خونهی روشن.
Открыть в Telegram
من بندهی خانههای روشنم. آخرین نامهی غزاله علیزاده. . به یاد غزالهی عزیزم؛ من چراغ این خونه رو روشن نگه داشتم.
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
2 055
Подписчики
-2024 часа
+257 дней
+22530 дней
Архив постов
2 062
در این روزگار، که ما بیش از هر چیز به امید و ایمان احتیاج داریم، مگذار ناامیدی، روزنی به اندازه ی سر سوزنی در قلبت پیدا کند و از آنجا هجوم بیاورد.
امید را برای روزهای بد، ساختهاند؛ چراغ را برای تاریکی.
انسان اگر با مشقت و درد و مصیبت روبرو نمیشد، نه به چیزی ایمان میآورد، نه به آیندهای دل میبست، و نه از امید، سلاحی میساخت به پایداری کوه. - نادر ابراهیمی.
2 062
از زیبایی ناقص، لذت ببرید در فرهنگ ژاپنی این باور وجود دارد که فقط اشیا ناقص، مانند یک لیوان چای ترک خورده، میتواند واقعا زیبا باشد. این مفهوم را wabi-sabi مینامند و میتواند به شما در یافتن لذت بیشتر در زندگی روزمرهتان کمک کند. بنابراین، سعی کنید، تلاش برای رسیدن به کمال در زندگی که امری بسیار رایج است را رها کنید و در عوض زیبایی را که در همه نقصهای زندگی نهفته است، بپذیرید. نتیجه این امر، انرژی بیشتر، استرس کمتر و عمری طولانیتر خواهد بود.
- ایکیگای؛ هکتور گارسیا فرانسس میرالس.
2 062
تو فرهنگ ژاپنی یه واژه دارن به اسم «ایکیگای» که واقعاً جذابه. معنیش اینه: دلیلی که صبحها بهخاطرش از خواب بیدار میشی. حالا یه لحظه به خودت نگاه کن - چرا امروز از خواب بیدار شدم؟ دلیلش رو پیدا کن. براش قدم بزن، نفس بکش و زندگی کن. من خودم هزار تا ایکیگای دارم. ایکیگای میتونه به عشقت، مهارتت، علاقهت، شغلت، درآمدت، مأموریتت و تخصصت ربط داشته باشه. و یه نکتهی عجیب تو این کلمه هست؛ میگه چیزی که دنیا از من میخواد، همون دلیلیه که ما رو صبح بیدار میکنه. حالا تو چی؟ ایکیگای تو چیه؟
2 062
Repost from گمشدگان برای همیشه
اما دنیا روی این قانون میچرخه؛ هرچیزی که پاسخی بگیره، ناخواسته جون میگیره.
2 062
کجا سفر کنم؟ به مادرید، برلین، ایران، چین یا قطب شمال و جنوب، کجا میتوانستم جز در درون خودم و به شکل و شیوهی ادراک شخصی خودم، کس دیگری باشم؟
- فرناندو پسوا؛ دلواپسی.
2 062
دلش میخواست همچون پرندهای پر بکشد و برود و جای دیگری، بسیار دور، در فضایی پاک و منزّه دوباره جوان بشود. دلش میخواست به سفر برود یا به صومعه برگردد، در عین حال هم دلش میخواست بمیرد و هم در پاریس زندگی کند.
- گوستاو فلوبر؛ مادام بوواری.
2 062
Repost from ستارهای که بلعیده شد.
کاش میشد به هیچچیز فکر نکرد، فکر کردن آدم را نگران میکند. کاش میشد کسی را دوست نداشت، دوست داشتن آدم را ضعیف میکند. کاش میشد دلتنگ کسی نبود، دلتنگی حواس آدم را پرت میکند. کاش میشد به هیچچیز و هیچکس فکر نکرد، درها را بست، پردهها را کشید، چراغها را خاموش کرد و در سکوتی محض و در یک خلأ ادراکی عمیق، آرامشی بدون واسطه را در آغوش کشید. دلمان خوابی عمیق میخواهد اینروزها.
- او
2 062
درد جدایی از دوست، از درد جدایی از رحِمِ مادر بیشتر است. بچه نمیفهمد چرا از جای گرم و نرمش پرت شده بیرون، اما ما میفهمیم که تنها شدهايم...
