es
Feedback
تصدّقت

تصدّقت

Ir al canal en Telegram
748
Suscriptores
+2924 horas
+447 días
+11530 días
Archivo de publicaciones
از شما ممنونیم آقای رئیس‌جمهور. بعد از ماجرای آن پیاده قدم‌زدنتان در زیر بمباران روز قدس در گرماگرم جنگ وسط تهران، این شجاع‌ت
از شما ممنونیم آقای رئیس‌جمهور. بعد از ماجرای آن پیاده قدم‌زدنتان در زیر بمباران روز قدس در گرماگرم جنگ وسط تهران، این شجاع‌ترین پزشکیانی بود که دیدیم. ممنون که تصویر آقا را در قلب نیویورک بالا بردید. بگذار جهانیان بفهمند که نام و چهره خامنه‌ای محو شدنی نیست و حالاحالاها باید ببینندش. بگذار ببینند که اگر در سازمان ملل ما را تهدید کنند، در سازمان ملل تهدید خواهند شد. درست در وسط کشور خودشان. از روز اول ریاست جمهوری همیشه میگفتید من پروتکل بلد نیستم، کاغذها را دور بریزید میخواهم خودم صحبت کنم. ممنون که امروز کاغذها را دور ریختید و توی چشم دوربین‌ها نگاه کردید و قاطعانه خطبه خواندید. این شما نبودید؛ این همه ما نود میلیون ایرانی بغض‌آلود و خشمگین بودیم پشت بلندگوهای سازمان ملل. اختلاف‌ها و نقدهایمان را می‌گذاریم برای روزی دیگر. امروز شما فاصله سازمان ملل تا هتل را مثل همیشه، لاتی راه بروید و سینه جلو دهید. میخواهیم چند دقیقه‌ای فقط تشویق‌تان کنیم. «مهدی مولایی»

اشک در چشمانم حلقه زد.

برای اولین بار توی زندگیم از تقسیم کردن خوراکی‌هام و قرض دادن کتابام خوشحالم:))))))

sticker.webp0.27 KB

منو دوستام همه با هم فقیریم. فقیر درگاه خدا و فقیر در درگاه کارت بانکی.

در همین حین متوجه شدم یه دوست پولدار ندارم بهم دوتومن بده.

یه کتاب دیدم، دوتومنه. خدا بزنه تو کمر اونی که کتابو گرون کرده.

sticker.webp0.31 KB

دوست پولدار پیوی.

Repost from -
سلام بچها به نیابت این ایام قراره به نیازمندها اطعام توضیع کنیم. ی مقداری جمع شده اما ۳ تومن کمه :) یاعلی بگید جمع شه کارش دمتون گرم مولا جلوه بده بهتون 🕊️ 6219861421246314 حلما باباحسینی

سبحان ﷲ.
سبحان ﷲ.

خدایا توروخدا.

هرکی بهم بدی کرده باشه رو ببخشم. خوراکیامو ببخشم. کتابامو قرض بدم. روش تحقیق کردنم رو به همه یاد بدم. برای همه دعا کنم. برای مامانم ظرف بشورم.

پزشکیان رسید به نیویورک؛ نذر کردم اگه پزشکیان بدون تخریب ستون فقرات ایران و ایرانی صاف بره صاف برگرده سر راه تو حرفاش تلفات نده با همه تا آخر عمر مهربون بشم.

اگه چند سال پیش بهم میگفتن سال ۰۵، یه شب از شدت استرس به خاطر سخنرانی رییس جمهورت تو سازمان ملل نمیخوابی میزدم تو دهنشون میگفتم: چرت و پرت نگو بابا عمرا.

سخت‌ترین روزهای تعاملم با انسان‌ها به روزهایی ختم می‌شه که مجبور بودم کلی چرت و پرت بشنوم و کلی فکت و دلیل بیارم که حمله آمریکا و اسرائیل به ایران برای نجات و منفعت رسوندن به مردم نیست. من از پس اون روزها متوجه شدم قانع کردن آدم‌ها گاهی باید با کتک باشد و یا اینکه سکوت. آدمی سگ فلسفات دنیای فجازی‌ای که مبدأ و مقصودش مشخص نیست شده بود، و عمر عزیز و نازنینم.. حسابی بابت تلف شدنت متاسفم.

چه روزهای بدی رو گذر کردیم‌و به اجبار زنده موندیم.

حالا من کاری به هیچی ندارم، چطوری اینو جدی نوشته بودم و خودم خندم نگرفته بود از بلاهت این جماعت؟ پ‌ن: این چنل قبلی و ریپورت ش
حالا من کاری به هیچی ندارم، چطوری اینو جدی نوشته بودم و خودم خندم نگرفته بود از بلاهت این جماعت؟ پ‌ن: این چنل قبلی و ریپورت شده‌ی ماست.

چگونه تا بعد از بازگشت پزشکیان از سازمان ملل به یمن پناهنده شویم؟