ru
Feedback
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)

صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)

Открыть в Telegram

"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود" https://telegram.me/tarbd

Больше
1 645
Подписчики
+324 часа
+37 дней
+130 день
Архив постов
✅آیا همه چیز تمام شده است؟؟؟ تابستان ۱۹۴۵ , ژاپن زیر سایه شکست نفس می‌کشید. شهرها ویران شده بودند، کارخانه‌ها از کار افتاده بودند و دو انفجار اتمی، هیروشیما و ناگاساکی را به نماد تلخ پایان جنگ تبدیل کرده بود. در همان روزها، هیدکی #یوکاوا، فیزیکدان جوان ژاپنی، در دانشگاه کیوتو قدم می‌زد. دانشجویی که آثار ناامیدی در چهره‌اش موج می‌زد، به او نزدیک شد و پرسید: «استاد، آیا همه‌چیز تمام شده است؟» یوکاوا به ساختمان‌های آسیب‌دیده دانشگاه نگاه کرد و گفت: «اگر آینده را در این دیوارهای شکسته ببینی، بله. اما اگر آینده را در #ذهن جوانانی ببینی که هنوز می‌توانند بیاموزند، نه.» دانشجو گفت: «اما ما جنگ را باختیم.» یوکاوا لحظه‌ای سکوت کرد و پاسخ داد: «ما فقط یک جنگ را نباختیم. فهمیدیم که قدرت واقعی جهان در دانش است. بمبی که بر سر هیروشیما فرود آمد، در یک روز ساخته نشد؛ حاصل سال‌ها پژوهش، آموزش و سرمایه‌گذاری علمی بود. آینده ژاپن نه در میدان‌های نبرد، بلکه در کلاس‌های درس و آزمایشگاه‌ها ساخته خواهد شد.» سال‌ها گذشت. #ژاپن به جای ساختن ارتشی بزرگ، #دانشگاه‌ها را توسعه داد، پژوهش را گسترش داد و نسل تازه‌ای از مهندسان و دانشمندان را پرورش داد. در سال ۱۹۴۹، هیدکی یوکاوا نخستین ژاپنی شد که جایزه نوبل فیزیک را دریافت کرد. برای بسیاری از مردم ژاپن، این موفقیت تنها افتخار یک دانشمند نبود؛ نماد تولد دوباره یک ملت بود. از دل خاکسترهای جنگ، این باور شکل گرفت که: «کشوری که در میدان جنگ شکست می‌خورد، هنوز می‌تواند در میدان #علم پیروز شود؛ اگر به جای ساختن سلاح‌های بیشتر، ذهن‌های بیشتری بسازد.» @tarbd 📚📚📚📚📚 "تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود" https://telegram.me/tarbd

🌲🌲🌲 ایران را دوست دارم... چون: شعر دارد... هنر دارد... تاریخ دارد... #ایران #اصفهان @tarbd 📚📚📚📚📚

📸 اصفهان، کاخ چهلستون، سال ۱۹۲۵ میلادی/ ۱۳۰۴ خورشیدی @tarbd 📚📚📚📚📚
📸 اصفهان، کاخ چهلستون، سال ۱۹۲۵ میلادی/ ۱۳۰۴ خورشیدی @tarbd 📚📚📚📚📚

#تحلیل_زمانه 🌍 @TahlilZamane

آمریکا لوکوموتیو بقیه جهانه. آمریکا آزمایشگاه بزرگیه که آینده درونش ساخته می‌شه: آینده‌ای که پر از امکانات جدید زندگیه. همهٔ اینها هم در اصل مدیون اقتصاد آمریکاست؛ مدیون بازار آزاد و سنت کاپیتالیستی اونجا — و نه الزاماً دولت‌ها. برای نمونه در گرافیک پایین، کاربران اینترنت در آمریکا در سال ۱۹۹۰ از مجموع کاربران در تمام دنیا بیشتر بود. این کالای لوکس رو اقتصاد آمریکا به کالای ضروری تبدیل کرد. کارکرد اقتصاد کاپیتالیستی همینه: کالای لوکس رو همگانی می‌کنه و در این اثنا کالاهای لوکس دیگه‌ای خلق می‌کنه که به زودی همگانی خواهند شد. این فرایند باعث می‌شه امکان‌های زندگی امروز ما با نیم قرن پیش قابل مقایسه نباشه (حتی با بیست سال پیش هم قابل مقایسه نیست). حمله به بازار، حمله به این موتورِ رفاه‌آفرینه. و هدف اصلی چپ هم در جهان دقیقاً حمله به بازار آزاده. اکثر چیزهایی که الان من و شما در اختیار داریم و کیفیت زندگی‌مون رو بالا آورده، نتیجهٔ همین اقتصاد آزاده. اما چپ با اسم رمز "نئولیبرالیسم" از این اقتصاد نجات‌بخش هیولا ساخته. شیوه چپ همیشه همین بوده که راه درست رو تباهی جلوه می‌داده و تباهی رو راه درست. انتخاب با ماست که پس از چند بار افتادن در چاه چپ عبرت بگیریم. #کاپیتالیسم Garajetadayoni | گاراژ

✅هشدار روزنامه جوان : تجمعات شبانه دچار فتنه شده و میدان به دست نفاق افکنها افتاده خواستار انحلال شعام و خراب کردن وزارت خارج
✅هشدار روزنامه جوان : تجمعات شبانه دچار فتنه شده و میدان به دست نفاق افکنها افتاده خواستار انحلال شعام و خراب کردن وزارت خارجه برسر مسئولانش هستند روزنامه جوان وابسته به سپاه در گزارشی هشدار داده است که برخی گریه‌ها در تجمعات مردمی باعث تفرقه و نفی مسئولان نظام شده‌اند. برخی سخنرانان بدون رعایت اوامر رهبری، دلالت به خراب کردن موسسات و نهادهای نظام اسلامی می‌کنند و گاه به مشاجره میان مردم منجر می‌شود. این اقدامات، طبق فرمایشات رهبری، باعث ضعف اعتماد مردم به نظام می‌شود و لازم است نهادهای مربوط جلوی این تفرقه‌افکنی را گرفته و تجمعات مردمی را به کمک وحشت از چنین اختلافاتی حفظ کنند

📌 اندیشکده دیپلماسی ملل (NDT) با همکاری مرکز مطالعات عالی بین‌المللی دانشگاه تهران و شبکه بین المللی جوانان پاگواش International Student/Young Pugwash (ISYP) برگزار می‌کند: 🎙 وبینار بین‌المللی گفت‌وگو در زمانه بحران: ایران، امنیت منطقه‌ای و کاهش مخاطرات هسته‌ای 🌍 در شرایطی که تحولات خاورمیانه بیش از هر زمان دیگری بر امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی تأثیرگذار شده است، گفت‌وگو، تبادل دیدگاه و تعامل میان نخبگان علمی و سیاستی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. با حضور: ▪️ پروفسور حسین الشهرستانی دانشمند اتمی و رئیس کنفرانس‌های پاگواش در امور علم و مسائل جهانی نایب رئیس سابق مجلس نواب عراق وزیر اسبق آموزش عالی عراق ▪️ دکتر علی‌اکبر صالحی وزیر اسبق امور خارجه و رئیس پیشین سازمان انرژی اتمی ایران ▪️ دکتر آریوبرزن محمدی استاد مطالعات خاورمیانه دانشگاه تهران ▪️ دکتر حامد وفایی استاد مطالعات چین، دانشگاه تهران ▪️ دکتر رکسانا نیکنامی مدیر مرکز مطالعات عالی بین‌الملل دانشگاه تهران ▪️ سیدمحمدعلی سیدحنایی بنیان‌گذار و رئیس اندیشکده دیپلماسی ملل 📅 ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ 🕒 ساعت ۱۵:۰۰ به وقت ایران 💻 به صورت برخط (Google Meet) از اساتید، پژوهشگران، دانشجویان، دیپلمات‌ها و علاقه‌مندان حوزه روابط بین‌الملل دعوت می‌شود در این گفت‌وگوی علمی و تخصصی مشارکت کنند. روابط عمومی اندیشکده دیپلماسی ملل • Public Relations of Nations Diplomacy Think Tank ╭┅──•──┅╮       @NDT_IRI ╰┅──•──┅╯

✅رقاصان و نوازنده های دوران قاجار... @tarbd 📚📚📚📚📚
✅رقاصان و نوازنده های دوران قاجار... @tarbd 📚📚📚📚📚

✅ اینجا سوییس نیست! قطعه‌ای از بهشت در هزارمسجد خراسان 🌲ایران زیبا @tarbd 📚📚📚📚📚
+2
✅ اینجا سوییس نیست! قطعه‌ای از بهشت در هزارمسجد خراسان 🌲ایران زیبا @tarbd 📚📚📚📚📚

✅ امروز ۱۰ June روز جهانی صنایع دستی است و هنر دستان ایرانی‌ها در دنیا حرف اول را می‌زند @tarbd 📚📚📚📚📚
✅ امروز ۱۰ June روز جهانی صنایع دستی است و هنر دستان ایرانی‌ها در دنیا حرف اول را می‌زند @tarbd 📚📚📚📚📚

✅ذهن پیشوا...  تاریخ انسانی در مسیر پر فراز و نشیب خود حوادث زیادی را پشت سر گذاشته و در این میان همواره نام عده‌ای با ترس و ارعاب و کشت و کشتار گره خورده است. دیکتاتورها در سراسر تاریخ و جهان پراکنده‌اند و هر کدام در برهه‌ای از زمان و نقطه‌ای از این کره خاکی جور و ستم را پیشه خود می‌کنند اما این دیکتاتورها دارای چه ویژگی‌های ذهنی و شخصیتی هستند؟ و آیا میان آن‌ها تشابهاتی وجود دارد؟ کتاب «ذهن پیشوا؛ کیش شخصیت دیکتاتورها در قرن بیستم» نوشته «فرانک دیکاتر» با همین پرسش به مشهورترین دیکتاتورهای قرن بیستم پرداخته است. مترجم کتاب در یادداشت ابتدایی این اثر در مورد اهمیت ذهن و کیش در شناخت دیکتاتورها می‌نویسد:«دیکتاتورها به شکل عجیبی به هم شبیه‌اند. ذهن پیشوایان مردم نگون بخت، به یک گونه فکر می کند و اسیر توهماتی از یک نوع است. پیشوا به کیش شخصیت خود زنده است و روزی که مردم دیگر فریب آنچه می‌نمایانند را نخورند و از زور و قدرت او نترسند، پایان فرا خواهد رسید.» در این کتاب هشت دیکتاتور(موسولینی، هیتلر، استالین، مائو، کیم ایل سونگ، فرانسوا دووالیه، چائوشسکو و منگیستو هایله ماریام» با شخصیت‌های بسیار متفاوت مورد بررسی قرار می‌گیرند. نویسنده با زبانی ساده و روایی و نگاهی تاریخی و با تمرکز بر ویژگی‌های روانی و شخصیتی این شخصیت‌ها مسیر زمامداری‌شان را برای خواننده بازگو می‌کند. روایتی که با تمام تفاوت‌ها، شباهت‌هایی که میان این اشخاص وجود دارد را  نیز برای خوانندگان روشن می‌سازد. همانطور که مولف اثر در پیشگفتار کتاب نیز به بخشی از این تشابه اشاره می‌کند و می‌نویسد: «وجه تشابه آنان همه البته این است که تمامی تصمیمات مهمی که به ترویج وجهه شخصی آنان منجر می‌شود، توسط خودشان گرفته می‌شود. در این میان البته بعضی بیش از بقیه در این روند دخالت دارند. مثلا موسیلینی در یک سر طیف تقریبا نیمی از زمانش را صرف تصویرسازی از خود به عنوان حاکم همه چیز دان، قادر مطلق و بی جانشین ایتالیا می‌‎کرد و به این منظور زمام اداره چند وزارت‌خانه را شخصا در دست گرفته بود. استالین دائما در فکر هرس کردن شاخ و برگ درخت کیش شخصیت خود بود و آنچه را تمجید بیش از حد می‌انگاشت تنها به این دلیل کنار می‌گذاشت که چند سال بعد زمانی که حس کند موعودش رسیده آن را به مرکز توجهات بیاورد. چائوشسکو با وسواس خاصی شخصیت خود را تبلیغ می‌کرد. هیتلر هم در سال‌های اولیه رسیدن به قدرت از تمامی جزییات روند انگاره‌سازی از خود مطلع بود هر چند در سال‌های بعد اگر رویه او را با دیگر دیکتاتورها مقایسه کنیم می‌بینیم که این کار را بیش از حد معمول به دیگران تفویض کرده بود همگی آن‌ها از تمام منابع در اختیار دولتشان برای ترویج کیش شخصیت خود استفاده می‌کردند چرا که آن‌ها خود دولت بودند.» اما چرا کیش شخصیت در شناخت دیکتاتورها لازم می‌نماید و اهمیت آن در چیست؟ «دیکاتر» این اهمیت را این طور توضیح می‌دهد:«هدف کیش شخصیت متقاعد یا اقناع کردن نبود بلکه گیج کردن بود و اینکه درک متعارف را نابود کند، زمینه اطاعت مطلق را فراهم سازد، افراد را به انزوا بکشاند و شخصیت آنان را خرد کند. مردم ناگزیر از خود سانسوری بودند و به نوبه خود دیگران را می‌پاییدند. آنان خواه ناخواه کسانی را که نمی‌توانستند در حرفه تبعیت صادق باشند نکوهش می‌کردند اما زیر ظاهر متحدالشکل همه‌گیر، طیف گسترده‌ای از نظرات وجود داشت: از آنان که خالصانه رهبر خود را تجلی آرمان‌ها می‌دانستند تا معتقدین به شیوه و مرام و او، فرصت طلبان کاسه‌لیس، بی تفاوت‌ها، بی‌انگیزه‌ها و مخالفین سرسخت.» با خواندن مسیر زندگی این هشت دیکتاتور همانطور که نویسنده هم اشاره می‌کند درمی‌یابیم دیکتاتورها نه تنها به مردم خود که به خودشان هم دورغ می‌گفتند. شماری از آنان در جهان شخصی‌شان غرق شده و متقاعد شده بودند که نابغه‌اند و تعدادی دیگر بی اعتمادی بیمارگونه به ملازمان و اطرافیانشان داشتند و در نتیجه بدون مشورت تصمیماتی می‌گرفتند که سرنوشت گاه میلیون‌ها نفر را تحت تاثیر قرار می‌داد و عده معدودی چون هیتلر نیز بر اثر ضربه محکم واقعیت گیج می‌شدند اما بسیاری از آن‌ها تا پایان بر رویه خود باقی می‌ماندند. استالین و مائو عاقبت به مرگ طبیعی مردند و تا چند دهه ستایش از آنان ادامه یافت. دووالیه اوضاع را به شکلی مدیریت کرد که قدرت به پسرش منتقل شد و در نهایت اغراق آمیزترین کیش شخصیتی که تا به حال دیده شده در کره شمالی است که در آن حکومت کیم به نسل سوم رسیده است. @tarbd 📚📚📚📚📚 "تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود" https://telegram.me/tarbd

دیکتاتورها در سراسر تاریخ و جهان پراکنده‌اند و هر کدام در برهه‌ای از زمان و نقطه‌ای از این کره خاکی جور و ستم را پیشه خود می‌
دیکتاتورها در سراسر تاریخ و جهان پراکنده‌اند و هر کدام در برهه‌ای از زمان و نقطه‌ای از این کره خاکی جور و ستم را پیشه خود می‌کنند اما این دیکتاتورها دارای چه ویژگی‌های ذهنی و شخصیتی هستند؟ و آیا میان آن‌ها تشابهاتی وجود دارد؟ کتاب «ذهن پیشوا؛ کیش شخصیت دیکتاتورها در قرن بیستم» نوشته «فرانک دیکاتر» با همین پرسش به مشهورترین دیکتاتورهای قرن بیستم پرداخته است. مترجم کتاب در یادداشت ابتدایی این اثر در مورد اهمیت ذهن و کیش در شناخت دیکتاتورها می‌نویسد:«دیکتاتورها به شکل عجیبی به هم شبیه‌اند. ذهن پیشوایان مردم نگون بخت، به یک گونه فکر می کند و اسیر توهماتی از یک نوع است. پیشوا به کیش شخصیت خود زنده است و روزی که مردم دیگر فریب آنچه می‌نمایانند را نخورند و از زور و قدرت او نترسند، پایان فرا خواهد رسید.» در این کتاب هشت دیکتاتور(موسولینی، هیتلر، استالین، مائو، کیم ایل سونگ، فرانسوا دووالیه، چائوشسکو و منگیستو هایله ماریام» با شخصیت‌های بسیار متفاوت مورد بررسی قرار می‌گیرند. @tarbd 📚📚📚📚📚

✅افرادی که چیزی برای گفتن ندارند، مدام در حال حرف زدن هستند.... @tarbd 📚📚📚📚📚
✅افرادی که چیزی برای گفتن ندارند، مدام در حال حرف زدن هستند.... @tarbd 📚📚📚📚📚

✅ فلسفه‌های ژاپنی؛ سنگ‌بنای فرهنگ و توسعه ژاپن 🔸ژاپن همواره به عنوان کشوری پیشرو در زمینه انضباط، بهره‌وری و خودسازی شناخته
✅ فلسفه‌های ژاپنی؛ سنگ‌بنای فرهنگ و توسعه ژاپن 🔸ژاپن همواره به عنوان کشوری پیشرو در زمینه انضباط، بهره‌وری و خودسازی شناخته می‌شود. فلسفه‌های تأثیرگذاری که این کشور توسعه داده، امروزه در سراسر جهان مورد توجه قرار گرفته‌اند. 🔸چهار فلسفه مشهور ژاپنی در این زمینه عبارتند از: کایزن (بهبود تدریجی) که بر قدم‌های کوچک روزانه تأکید دارد؛ ایکیگای (دلیل برای بودن) که به یافتن هدف و معنای زندگی کمک می‌کند؛ کینتسوگی (ترمیم با طلا) که نقص‌ها و شکست‌ها را بخشی از هویت فرد می‌داند؛ و وابی‌سابی (زیبایی در نقص) که کمال‌گرایی افراطی را کنار می‌گذارد. @tarbd 📚📚📚📚📚

✅کسانی که خودشان را از سیاست به دور نگه‌ می‌دارند، توسط احمق‌ها اداره می‌شوند... ✍برتولد برشت؛ نویسنده و اندیشمند آلمانی ♈️سواد سیاسی بعداز سواد زندگی، از ضروریات زندگی امروزی است و منجربه انتخاب سیاست‌مداران حرفه‌ای برای اداره حکومت توسط شهروندان می‌شود. در صورت نا آشنایی شهروندان با دانش سیاسی، پوپولیست‌ها بر عرصه قدرت رسوب می‌کنند و فقر و فساد را در جامعه حاکم می‌نمایند. ♈️بدترین بی‌سواد، بی‌سواد سیاسی است: بی‌سواد سیاسی کور و کر است، درک زندگی ندارد و نمی‌داند که هزینه‌های زندگی از قبیل قیمت نان، آزادی، مسکن، دارو و درمان همگی وابسته به تصمیمات سیاسی هستند. او حتی به جهالت سیاسی خود افتخار کرده، سینه جلو می‌اندازد و می‌گوید: «از سیاست بی‌زارم، من سیاسی نیستم!» ♈️چنین آدم عوام و بی‌مسئولیتی نمی‌فهمد که بی‌توجهی به سیاست است که زنان فاحشه و کودکان خیابانی می‌سازد، قتل و غارت را زیاد می‌کند و از همه بدتر بر فساد صاحبان قدرت می‌افزاید و استبداد را دامن‌گیر می‌کند! ♈️برتولت برشت، می‌گوید: این نوع از بی‌سوادی نه سن می‌شناسد، نه جنس، نه تحصیلات. می‌توان تحصیلکرده‌های بی‌شماری یافت که دچار مشکل حاد بی‌سوادی سیاسی هستند و فقدان داده‌های سیاسی در ذهن‌شان تمام قوای آنان را متمرکز بر "رجحان منافع فردی" کرده و آنا‌ن‌را بیگانه با منفعت جمعی می‌نماید. شعور سیاسی، حس مصالخ اجتماعی می‌آفریند و نبودش فرد را محصور در دایره تنگ منافع شخصی می‌کند. ♈️سواد و شعور سیاسی، مدیریت کلان را برای دولت‌مردان و حاکمان پوپولیست سخت می‌نماید. از این‌رو حکومت‌های مستبد از رشد سواد سیاسی در جامعه جلوگیری می‌کنند و دشمن آزادی بیان و شفافیت سیاسی هستند. ولی بی‌شعوری سیاسی کار دولت‌مردان را سهل و بالطبع زندگی شهروندان را مشکل و طاقت‌فرسا می‌نماید. ♈️شعور سیاسی در دنیای امروز نه اطلاعاتی فانتزی، بلکه یک نیاز اساسی است. برای راحت نفس‌کشیدن، در رفاه زندگی‌کردن و احساس شهروند مطالبه‌گر شدن، قدم‌گذاشتن به میدان سیاست عاری از دغل‌بازی، فریب و کاسبکاری معمولاً  کار انسان‌های از خودگذشته و بزرگ است که تنها به منافع و به‌روزی جمع و به مردم و وطن خود می‌اندیشند. ♈️یک ملت غیرسیاسی و ناآگاه را به آسانی می‌توان فریب داد و به‌هر راهی که سود طبقات ستمگر و مستبد در آن مثمر باشد، کشانید! فرد غیرسیاسی قادر نیست که رویدادهای جامعه را تحلیل نموده، عوامل پنهان در پس تبلیغات جاری را دریابد. @tarbd 📚📚📚📚📚 "تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود" https://telegram.me/tarbd

✅ برج‌های دوگانه خرقان، یادگار دوره سلجوقیان در قزوین @tarbd 📚📚📚📚📚
✅ برج‌های دوگانه خرقان، یادگار دوره سلجوقیان در قزوین @tarbd 📚📚📚📚📚

✅ مذاکره یا جنگ!!!! ✍ مجید سروند؛ پژوهشگر و تحلیلگر سیاسی مقدمه؛ ♈️تاریخ تمدن بشری گواهی است بر این حقیقت که بزرگترین دستاوردهای انسان، نه در میدان‌های خونین جنگ، بلکه در میزهای گفتگو رقم خورده است. جنگ، برخلاف تصور برخی، راهی برای حل بحران‌ها نیست، بلکه خودِ بحران است؛ گردبادی که همه چیز را از بین می‌برد. در مقابل، مذاکره اگرچه مسیری دشوار و نیازمند صبر و خرد است، اما تنها راه منطقی برای گذار از تنش به ثبات و رسیدن به توسعه است. در این میان، تفاوت میان این دو مسیر، تفاوت میان «بقا و پیشرفت» با «ویرانی و عقبگرد» است. ۱) نخستین تفاوت بنیادین، در ماهیت نتیجه است. مذاکره ماهیتی پویا دارد و می‌تواند به توافق‌های «برد-برد» ختم شود؛ جایی که هر طرف، بخشی از منافع خود را تامین می‌کند و به نقاط مشترک می‌رسد. اما جنگ، ماهیتی تک‌بعدی و ویرانگر دارد. در جنگ، حتی پیروز نیز هزینه‌هایی سنگین می‌پردازد که فراتر از تصور است؛ بنابراین، جنگ ماهیتاً یک بازی «باخت-باخت» است که در آن همه طرف‌ها، از جمله جوامع غیرنظامی، بازنده‌ای مطلق خواهند بود. ۲) علاوه بر خسارات انسانی، ابعاد اقتصادی جنگ نیز تکان‌دهنده است. در میدان نبرد، زیرساخت‌های حیاتی یک کشور که حاصل دهه‌ها تلاش و سرمایه‌گذاری است، هدف قرار می‌گیرند و فرآیند توسعه کشورها برای سال‌ها، و گاه برای نسل‌ها، به تعویق می‌افتد. در مقابل، مذاکره می‌تواند دریچه‌ای به سوی آینده‌ای روشن باشد. گفتگو و توافق، امکان آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده، رفع تحریم‌های غیرمنصفانه و بازگشت به چرخه اقتصاد جهانی را فراهم می‌کند؛ مسیری که در آن به‌جای بازسازی ویرانه‌ها، به‌سوی پیشرفت و شکوفایی حرکت می‌شود. ۳) از منظر امنیت ملی و انسجام داخلی نیز، پیامدهای جنگ بسیار فراتر از مرزهای نظامی است. وقوع جنگ، پتانسیل بیدار شدن جنبش‌های جدایی‌طلب را در نقاط حساس جغرافیایی فراهم می‌کند و می‌تواند منجر به شکل‌گیری گروه‌های شبه‌نظامی و پیمان‌های غیرقانونی در گوشه و کنار مملکت شود که ثبات ملی را به خطر می‌اندازند. اما در نقطه مقابل، مذاکره و نتایج درخشان آن، با ایجاد رونق اقتصادی و بهبود کیفیت زندگی، باعث تقویت پیوند میان مردم و دولت می‌شود. موفقیت در مذاکره، اعتماد به نظام سیاسی و مدیریت مرکزی را تقویت کرده و با تقویت حرکت‌های مرکزگرایانه، انسجام ملی را در برابر تهدیدات خارجی تضمین می‌کند. ۴) همچنین، باید به پیامد نهایی و عمیق‌ترین تفاوت این دو رویکرد نگاه کرد: «روانشناسی جامعه». جنگ، چیزی جز ویرانی، فقر، ناامنی و بروز انواع بحران‌های روانی و اجتماعی در دل ملت‌ها به‌جای نمی‌گذارد. اما مذاکره و توافق، قدرتی جادویی دارد: قدرت زنده نگه داشتن «امید». توافق نه‌تنها در دل‌ها امید می‌کارد، بلکه به بازارهای مالی و اقتصادی، سیگنال‌های مثبت و اطمینان‌بخش مخابره می‌کند که زیربنای هر نوع سرمایه‌گذاری و حرکت اقتصادی است. ♈️نتیجه‌؛ بنابراین، انتخاب میان جنگ و مذاکره، تنها یک انتخاب استراتژیک نیست، بلکه انتخاب میان دو جهان متفاوت است؛ جهانی که در آن با خاکستر و ناامیدی روبرو هستیم، و جهانی که در آن با سازندگی و توسعه روبرو می‌شویم. عقل سلیم حکم می‌کند که از طریق عقلانیت سیاسی و دیپلماسی، به دنبال راهی باشیم که در آن، صلح نه‌تنها به‌معنای نبود جنگ، بلکه به‌معنای حضور پررنگ عدالت، پیشرفت و شکوفایی باشد. @tarbd 📚📚📚📚📚 "تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود" https://telegram.me/tarbd

✔️خرد در طوفان: سنجش عقل در روزگار بحران ✍🏻سهند ایرانمهر به‌گاه بحران هرکس وظیفه‌‌ای دارد و ماهیت و جهت هر صدایی متناسب با صاحب صداست نه آنکه همه وظایف و همه صداها به یک گونه باشد. صاحبان خرد و اندیشه در چنین بزنگاه‌هایی وظیفه دشوارتری دارند. فردوسی در روزگار فروپاشی سیاسی و غلبه‌ی بیگانگان، به جای مرثیه‌خوانیِ صرف ، شاهنامه را به مثابه حافظه‌ی عقل تاریخی ایرانیان سرود و خرد را در تار و پود اسطوره و حماسه نشاند تا ملت، در آینه‌ی داستان، امکان بازشناسی خویش را بازیابد. ‏خواجه نصیرالدین طوسی در میانه‌ی ویرانی مغول، به حکمت و نگارش اخلاق ناصری و آثار فلسفی همت گماشت تا نشان دهد حتی در دل عسرت، می‌توان بنیان نظر را استوار کرد. ‏محمدعلی فروغی در سال‌های تلاطم سیاسی و گذار ایران، به تصحیح متون کلاسیک و ترجمه‌ی دکارت پرداخت تا عقلِ نقاد و سنتِ فلسفی را به گفت‌وگوی تازه‌ای بنشاند. ‏از این نمونه‌ها می‌توان آموخت که وظیفه‌ی خردمند و روشنفکر در زمانه‌ی بحران، پیروی از ذائقه‌ی خشمگینِ روزگار، پیوستن به دوگانه‌ها یا رنگ عوض کردن به اقتضای امواج توفنده نفرت نیست؛ بلکه پاسداشتِ معیارهای حقیقت، تفکیک هیجان از داوری، و افزودن بر ذخیره‌ی مفهومی جامعه است. ‏او قرار نیست پژواکِ صرف صداها باشد، بلکه باید میزان سنجشِ آن گردد؛ نه تاجر مقبولیت، بلکه امینِ معنا. ‏در هنگامه‌ای که سیاست به شتاب و شعار و شور میل می‌کند، کارِ اهل‌نظر عقلانی کردن این وضعیت با استدلال، و یادآوری حدود قدرت و اخلاق و صورتبندی درست سیاست و زندگی است حتی اگر این ایستادگی به قیمت تنهایی و بدفهمی تمام شود. ‏چه بسا این طریق در زمانه‌ی خود معامله‌ای زیان‌بار بنماید و صاحبش را از هر سوی معادله به حاشیه براند، اما بذرهایی که در عقلانیت امروز افشانده می‌شود، در افق فردا که غبارها نشست به بار می‌نشیند؛ زیرا قضاوت تاریخ، در درازمدت، به سود صداقت و عقلانیت است نه سود و زیان هیاهوی لحظه. @tarbd 📚📚📚📚📚 "تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود" https://telegram.me/tarbd

🌲🌲🌲 سحر، کرشمهٔ صبحم بشارتی خوش داد که کس همیشه گرفتار غم نخواهد ماند. پگاه تون به طعم عشق و تنور دلتون همیشه گرم و روشن باد. #پگاه_اندیشه @tarbd 📚📚📚📚📚 "تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود" https://telegram.me/tarbd