تصدّقت
Открыть в Telegram
| چنل وقفِ مولا و اولاد زهراست💚 (با همین آیدی توی بله هستیم.)
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
258
Подписчики
+324 часа
+267 дней
+4530 день
Архив постов
256
چشمم از وقایعی که نتونم توی زندگیم حدسشون بزنم خیلی میترسه. کلا دوست ندارم توی موقعیت غیرقابل پیشبینیای گیر بیوفتم.
256
سرلشکر محسن رضایی گفتن که: اگه امریکا و اسرائیل جنگ جدیدی رو شروع کنن تلفات سنگین میشه براشون. گفتن که اینبار با جنگ تحمیلی سوم خیلی فرق خواهد داشت. دشمن مطمئن باشه که تواناییهای جدیدمون رو رو میکنیم و ترامپ تلفات انسانی بالایی خواهد داد. بهتره امریکا حق ملت ما رو بپذیره یعنی در چارچوب بین الملل قوانین رو رعایت کنه و حق مردم ایران رو رعایت کنه.
بعد خطاب به خانوادههای امریکایی گفتن که: ما ملت امریکا رو جدا از دولت امریکا میدونیم. ملت امریکا بدونه ما هیچ تهدیدی و هیچ خطری نداریم براشون. اما درمقابل ارتش امریکا و تجاوزاتش محکم میایستیم. و از خودمون دفاع میکنیم.
راستش آخیش یکم حالم بهتر شد.
256
میگن سوریه؟ یادتون باشه چقدر مدافع حرما فحش خوردن. چه دخترایی که خبرشهادت پدرشون رو از داعشیها پشت تلفن شنیدن.. درنهایت ما از دیدن حرم عمه زینبمون محرومیم. علیه ماست. و خودشون دارن توی بدبختی و فلاکت زندگی میکنن. ما میجنگیدیم که جنگ نیاد توی خاک خودمون، اینو همیشه مدافعین حرم میگفتن و ما باور نمیکردیم.
256
معتقدم ما هنوز جنگ نکشیدیم که پا پس بکشیم. جنگ یعنی اینکه برای غذا توی صف وایسی، عین غزه استخونات مشخص بشه از لاغری. از گشنگی خاک بخوری. بیان دم در خونهت مرد خونهت نباشه دخترا رو ببرن. زنده زنده پوستت رو بکنن.. مجروح باشی ولی بیمارستانت رو مدام بزنن، راه کمک رو بهت ببندن. جنگ اینه.. اینا که ما تجربه کردیم نهایتا عزت بود. ایستادگی بود. ایستادیم و زدیم.
256
از لبنان اگه بگذرید یه روزی نوبت ما هم میشه. اصلا اسرائیل برای ساختن معبد سومش طرحش همینه.
256
هروقت شک کردید یادتون باشه درمقابل امریکا و اسرائیل بکشیم پیروزیم کشته شویم پیروزیم. هروقت شک کردید چهرهی شهدا رو به یاد بیارید و یادتون باشه دنیا دارالمکافاته؛ اگه نَمیری شهید میشی.
256
عزیزِ اصلاحاتی حزب الله رو چرا از ما جدا میکنی؟ من شخصاً حزب الله تشریف دارم. از این به بعد روسریمو فقط لبنانی میبندم. رنگ زرد و اسلحه هم مورد علاقم تشریف دارن.
256
در زندان سیاست منم آن کودک مسکین که اصلاحات به او میگوید خفه شو ورجه وورجه نکن وگرنه که از توجه محرومی.
256
علیالاصول بنده مطالبه میکنم ولی فحش نمیدم. درنهایت خونسردی با توکل به خدا حرص میخورم، روزی چندتا موی سفید توی سرم پیدا میکنم. جوانی به ما میگوید زکی. سیاسیت به ما میگوید هیس دُکتر مملکت رو اذیت نکن برقارو قطع میکنه گرمه هوا.
256
این اعلامیهها توسط اسرائیل به سمت جنوبیهای لبنان فرستاده شده و توش نوشته اگر که نزدیک منطقه زرد بشید شما رو هدف قرار خواهیم داد؛ خب حیاکم الله نه تنها خارج نشد بلکه کارش به غصب بیشتر و فعالیت نظامی این چنینی هم کشید. آقایون دولت چخبر از بند اول توافقنامه؟ سوال تکراریه؟ ببخشید آخه هنوز جوابی نرسیده بهمون...
256
برای اینکه بدونید دقیقتر، درمورد چی دارم صحبت میکنم بخشی از صحبتای اشعث رو براتون مینویسم.
اشعث توی حساسترین لحظات جنگ صفین، در سخنان مشهوری اینطور گفته:
«چرا وقتی میتوان مذاکره کرد، جنگی را ادامه دهیم که این همه خسارت و هزینه بر ما تحمیل کرده است؟»
بعدش میگه:
«شما شجاعت مرا میشناسید. میبینید که به سن پیری رسیدهام و از مرگ هراسی ندارم. هیچکس از من نسبت به مردم عراق دلسوزتر و نسبت به شامیان کینهمندتر نیست؛
مَا مِنَ الْقَوْمِ أَحَدٌ أَحْنَى عَلَى أَهْلِ الْعِرَاقِ وَلَا أَوْتَرَ لِأَهْلِ الشَّامِ مِنِّي.»
اما نگرانی خودش رو اینطور بیان کرد:
«من برای زنانی میترسم که بیوه میشوند و کودکانی که یتیم خواهند شد. فردا اگر ما از میان برویم، چه کسی پاسخگوی آنان خواهد بود؟
أَخَافُ عَلَى النِّسَاءِ وَالذَّرَارِيِّ غَدًا إِذَا فَنِينَا.»
و تهشم اینطوری خیرخواهی کرد:
«خدایا، تو خود میدانی که من خیر قوم خود و اهل دینم را خواستهام؛
اللَّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ أَنِّي قَدْ نَظَرْتُ لِقَوْمِي وَلِأَهْلِ دِينِي.»
بعدش، اشعث میره سمت امیرالمؤمنین علیهالسلام تا از اختلافی که خودش بوجود اورده بود، از تردیدی که خودش توی دلهای مومنین افکنده بود و از روحیه عافیتطلبیای که خودش توی سپاه دمیده بود، بهره بگیره و امام رو در برابر افکار عمومی قرار بده.
گفتش:
«ای علی! اگر حق با توست، چرا از مذاکره بیم داشته باشی؟ مردم نیز دیگر از جنگ خسته شدهاند؛
قَدْ أَحَبَّ النَّاسُ الْبَقَاءَ وَكَرِهُوا الْقِتَالَ.»
فتنه بالا گرفت. تجمعهایی به سود رأی اشعث در سپاه شکل گرفت و گروهی رفتن پیش امیرالمؤمنین و گفتن:
«دعوت آنان را بپذیر؛ ما دیگر فرسوده شدهایم؛
أَجِبِ الْقَوْمَ إِلَى مَا دَعَوْكَ إِلَيْهِ فَإِنَّا قَدْ فَنِينَا.»
آره خلاصه.
256
یه چیزی بگم در گوشی راستش.. شما اشعث رو که میشناسید؟ قبلا درموردش صحبت کردیم. یسوال؛ مگه اشعث توی صفین چی میگفت؟
بعضی وقتها عزیزان، یه جامعه با شکست توی جنگ از بین نمیره؛ کم کم و تدریجی با خسته شدن از ادامهی راه شکست میخوره.
تو صفین، اشعث بن قیس دقیقاً با یه منطق به ظاهر منطقی اومد جلو. گفت: «تا کی بجنگیم؟ وقتی میشه مذاکره کرد، چرا این همه هزینه بدیم؟ زنها بیوه میشن، بچهها یتیم میشن، مردم هم دیگه از جنگ خسته شدن.»
حرفاش از روی ظاهر، دلسوزانه و عاقلانه بود. حتی قسم میخورد که خیر مردم و دین رو میخواد. اما نتیجهی این حرفها چی شد؟ روحیهی سپاه شکست، تردید افتاد تو دل مردم و کمکم بیشتر لشکر امیرالمؤمنین(ع) قبول کردن که جنگ رو متوقف کنن.
امام علی(ع) اینجا فرمودن که: «تا وقتی سختی جنگ بهتون نرسیده بود کنارم بودید؛ اما حالا که سخت شده، میخواید من تابع خواستهی شما باشم. وقتی خودتون موندن و راحتی رو انتخاب کردید، دیگه شما رو مجبور نمیکنم.»
بین اون همه آدم، فقط چند نفر مثل حُضَین ربعی و مالک اشتر ایستادن. حضین میگفت: «دین با تسلیم در برابر حق ساخته شده، نه با اینکه هر جا به نظرمون سخت اومد، با حسابوکتاب خودمون عوضش کنیم.»
مالک اشتر هم میگفت: «از امروز دیگه رنگ عزت رو نمیبینید.»
درس بزرگ صفین اینه که همیشه فتنه با حرفهای عجیب و غریب شروع نمیشه؛ گاهی با قشنگترین و منطقیترین حرفها شروع میشه، اما نتیجهش دور شدن از حقه.
به نظرم اگه اشعث رو فقط یه خائن یا نفوذی بدونیم، اصل ماجرا رو نفهمیدیم. خطر اصلی اون منطق و فضایی بود که ساخت؛ فضایی که باعث شد حتی خیلی از آدمهای مؤمن هم در تشخیص راه درست دچار تردید بشن. این اون درس مهم صفینه.
وحدت هم خیلی مهمه، ولی وحدت با کی؟ با حضرت آقا. فلذا باید منتظر دستورات جدید بود و هراونچه آقا توصیه کردن و فکر میکنیم که بنا به تفکر ولایی و شناختی که از ولایت داریم؛ آقا رو خوشحال میکنه.. عمل کنیم! تا ببینیم فرج الهی چیست.
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
