محوریت ایران. اگر ایران به نخستین کشور بزرگ مسلمان تبدیل شود که به شکل آگاهانه، مردمی و ساختاری از حکومت دینی عبور کند، این اتفاق فقط یک تغییر سیاسی نخواهد بود این یک زلزله‌ی ایدئولوژیک در کل جهان اسلام خواهد بود. ایران با سابقه‌ی‌ تمدنی، جمعیت بالا، سطح تحصیلات قابل توجه و تجربه‌ی مستقیم حکومت اسلامی، می‌تواند اولین نمونه‌ی موفق دفن اسلام سیاسی در منطقه باشد. نمونه‌ای که نشان می‌دهد جامعه‌ای مسلمان‌زاد میتواند بدون دین حکومتی، بدون ولایت فقيه، بدون شریعت و بدون مشروعیت مذهبی، کشوری پایدار، آزاد و کارآمد بسازد. چنین الگویی برای بسیاری از کشورهای منطقه خطرناک است. کشورهایی مانند ترکیه ،عراق ،پاکستان افغانستان، عربستان، قطر، کویت، بحرین، عمان و سوریه هرکدام به شکلی با دین، مذهب یا سنت مذهبی در ساختار قدرت گره خورده‌اند. بعضی به شکل آشکار، بعضی پنهان و بعضی ترکیبی از هر دو. اگر مردم ایران موفق شوند اسلام سیاسی را به زباله‌دان تاریخ بسپارند این پیام به سرعت در منطقه پخش خواهد شد: «میشود بدون دین رسمی حکومت کرد. میشود بدون روحانیت کشور ساخت. میشود بدون فتوای مذهبی مشروعیت داشت.» و این پیام قابلیت سرایت دارد. جنبشهای اجتماعی، روشنفکران، نسل جوان و طبقه‌ی متوسط در کشورهای منطقه به سرعت این الگو را دنبال خواهند کرد. مطالبه‌ی سکولاریسم، جدایی دین از دولت، حذف امتیاز روحانیت و پایان دادن به تقدسِ قدرت، می‌تواند به صورت زنجیروار گسترش پیدا کند. برای حکومتهای منطقه این یک کابوس است. به همین دلیل است که نباید انتظار داشت کشورهای همسایه یا منطقه واقعاً از یک تحول دموکراتیک و سکولار در ایران استقبال کنند. حتی اگر در ظاهر شعار «ثبات»، «صلح» یا «رفاه مردم ایران» بدهند در عمل منافع عمیق‌تری در کار است. از منظر اقتصادی سقوط جمهوری اسلامی و بازگشت ایران به اقتصاد جهانی بسیاری از معادلات منطقه را بهم میزند. ایران میتواند به رقیبی قدرتمند در انرژی، ترانزیت، تجارت و سرمایه‌گذاری تبدیل شود. این به ضرر بسیاری از اقتصادهای وابسته‌ی منطقه است. اما مسئله فقط اقتصاد نیست. مسئله ی اصلی مشروعیت مذهبی قدرت است. بسیاری از این حکومتها مستقیم یا غیر مستقیم بقای خود را به دین گره زده‌اند. پادشاهی‌های مذهبی، دولتهای شبه اسلامی، یا نظام‌های مبتنی بر مصالحه با روحانیت همه از یک ایران سکولار می‌ترسند زیرا ایران آزاد میتواند آینه‌ای باشد که مردم منطقه در آن خودشان را ببینند و بپرسند «چرا ما هنوز زیر سایه‌ی دین حکومت میشویم؟» عامل مهم دیگر مسئله‌ی اسرائیل است. ایران پس از جمهوری اسلامی به احتمال زیاد به سمت یک سیاست خارجی واقع‌گرایانه غیرایدئولوژیک و مبتنی بر منافع ملی حرکت خواهد کرد در چنین شرایطی همکاری با اسرائیل، چه در حوزه‌ی فناوری چه امنیت چه اقتصاد کاملاً محتمل است. یک ایران قدرتمند سکولار و هم‌پیمان با اسرائیل موازنه‌ی منطقه‌ای را به شدت تغییر میدهد. این سناریو برای بسیاری از دولتهای منطقه قابل قبول نیست نه از منظر افکار عمومی داخلی‌شان، نه از نظر توازن قدرت و نه از نظر ایدئولوژیک. بنابراین مخالفت پنهان یا آشکار با تغییر بنیادین در ایران فقط ناشی از ترس از بی‌ثباتی نیست این مخالفت ریشه در ترس عمیق تری دارد. ترس از پایان دوران حکومت دینی ترس از سرایت آزادی ترس از فرو ریختن تقدس قدرت و ترس از جامعه‌ای که دیگر حاضر نیست به نام خدا سرکوب شود. در این چارچوب ایران فقط برای خودش نمی‌جنگد. سرنوشت ایران به شکلی مستقیم به آینده‌ی فکری و سیاسی کل منطقه گره خورده است. و به همین دلیل مسیر آزادی ایران با مقاومتِ نه تنها از داخل، بلکه از اطراف هم مواجه خواهد بود. @simar50 عدسی