ru
Feedback
`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`

`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`

Открыть в Telegram

"سایه ابهامی حزین" جایی برای نگه داشتن خاطرات و افکارم یادداشت های روزانه یک روح (بیشترِ آنچه اینجا می‌خوانی، از ذهن و قلمِ خودِ من گذشته است.) _کپی نکنید @OpheliaWhisperBotbot

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
408
Подписчики
+1024 часа
+27 дней
Нет данных30 день
Архив постов
99a0c7cc5898cdf272bee3334cffbb7e38453569-144p (1).mp39.59 KB

photo content

شروع بعضی محاکمه‌ها شاید با ما نبوده باشد؛ اما ادامه‌دادنشان چرا... سال‌ها بعد، وقتی دیگر هیچ قاضی‌ای روبه‌رویمان ننشسته،هیچ حکمی در دستمان نیست و هیچ دادگاهی در کار نیست،باز هم خودمان را به همان جایگاه متهم برمی‌گردانیم و پرونده را دوباره باز می‌کنیم. زندگی شاید یک‌بار ما را محکوم کرده باشد؛ اما ما می‌توانیم تا سال‌ها، هر روز، همان حکم را دوباره برای خودمان صادر کنیم.» — هَسْتی‌ـشِناسی

آدمی است دیگر؛ تمام داشته‌ ها و نداشته‌ هایش بندِ حوصله‌اش است، حوصله که نداشته باشد، حتی ممکن است از آدم بودن استعفا دهد.
- حسین پناهی

"نیاز به یک خبر خوب دارم؛ از آن خبرهایی که با شنیدنشان، برای چند لحظه میانِ ناباوری و خوشحالی معلق می‌مانی؛ اتفاقی شیرین و دور از انتظار، آن‌قدر دور از باور که مدام از خودت می‌پرسی: «واقعاً اتفاق افتاد؟»"

Mordab Hassan Shamaizadeh (1).mp34.34 MB

این پیام و این ویدیو رو فور کنید کانالتون بیام کانالتونو ببینم و پست قیشنگتونو فور کنم اینجا.🦀

اما من بی اندازه خوشحالم..

photo content

من لش و تنبل هستم. اشتباهی بدنیا آمده‌ام. مثل چوب دو سر گهی، از اینجا مانده و از آنجا رانده. از همۀ نقشه‌های خودم چشم پوشیدم، از عشق، از شوق، از همه چیز کناره گرفتم. دیگر در جرگۀ مُرده‌ها بشمار میآیم!
-صادق هدایت

"فکر می‌کنم ذهنم دیگر توان گذشته را ندارد. زمانی می‌توانستم ساعت‌ها در میان صفحات یک کتاب غرق شوم و با اشتیاق، جمله‌به‌جمله پیش بروم؛ اما حالا خواندن حتی یک پاراگراف طولانی برایم دشوار است. چشم‌هایم روی کلمات می‌لغزند و ذهنم پیش از رسیدن به پایان جمله، خسته می‌شود. شاید دیگر مسئله بی‌علاقگی به کتاب‌ها نباشد؛ شاید ذهنم آن‌قدر از فکر کردن، تحلیل کردن و تحمل کردن خسته شده که دیگر جایی برای خواندن و لذت بردن باقی نمانده است."

@RapiWar - Neshastom - Sogand.mp37.68 MB

"و در نهایت، روح‌های زخم‌خورده، پس از جست‌وجوی فراوان برای یافتن آرامش در دیگران، شکست‌خورده به خانه بازمی‌گردند؛ به کارهای روزمره پناه می‌برند و از ارتباط فرار می‌کنند. پرده‌ها را با میخ به دیوار می‌کوبند و امیدوارند این انزوا هرگز خدشه‌دار نشود."

Repost from 🛋اَنباری
این پیام رو فوروارد کنید تا بهتون نامه بنویسم ✨ _محدود

- یکی از پست‌های جدید + این پیام فوروارد کنید 🥐.
تا پست مورد علاقم ازتونو بزارم اینجا
و رندم برای چند نفرتون استارز بزنم.

photo content

آرزویی است مرا در دل که روان سوزد و جان کاهد
-فروغ فرخزاد

شاید بعضی چرخه‌های معیوب زندگی باید بارها تکرار شوند؛ نه برای تنبیه تو، بلکه برای یادآوریِ مسیری که طی کرده‌ای. انسان موجود فراموش‌کاری‌ست؛ و گاهی تنها راهِ به یاد آوردن، دوباره دیدنِ همان چیزی‌ست که روزی از آن عبور کرده‌ای. — هَسْتی‌ـشِناسی