«پایا، Paya»
Открыть в Telegram
Больше
Страна не указанаКатегория не указана
334
Подписчики
+124 часа
-17 дней
+1230 день
Архив постов
332
Repost from ضمایم
آنجا که تویی درخت و دریا آنجاست
شام و سحر همیشه زیبا آنجاست
ای باغچه ی مرادهای دل من
آنجا که تویی تمام دنیا آنجاست!
قهار عاصی
332
Repost from دُژَم
دلم نقاشی کردن میخواهد. دلم میخواهد تمام روزهای تابستان را با نقاشی کردن بگذرانم و یکقسمهایی، ماندگارشان کنم. اما نمیتوانم و نمیکنم و یک عالم «نمی..» دیگر.
گاهی و راستش بیشتر وقتها، احساس ناتوانی در نقاشی کردن مانعم میشود. اینطور نیست که نخواهم تمرین کنم یا خودم را با دیگران مقایسه کنم و ناامید شوم. مسئله این است که گاهی آدم تصویری را در ذهنش میبیند که آنقدر دور از توان دستهایش است که نمیتواند آن را روی بوم بیاورد.
و این فاصله ناراحتکننده است؛ یعنی فاصله میان آنچه در ذهن و خیالاتت میبینی و آنچه در نهایت میتوانی نقاشی کنی، خیلی دور است و اندوهش نیز بسیار.
332
خدایا بعضی ها از مهمان هایش گله می کند، من می گفتم چرا باید از مهمان گله کرد.
حالا خودم درک کرده رایستم، مهمان که در خانهاش کار نمی کند ولی سر ما آمده حرف می زند.
مستقیم همینجا می گم زود گمش کو از خانه ما لطفاً خدایا😭😭❤️🔥
332
امروز این متن را در کانال اچ هارت خواندم و چقدر ناراحت شدم، راستش چنین حرف های به من هم بارها گفته شده.
ولی ده قصه شان نباشید 🫠🥀
332
گفت: از اینکه با تو آشنا شدهام خوشحالم، ولی باید بروم.
گفتم: نترس کسی دوستی را نمی فهمد
گفت: من قبلاً گفته بودم دوست بوده نمی توانیم.
فهمیدم که نباید وابسته شوم به دوستان که دوستش دارم.
332
گفتم ده دلم بیا شوخی کرده بگویمش
و گفتم: او دختر خبر ما را بگیری باز
گفت: چطور
گفتم: چند شب نفس ما بند میاد
گفت:الا خودم را خاو برده راهیست. جان درد و مریض.
گفتم: برو بخواب خی
این روزها....🖤🥀
332
اینجا می خواهم اعلام کنم من همی آدم را بسیار دوست دارم، رفیق است و جان دل است.
از من دلخور بود اما می خواهم در حضور همه اعلام کنم این رفیق را قسمی دیگر دوست دارم🫠❤️❤️🔥
