ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку 👈

افشين علا

افشين علا

Открыть в Telegram

📈 Аналитический обзор Telegram-канала افشين علا

Канал افشين علا (@afshinala) языкового сегмента Фарси является активным участником. Сейчас сообщество объединяет 10 228 подписчиков, занимая 9 025 место в категории Религия и духовность и 31 687 место в регионе Иран.

📊 Показатели аудитории и динамика

С момента создания невідомо проект демонстрирует стремительный рост, собрав аудиторию из 10 228 подписчиков.

Согласно последним данным от 12 октября, 2026, канал показывает стабильную активность. За последние 30 дней изменение числа участников составило 1 461, а за последние 24 часа — 0, при этом общий охват остаётся высоким.

  • Статус верификации: Не верифицирован
  • Уровень вовлечённости (ER): Средний показатель вовлечённости аудитории составляет 79.25%. В первые 24 часа после публикации контент обычно набирает 129.38% реакций от общего числа подписчиков.
  • Охват публикаций: В среднем каждый пост получает 8 107 просмотров. В течение первых суток публикация набирает 13 236 просмотров.
  • Реакции и взаимодействия: Аудитория активно поддерживает контент: среднее количество реакций на один пост — 74.
  • Тематические интересы: Контент сосредоточен на ключевых темах, таких как شعر, علا, علاء, مطلب, آقا.

📝 Описание и контентная политика

Описание канала не предоставлено.

Благодаря высокой частоте обновлений (последние данные получены 13 октября, 2026) канал поддерживает актуальность и высокий уровень охвата публикаций. Аналитика показывает, что аудитория активно взаимодействует с контентом, что делает его важной точкой влияния в категории Религия и духовность.

10 228
Подписчики
Нет данных24 часа
-57 дней
+1 46130 дней
Архив постов
🔥زفاف آتشین🔥 به خلیج خوک برگرد گراز اپستینی که مگر به خواب، خیری ز خلیج فارس بینی وطنم هزارها سال به خاک ریشه دارد تو اگر د
🔥زفاف آتشین🔥 به خلیج خوک برگرد گراز اپستینی که مگر به خواب، خیری ز خلیج فارس بینی وطنم هزارها سال به خاک ریشه دارد تو اگر دو قرن و نیم است که غاصب زمینی به طویله‌ی تل‌آویو، سگ بریده‌گوشی دگرت چه خوانم ای دیو که لایق همینی به سبک‌سری چو یابو دو صد اشتباه کردی مگرت نتان‌یاهو بدهد صدآفرینی تو به کودکی چه دیدی که پی شکار طفلی؟ ز چه پشت زاده‌ای تو که خورنده‌ی جنینی؟ نه بهائم حجازیم که شیر ما بدوشی نه ضمائم ریاضیم که تمر ما بچینی نه فقط شیوخ، حتی به زلنسکی عیان شد که تو پای‌بوس روسی که تو پاچه‌خوار چینی سگ زرد! توله‌‌ات را دو سه روز کن نوازش که ز تیر غیب، فردا به عزاش می‌نشینی به درک کنیم واصل، تو و جفت هرزه‌ات را که به دوزخت مهیاست زفاف آتشینی ✍🏻افشین علا 🗓مهر ۱۴۰۵ ✨🆔 @afshinala ✨ 🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا

🔹گرگ!🔹 دخترم هش‌‌‌ دار! چون دارد جهان، بسیار گرگ هست هم در بیشه‌ها هم کوچه و بازار، گرگ خانه‌مان امن است، اما بره‌ی معصوم م
🔹گرگ!🔹 دخترم هش‌‌‌ دار! چون دارد جهان، بسیار گرگ هست هم در بیشه‌ها هم کوچه و بازار، گرگ خانه‌مان امن است، اما بره‌ی معصوم من بارد آن بیرون ز هر سو از در و دیوار، گرگ دل برای باختن خوب است، اما خوب من دل نباز آسان که حتی دیده‌ام دلدار، گرگ ای بسا بیداری اما خفته گرگی در کمین ای بسا خوابی و بر بالین تو بیدار، گرگ نیش چون خوردم فراوان می‌دهم هشدار: مار! چون خطر بسیار دیدم می‌دهم اخطار: گرگ! بارها شد خانه‌ام ویرانه، چون شد بارها در لباس گوسفندان بر سرم آوار، گرگ گرچه می‌دانم که بیزاری تو از تکرارها باز ناچارم که در گوشت کنم تکرار: گرگ!... ✍🏻افشین علا ✨🆔 @afshinala ✨ 🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا

🔹جهت استحضار (۲)🔹 از شاعر ارجمند دکتر اسماعیل امینی مطلبی خواندم که در خصوص حواشی آزاردهنده‌ی یک رویداد فرهنگی نوشته بودند. خواستم بگویم گلایه‌ی ایشان حرف دل همه‌ی ماست. دست بر قضا چندی پیش من هم ناچار شدم اختتامیه‌ی یک رویداد ادبی را ترک کنم. بس‌که در آن، مسئولان محترم از همگنان خود قدردانی کردند و از فضایل‌ یکدیگر گفتند. حال، ابراز مکرر ادب و ارادت مجری برنامه به مقامات حاضر که جای خود دارد. البته بنده مخالف حضور مقامات محترم در محافل علمی، فرهنگی و ادبی نیستم. اتفاقا حضور این عزیزان نشان‌ دهنده‌ی اهمیتی است که برای امور فرهنگی قائل‌اند. از طرفی برپایی این رویدادها با تأیید، حمایت و زحمات همین مسئولان تداوم می‌یابد. اما تبدیل شدن این محافل به ویترینی برای دیده شدن مسئولان اجرایی، تعریف و تمجیدهای بی‌پایان مجریان از مقامات، و به‌خصوص سخنرانی‌ها و پیام‌های رسمی، کلیشه‌ای و ملال‌آور، زیبنده‌ی هنر و ادب فارسی نیست. این‌ رفتارها از نگاه غلطی نشأت می‌گیرد که فرهنگ را ذیل سیاست و اهالی فرهنگ را زینت‌المجالس صاحبان قدرت تلقی می‌کند. آفت دیرسالی که گریبانگیر رویدادهای فرهنگی شده است و جا دارد متولیان امر هرچه‌ زودتر با آن مقابله کنند. هرچند ترک این عادت، مشکل است. چراکه در اغلب محافل و مجامع رسمی، میزان حرمت افراد به درجه‌ی شغلی و اهمیت عنوان‌ آنان بستگی دارد. از این روست که در نشست‌ها و رویدادها هرچقدر مسئولان حاضر بلندپایه‌تر باشند، چاشنی تعارفات در لحن اصحاب تریبون، غلیظ‌تر و مبالغه‌آمیزتر است. این طبیعت نشست‌های رسمی در مملکت ماست و شاید از آن گریزی نباشد. اما وقتی پای فرهنگ، هنر و ادبیات به میان می‌آید، از دستگاه‌ها و نهادهای ذی‌ربط انتظار می‌رود که این‌گونه زوائد را حذف کنند. وگرنه، بیم آن دارم که نسل ما این آموزه‌ی ارجمند شیخ اجل را که فرمود: "هنرمند هر جا رود قدر بیند و در صدر نشیند." غلط بیاموزند و جای "هنرمند" را به "دولت‌مند" بدهند. ✍🏻افشین علا 🗓مهر ۱۴۰۵ ✨🆔 @afshinala ✨ 🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا

✨قم‌ اللیل الا قلیلا...✨ برخیز، از بستر به غیر از پاره‌ای از شب در جنگ دیو آور به کف، قداره‌ای از شب مستی ندارد روز، زیرا برن
✨قم‌ اللیل الا قلیلا...✨ برخیز، از بستر به غیر از پاره‌ای از شب در جنگ دیو آور به کف، قداره‌ای از شب مستی ندارد روز، زیرا برنمی‌دارد هستی، نقاب از چهره جز در پاره‌ای از شب می‌آید از پشت سکوت گنبد گیتی مثل حرم، موسیقی نقاره‌ای از شب وقتی که شبها سینه‌ی بخشش پر از شیر است اشکی چو طفلان ریز در گهواره‌ای از شب مستان، سر و سامان نمی‌جویند در این بزم هر سو می‌آید ناله‌ی آواره‌ای از شب در روز، مروارید را حتی تلألو نیست یابد ولی مقدار، سنگ خاره‌ای از شب با من جفا کن ای ستمگر هرچه می‌خواهی زیرا که می‌جویم به آهی، چاره‌ای از شب ✍🏻افشین علا ✨کانال رسمی افشین علا✨ 🔹 @afshinala 🔹

photo content

🔹تور اشک🔹 چون من اگر به خلوت خود خو گرفته‌ای گو شکر حق که اجر خود از او گرفته‌ای حسرت مبر به مستی کشتی‌نشسته‌گان در ساحل وق
🔹تور اشک🔹 چون من اگر به خلوت خود خو گرفته‌ای گو شکر حق که اجر خود از او گرفته‌ای حسرت مبر به مستی کشتی‌نشسته‌گان در ساحل وقار چو پهلو گرفته‌ای از رودخانه‌ی سحر ای دیده باز هم با تور اشک، ماهی نیکو گرفته‌ای شهبازها به قوت شبت رشک می‌برند چون نان خود به قوت بازو گرفته‌ای داری به کف، دو کفه‌ی دنیا و آخرت در دست اگر به عدل، ترازو گرفته‌ای دستینه‌ی زحل چو النگو به دست توست در صدق چون ز آینه الگو گرفته‌ای ترسد ز سایه‌ی تو فرومایه چون که چتر بر سر نه از زمین که ز مینو گرفته‌ای گرد تو کند و کاو عبث می‌کند مگس پنداشت شهد شعر ز کندو گرفته‌ای بی‌اعتنا بمان به هیاهوی مدعی وقتی مدد به آه خود از هو گرفته‌ای پروا مکن از این همه روباه چون‌که جاه از بارگاه ضامن آهو گرفته‌ای ✍🏻افشین علا 🗓مهر ۱۴۰۵ ✨🆔 @afshinala ✨ 🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا

🔸جمعه‌ی نصر🔸 ۱۳ مهر ۱۴۰۳ چند روز پس از شهادت حسن‌ نصرالله، نمازجمعه‌ی تهران به امامت رهبر شهید انقلاب برگزار شد. حماسه‌ی ماندگاری که "جمعه‌ی نصر" نام گرفت. امام شهید با وجود احتمال سوء‌قصد به جان ایشان، با همه‌ی عزیزان‌ خود به میدان آمدند. میلیون‌ها نمازگزار نیز بی‌اعتنا به تهدیدها، مصلا و خیابان‌های اطراف آن را پر کردند. آن‌روز امام شهید، بعد از ایراد خطبه‌ای غرا و اقامه‌ی نمازجمعه، برخلاف رویه‌ی معمول، ماندند و نماز عصر را نیز اقامه کردند. حماسه‌ای رقم خورده بود که نمی‌توانستم در برابر آن سکوت کنم و شعری نگویم. پس از انتشار آن شعر، با پیامی که از ایشان رسید، هم اشک شوق ریختم، هم دلم به درد آمد. نوشته بودند: "قوی، زیبا و استادانه است. کاش شأن نزولش این حقیر نبود. به هرحال وظیفه داشتم تشکر کنم." آن جمعه‌‌ی بشکوه ای خطبه‌‌ی غرای تو چون آب بر آتش تسکین دل سوته‌ی اصحاب بر آتش شد هیمنه‌‌ی خصم در آن جمعه‌‌ی بشکوه چون دود ز جمعیت احباب بر آتش یکپارچه در سوز و گداز آمده بودند تا روی تو بینند چو مهتاب بر آتش ای پیر جوان‌بخت! ز آهنگ نمازت مانند سپندی شده محراب بر آتش بر چیرگی‌ات در سخن، اعدا متحیر چون خیرگی کرمک شبتاب بر آتش خنیاگر صهیون نگر از نطق بلیغت افکنده ز کف، آلت و مضراب بر آتش فهماند کلام تو به صیاد جهان‌خوار ماهی نشود صید ز قلاب بر آتش از شش جهت افروخت شرر، جانی غاصب زین رو شده بریان، خود قصاب بر آتش ما چون تو اگر سوخته‌ایم از غم یاران گشتیم بهاور چو زر ناب بر آتش تصویر "حسن" شیر عرب حک شده بر عرش هرگز نتوان سوختن این قاب بر آتش دست از تو نداریم، اگر پا بگذارند بسیار سران از پی ارباب بر آتش فردا چو بسوزند عجب نیست که امروز کردند بنا کاخ خود، اعراب بر آتش ای پیر! هوادار توأم چون‌که در این راه بیداری و بس قافله در خواب بر آتش دل کنده‌ام از راست و چپ یکسره، چون تو بر خندق سلمانی و احزاب بر آتش از بغض تو بر گرده‌‌ی ما دشنه‌‌ی دشنام بسیار زند سفله چو تنداب بر آتش خفاش چه داند ز چه در چرخشم ای دوست گرد تو چو پروانه‌ی بی‌تاب بر آتش از طعن رقیبان به فلاخن، چو خلیلم در باغ گل افتاده ز پرتاب بر آتش بگذار حسودم بزند طعنه که افتاد زین شعر تر و تازه و شاداب بر آتش ✍🏻افشین علا 🗓مهر ۱۴۰۳ ✨🆔 @afshinala ✨ 🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا

🔹سیاهه‌ی اوهام🔹 امروز اگر ز شش جهت از چرخ، دلخوری تغییر در پی است، چرا در تغیری؟ کوهی، به خود ز ناله چرا تیشه می‌زنی؟ سروی،
🔹سیاهه‌ی اوهام🔹 امروز اگر ز شش جهت از چرخ، دلخوری تغییر در پی است، چرا در تغیری؟ کوهی، به خود ز ناله چرا تیشه می‌زنی؟ سروی، ز خود به غصه چرا ریشه می‌بری؟ جایی برای شادی اگر در دل تو نیست زآن روست ای عزیز که از آرزو پری حیف تو نیست شب همه شب تا سپیده‌دم بنشینی و سیاهه‌ی اوهام بشمری؟ اجر تو با خداست ، ز احسان بندگان هرگز نمی‌رسد به تو پاداش درخوری وقتی که از تو کاخ سخن گشته استوار دل خوش مکن به خشتی و سنگی و آجری چون عازمیم سوی وطن، شرط عقل نیست سر را فرو کنیم در این ره به آخوری لطف سفر به چیست؟ فقط یک پیاله چای زین رو بسنده کن به اجاقی و چادری گیرم بریده شد نفست در میان راه باید زدن گریز به راه میان‌بری چون گوی خالی‌اند در این ره، حرامیان مثل حباب می‌شکنند از تلنگری شاه بلامنازع دنیا و آخرت در انتظار توست چرا غصه می‌خوری؟! ✍️ افشین علا ✨🆔 @afshinala ✨ 🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺

ظاهرا سیلی‌هایی که دولت امارات به خاطر مشارکتش در تجاوز آمریکا و اسرائیل به کشورمان از ما خورد، به اندازه‌ی کافی تنبیهش نکرده است. تکرار گستاخانه‌ی ادعای وزیر امور خارجه‌ی این دولت تازه‌تأسیس در خصوص جزایر سه‌گانه‌‌ی ایرانی گواه این ادعاست. باید دید امارات، این اسرائیل کوچک حاشیه‌ی خلیج فارس، بعد از خسارات و تلفاتی که در جنگ اخیر دید، جرأت گستاخی مجدد را از کجا آورده است؟ البته پاسخ قاطع به این شیخ‌نشین متوهم، وظیفه‌ی دستگاه محترم دیپلماسی است. کاری که از من برمی‌آید بازنشر شعری است که قبلا در پاسخ به ادعاهای گستاخانه‌ی امارات سروده‌ام. 🔺جزایر سه‌گانه🔺 ای که خواهی خاک ایران را از این پیکر، جدا پای خود کج نِه که گردد پیکرت از سر جدا پیش از این کندند حوثی‌ها نخ تنبان تو تنب‌ها را کی توانی کرد، از پیکر جدا؟ خاک بوموسی دم شیر است گر بازی کنی طعمه‌ی او می‌شوی صحرا جدا بندر جدا آن زمان طی شد که با دست خبیث انگلیس از گلوی فارس شد بحرین چون گوهر جدا طی شد آن دوران که در کابین‌تان آورد غرب خاک ایران را و شد از مادر این دختر جدا دست را از پا خطا کردید اگر، خواهید دید گشت خاتون به یغما رفته از شوهر جدا دیگر ایران چون شما نودولتان، بازیچه نیست تار مویی از تنش کی می‌شود دیگر جدا یادتان باشد چه‌ها کردید در دوران جنگ یک نفس اما نشد این ملت از سنگر جدا پول‌ها دادید تا صدام گیرد خاک فارس هشت سال از این عقاب اما نشد یک پر جدا هرچه بود او مرد میدان بود و جنگ اما شما بوده‌اید آیا چو طفلان یک شب از مادر جدا؟ چون شغالان تهمت اشغال بر ما می‌زنید قدس را وقتی که مغرب کرد از خاور جدا گر تو مردی خاک اعراب از کف صهیون درآر تا به کی بیت‌المقدس چون سر از افسر جدا؟ تا به کی در غزه خون کودک و زن بر زمین؟ کی شوی ای شیخ! از هم‌خوابه در بستر جدا؟ غیرت تازی چه شد؟ آن شهره در تاریخ کو؟ تا کند از خاور و از باختر، کشور جدا بین اعراب، آیتی چون حیدر کرار کو؟ تا کند دروازه را از قلعه‌ی خیبر جدا نوکر دیو تل‌آویوید آخر تا به کی؟ جان‌تان کی می‌شود آخر ز یکدیگر جدا کینه از ایرانیان دارید همچون اشتری کز لجاجت راه خود را کرده از معبر جدا گر نبود ایران، همین صهیون ز اردن تا حجاز خاک‌تان را از شما می‌کرد سرتاسر جدا گر سلیمانی نبود ای جمله داعش‌پروران در حرم می‌گشت از ناموس‌تان معجر جدا شیر حزب‌الله اگر در خطه‌ی لبنان نبود دیو می‌بلعیدتان کشور جدا لشکر جدا کینه دارید از حماس اما اگر یحیی نبود واژه‌ی مردانگی می‌گشت از دفتر جدا تا توانستید بد گفتید و ایران صبر کرد کی شود زین طعنه‌ها سلمان ز پیغمبر جدا یا خود این دندان لق را در بیارید از دهان یا کنیم از حلق‌تان آن را به یک نشتر جدا ای شیوخ سفله! ایران در پی صلح است، لیک چون‌که جنگ افتد نخواهد گشت خشک از تر جدا الغرض خواب جزایر را ز سر بیرون کنید این نگین هرگز نخواهد شد ز انگشتر جدا ✍ افشین علا ✨🆔 @afshinala ✨ 🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺

🔹جهت استحضار (۱)🔹 به رئیس‌جمهور محترم: مقامات محلی به‌ویژه استانداران حق دارند در نحوه‌ی مدیریت دستگاه‌ها و عزل و نصب مدیران ورود کنند. چراکه به عنوان نماینده‌ی دولت، باید اقتدار و اختیارات لازم را داشته باشند. ولی درخصوص برخی دستگاه‌ها و نهادهای تخصصی که ماهیت تعریف‌ شده و هویت منحصر به فرد خود را دارند، باید محتاط‌تر عمل کنند. با مدیران شایسته‌ای که به هر دلیل، ادامه‌ی مدیریت‌شان ممکن نیست، نباید برخورد متحکمانه داشت. افرادی هم که جایگزین آنان می‌شوند باید توانمندی لازم و اشراف بر مختصات، اهداف و دلایل تأسیس این نهادها را داشته باشند. مصادیق این امر در صورت تمایل عرض خواهد شد. به رئیس محترم قوه‌ی قضائیه: دستور شما مبنی بر برخورد با مصادیق برهنگی، مورد تأیید اکثریت قاطع مردم است. اما باید مراقب بود این دستور در سطوح پایین‌تر، درست فهمیده شود. آنچه که مردم را نگران کرده است، همان برهنگی است، نه بی‌حجابی. مشکل بی‌حجابی با بگیر و ببند حل نمی‌شود. مبادا باز هم بخواهند روسری را به زور سر خانم‌ها کنند. اشتباه مکرری که هم وهن حجاب است، هم توهین به بانوان. مشکل اصلی، هنجارشکنی برخی افراد در نوع پوشش است. البته این مشکل فقط از خانم‌ها نیست. بعضی از آقایان نیز یا باید مراعات کنند یا تذکر بگیرند. به رئیس محترم مجلس شورای اسلامی: این که یک نماینده‌ی مجلس به هر دلیلی با شکایت شما راهی زندان شود، نه برازنده‌ی مجلس است، نه در شأن ریاست قوه‌ی مقننه. لطفا اختلافات را با گذشت و رواداری بیشتری مدیریت فرمایید. ✍🏻افشین علا 🗓مهر ۱۴۰۵ پی‌نوشت: انشاالله ذکر این‌گونه موارد در قالب سلسله مطالبی با همین عنوان ادامه خواهد داشت. ✨🆔 @afshinala ✨ 🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا

🔹جهت استحضار (۱)🔹 به رئیس‌جمهور محترم: مقامات محلی به‌ویژه استانداران حق دارند در نحوه‌ی مدیریت دستگاه‌ها و عزل و نصب مدیران ورود کنند. چراکه به عنوان نماینده‌ی دولت، باید اقتدار و اختیارات لازم را داشته باشند. ولی درخصوص برخی دستگاه‌ها و نهادهای تخصصی که ماهیت تعریف‌ شده و هویت منحصر به فرد خود را دارند، باید محتاط‌تر عمل کنند. با مدیران شایسته‌ای که به هر دلیل، ادامه‌ی مدیریت‌شان ممکن نیست، نباید برخورد متحکمانه داشت. افرادی هم که جایگزین آنان می‌شوند باید توانمندی لازم و اشراف بر مختصات، اهداف و دلایل تأسیس این نهادها را داشته باشند. مصادیق این امر در صورت تمایل عرض خواهد شد. به رئیس محترم قوه‌ی قضائیه: دستور شما مبنی بر برخورد با مصادیق برهنگی، مورد تأیید اکثریت قاطع مردم است. اما باید مراقب بود این دستور در سطوح پایین‌تر، درست فهمیده شود. آنچه که مردم را نگران کرده است، همان برهنگی است، نه بی‌حجابی. مشکل بی‌حجابی با بگیر و ببند حل نمی‌شود. مبادا باز هم بخواهند روسری را به زور سر خانم‌ها کنند. اشتباه مکرری که هم وهن حجاب است، هم توهین به بانوان. مشکل اصلی، هنجارشکنی برخی افراد در نوع پوشش است. البته این مشکل فقط از خانم‌ها نیست. بعضی از آقایان نیز یا باید مراعات کنند یا تذکر بگیرند. به رئیس محترم مجلس شورای اسلامی: این که یک نماینده‌ی مجلس به هر دلیلی با شکایت شما راهی زندان شود، نه برازنده‌ی مجلس است، نه در شأن ریاست قوه‌ی مقننه. لطفا اختلافات را با گذشت و رواداری بیشتری مدیریت فرمایید. ✍🏻افشین علا 🗓مهر ۱۴۰۵ پی‌نوشت: انشاالله ذکر این‌گونه موارد در قالب سلسله مطالبی با همین عنوان ادامه خواهد داشت. ✨🆔 @afshinala ✨ 🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا

🍁باز هم پاییز🍁 باز هم پاييز در کف، سینی و قندان گرفت چای خوردن زير باران لطف صدچندان گرفت عالم تفتیده از چنگال تابستان رهید
🍁باز هم پاییز🍁 باز هم پاييز در کف، سینی و قندان گرفت چای خوردن زير باران لطف صدچندان گرفت عالم تفتیده از چنگال تابستان رهید ديو گرما صيد سرما شد ره زندان گرفت گرچه در جوش و خروش آیند مردم در بهار رونقی بیش از بهاران، خلوت رندان گرفت دختر پاییز تا طرحی دراندازد ز نو کلک سحرآمیز در کف، چون هنرمندان گرفت تا که از یاران، پذيرایی كند با روی خوش روكشی از زر به شوق خنده بر دندان گرفت سفره‌ی رنگين مهيا كرد و از بازار فصل سيب و نارنج و انار و پسته‌ی خندان گرفت تا شود آماده بر اندام دی، تور عروس در ميان بيشه‌ها آذر، حنابندان گرفت شاد زی ایران! به لطف مطرب باران که ضرب بر فراز زاگرس‌ها و دماوندان گرفت ✍ افشین علا ✨🆔 @afshinala ✨ 🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺

دو سال از شهادت سید حسن نصرالله گذشت. مجاهدی حکیم و دلاور که همواره مجذوب صلابت، شجاعت و سخنوری‌اش بودم. به‌قدری که در سال ۹۹ یعنی زمان حیات او قصیده‌‌ای در وصفش سرودم. البته با چاشنی سرزنش حاکمان خودفروخته‌ی عرب! هرچند به برخی وقایع روز ازجمله شیطنت‌های ضد ایرانی غرب به‌ویژه مکرون در لبنان هم اشاره شده است. با این همه فکر می‌کنم آن شعر وصف حال امروز هم باشد. اما آنچه که دلم را به درد می‌آورد این است که آن سال هم مثل همیشه، اولین مخاطبی که با لطف و قدرشناسی از آن شعر تقدیر کرد رهبر شهید انقلاب بود. ایشان در پیامی نوشتند: «شعری که خطاب به حاکمان عرب سرودید بسیار به‌جا و به‌موقع بود. دست شما درد نکند.» 🔸به حاكمان عرب 🔸 شيری كه برازنده‌ی فخر است و مباهات سيد حسن است آيا يا شيخ امارات؟ اين داده چو قواده به عشرتكده، رونق آن گشته ولی قائد احرار به شامات آن پخته سخن گويد با تكيه به قرآن اين خام ولی چون شتران، حامل تورات آن لرزه درافكنده به اركان تل‌آويو اين با تن لرزان شده پنهان به عمارات ای شيخ! كنی تكيه به قومی كه خداوند از دوستی‌اش كرده تو را نهی به آيات؟ اين نهی، نديدی و نخواندی تو به قرآن؟ يا خوانده‌ای از وحی، فقط لفظ و عبارات؟ هش‌ دار و بپرهيز، از اين غده‌ی بدخيم جز ننگ چه بخشيد مناخيم به سادات؟ سيد حسن از چيست كه بی سلطنت و كاخ خورشيد عرب گشته و حكام چو ذرات؟ زير قدمش له شده است ارتش صهيون با آن همه جنگنده و آلات و مهمات آيا نكنی شرم ز لبنان و فلسطين؟ آيا نشنيدی تو ز آيات و روايات؟ ايران چه بدی كرد به اعراب و به اسلام؟ كز كينه‌ی او كور شدی، كور به كرات! بحرين و عراق و يمن و شام چرا سوخت؟ در آتش بدخواهی‌ات ای شيخك بدذات! آيا نرهاندند نواميس عرب را سيد حسن و قاسم و ياران ز بليات؟ خنجر زدی از پشت به اعراب و نشستی با مرتكب آن همه كشتار و جنايات با قاتل كودک‌كش صبرا و شتيلا با جانی نفرين شده در ارض و سماوات يک‌باره عقال از سر بی‌عقل بيفكن خو كن چو جهودان به عرق‌چين و كراوات بيهوده مكش فيل دبی را به رخ ای شاه! وقتی كه ز سرباز يمن هم شده‌ای مات حيثيت خود دادی چون با ثمن بخس حقانيت فارس شد از خبث تو اثبات شاهان عرب، طايفه‌ی لوط و ثمودند هم بنده‌ی عزی و منات و هبل و لات خون عرب است آيا ای مردنمايان اين ننگ كه بر دامن‌تان مانده ز عادات؟ هم قدس ز كف داده و هم مكه و يثرب جز غرب نداريد دگر قبله‌ی حاجات در عقد تل‌آويو درآييد از اين پس بوديد چو يک عمر، عيالات ايالات اي قوم عرب! غيرت اجدادی‌تان كو؟ بودند نياكان شما اهل فتوحات تكرار مبادا شود اندوه فلسطين تا چند برد غرب، از اين منطقه، سوغات؟ دزد است در اين قافله، تا چند تغافل؟ موش است در اين مزرعه، تا چند مماشات؟ تند است چرا اين همه توفان تجاوز؟ كند است چرا اين همه شمشير مجازات؟ خواند همه را قدس به ياری، ز چه خوابيد؟ اقليم عرب گشته چرا خانه‌ی اموات؟ با اين همه، ای غرب! بپرهيز كه دارد اين باديه، بس خار مغيلان و نخيلات دل خوش مكن ای خصم به ويرانی بيروت مكرون! مكن از مكر، گذر سوی خرابات لبنان نكند روی خود از پارس به پاريس چون ديده از او خير فراوان، ز تو آفات سوزنده‌ی قانا شده دلسوز شهيدان! غارتگر شبعا شده همدرد جراحات! ای ننگ به هر كس كه شود خام تو ای خصم ای وای به شيخی كه كند با تو ملاقات قوم عرب و اهل خليج كهن فارس هيهات كه ذلت بپذيرد ز تو، هيهات آينده از آن يمن و غزه و قدس است ای غرب به هش باش! رسد روز مكافات ✍🏻افشين علا 🗓مرداد ٩٩ ✨🆔 @afshinala ✨ 🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا

دو سال از شهادت سید حسن نصرالله گذشت. مجاهدی حکیم و دلاور که همواره مجذوب صلابت، شجاعت و سخنوری‌اش بودم. به‌قدری که در سال ۹۹ یعنی زمان حیات او قصیده‌‌ای در وصفش سرودم. البته با چاشنی سرزنش حاکمان خودفروخته‌ی عرب! هرچند به برخی وقایع روز ازجمله انفجار مهیب بیروت و شیطنت‌های ضد ایرانی غرب به‌ویژه مکرون در لبنان هم اشاره شده است. با این همه فکر می‌کنم آن شعر وصف حال امروز هم باشد. اما آنچه که دلم را به درد می‌آورد این است که آن سال هم مثل همیشه، اولین مخاطبی که با لطف و قدرشناسی از آن شعر تقدیر کرد رهبر شهید انقلاب بود. ایشان در پیامی نوشتند: «شعری که خطاب به حاکمان عرب سرودید بسیار به‌جا و به‌موقع بود. دست شما درد نکند.» 🔸به حاكمان عرب 🔸 شيری كه برازنده‌ی فخر است و مباهات سيد حسن است آيا يا شيخ امارات؟ اين داده چو قواده به عشرتكده، رونق آن گشته ولی قائد احرار به شامات آن پخته سخن گويد با تكيه به قرآن اين خام ولی چون شتران، حامل تورات آن لرزه درافكنده به اركان تل‌آويو اين با تن لرزان شده پنهان به عمارات ای شيخ! كنی تكيه به قومی كه خداوند از دوستی‌اش كرده تو را نهی به آيات؟ اين نهی، نديدی و نخواندی تو به قرآن؟ يا خوانده‌ای از وحی، فقط لفظ و عبارات؟ هش‌ دار و بپرهيز، از اين غده‌ی بدخيم جز ننگ چه بخشيد مناخيم به سادات؟ سيد حسن از چيست كه بی سلطنت و كاخ خورشيد عرب گشته و حكام چو ذرات؟ زير قدمش له شده است ارتش صهيون با آن همه جنگنده و آلات و مهمات آيا نكنی شرم ز لبنان و فلسطين؟ آيا نشنيدی تو ز آيات و روايات؟ ايران چه بدی كرد به اعراب و به اسلام؟ كز كينه‌ی او كور شدی، كور به كرات! بحرين و عراق و يمن و شام چرا سوخت؟ در آتش بدخواهی‌ات ای شيخك بدذات! آيا نرهاندند نواميس عرب را سيد حسن و قاسم و ياران ز بليات؟ خنجر زدی از پشت به اعراب و نشستی با مرتكب آن همه كشتار و جنايات با قاتل كودک‌كش صبرا و شتيلا با جانی نفرين شده در ارض و سماوات يک‌باره عقال از سر بی‌عقل بيفكن خو كن چو جهودان به عرق‌چين و كراوات بيهوده مكش فيل دبی را به رخ ای شاه! وقتی كه ز سرباز يمن هم شده‌ای مات حيثيت خود دادی چون با ثمن بخس حقانيت فارس شد از خبث تو اثبات شاهان عرب، طايفه‌ی لوط و ثمودند هم بنده‌ی عزی و منات و هبل و لات خون عرب است آيا ای مردنمايان اين ننگ كه بر دامن‌تان مانده ز عادات؟ هم قدس ز كف داده و هم مكه و يثرب جز غرب نداريد دگر قبله‌ی حاجات در عقد تل‌آويو درآييد از اين پس بوديد چو يک عمر، عيالات ايالات اي قوم عرب! غيرت اجدادی‌تان كو؟ بودند نياكان شما اهل فتوحات تكرار مبادا شود اندوه فلسطين تا چند برد غرب، از اين منطقه، سوغات؟ دزد است در اين قافله، تا چند تغافل؟ موش است در اين مزرعه، تا چند مماشات؟ تند است چرا اين همه توفان تجاوز؟ كند است چرا اين همه شمشير مجازات؟ خواند همه را قدس به ياری، ز چه خوابيد؟ اقليم عرب گشته چرا خانه‌ی اموات؟ با اين همه، ای غرب! بپرهيز كه دارد اين باديه، بس خار مغيلان و نخيلات دل خوش مكن ای خصم به ويرانی بيروت مكرون! مكن از مكر، گذر سوی خرابات لبنان نكند روی خود از پارس به پاريس چون ديده از او خير فراوان، ز تو آفات سوزنده‌ی قانا شده دلسوز شهيدان! غارتگر شبعا شده همدرد جراحات! ای ننگ به هر كس كه شود خام تو ای خصم ای وای به شيخی كه كند با تو ملاقات قوم عرب و اهل خليج كهن فارس هيهات كه ذلت بپذيرد ز تو، هيهات آينده از آن يمن و غزه و قدس است ای غرب به هش باش! رسد روز مكافات ✍🏻افشين علا 🗓مرداد ٩٩

photo content

▪️کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَکُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ▪️ حضور گرامی حجت‌الاسلام والمسلمین حاج شیخ علی اکبر ناطق نوری ضایعه‌ی درگذشت برادر ارجمندتان زنده‌یاد حاج احمد ناطق نوری نه‌تنها سبب اندوه و تأثر اهالی مازندران، به‌ویژه مردم شریف نور و محمودآباد شد، بلکه بی‌شک دل بسیاری از مجاهدان قدیمی و پیشکسوتان نهضت اسلامی را نیز به درد آورد. آن پیر به حق پیوسته، از آغاز قیام امام راحل در خرداد ۴۲ تا زمانی که ناگزیر در بستر بیماری آرمید، لحظه‌ای از تلاش و تکاپو در مسیر انقلاب اسلامی فارغ نبود و در طی این طریق، سر از پا نمی‌شناخت و آرام و قرار نداشت. حاج احمد ناطق نوری طی دهه‌ها نقش‌آفرینی بی‌وقفه‌ در عرصه‌ی سیاست، فرهنگ، عمران، ورزش و سایر حیطه‌های خدمت و ایثار، برگ‌های زرینی بر دفتر خاطرات نسل ما افزود. به گونه‌ای که نه پس از فوت، بلکه در دوران حیات نیز نام او نزد هم‌نسلان من یادآور آئین پهلوانی و مرام جوانمردی بود. اولین دیدار من با ایشان زمانی بود که دانش‌آموز نوجوانی در شهرستان نور بودم و آن نماینده‌ی خاضع و خدوم، برای تجلیل و قدرشناسی به خانه‌ی ما آمده بود. آن‌روز علاوه بر مشاهده‌ی بزرگی و فروتنی توأمان حاج احمد آقا شاهد گفتگویی به‌یادماندنی بین ایشان و زنده‌یاد مادرم بودم. مادری که اولین معلم عشق و شاعری‌ام بود و به خاندان ناطق ارادتی ویژه داشت و خاطرات بسیاری از فضایل پدر بزرگوارتان را برای ما نقل می‌کرد. آن روز دانستم که این دوستی و محبت خانوادگی و قدیمی بی‌سبب نبوده است. چراکه با وجود بی‌مهری‌هایی که مرحوم پدرم و خانواده‌ی ما در سال‌های آغازین پیروزی انقلاب از برخی افراطیون دیده بودند، نماینده‌ی شهرمان به ملاقات من آمده بود که جای فرزندش بودم. آن‌همه تواضع و قدرشناسی سبب شد که از آن پس دل در گرو مهر ایشان داشته باشم. آن بزرگوار نیز همواره حرمت شاعر همشهری خود را پاس می‌داشت و هربار که دیداری دست می‌داد، مرا شرمنده‌ی لطف بی‌دریغ خود می‌کرد. افسوس که با عروج ابدی‌اش یادآوری آن خاطرات، سبب اندوه می‌شود و دلم را به درد می‌آورد. هرچند خیل عظیم یاران و دوست‌دارانش نیز همین احساس را دارند و اقشار مختلف مردم دیار ما سوگوار ایشان‌اند. بی‌تردید، اهالی نور و محمودآباد هرگز نماینده‌ی مهربان و فروتن خود را از یاد نخواهند برد. همان‌طور که مجاهدت‌ها و خدمات عاشقانه‌ی شهید عباسعلی ناطق نوری و فرزند شهیدش نیز از یادها نخواهد رفت. جناب آقای ناطق می‌دانم که داغ فقدان پیاپی برادران عزیز سخت است. مخصوصا برای جناب‌عالی که نگین حلقه‌ی آنان بودید. آن برادران آسمانی با وجود آن‌که از شما بزرگتر بودند، در خدمت‌گزاری و حفظ حرمت‌ جناب‌عالی گوی سبقت را از یکدیگر می‌ربودند. امید است در این مصیبت نیز مثل سایر برهه‌های عمرتان که با مبارزه، جهاد، صبر و مدارا طی شد، دلی شکیبا داشته باشید. چراکه همگان، شما و خاندان ناطق نوری را به شکیبایی و رواداری می‌شناسند. این ضایعه را به جناب‌‌عالی و سایر بازماندگان گرامی به‌ویژه همسر وفادار حاج احمد آقا و فرزندان برومندشان علی‌الخصوص جناب دکتر حمید ناطق نوری که در خدمت‌گزاری به پدر تا واپسین لحظات عمر ایشان سنگ تمام گذاشت، تسلیت عرض می‌کنم و با تمام وجود، خود را در این غم بزرگ با شما شریک می‌دانم. برای روح ملکوتی حاج احمد ناطق نوری نیز غفران الهی و حشر با مجاهدین فی سبیل الله را مسئلت دارم. سایه‌ی عزت‌تان مستدام باد. ✍🏻افشین علا 🗓مهر ۱۴۰۵ ✨🆔 @afshinala ✨ 🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا

photo content

هر علفی که می‌جوی مزمزه کن بیان مکن یا که اگر غلط کنی گنده‌تر از دهان مکن این هوس محال را چون که به گور می‌بری قلقلک خیال را
هر علفی که می‌جوی مزمزه کن بیان مکن یا که اگر غلط کنی گنده‌تر از دهان مکن این هوس محال را چون که به گور می‌بری قلقلک خیال را لقلقه‌ی زبان مکن از وطنم بگو ولی جانب احتیاط گیر با دم شیر، این‌چنین بازی آن‌چنان مکن پنجه فکنده‌ای چو با چند هزار ساله‌‌گان عمر دو قرن و نیم خود جز نفسی گمان مکن دنبه‌ی صهیونیست را بوی کباب یافتی گاوچران خیره سر! سیخ در استخوان مکن شیخ خمیده‌ای اگر رقص کند به ساز تو خشم خداست در کمین، تکیه بر این کمان مکن نام خلیج فارس را چون که ز یاد برده‌ای بیش مگو و خویش را مضحکه‌ی جهان مکن حامی خاص داعشی اصل و اساس داعشی پس سخن از ترور مگو خنده‌ی ما عیان مکن تیر به سنگ خورده‌ای کاکل رنگ خورده‌ای آب فرنگ خورده‌ای میل به شوکران مکن وهم سراب دیده‌ای پنبه به خواب دیده‌ای چون شتران بی‌خرد لف لفِ بی‌امان مکن تجربه کن فرار را ترک کن این دیار را باخته‌ای قمار را گیس مکش، فغان مکن فارس، شکوه یافته سوی فلک شتافته قلب اتم شکافته خشم من امتحان مکن ✍🏻افشین علا ✨🆔 @afshinala ✨ 🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا