`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`
前往频道在 Telegram
"سایه ابهامی حزین" جایی برای نگه داشتن خاطرات و افکارم یادداشت های روزانه یک روح (بیشترِ آنچه اینجا میخوانی، از ذهن و قلمِ خودِ من گذشته است.) _کپی نکنید @OpheliaWhisperBotbot
显示更多未指定国家未指定类别
408
订阅者
+1024 小时
+27 天
无数据30 天
帖子存档
410
Repost from هَسْتیـشِناسی
شروع بعضی محاکمهها شاید با ما نبوده باشد؛
اما ادامهدادنشان چرا...
سالها بعد، وقتی دیگر هیچ قاضیای روبهرویمان ننشسته،هیچ حکمی در دستمان نیست و هیچ دادگاهی در کار نیست،باز هم خودمان را به همان جایگاه متهم برمیگردانیم و پرونده را دوباره باز میکنیم.
زندگی شاید یکبار ما را محکوم کرده باشد؛
اما ما میتوانیم تا سالها، هر روز، همان حکم را دوباره برای خودمان صادر کنیم.»
— هَسْتیـشِناسی
410
آدمی است دیگر؛
تمام داشته ها و نداشته هایش بندِ
حوصلهاش است، حوصله که نداشته باشد،
حتی ممکن است از آدم بودن استعفا دهد.
- حسین پناهی
410
"نیاز به یک خبر خوب دارم؛ از آن خبرهایی که با شنیدنشان، برای چند لحظه میانِ ناباوری و خوشحالی معلق میمانی؛ اتفاقی شیرین و دور از انتظار، آنقدر دور از باور که مدام از خودت میپرسی: «واقعاً اتفاق افتاد؟»"
410
من لش و تنبل هستم. اشتباهی بدنیا آمدهام. مثل چوب دو سر گهی، از اینجا مانده و از آنجا رانده. از همۀ نقشههای خودم چشم پوشیدم، از عشق، از شوق، از همه چیز کناره گرفتم. دیگر در جرگۀ مُردهها بشمار میآیم!
-صادق هدایت
410
"فکر میکنم ذهنم دیگر توان گذشته را ندارد. زمانی میتوانستم ساعتها در میان صفحات یک کتاب غرق شوم و با اشتیاق، جملهبهجمله پیش بروم؛ اما حالا خواندن حتی یک پاراگراف طولانی برایم دشوار است. چشمهایم روی کلمات میلغزند و ذهنم پیش از رسیدن به پایان جمله، خسته میشود. شاید دیگر مسئله بیعلاقگی به کتابها نباشد؛ شاید ذهنم آنقدر از فکر کردن، تحلیل کردن و تحمل کردن خسته شده که دیگر جایی برای خواندن و لذت بردن باقی نمانده است."
410
"و در نهایت، روحهای زخمخورده، پس از جستوجوی فراوان برای یافتن آرامش در دیگران، شکستخورده به خانه بازمیگردند؛ به کارهای روزمره پناه میبرند و از ارتباط فرار میکنند. پردهها را با میخ به دیوار میکوبند و امیدوارند این انزوا هرگز خدشهدار نشود."
410
Repost from - حنآیاو .
- یکی از پستهای جدید + این پیام فوروارد کنید 🥐.
تا پست مورد علاقم ازتونو بزارم اینجا
و رندم برای چند نفرتون استارز بزنم.
410
Repost from هَسْتیـشِناسی
شاید بعضی چرخههای معیوب زندگی
باید بارها تکرار شوند؛
نه برای تنبیه تو،
بلکه برای یادآوریِ مسیری که طی کردهای.
انسان موجود فراموشکاریست؛
و گاهی تنها راهِ به یاد آوردن،
دوباره دیدنِ همان چیزیست که روزی از آن عبور کردهای.
— هَسْتیـشِناسی
