ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

Z

Z

Открыть в Telegram

آیا کلمات هم به اندازه ما عذاب می‌کشند؟

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
913
Подписчики
-1024 часа
-787 дней
-15430 дней
Архив постов
Z
913
شهر خوابیده‌ست و در هر کوچه‌ای دیوارها قصه‌ها را دفن کردند، زیرِ پایِ دارها من تو را در روزگاری یافتم کز هر نگاه نقض می‌شد هر عدالت زیر این انکارها ضد

Z
913
photo content

Z
913
#هر_ایرانی_یک_جنوبی

Z
913
جنوب ایران رو فدای جنوب لبنان کردید، حالا کی وطن فروشه؟!

Z
913
Repost from N/a
نخل را از ریشه می‌شناسند، نه از نام. هرچه ساقه را ببری، ریشه در خاک خودش می‌ماند.

Z
913
بر ریشهٔ ایران نتوان تیشه کشیدن با حرفِ تهی کوه نگردد به رمیدن این نامِ بلند است که از حادثه بگذشت توفان نتوانست، تو خواهی که بُریدن؟

Z
913
جنوبِ لبنان را لبنان، اما جنوبِ ایران را تنها جنوب نامیدند. چه آسان است برای آنان بریدنِ بخشی از یک نام، نامی که با هویت و تاریخ درآمیخته است؛ اما تمامِ پیروزی‌شان در همین بریدن‌ها خلاصه می‌شود. نمی‌دانند که نخل ریشه‌دار را با بریدن ساقه، نمی‌توان از خاک جدا کرد. غافل‌اند که وطن، بیش از آن‌که بر نقشه نوشته شود و در نام‌ها خلاصه گردد، در جان مردمانش ریشه دارد. پس بدانند؛ از این مرز و بوم نمی‌توان تکه‌ای را جدا کرد، بی‌آنکه زخمش بر تمام پیکر آن نشیند. جنوب، ایران است.

Z
913
ساقیا جام بده، شهر پر از تزویر است جانِ‌ ما خسته و بازار بسی دلگیر است (دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند) جانِ من، عرش خدا بین، همه در زنجیر است ضد

Z
913
آینه را ربودند؛ بهانه، افق بود. از آن پس همه‌جا را دیدیم، جز خویشتن.

Z
913
((ﺑﺰن ﺑﺎران ﻛﻪ دﻳﻦ را دام ﻛﺮدﻧﺪ ﺷﻜﺎر ﺧﻠﻖ و ﺻﻴﺪ ﺧﺎم ﻛﺮدﻧﺪ ﺑﺰن ﺑﺎران ﺧﺪا ﺑﺎزﻳﭽﻪ ای ﺷﺪ ﻛﻪ ﺑﺎ آن ﻛﺴﺐ ﻧﻨﮓ و ﻧﺎم ﻛﺮدﻧﺪ))

Z
913
۶ ماه گذشت...

Z
913
خون به خاک و بانگ ماتم، در میان این غبار خانه‌ام ویران شد و ایران من گشته حصار عشق و داد و عدل و آبادی، فدای شیخ شد تا که او آسوده باشد، ما اسیر روزگار نان اگر بر سفره کم شد، وعده‌ها بسیار شد هر که فریادی برآورد، متهم، بی‌اعتبار از عدالت جز حکایت در کتابی جا نماند سهم مردم از حقیقت، حسرت یک یادگار ضد

Z
913
ای مگس، عرصهٔ سیمرغ نه جولانگه توست عرضِ خود می‌بری و زحمتِ ما می‌داری حضرت‌حافظ

Z
913
photo content

Z
913
بلندترین فریادها، بیش از آنکه ریشه در حقیقت داشته باشند، از حنجره شیاطین برمی‌خیزند.

Z
913
(((این خونها را انسان ریخته)))

Z
913
«این چیزی است که کتابها ازش می‌گویند، اینها اشک و خون اند، یک اقیانوسِ سرخ از خون انسان هست این خونها را انسان ریخته.»
«این چیزی است که کتابها ازش می‌گویند، اینها اشک و خون اند، یک اقیانوسِ سرخ از خون انسان هست این خونها را انسان ریخته.»

Z
913
من همیشه احساس می‌کنم زندگی واقعی جایی دیگر در حال اتفاق افتادن است. گویی من فقط در حاشیهٔ آن ایستاده‌ام و به آن نگاه می‌کنم. فرانتس کافکا

Z
913
photo content

Z
913
جهنم خالی‌است تمام شیاطین همین‌جا روی زمین‌اند... شکسپیر