«پایا، Paya»
Открыть в Telegram
Больше
Страна не указанаКатегория не указана
332
Подписчики
Нет данных24 часа
-37 дней
+1130 день
Количество постов
Загрузка данных...
Реакции
Комментарии
Telegram Stars
ТОП постов по
Загрузка данных...
Анализ публикаций
Посты | Динамика просмотров | |||||
خیام همیشه از ساحل می گفت و من همیشه پیام های ساحل را می خواندم و درموردش گفته بودن که صدای خوبی دارد گیتار می زند امروز ما هم فیض بردیم🫠 | 12 | 0 | 0 | 1 | Loading... | |
♡....mp3 | 8 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
پول جن، رزما و کوثر بسماللهالرحمانالرحیم. 😎 | 51 | 0 | 0 | 5 | Loading... | |
امروز حس خوبی داشتم، ولی از بی کته کته گرفته عادت کردهایم بدون اینکه عدد را متوجه شویم پیام بانک را دیده خوشحالی کردم؛ یک وقت ده پیش مزار خواب رسیدم که از ATM معاش را بگیرم.
می بینم که نصفش هم نیست قلبم دَر گرفت و این تقصیر برادران ناراضی ماست که ما را درماندن در این ماه که همین که خانه رسیدم آمین و الله اکبر شد🖤 | 66 | 1 | 0 | 3 | Loading... | |
﴿تَوَفَّنِي مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ ﴾. | 58 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
امروز ها از بس خسته شده می آیم آن شب که مامایم آمده بود گفتم: جان درد هستم بیخی.
به برادرهایم اشاره کرده گفت: بیخی پای آبجیات را چاپی کن.
حالی از دیروز را از بس خسته هستم زبانم هم حدود شده عوض اینکه بگویم« هی بچه چاپی کو پایم را، می گویم پاچی کو بیخی پاچی کو».
چون نفهمیدم چی بگویم 😁 خسته بودم | 59 | 0 | 0 | 2 | Loading... | |
او همیشه به هرچه زوج عاشق است میخندد، و این باعث تعجبم میشود پرسیدم:« چرا بیهوده میخندی؟»
گفت:« در قدیم میگفتن به هرچه بخندی به سرت میاید، کاش اینا به سر من هم بیاین» | 45 | 0 | 0 | 6 | Loading... | |
Нет текста... | 62 | 0 | 0 | 3 | Loading... | |
اگر قرار باشد روزی با یار برقصیم و چند سال بعد عروسی کنیم این آهنگ را می گذارم🙃😶🌫 | 2 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
هرچه می گفتم
می گفت: ها و خا
او نمی توانست دیگران هم نتوانست دل ما را به دست آورد.
و من لجبازتر بودهام و کله شق تر | 64 | 0 | 2 | 1 | Loading... | |
بوی خاک بعد از باران را با هیچ چیزی تبدیل نمیکنم. | 63 | 0 | 0 | 4 | Loading... | |
رزما را مثل این نقاشی دوست دارم ❤️🔥 | 71 | 0 | 0 | 5 | Loading... | |
دلم شاد می شود که آنها اینگونه باش شوق کار می کنند.
امروز تایم پره شده است می گویم: خانم فلانی نمی روید؟
می گوید: شما اجازه نمی دهید کارم را ببرم بگذارین که تمامش کنم.
خنده ام می گیرد و می گویم: آپ کتین اوزیز بیلم.
«ببرین با خودتان/ازبکی»
دلم باغ باغ می شود و شاد می شوم از اینکه برق چشمانشان را برای آموختن هنر می بینم 🫠 | 68 | 0 | 1 | 5 | Loading... | |
نقاشی رنگ و روغن روی تکه. | 34 | 0 | 0 | 4 | Loading... | |
بکتب اسمک! | 61 | 1 | 0 | 2 | Loading... | |
این بار دوباره یک به سمت کردستان سفر می رویم از فضای بلخ و بخارا دور می شویم🫠❤️🔥 | 60 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
دوستی یک روح است در دو بدن.
ارسطو، اخلاق نیکوماخوسی | 65 | 0 | 0 | 2 | Loading... | |
بابا🤍 | 80 | 0 | 0 | 4 | Loading... | |
عشق. | 1 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
عشق. | 2 | 0 | 0 | 0 | Loading... |

