صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
رفتن به کانال در Telegram
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود" https://telegram.me/tarbd
نمایش بیشتر1 649
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
+730 روز
آرشیو پست ها
✅خدا سایه روس و روسوفیل ها را کم کند!
روسها می خواهند سرنوشت ایران را با سرنوشت اوکراین گره بزنند
✍ مجید مرادی
مهمان خبیث بلندپایه روس (مدودف) که چند روز پیش به ایران آمد سخن از سلاح مافوق هستهای ایران گفت و غرب را به بسته شدن باب المندب تهدید کرد. البته او که کشورش در زیر ضربات بی امان اوکراین به پالایشگاهها، بخش عمدهای از توان پالایش و صادرات نفتی اش را از دست داده است چارهای جز این ندارد که به هر قیمتی شده، آتش جنگ میان ایران و آمریکا را شعله ور کند. از همان لحظه که مدودف با این در افشانی از راه رسید گفتم این مردک دنبال فتنه گری ست تا بار دیگر کشورش از برکات جنگ خاورمیانه برخوردار شود.
کدام مهمان وقیحی را سراغ دارید که برای تشییع جنازه رهبر کشوری وارد آن کشور شود و به جای ابراز همدردی، سخن از بازگشت جنگی بزند که آن رهبر و صدها فرمانده بلندپایه نظامیاش در همان جنگ ترور شدهاند و صدها میلیارد دلار خسارت مالی از آن برجای مانده است؟!
ایران نباید دوباره به برگ برنده روسیه تبدیل شود. بزرگ ترین برنده جنگ اخیر آمریکا با ایران، روسیه بود که به لطف این جنگ از سایه تحریم در آمد و صدها میلیون بشکه نفت به قیمت دوبرابر پیش از جنگ فروخت و موضوع اوکراین را به محاق برد.
ملت ایران حق دارد که خودش برای خودش تصمیم بگیرد. روسها می خواهند سرنوشت ایران را با سرنوشت اوکراین گره بزنند و هرگز نخواستند و نمیخواهند ایران، روی آسایش را ببیند. خدا سایه روسها و روسوفیلها و روسنامهها را سر ملت ایران کوتاه کند. به گمانم هیچ کشوری در دنیا همسایه ای خبیث تر از روسیه ندارد. دشمنی ست دوست نما و بدخواه!
✅ علاقه شاهان ساسانی به شهرسازی
🔹شاهان ساسانی به شهرسازی علاقه داشتند و توجه بسیاری به ساختمان شهرها و آبادانی داشتهاند. بسیاری از شهرهای ساسانی بصورت دایرهای ساخته شدهاند. پسوند گرد در پایان اسم بسیاری از شهرها هنوز هم باقی مانده است، مانند: دشت گرد، سوسن گرد، لاسگرد، بَروگرد [بروجرد]، دارابگرد، فیروزگرد، شاپورگرد و کوهگرد.
🔹دارابگرد نخستین پایتخت ساسانیان و نام یکی از پنج ایالت پارس در ایران قدیم بوده است که به آن دارابگرد یا دارابجرد گفته میشد. قدمت این شهر به عصر هخامنشیان میرسد. مطابق روایات افسانهای آنچنان که در منابع متعدد از جمله طبری و شاهنامه فردوسی آمده است، بنای شهر توسط داراب از نوادگان اسفندیار، پهلوان نامدار شاهنامه انجام گردیده است. با مطابقت تاریخ افسانهای با تاریخ واقعی، احداث دارابگرد توسط داریوش یکم یا داریوش دوم صورت گرفته است.
@tarbd
✅ تهران در گذر زمان...
حال و هوای خیابان های تهران در دوران پهلوی دوم...
✅نگاهی به جشن تیرگان
سیزدهم تیر، جشن تیرگان، بزرگداشت کمان کشیدن جانفدای راستین ایران، آرش کمانگیر بر فراز البرز
@tarbd
📚📚📚📚📚
✅جشن تیرگان
جشن تیرگان در روز تیر از ماه تیر در گاهشماری زرتشتی(سیزدهمین روز تیرماه زرتشتی)
برابر با دهم تیرماه در گاهشماری خورشیدی می باشد.
در روز جشن تیرگان چکار کنیم؟
از آیین های جشن تیرگان می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1️⃣ رفتن کنار رودها و چشمه ها و آیین آبریزان:
در این روز به کنار آبهای روان رفته، آبریزان کنیم و همچنین برای افزونی آبهای روی زمین و نیرومندی تیشتر ایزد، تیر یشت یا آبزور می خوانیم.
2️⃣ بستن بند تیر و باد به مچ دست و زنده کردن یاد آرش کمانگیر:
در این روز به یاد تیر آرش کمانگیر که جانش را برای پاسداری از مرزهای ایران فدا کرد، بندی را از هفت رنگ می بافند و به مچ دست می بندند. این بند را 《تیر و باد》 می نامند. این بند را پس از ده روز به یاد تیر آرش در باد رها می کنند و آرزوی سربلندی برای ایران گرامی می نمایند.
3️⃣ بازی دارت یا تیر اندازی:
زرتشتیان در این روز به یاد جانفشانی آرش در راه ایران، بازی دارت یا تیراندازی برگزار می کنند.
4️⃣ فال کوزه:
در این روز فال کوزه می گیرند و هر کس وسیله ای از خود داخل کوزه می اندازد و سپس یکی یکی از وسایل را از کوزه بیرون می آورند و سرود می خوانند و دارنده آن تکه خواسته دل خود را از روی سرود خوانده شده برداشت می کند.
⬇️⬇️⬇️
آرش کمانگیر
بسیاری آرش را از نمونههای بیهمتا در استورههای جهان دانستهاند؛ وی در ایران، نماد جانفشانی در راه میهن است.
تیشتَر یَشت، از یشتهای بزرگ اوستا، کهنترین بُنمایهای است که از آرش نام میبرد و از داستان تیراندازی او یاد میکند.
در شاهنامه هم از داستان آرش یاد شده:
برای نمونه در بخش پادشاهی شیرویه:
"چو آرش که بردی به فرسنگ تیر
چو پیروزگر قارن شیرگیر
بزرگان که از تخم آرش بدند
سبکبار و جنگی و چابک بدند"
همچنین در شاهنامه داستان نبرد خسروپرویز و بهرام چوبینه، بهرام خود را از نسل آرش می داند:
"من از تخمه نامور آرشم
چو جنگ آورم آتش سرکشم"
🏛 کهن دیار،
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅۱۳ تیرماه؛ جشن تیرگان
🔹 امروز ۱۳ تیرماه روز حماسه آرش در افسانههای ایرانی است
🔸«البرز میگوید: من چگونه توانستم او را بر دوش خود نگه دارم. و زبان او شعلههای آتش بود. و خروش از گیهانیان برخاست چه بر بلندترین بلندیها آرش دگر نبود و تیر او بر دورترین دوریها میرفت و ابرها را خروشی چند، غریوی چند. و خورشید پنهان و آسمان ناپدید»
🔸بهرام بیضایی/ آرش تیرگان
@tarbd
📚📚📚📚📚
✅ابوالمغیث عبدالله بن احمد بن ابی طاهر مشهور به حسین بن منصور حلاج (کنیه: ابوالمغیث) شاعر، عارف و صوفی پُرآوازهٔ ایرانی سده سوم هجری است. او در ۲۴۴ هجری به دنیا آمد. به خاطر عقایدش عدهای از علمای اسلامی آموزههایش را مصداق کفرگویی دانسته، او را به اتهام صوفی بودن تکفیر کردند و حکم به ارتدادش دادند. قاضی شرع بغداد به دستور مقتدر، خلیف عباسی، حکم اعدامش را صادر کرد و به جرم «کفرگویی و الحاد» پس از شکنجه و تازیانه در ملاعام به دار آویخته شد. فرمان قتل حلاج در ۲۴ ذیالقعده ۳۰۹ هـ.ق. صادر شد. او را ابتدا هزار تازیانه زدند، دست و پایش را بریدند و بدنش را به دار آویختند، سپس سرش را بریدند، جسدش را آتش زدند و خاکسترش را به دجله ریختند
جملهٔ معروف «انا الحق» (من حقیقت هستم یا من خدا هستم) که در ادبیات فارسی بارها تکرار شده است، از حلاج است. برخی این مسئله را نشانهای از ادعای خدایی کردن حلاج میدانند؛ حال آنکه عدهای دیگر بر این باورند خدا از طریق حلاج سخن گفته است.
شاعران فارسیزبانی همچون باباطاهر، عطار نیشابوری، حافظ، سنایی، مولوی، ابوسعید ابوالخیر، فخرالدین عراقی، مغربی تبریزی، محمود شبستری، قاسم انوار، شاه نعمتالله ولی و اقبال لاهوری محمد علی بهمنی دربارهٔ او بیتهایی سرودهاند.
حلاج از عارفان و صوفیان جهان اسلام که اختلافات فراوانی دربارهٔ مذهب، عقاید و اقدامات او وجود دارد. برخی او را سنی دانستهاند، اما بر اساس برخی منابع شیعه، و همچنین بنابر نقل خطیب بغدادی در کتاب تاریخ بغداد، حلاج منسوب به شیعیان بوده است. حلاج را از قرمطیان، معتقد به اتحاد و حلول، زندیق، اهل سحر و شعبده و همچنین کافر خواندهاند. همچنین او را مدعی امامت، نبوت، ربوبیت و الوهیت دانستهاند. مذهب او، گاه شیعه زیدی، گاه اسماعیلی و گاه شیعه اثناعشری دانسته شده و او در محکمههایی خود را از اهل سنت و معتقد به اصول و فروع اسلام و مبانی قرآن معرفی کرده است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅ ریشه ضربالمثل [چند مرده حلاجی]
🔹ریشه این ضربالمثل بر میگردد به همان ماجرای حسین بن منصور حلاج، از نامیترین عارفان وارسته ایران که بخاطر عقایدش دو دستان او، سپس چشمان او و بعد زبان و سرش را بریدند و در آخر او را به آتش کشیدند، که امروزه وقتی از پایداری و استقامت کسی سخن می گویند گفته می شود، چند مرده حلاجی؟ یعنی: ببینیم تاب و توان تو چقدر است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
Repost from صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅تقارن زیبای ماه کامل با کوه صفه اصفهان...
و
صدای مسحور کننده خداوندگار آواز ایران... #استاد_شجریان
🌾🌾🌾🌾🌾🌾
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅سرو ابركوه؛ قديميترين سرو ايران/ گفته میشود اين درخت توسط زرتشت كاشته شده است.
این درخت در شهر ابرکوه قرار دارد و از پیرترین جانداران زندهٔ جهان است. محیط تنهٔ این درخت در روی زمین یازدهونیم متر است و بلندای آن بین ۲۵ تا ۲۸ متر برآورد شده است.
محد جواد رستمی در کتاب نزهت القلوب که در سال ۷۴۰ قمری تألیف شد دربارهٔ ابرکوه مینویسد: «آنجا سروی است که در جهان شهرتی عظیم دارد. چنانچه سرو کشمیر و بلخ شهرتی داشت و اکنون این از آنها بلندتر و بزرگتر است و درخت سرو در ایرانزمین مثل آن نیست.»
دانشمند روس الکساندروف، عمر این سرو را بیش از ۶۰۰۰ سال و محققان ژاپنی سن آن را بیش از ۸۰۰۰ سال میدانند. برخی روایات تاریخی، کاشتن آن را به زرتشت و برخی نیز به یافث (پسر نوح) نسبت میدهند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅کاپیتالیسم، کیفیت زندگی و انسان ابزارساز
کیفیت زندگی ما فقط به میزان درآمد و حقوق بستگی ندارد. چپ با نگاهی عوامفریبانه در اینجا سادهسازی بسیار زمختی میکند تا ذهن افراد رو تسخیر کنه. چپ مسئلۀ اقتصاد اجتماعی رو فقط در مقدار درآمد میبینه: شما چقدر حقوق میگیری؟ حالا میشه با این «تک» داده هر جور مقایسۀ تحریککنندهای انجام داد؛ بعد هم نتیجه گرفت بازار آزاد و نظم کاپیتالیستی شما رو بدبخت کرده.
البته کاپیتالیسم در هیچ لیگی به سوسیالیسم نمیبازه. هیچ مشکلی نیست اگر چپ بخواد همهچیز رو به رقم مطلقِ دستمزد فروبکاهه. جواب روشنه: فرض کنیم یک جامعه دو نظم اقتصادی متفاوت داشته باشه: یا یک نظم کاپیتالیستی یا یک نظم سوسیالیستی (سوسیالیسم در هر شکل و اندازهای). وضعیت درآمدِ خالص شهروند در نظم کاپیتالیستی قطعاً بهتر خواهد بود. در زمختترین بازی عوامفریبانۀ چپ هم کاپیتالیسم بیمی از باخت نداره. اما بحثم در این نوشته چیز دیگهست.
کیفیت زندگی ما فقط به مقدار درآمد نیست. یک فئودال صد سال پیش هزاران برابر رعیت درآمد داشت. اما اون درآمد براش تلویزیون، رادیو، تلفن، خودرو، سفر آسون و هیچ یک از هزاران وسیلۀ دیگهای که ما در زندگی داریم، به ارمغان نمیآورد. دلیلش روشنه: چون اصلاً این وسایل وجود نداشت. بنابراین، اگر زندگیِ یک کارگر امروزی رو با زندگی یک ارباب فئودال قدیم مقایسه کنید، میبینید سطح آسایش کارگر امروزی به مراتب بالاتره.
یکی از عواملی که واقعاً در کیفیت زندگی ما مؤثره، کیفیت و تنوع در تولید کالاهاست. صد سال پیش تعداد کالاهای مصرفیِ الکترونیک از ده تا تجاوز نمیکرد، اما امروز حتی با هوش مصنوعی نمیشه تعداد کالاهای مصرفی الکترونیک رو شمرد. تمام این کالاها گوشهای از زندگی ما پر میکنه: از فرِز ناخنکاری در صنعت آرایشی تا اَبَرمتههای صنعت معدن.
در اینجا دو اصل اهمیتی حیاتی و تمدنی داره: یک) افزایش تنوع و تکثر کالاها؛ دو) افزایش دائمی کیفیت. عقل سلیم، انسانی که تحت تأثیر زاویۀ شخصی، احساسات و پروپاگاندای ضدکاپیتالیستی قرار نمیگیره، میپذیره نظام اقتصادیای بهتره که این دو اصل رو بهتر محقق کنه؛ یعنی با سرعت بیشتری، تنوع و کیفیت کالاها رو دائماً افزایش بده. یکی از دلایل اصلی دفاع ما از کاپیتالیسم دقیقاً همینه: هیچ سیستمی نمیتونه مثل کاپیتالیسم کیفیت و کمیت کالاها رو افزایش بده و همزمان قیمت رو پایین و پایینتر بیاره ــ تا حدی که کالای لوکسِ دهـبیست سال قبل رو بشه در سطل زباله پیدا کرد.
چپ میخواد جنگی آشتیناپذیر بین کارگر/کارمند و کارآفرین/کارفرما ایجاد کنه. انگار تمام هستی خلاصه میشه در اینکه سهم بزرگتری از سود کارفرما نصیب کارگر بشه. این همون نگاه تکبعدی و عوامفریبانهست. خیلیها در اینجا میافتند در این دعوای تکبُعدیِ دستمزد. برای این مسئله جوابهای فراوانی وجود داره که موضوع این نوشته نیست.
حالا چرا کاپیتالیسم چنین توانایی بالایی در افزایش تنوع و کیفیت داره؟ دلیلش سادهست: چون در کاپیتالیسم باید سود کرد و سود در جیب و ذهنِ مصرفکنندهست. برای سود باید مصرفکننده رو متقاعد کرد محصول یا خدمت ارائهشده براش مفیده و واقعاً به کارش میاد و کیفیت زندگیش رو بالا میبره. خریدار رو هم ــ برخلاف ادعای مهملِ همیشگی چپ ــ نمیشه گول زد؛ چون بازار محل عینیاته؛ مقالات انتزاعیِ دانشگاهی نیست که بشه هر آسمونـریسمونی بافت؛ مصرفکننده به طور ملموس میتونه کالا رو ارزیابی کنه.
در نتیجه جدال وحشتناک و بیرحمانهای سر جلب نظر مصرفکننده درمیگیره. نتیجۀ این جدال افزایش بهتآور تنوع و کیفیت کالاهاست؛ چیزی که بیش از «درآمد خالص» روی کیفیت زندگی ما اثر میگذاره.
در اینجا چپ سریع مغالطهای میکنه: میگه چون در این سیستم فقط سود مهمه، منابع صرف تولید چیزهایی میشه که ارزش حیاتی نداره و منابع هدر میره. در این استدلال انسان گاو فرض شده. تولیدکننده میدونه نزدیکترین مسیرِ سود تولید حیاتیترین چیزهاست. بنابراین، بازار به صورت خودکار حول تولید حیاتیترین چیزها شکل میگیره و رفتهرفته از مرکز فاصله میگیره. نشانۀ روشن قضیه اینکه هر چه اقتصاد کاپیتالیستیتر باشه درصد کوچکتری از درآمد صرف خوراک میشه؛ یعنی خوراک ارزونتر درمیاد. این نشون میده تمرکز اصلی روی تولید حیاتیترین کالاست و منابع اتفاقاً به بهینهترین شکل استفاده میشه.
در آمریکا در سال ۲۰۱۸ فقط حدود شش درصد از هزینههای مصرفی مختص غذا بود؛ تازه آمریکاییها به پرخوری معروفند. اما در این کشورهایی که آزادی اقتصادی وجود نداره به طور متوسط تا ۴۰ درصد درآمد فقط خرج پر کردن شکم میشه ــ خودتون حساب کنید چند درصد از حقوقتون خرج سفرهتون میشه که هر روز هم کوچکتر میشه.
✍مهدی تدینی
✅ کارکرد اجتماعی حمامهای قدیم
🔹در ایران قدیم حمام ها مکانی برای آشنایی با هم صنفها و خبرگیری بود. خبرگیری افـراد در حمامها تنها محدود به مسائل روزمره نمیشد و گاهی مطالب مهم و حتی سـرنوشت ساز کشور نیز میان مردم به بحث گذاشته میشد. چنانکه به گفته یکی از ناظران خارجی، هنگام جنگهای ایران و روسیه، چند روزی در بازار و حمامهای عمومی ایران صحبت از جهاد علیه روسها در میان بود. حمام ها فرصتی برای کـسب آگاهی از اخبار روز و اطلاع رسانی بود. به عبارتی، هـم امکان خبرگیری و هم خبرپراکنی در حمام ها وجود داشت.
@tarbd
📚📚📚📚📚
💠انجمن علمی تاریخ
استان اصفهان برگزار میکند:
✅ موضوع جلسه :"کاربرد ابزارهای هوش مصنوعی در درس تاریخ"
👤مدرس: سرکار خانم اسلامی
📅 زمان:
سه شنبه ۹ تیر ماه ۱۴۰۵
⏰ ساعت: ۸:۳۰ صبح
🌎مکان برگزاری جلسه:
اصفهان، خیابان شمس آبادی، مرکز تحقیقات معلمان ؛کلاس ۱۰۲
❇️لازم به ذکر است در پایان جلسه انتخابات شورای اجرایی انجمن علمی تاریخ برگزار می گردد.
✅قانون اساسی قلادهٔ قدرت است بر گردن حکومت ها....نه زنجیری که قدرت بر گردن ملت بیندازد.
🔹قدرت غیر پاسخگو ملت را می بلعد
✍️رضا یعقوبی
وقتی میگوییم نهادها به جای شخص حاکم باشند، یعنی به چیزهایی تکیه کنیم که کشورهای دموکراتیک امروزی را ساختهاند. اینجا با مثال و تصویر روشن اصلیترین نهاد، یعنی قانون اساسی را توضیح میدهم:
قانون اساسی "قلادهی قدرت" است. قانون اساسی کتاب آرزوی ملتها نیست بلکه یک "مهار" است. قانون اساسی کلمات زیبا دربارهی آزادی و برابری و غیره نیست. انسانها بعد از قرنها خودکامگی و زورسالاری و فرمان ملوکانه فهمیدند که اگر قدرت را مهار نکنند اول مخالفان را میبلعد، بعد قانون را و بعد خودِ ملت را. قدرت، نیرویی است که اگر مهار نشود، میل به بلعیدن دارد. مدیسون در فدرالیست 48 مینویسد:
"قدرت طبیعتی پیشرونده و مرزخوار دارد".
به همین دلیل بود که اولین منشورها مثل مگنا کارتا یا قانونهای اساسی کشورهای آزاد به وجود آمدند.
قدرت دیگر حق نداشت بیصاحب و بیحد و بدون پاسخگویی باشد. باید زنجیر میشد. قانون اساسی قلادهای بود که ملتها بر گردن قدرت انداختند نه زنجیری که قدرت بر گردن ملت بیندازد. یعنی به شکلی نبود که در کشورهای جهان سوم قانونهای اساسی نمایشی، بیشتر دست قدرتمندان را باز میکنند و مقامات غیرپاسخگو تعریف میکنند. پس ما هنوز چیزی به نام "نهاد قانون اساسی" نداریم. در قانون اساسی واقعی، قدرت محدود میشود، و در قانون اساسی نمایشی ملت محدود میشود!
توماس پین درست میگفت:
قانون اساسی را حکومت به ملت نمیدهد بلکه ملت برای مهار حکومت میسازد. حکومتِ بیقانون اساسی، قدرتی است بیحق.
و اگر منظور از نهاد "قاعدهای است که همگان بر سر آن به توافق رسیدهاند و حتی زمانی که به زیانشان باشد به آن قواعد احترام میگذارند"، ما متن قانون اساسی داشتهایم، اما نهاد قانون اساسی نداشتهایم. نهاد یعنی حتی برندهی بازی هم نتواند زمین بازی را به سود خودش عوض کند و این یعنی ما دیگر دنبال "انسان خوب" نیستیم، دنبال قواعدی هستیم که حتی وقتی انسانهای بد به قدرت میرسند نتوانند خرابی به بار آورند.
جفرسون هم همین را میگفت:
در مسئلۀ قدرت، دیگر از اعتماد به انسانها حرف نزنید؛ بلکه آنها را با زنجیرهای قانون اساسی از آسیبرساندن بازدارید.
مشکل ما این نیست که "آدم خوب" در قدرت نیست، مشکل ما نداشتن قواعدی است که خوبی و بدی افراد را جهت دهند. ملت ما به خاطر تجربهی تلخی که از شکست نهادها دارد گمان میکند که نهادها نمیتوانند کاری کنند اما برعکس اشکال کار اینجا است که نهادی ایجاد نشده است. مشکل این نبود که نهادها شکست خوردند؛ مشکل این بود که نهادها هیچوقت به اندازۀ کافی نهاد نشدند.
نهاد یعنی قدرت از حالت شخصی خارج شود و به قاعده تبدیل شود، نه به اراده و نفوذ این و آن فرد و گروه. نهاد، حرص و جاهطلبی و ارادهی شخصی افراد را در خدمت خیر همگانی درمیآورد، بینهادی اجازه میدهد همین جنبههای منفی که در تمام انسانها وجود دارند، قدرت را به خدمت منفعت شخصی درآورند. گاهی حتی جنبههای مثبت یک شخص هم باید مهار شوند تا با قدرت بیمهارش برای برپایی آرمانشهر فاجعه ایجاد نکند. مونتسکیو در روحالقوانین مینویسد:
هر انسانی که صاحب قدرت شود، مستعد سوءاستفاده از آن است. شگفت نیست، اما حقیقت دارد، که حتی فضیلت هم نیازمند حد و مرز است؟
نمیتوان کشور را به امید آدم خوب ساخت، کشور باید طوری ساخته شود که آدم بد هم نتواند آسان ویرانش کند. مسئله این است که قواعدی بسازیم تا کشور گروگان اخلاق شخصی افراد نشود. مدیسون میگفت همیشه انسانهای خوب در دسترس نیستند که پشتیبان فرمانها باشند. این کلیدی بود که نهادهای جمهوری را ایجاد کرد. چون همیشه به انسانهای خوب دسترسی نداریم یا نمیتوانیم به نیت قلبی و خیرخواهی افراد پی ببریم، قواعدی میسازیم که خودکار عمل کنند به جای "امید بستن" به خوبی انسانها.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅ ناپلئون بناپارت: خداوند با ارتشی است که توپخانه قدرتمندتری دارد
@tarbd
📚📚📚📚📚
