خونهی روشن.
Открыть в Telegram
من بندهی خانههای روشنم.✨ حتی اگر در تاریکی مطلق، بی هیچ نوری هم باشم، شمعی روشن خواهم کرد.🕯 . سخنِ بیحرف: @Lithousesbot 🔗 t.me/BluChtBot?start=6eafac09b8d8ac888947
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
1 524
Подписчики
+4124 часа
+657 дней
+6530 дней
Количество постов
Загрузка данных...
Реакции
Комментарии
Telegram Stars
ТОП постов по
Загрузка данных...
Анализ публикаций
Посты | Динамика просмотров | |||||
چقدر ناچیزم. من اینجا چه میکنم؟ در اینجا، من در دنیا چه میکنم؟ اشک میآمد. نمیتوانستم به چشمهایم دست بکشم. کاش میشد آدم در ذهن خودش هم حرف نزند. به هیچ چیز فکر نکند. به اینکه دارد فکر نمیکند هم فکر نکند و چشم برای چند دقیقه نبیند. ندیدن را هم نبیند. حتی سیاهی را هم نبیند. آدم بمیرد.
- او اسمی ندارد. | 172 | 2 | 0 | 0 | Loading... | |
خداوندا، من صد مایل، دویست مایل، پانصد مایل از خانه دورم…
همه همیشه از غمِ کسیکه ترک شده حرف میزنن؛ اما تا به حال به درد و رنجِ کسیکه رفته، فکر کردن؟ | 312 | 12 | 0 | 3 | Loading... | |
دوزخ چیست؟ رنج ناتوان بودن از عشق ورزیدن. | 321 | 6 | 0 | 3 | Loading... | |
به عشق میسپارمت؛ به ویرانگرترین نفرین انسان.
| 479 | 10 | 0 | 3 | Loading... | |
فتنهی دیگر عشق آن است که عشق چون استحکام پذیرد، لذّتِ خواب و خور بدرود کند، و عاقبت به هلاکت بکشد. بسیار کَس از مشاهیر که در این واقعه فرو شدهاند.
- رضیالدین نیشابوری؛ رسالهی مکارم اخلاق قرن ششم | 497 | 7 | 0 | 3 | Loading... | |
عشق؛ حتی بهترین و عمیقترین عشق، تا چه اندازه میتواند بیشتر برای نابود کردن باشد تا نجات دادن؟
- فراسوی نیک و بد؛ فردریش نیچه. | 743 | 16 | 0 | 3 | Loading... | |
وقتی تو را دوست دارم، آنچه دوست دارم چیست؟ نه جسمی است، نه تنی است، نه زیبایی گذران، نه درخشش روشنایی، نه آوازهای دلکش، نه گلها و گیاههای خوشبو، و نه اعضایی که از همآغوشی لذت میبرند. با این همه، وقتی تو را دوست دارم روشناییای خاص، آوازی خاص، بویی خاص، و همآغوشیای خاص را دوست دارم؛ یعنی روشنایی و آواز و بوی و همآغوشی انسانِ درونیام را. آنچه روحم را روشن میکند، آنچه در مکان نمیگنجد، به صدا درمیآید، آنچه در زمان نیست، میبوید آنچه بادش نمیبرد، و همآغوش میماند آنچه سیری جدایش نمیکند. این است آنچه دوست دارم وقتی تو را دوست دارم. | 351 | 6 | 0 | 3 | Loading... | |
آن را که شفا دانی، درد تو از آن باشد... | 446 | 8 | 0 | 3 | Loading... | |
سعدی نگفتمت که مرو در کمندِ عشق؟ | 412 | 6 | 0 | 3 | Loading... | |
بسل وندر کولک میگه؛ آدم ترومازده بیشترین چیزی که شفابخشش هست عشقه؛ و بیشترین چیزی که آدم ترومازده پسش میزنه، همون عشقه. یعنی عشق میتونه نجاتت بده، ولی تو تمام قوهتو جمع میکنی که از عشق فرار کنی؛ چون احساس میکنی لیاقتش رو نداری. با خودت میگی؛ این کسی که داره به من عشق میورزه، من رو نمیشناسه. اگه من رو بشناسه، دیگه بهم عشق نمیورزه؛ پس بذار به عشقش خو نکنم. بذار همین خونهی اول کار رو تموم کنم و بذارم این آدم بره. چون اگه به این آدم خو کنم و یه روزی قراره بره، انگار از پلهی پنجم نردبون افتادم؛ پس بذار همین پلهی اول بیفتم و تمام. تو وقتی داری یه عشق بهتماممعنا رو پس میزنی، یه عمر با خودت میگی؛ اون عشق حیف نبود؟ اون واقعاً شاید میموند… بعد از اون، تو فقط کسی رو انتخاب میکنی که امنه. امن یعنی چی؟ امن یعنی اینکه میدونم اون زودتر من رو کنار نمیذاره و من هر وقت اراده کردم میتونم کنارش بذارم! این شاید اولش هیجانانگیز باشه، اما وقتی رفتی تو دل زندگی، غمانگیزه… غمِ اینکه وقتی در آغوشش میکشی، گرماش به بدنت منتقل نمیشه؛ چون بدن هرگز فراموش نمیکند. | 517 | 10 | 0 | 3 | Loading... | |
بسل وندر کولک میگه؛ آدم ترومازده بیشترین چیزی که شفابخشش هست عشقه؛ و بیشترین چیزی که آدم ترومازده پسش میزنه، همون عشقه. یعنی عشق میتونه نجاتت بده، ولی تو تمام قوهتو جمع میکنی که از عشق فرار کنی؛ چون احساس میکنی لیاقتش رو نداری. با خودت میگی؛ این کسی که داره به من عشق میورزه، من رو نمیشناسه. اگه من رو بشناسه، دیگه بهم عشق نمیورزه؛ پس بذار به عشقش خو نکنم. بذار همین خونهی اول کار رو تموم کنم و بذارم این آدم بره. چون اگه به این آدم خو کنم و یه روزی قراره بره، انگار از پلهی پنجم نردبون افتادم؛ پس بذار همین پلهی اول بیفتم و تمام. تو وقتی داری یه عشق بهتماممعنا رو پس میزنی، یه عمر با خودت میگی: اون عشق حیف نبود؟ اون واقعاً شاید میموند… بعد از او، تو فقط کسی رو انتخاب میکنی که امنه. امن یعنی چی؟ امن یعنی اینکه میدونم اون زودتر من رو کنار نمیذاره و من هر وقت اراده کردم میتونم کنارش بذارم! این شاید اولش هیجانانگیز باشه، اما وقتی رفتی تو دل زندگی، غمانگیزه… غمِ اینکه وقتی در آغوشش میکشی، گرماش به بدنت منتقل نمیشه؛ چون بدن هرگز فراموش نمیکند. | 1 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
بسل وندر کولک میگه؛ آدم ترومازده بیشترین چیزی که شفابخشش هست عشقه؛ و بیشترین چیزی که آدم ترومازده پسش میزنه، همون عشقه.
یعنی عشق میتونه نجاتت بده، ولی تو تمام قوهتو جمع میکنی که از عشق فرار کنی؛ چون احساس میکنی لیاقتش رو نداری. با خودت میگی؛ این کسی که داره به من عشق میورزه، من رو نمیشناسه. اگه من رو بشناسه، دیگه بهم عشق نمیورزه؛ پس بذار به عشقش خو نکنم. بذار همین خونهی اول کار رو تموم کنم و بذارم این آدم بره. چون اگه به این آدم خو کنم و یه روزی قراره بره، انگار از پلهی پنجم نردبون افتادم؛ پس بذار همین پلهی اول بیفتم و تمام.
تو وقتی داری یه عشق بهتماممعنا رو پس میزنی، یه عمر با خودت میگی: اون عشق حیف نبود؟ اون واقعاً شاید میموند…
و بعد از او، تو فقط کسی رو انتخاب میکنی که امنه. امن یعنی چی؟
امن یعنی اینکه میدونم اون زودتر من رو کنار نمیذاره و من هر وقت اراده کردم میتونم کنارش بذارم! این شاید اولش هیجانانگیز باشه، اما وقتی رفتی تو دل زندگی، غمانگیزه… غمِ اینکه وقتی در آغوشش میکشی، گرماش به بدنت منتقل نمیشه؛ چون بدن هرگز فراموش نمیکند. | 1 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
کو قدح؟ تا فارغم از رنج هوشیاری کند. | 442 | 3 | 0 | 3 | Loading... | |
شاید خود تروما ما را نکشد، اما سکوت درباره آنچه تجربه کردهایم ذره ذره روحمان را نابود میکند. | 370 | 5 | 0 | 3 | Loading... | |
صرفنظر از امن یا ترسناکبودن لانه، حیوانات وحشتزده به خانههایشان بازمیگردند.
به فکر آن دسته از بیمارانم افتادم که خانوادههایی سوءاستفادهگر داشتند؛ اما باز هم به خانه برمیگشتند و دوباره صدمه میدیدند.
- بدن فراموش نمیکند؛ بِسِل وَندِر کُولک. | 389 | 5 | 0 | 3 | Loading... | |
از خودت جدا میافتی و باز هم زنده خواهی بود. | 453 | 4 | 0 | 3 | Loading... | |
سعدی میگه؛
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
که گر مراد نیابم، به قدرِ وُسع بکوشم... | 27 | 2 | 0 | 0 | Loading... | |
من شیفتهی تلاش کردنم. | 24 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
4_6019340087739817517.mp3 | 367 | 16 | 0 | 1 | Loading... | |
روزهاتون رو با یه مکثِ کوتاه، معنادارتر کنین. جافکری؛ جایی برایِ دوباره پیدا کردنِ خودتون :) | 372 | 7 | 0 | 1 | Loading... |

