ru
Feedback
گروه بین المللی شادمان

گروه بین المللی شادمان

Открыть в Telegram

🔸نویسنده 44 کتاب در حوزه موفقیت و معنویت 🔸سخنران انگیزشی همایش های موفقیت 🔸مربی کوچینگ بیمه های عمر و زندگی mohammadmazhari.ir

Больше
818
Подписчики
Нет данных24 часа
+57 дней
+1030 день
Привлечение подписчиков
август '26
август '260
в 0 каналах
июль '26
+23
в 0 каналах
Get PRO
июнь '26
+11
в 0 каналах
Get PRO
май '26
+3
в 0 каналах
Get PRO
апрель '26
+1
в 0 каналах
Get PRO
март '26
+2
в 0 каналах
Get PRO
февраль '26
+5
в 4 каналах
Get PRO
январь '26
+2
в 4 каналах
Get PRO
декабрь '25
+14
в 4 каналах
Get PRO
ноябрь '25
+14
в 4 каналах
Get PRO
октябрь '25
+13
в 4 каналах
Get PRO
сентябрь '25
+15
в 4 каналах
Get PRO
август '25
+14
в 4 каналах
Get PRO
июль '25
+19
в 5 каналах
Get PRO
июнь '25
+19
в 4 каналах
Get PRO
май '25
+19
в 4 каналах
Get PRO
апрель '25
+10
в 4 каналах
Get PRO
март '25
+19
в 4 каналах
Get PRO
февраль '25
+10
в 4 каналах
Get PRO
январь '25
+23
в 3 каналах
Get PRO
декабрь '24
+28
в 5 каналах
Get PRO
ноябрь '24
+35
в 4 каналах
Get PRO
октябрь '24
+50
в 5 каналах
Get PRO
сентябрь '24
+16
в 2 каналах
Get PRO
август '24
+10
в 4 каналах
Get PRO
июль '24
+15
в 5 каналах
Get PRO
июнь '24
+17
в 3 каналах
Get PRO
май '24
+12
в 3 каналах
Get PRO
апрель '24
+17
в 4 каналах
Get PRO
март '24
+15
в 3 каналах
Get PRO
февраль '24
+7
в 2 каналах
Get PRO
январь '24
+12
в 2 каналах
Get PRO
декабрь '23
+1 057
в 1 каналах
Get PRO
ноябрь '23
+8
в 1 каналах
Get PRO
октябрь '23
+3
в 1 каналах
Get PRO
сентябрь '23
+3
в 0 каналах
Get PRO
август '23
+8
в 0 каналах
Get PRO
июль '23
+2
в 0 каналах
Get PRO
июнь '23
+8
в 0 каналах
Get PRO
май '23
+4
в 0 каналах
Get PRO
апрель '23
+6
в 0 каналах
Get PRO
март '23
+2
в 0 каналах
Get PRO
февраль '23
+3
в 0 каналах
Get PRO
январь '23
+17
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '22
+8
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '22
+2
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '22
+8
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '22
+7
в 0 каналах
Get PRO
август '22
+4
в 0 каналах
Get PRO
июль '22
+8
в 0 каналах
Get PRO
июнь '22
+4
в 0 каналах
Get PRO
май '22
+12
в 0 каналах
Get PRO
апрель '22
+11
в 0 каналах
Get PRO
март '22
+11
в 0 каналах
Get PRO
февраль '22
+10
в 0 каналах
Get PRO
январь '22
+11
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '21
+2
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '21
+8
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '21
+1
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '21
+6
в 0 каналах
Get PRO
август '21
+5
в 0 каналах
Get PRO
июль '21
+6
в 0 каналах
Get PRO
июнь '21
+7
в 0 каналах
Get PRO
май '21
+8
в 0 каналах
Get PRO
апрель '21
+7
в 0 каналах
Get PRO
март '21
+6
в 0 каналах
Get PRO
февраль '21
+1
в 0 каналах
Get PRO
январь '21
+3
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '20
+10 865
в 0 каналах
Дата
Привлечение подписчиков
Упоминания
Каналы
01 августа0
Посты канала
Repost from N/a

2
Нет текста...
14
3
Нет текста...
9
4
اگر عشقِ واقعی‌ات را از دست بدهی، شاید باز هم کسانی وارد زندگی‌ات شوند؛ کسانی که تنهایی را کمتر کنند، روزها را پُر کنند، حتی
اگر عشقِ واقعی‌ات را از دست بدهی، شاید باز هم کسانی وارد زندگی‌ات شوند؛ کسانی که تنهایی را کمتر کنند، روزها را پُر کنند، حتی لبخند را به صورتت برگردانند. اما بعضی حضورها تکرارشدنی نیستند. چون فقط یک انسان را از دست نداده‌ای؛ نسخه‌ای از خودت را از دست داده‌ای که تنها کنار او زنده می‌شد. عشقِ واقعی شبیه وسیله‌ای گمشده نیست که جهان نمونه‌ای بهتر از آن را دوباره جلوی پایت بگذارد. بیشتر شبیه جان است؛ تا وقتی هست، عادی به نظر می‌رسد، اما وقتی می‌رود، تازه می‌فهمی تمام آن اتاق با نفس او روشن بوده است. سهم هر آدم شاید فقط یک عشق باشد که بتواند بی‌اجازه وارد عمیق‌ترین لایه‌های وجودش شود؛ یک‌بار، در یک زمان خاص، با یک چهره خاص. بعد از آن، ممکن است دوست بداری، وابسته شوی، آرام بگیری؛ اما دیگر هیچ‌کس دقیقاً از همان در وارد نمی‌شود. بعضی آدم‌ها را که از دست می‌دهی، زندگی ادامه پیدا می‌کند؛ اما چیزی در تو، برای همیشه از ادامه‌دادن جا می‌ماند. #فرامرزکوثری
8
5
🌱
7
6
با ماچ و بوسه، کسی عاشق نمی‌شود؛ بوسیدن را همه بلدند. عشق از جایی شروع می‌شود که شورِ لحظه تمام شده، چراغ‌ها خاموش شده‌اند و
با ماچ و بوسه، کسی عاشق نمی‌شود؛ بوسیدن را همه بلدند. عشق از جایی شروع می‌شود که شورِ لحظه تمام شده، چراغ‌ها خاموش شده‌اند و زندگی با چهرهٔ واقعی‌اش روبه‌رویتان ایستاده است. آنجاست که «ماندن» معنا پیدا می‌کند؛ وقتی حالش خوب نیست، وقتی جذابیتِ روزهای اول فروکش کرده، وقتی فاصله و خستگی و سوءتفاهم میان‌تان دیوار ساخته‌اند، اما هنوز دستش را رها نمی‌کنی. آدم‌ها با لب‌ها دل نمی‌بندند؛ با امنیتی دل می‌بندند که در حضور تو تجربه می‌کنند. اگر می‌خواهی کسی دیوانه‌وار دوستت داشته باشد، دنبال نمایشِ عشق نباش؛ آن‌قدر واقعی بمان که بداند جهان ممکن است پشتش را خالی کند، اما تو نه. بوسه، آتشِ لحظه است؛ وفاداری، چراغی‌ست که بعد از تمام‌شدنِ آتش هم خاموش نمی‌شود. #فرامرزکوثری
8
7
مراقب باش. خیلی وقت‌ها کسی که آینده را برایت به هیولایی پشتِ در تبدیل می‌کند، خودش در اتاقی امن نشسته، چایش را می‌نوشد و صدای
مراقب باش. خیلی وقت‌ها کسی که آینده را برایت به هیولایی پشتِ در تبدیل می‌کند، خودش در اتاقی امن نشسته، چایش را می‌نوشد و صدای لرزشِ دست‌های تو را حساب می‌کند. او از حادثه نمی‌ترسد؛ از ترسِ تو تغذیه می‌کند. اول آرامشت را می‌گیرد، بعد همان چیزی را به تو می‌فروشد که وانمود می‌کند نجاتت خواهد داد: اطاعت، پول، سکوت یا اختیار زندگی‌ات. هر هشدار، دلسوزی نیست. بعضی زنگ‌ها برای نجات تو به صدا درنمی‌آیند؛ برای این‌اند که تو را به‌سمت قفسی هدایت کنند که کلیدش از قبل در جیبِ هشداردهنده است. کسی که واقعاً می‌خواهد نجاتت دهد، چراغ روشن می‌کند؛ کسی که می‌خواهد از تو استفاده کند، فقط تاریکی را بزرگ‌تر نشان می‌دهد. #فرامرزکوثری
15
8
😂
😂
16
9
🍃
19
10
🌱+9
🌱
19
11
کسی که امروز این تحول را جدی نمی‌گیرد، شاید فعلاً چیزی از دست‌رفته احساس نکند. زندگی هنوز حرکت می‌کند. قبض‌ها پرداخت می‌شوند. تلفن زنگ می‌خورد. روزها می‌آیند و می‌روند. اما شکاف، آرام و بی‌صدا بزرگ می‌شود؛ درست مانند ترکِ باریکی در دیوار که سال‌ها بی‌خطر به نظر می‌رسد، تا روزی که وزنِ سقف روی آن می‌افتد. آن روز ممکن است مسئله‌ای شغلی، مالی، مهاجرتی، حقوقی، تحصیلی، پزشکی یا خانوادگی پیش بیاید. مسئله‌ای که ذهنِ خسته، حافظهٔ محدود و تجربهٔ فردی به‌تنهایی از عهدهٔ دیدنِ تمامِ ابعادش برنیاید. آن‌وقت انسان در میان انبوهی از اطلاعات، فرم‌ها، گزینه‌ها، هشدارها و تصمیم‌ها محاصره می‌شود؛ در حالی که شاید بخش بزرگی از آن سردرگمی می‌توانست با یک گفت‌وگوی درست، چند پرسش دقیق و اندکی بررسیِ هوشمندانه، بسیار زودتر روشن شود. بدترین سناریو همیشه حادثه‌ای ناگهانی نیست. گاهی سال‌هاست شروع شده، اما چون صدایی ندارد، دیده نمی‌شود. آدم فکر می‌کند هنوز در جای امنی ایستاده است، در حالی که جهان زیر پایش آرام‌آرام زبان عوض کرده و او همچنان با فرهنگ‌لغتِ دیروز زندگی می‌کند. مسئله این نیست که همه باید متخصصِ هوش مصنوعی شوند. لازم نیست همه کدنویس، پژوهشگر یا مهندس شوند. همان‌طور که برای استفاده از برق، لازم نیست مهندس نیروگاه باشی. اما ندانستنِ کاربردهای پایهٔ این فناوری، به‌زودی شبیه ندانستنِ خواندن و نوشتن در جهانی خواهد بود که همه‌چیز روی کاغذ نوشته شده است. ترک‌کردنِ یک جمع، انتخابِ شخصیِ هر انسان است و باید محترم بماند. اما گاهی انسان فقط یک گروه را ترک نمی‌کند؛ از پلی فاصله می‌گیرد که می‌توانست او را به ساحلِ تازه‌ای برساند. ممکن است امروز این رفتن، سبک و بی‌هزینه به نظر برسد. هزینه‌ها معمولاً همان لحظه صادر نمی‌شوند. سال‌ها بعد، در قالبِ فرصت‌هایی که دیده نشدند، تصمیم‌هایی که دیر گرفته شدند و مسئله‌هایی که بی‌دلیل بزرگ شدند، خودشان را نشان می‌دهند. جهان برای کسانی که آماده نیستند، متوقف نمی‌شود. فقط بی‌سروصدا از کنارشان عبور می‌کند. هوش مصنوعی قرار نیست انسان را از انسان‌بودن نجات دهد؛ قرار است توانِ دیدن، فهمیدن و ساختنِ او را گسترش دهد. مقاومت در برابر آن شاید برای مدتی حسِ استقلال بدهد، اما استقلالِ بدون ابزار، گاهی فقط نامِ محترمانه‌ای برای ناتوانی‌ست. آینده معمولاً با کوبیدنِ در وارد نمی‌شود؛ آرام از کنار پنجره می‌گذرد. و وقتی صدای دورشدنش را می‌شنوی، ممکن است سال‌ها باشد که از خانه گذشته است. ✨✨✨✨✨ از رفتن این دوست سالخورده خیلی غمگین شدم کاش می تونستم بهش یک جوری بگم که می تونه با هوش مصنوعی کاربردی این چارک باقیمانده از عمرش رو چقدر زیبا و باشکوه و شاد و ثروتمندانه در کنار نسل جدید حتی بسیار بهتر از سه چارک قبلی طی کنه اما حیف که زور قالب های ذهنی کلاسیک در ادامه زندگی رنج آور بیشتر است. بیشتر از این دیگر از من کاری برنمی آید. به درود دوست عزیز #فرامرزکوثری 💙🦋💙
16
12
امروز دیدم یکی از عزیزان، محفل دیانا را ترک کرده است. کنجکاو شدم کمی بیشتر نگاه کنم؛ دیدم تقریباً هم‌سن‌وسال من است، اما میان او و فناوریِ امروز، به‌ویژه هوش مصنوعیِ کاربردی، فاصله‌ای افتاده که دیگر با چند سال و چند نرم‌افزار اندازه‌گیری نمی‌شود. این فاصله، فاصلهٔ میان دو شیوهٔ زیستن است: یکی هنوز با ابزارهای دیروز به جنگِ مسائلِ امروز می‌رود؛ دیگری پذیرفته است که برای عبور از جهانِ تازه، باید بخشی از ذهنش را از نو تجهیز کند. هوش مصنوعیِ تفریحی با هوش مصنوعیِ کاربردی، فقط در نوعِ استفاده تفاوت ندارد؛ در نوعِ انسانی که از آن بیرون می‌آید تفاوت دارد. در هوش مصنوعیِ تفریحی، تو هنوز همان آدمِ سابقی. فقط اسباب‌بازیِ تازه‌ای به دست گرفته‌ای. چند تصویر می‌سازی، سؤالی پراکنده می‌پرسی، متنی سرگرم‌کننده می‌خوانی و بعد، دوباره به همان اتاقِ قدیمیِ ذهنت برمی‌گردی؛ همان دیوارها، همان پنجره‌ها، همان پاسخ‌های کهنه. ابزار عوض شده، اما معماریِ فکر دست‌نخورده باقی مانده است. مثل کسی که پیشرفته‌ترین تلسکوپ جهان را خریده، اما از آن برای نگاه‌کردن به پنجرهٔ همسایه استفاده می‌کند. در این شکل از استفاده، هوش مصنوعی چیزی به قامتِ ذهن اضافه نمی‌کند. فقط چند ساعت را رنگی‌تر می‌کند. نه مدلِ تصمیم‌گیری تغییر می‌کند، نه سرعتِ یادگیری، نه کیفیتِ تحلیل، نه توانِ حل مسئله. کاربر، همچنان با همان حافظهٔ محدود، همان سوگیری‌های قدیمی، همان عادت‌های فکری و همان پاسخ‌هایی زندگی می‌کند که برای جهانی بسیار ساده‌تر ساخته شده‌اند. اما هوش مصنوعیِ کاربردی، داستانِ دیگری‌ست. در این‌جا، تو با یک وسیلهٔ بیرونی سرگرم نیستی؛ در حالِ توسعه‌دادنِ مرزهای ذهنِ خودت هستی. این هوش، به‌تدریج از جایگاهِ «ابزار» بیرون می‌آید و به امتدادی از تواناییِ طبیعیِ تو تبدیل می‌شود؛ مانند عینکی که دیدت را اصلاح می‌کند، اما فقط برای چشم نیست. مانند سمعکی که صداهای ظریف را به تو بازمی‌گرداند، اما فقط برای گوش نیست. چیزی شبیه حافظه‌ای وسیع‌تر، تخته‌سیاهی بی‌انتها، همکارِ پژوهشیِ همیشه‌بیدار و اتاقِ فکری که می‌تواند در چند دقیقه، مسئله‌ای را از زوایایی ببیند که ذهنِ تنها شاید هفته‌ها برای رسیدن به آن‌ها وقت لازم داشته باشد. این‌جا دیگر هوش مصنوعی یک شیء لوکس، مُدِ زودگذر یا سرگرمیِ نسلِ تازه نیست. به بخشی از زیرساختِ زندگی تبدیل می‌شود. با آن می‌توانی پیش از تصمیم‌گیری، سناریوها را ببینی. خطاهای پنهانِ یک قرارداد را پیدا کنی. برای بیماری یا مسئله‌ای تخصصی، پرسش‌های درست‌تری آماده کنی. مهارتی تازه را متناسب با سن، زمان و توانِ خودت بیاموزی. از انبوه اطلاعات، نقشه‌ای قابل‌فهم بسازی. نامه‌ای حساس را پیش از ارسال بررسی کنی. برای بحران مالی، شغلی، آموزشی یا خانوادگی، راه‌حل‌های ممکن را کنار هم بگذاری. و مهم‌تر از همه، متوجه شوی چه چیزهایی را هنوز نمی‌دانی. قدرتِ اصلیِ هوش مصنوعی در پاسخ‌هایی که می‌دهد نیست؛ در پرسش‌هایی‌ست که به تو یاد می‌دهد بپرسی. ذهنِ سنتی معمولاً مسئله را از همان زاویه‌ای نگاه می‌کند که بارها از آن شکست خورده است. مثل کسی که در اتاقی قفل شده و به‌جای جست‌وجوی پنجره، سال‌ها همان دستگیرهٔ خراب را محکم‌تر می‌چرخاند. هوش مصنوعیِ کاربردی می‌تواند بگوید شاید مسئله، کمبودِ نیرو نیست؛ شاید اصلاً درِ اشتباهی را انتخاب کرده‌ای. بعضی‌ها از این تحول فرار می‌کنند، چون تصور می‌کنند پذیرفتنِ کمکِ یک هوشِ تازه، اعتراف به ضعفِ هوشِ انسانی است. درست برعکس. انسانِ هوشمند همیشه ابزار ساخته تا محدودیت‌های طبیعی‌اش را گسترش دهد. کسی که عینک می‌زند، به شکستِ چشم اعتراف نمی‌کند؛ تصمیم گرفته بهتر ببیند. کسی که ماشین‌حساب استفاده می‌کند، عقلش را تحقیر نکرده؛ عقلش را از کارهای تکراری آزاد کرده تا برای مسائلِ مهم‌تر باقی بماند. هوش مصنوعی نیز، اگر درست استفاده شود، جای عقل را نمی‌گیرد؛ فضای بیشتری برای عقل باز می‌کند. البته این هوش، عصای جادویی نیست. ممکن است اشتباه کند، سوگیری داشته باشد یا پاسخِ ناقص بدهد. باید راستی‌آزمایی شود، باید پرسشِ دقیق از آن خواست و نباید مسئولیتِ تصمیم را به آن واگذار کرد. اما خطاپذیربودنِ یک ابزار، دلیلِ کنارگذاشتنش نیست؛ دلیلِ یادگرفتنِ شیوهٔ درستِ استفاده از آن است. اتومبیل هم می‌تواند تصادف کند، اما هیچ‌کس به این دلیل پیشنهاد نمی‌دهد برای همیشه به درشکه برگردیم. خطرِ واقعی، اشتباهِ گاه‌به‌گاهِ هوش مصنوعی نیست؛ اصرارِ انسان بر حل‌کردنِ مسائلِ پیچیدهٔ تازه با ذهنیتِ سادهٔ گذشته است.
12
13
اَگه وسطِ بحران، وقتی سقفِ روزهات ترک برداشته، خبرهای بد پشتِ در صف کشیده‌اند و ذهنت مثل شهری در خاموشی‌ست، هنوز بلدی خودت را+9
اَگه وسطِ بحران، وقتی سقفِ روزهات ترک برداشته، خبرهای بد پشتِ در صف کشیده‌اند و ذهنت مثل شهری در خاموشی‌ست، هنوز بلدی خودت را آرام کنی، این توانایی را کوچک نشمار. قهرمان همیشه کسی نیست که قطار را با یک دست متوقف می‌کند یا شهری را از آتش نجات می‌دهد. گاهی قهرمان، کسی‌ست که نیمه‌شب کنارِ خرابه‌های زندگی‌اش می‌نشیند، یک نفسِ عمیق می‌کشد و نمی‌گذارد ترس، فرمان را از دستش بگیرد. کسی که با جیبِ خالی، دلِ شکسته یا آینده‌ای مه‌آلود، باز هم برای خودش چای می‌ریزد، پرده را کنار می‌زند و یک روزِ دیگر را آغاز می‌کند، ضعیف نیست؛ او دارد بی‌سروصدا جهانش را از زیرِ آوار بیرون می‌کشد. تو همان سوپرمن زندگیِ خودتی؛ نه چون شکست‌ناپذیری، بلکه چون هر بار شکستی، تکه‌های خودت را جمع کردی و دوباره به شکلِ یک انسان ایستادی. به خودت افتخار کن؛ بعضی آدم‌ها از طوفان فرار می‌کنند، اما تو وسطِ آن، برای روحت یک چراغ روشن کرده‌ای. #فرامرزکوثری
13
14
اَگه وسطِ بحران، وقتی همه‌چیز داره فرو می‌ریزه، هنوز بلدی خودت رو آروم کنی، دست‌کم نگیرش. قهرمانِ واقعی همیشه کسی نیست که دنی
اَگه وسطِ بحران، وقتی همه‌چیز داره فرو می‌ریزه، هنوز بلدی خودت رو آروم کنی، دست‌کم نگیرش. قهرمانِ واقعی همیشه کسی نیست که دنیا رو نجات می‌ده؛ گاهی کسی‌ست که نمی‌ذاره تاریکی، خودش رو از خودش بگیره. تو همون سوپرمن زندگیِ خودتی. به خودت افتخار کن؛ تو از چیزی جان سالم به در بردی که خیلی‌ها فقط اسمش را شنیده‌اند. #فرامرزکوثری
11
15
Нет текста...
14
16
Нет текста...
12
17
hendii.mp3
204
18
پادشاهیِ رزق ۳۳ ابزارِ الهی برای پایانِ عصرِ فقر ✍️ نویسنده: محمد مظهری ❤️ کتاب پادشاهی رزق بی‌تردید کامل‌ترین و بی‌نظیرترین
پادشاهیِ رزق ۳۳ ابزارِ الهی برای پایانِ عصرِ فقر ✍️ نویسنده: محمد مظهری ❤️ کتاب پادشاهی رزق بی‌تردید کامل‌ترین و بی‌نظیرترین اثر در حوزهٔ تولید ثروت بدون تقلاست که با الهام از کدهای باستانی و رازهای کهنِ چندهزارساله تدوین شده و ۳۳ ابزار و شاه‌کلیدِ الهی را برای اولین‌بار در اختیار شما قرار می‌دهد؛ رازهایی قدرتمند که تا پیش از این دست‌نیافتنی بودند و خواندنِ آن‌ها شما را شگفت‌زده و درک‌تان از مدار فراوانی را زیرورو خواهد کرد. این اثر استثنایی با ضمانتِ بی‌قیدوشرطِ بازگشت وجه تا ۳۰ روز عرضه می‌شود تا با خیالی کاملاً آسوده و بدون کوچک‌ترین ریسک، آن را مطالعه کنید و اگر از نتایج حیرت‌انگیز آن رضایت نداشتید، وجه خود را دریافت نمایید. با توجه به ظرفیت محدودِ پارت فعلی با بهای ۶۲۰ هزار تومان و افزایش قطعی قیمت به ۸۸۸ هزار تومان در پارت بعدی، همین امروز سفارش خود را ثبت کنید و قدم به عصرِ پادشاهی و بی‌نیازی بگذارید! 💳 شماره کارت (بانک خاورمیانه): 5859471021578178 بنام: محمد مظهری 📥 ثبت سفارش فوری: بلافاصله بعد از واریز، فیش همراه با نام، آدرس و شماره تماس خود را به آیدی پشتیبانی ارسال کنید: @MaiinSupport ✨ کتابت را تحویل بگیر و تاجِ پادشاهی‌ات را بر سر بگذار! @Nahastigroup
209
19
Нет текста...
17
20
گفت: «خودمو خوشگل‌تر می‌کنم تا بفهمه چه کسی رو از دست داده.» گفتم: ساده‌دل… او از زیباییِ تو بی‌خبر نیست. چشم دارد؛ دیده است. مشکل این نیست که نفهمیده تو زیبایی. مشکل این است که دل، با منطقِ آینه تصمیم نمی‌گیرد. آدم‌ها همیشه زیباترین چهره را انتخاب نمی‌کنند؛ کسی را انتخاب می‌کنند که در نگاهشان، جهان با او شکلِ دیگری پیدا می‌کند. خودت را آراسته کن، اما نه برای آن‌که حسرتی در کسی بکاری که دلش جای دیگری ریشه دوانده است. گلی که برای نگاهِ یک رهگذر شکوفه می‌دهد، تمام عمرش را کنار جاده تلف می‌کند. زیبا شو برای خودت؛ برای این‌که وقتی مقابل آینه می‌ایستی، زنی را ببینی که پس از نخواستنِ دیگری، خودش را نخواستنی نکرده است. او می‌داند تو زیبایی. فقط دوستت ندارد. و این دو، برخلاف خیالِ زخمیِ ما، تناقضی با هم ندارند. ممکن است کسی ارزشِ یک تابلو را بفهمد و آن را برای خانه‌اش نخواهد. ممکن است عطرِ گلی را دوست داشته باشد، اما باغِ دیگری را برای ماندن انتخاب کرده باشد. این، چیزی از زیباییِ گل کم نمی‌کند؛ فقط نشانیِ دلِ او را روشن می‌کند. دلش پیشِ دیگری‌ست؛ و آن دیگری، برای او زیباترین است. نه لزوماً چون از تو زیباتر است، بلکه چون عشق، معیارهای خودش را می‌سازد و بعد، تمامِ جهان را با همان خط‌کش اندازه می‌گیرد. پس خودت را برای رقابت با کسی که در قلبِ دیگری نشسته، فرسوده نکن. در مسابقه‌ای که داورش دل است، زیبایی همیشه برنده نمی‌شود. گاهی شکستِ تو این نیست که زیبا نبوده‌ای؛ این است که خواسته‌ای در چشمِ کسی بدرخشی که از قبل، رو به نورِ دیگری ایستاده بود. همین. #فرامرزکوثری
15