امیر نوشت :)
Открыть в Telegram
بندهِ خدا نکند ما خواب کسی باشیم که سال ها پیش در زیر درخت بلوطی به خواب رفته باشد یادداشت هام...
БольшеИран152 130Категория не указана
273
Подписчики
Нет данных24 часа
+17 дней
+130 дней
Архив постов
273
كشتى به هر سمتى بره دلم قرصه به ناخدا ، موضع سياسى ما هم عاشقانه ست ، عاشقانه بخوانيد ..
تو را خطاب مي کنم به رغم انتقادها
امید پا برهنه ها ، امام بی سواد ها
تو دست خود نهاده اي به دست هاي اسمان
فداي دست خط تو تمام مير عماد ها
تبسم تو مي شود دليل صلح در جهان
همين که اخم مي کني رکود اقتصاد ها
بگو بمیر مرده ام ، ببین که سر سپرده ام
به حکم چشم هاي تو، نه حکم اجتهاد ها
نه موسوي نه خاتمي نه احمدي نژاد ها
فداي تار موي تو تمام حزب باد ها
#سيد_تقى_سيدى
273
امروز برای پیگیری چند کار تدارکات تقریبا بین ۱۵ اتاق در طبقات مختلف لوله جابه جا شدم... نکته جالب ماجرا در تمامی اتاقهایی گردش خوردم عکس آقا مجتبی اضافه شده بود... فکر کنم تنها جایی در دانشگاه که عکس آقا مجتبی ندارد نهاد نمایندگی ولی فقیه باشد...
273
سارا سلام.... اَشهَد اَنْ لا اِلا تو
با چشمهای سرمهای اَنْ لا اِله ...مست
دل میبری که..... حَی علی..... های های های
هر جا که هست پرتوی روی حبیب هست
بالا بلند! عقد تو را با لبان من
آن شب مگر فرشتهای از آسمان نبست
باران جل جل شب خرداد توی پارک
مهرت همان شب.... اَشهد اَن.... بردلم نشست
آن شب کبو....(کبو).... کبوتری از بامتان پرید
نم نم (نما) نماز تو در بغض من شکست
سُبحانَ مَنْ یُمیتُ و یُحیی و لا اِله
الا هُوَالّذی اَخَذَ الْعَهْدُ فی الست
سُبحان رب هر چه دلم را زمن برید
سبحان رب هر چه دلم را زمن گسست
سُبحان رَبی الْـ... من و سارا ....بِحمده
سُبحانَ رَبی الْـ.... من و سارا دلش شکست
سُبْحان رَبی اَلْـ.... من و سارا به هم رسیم
سبحان تا به کی من و او دست روی دست
زخمم دوباره واشد و اِیاک نَستعین
تا اِهدناالـ....سرای تو راهی نمانده است
مغضوب این جماعت پُر های و هو شدم
افتادم از بهشت از این ارتفاع پست
یک پرده باز بین من و او کشیدهاند
سارا گمانم آن طرف پرده مانده است...
273
آمد درست زیر شبستان گل نشست
در بین آن جماعت مغرور شب پرست
یک تکه آفتاب نه یک تکه از بهشت
حالا درست پشت سر من نشسته است
این بیت معطلع غزلی عاشقانه نیست
این سومین ردیف نمازی خیالی است
گلدستهی اذان و من و های های های
الله اکبرو انا فی کُل وادِ... مست
سُبحان مَن یُمیت و یُحیی و لا اِله
اِلا هُوَ الَّذی اَخَذ الْعَهْدُ فی اَلَست
یک پرده باز پشت همین بیت میکشم
او فکر میکنیم در بنِ پرده مانده است
#محمدحسین_بهرامیان
273
برای این که من و تو نصیب هم نشویم
زمانه هرچه بلد بود را به کار گرفت
گمان مبر که دمی بیتو زندگی کردم
که صبر، جانِ مرا صدهزار بار گرفت
#محمد_عزیزی
273
میخوایم گروهی ثبتنام کنیم نیازمند دو نفر یا بیشتر که با هم خرید کنیم کمتر بشه هزینه😄
@amirhussein7621
273
Repost from دَوات✒️
| هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق |
🪻 مراسم بزرگداشت روز حافظ شیرازی
🎙با حضور:
✨جناب آقای سید تقی سیدی
شاعر نامآشنای کشوری و نویسنده کتاب شعر "ساده"
✨ سرکار خانم لیلا کردبچه
شاعر و پژوهشگر ایرانی و نویسنده
✨ استاد محمدرضا خلیلی
متخصص چشم پزشکی و شاعر
✨ دکتر محمدحسین بهرامیان
دکترا ادبیات فارسی، شاعر و صاحب مجموعههای "این وصله ها به ما نمیچسید"
✨دکتر زهرا اسکندری
دکترای فلسفه و شاعر
🎵 به همراه اجرای موسیقی سنتی
🗓️ ۲۰ مهرماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۹
📍 شیراز، میدان امام حسین(ع)، دانشکده پزشکی، سالن شهید مطهری
💰 هزینه ثبتنام (با ظرفیت محدود): ۷۵ هزار تومان
- خرید گروهی(بالای ۴) نفر ۵۰ هزار تومان
🍛🚌همراه با سرویس رفت و برگشت و پذیرایی و شام
📌لینک رزرو صندلی و ثبت نام: https://B2n.ir/ws9242
برای اطلاعات بیشتر میتوانید با شماره زیر در ارتباط باشید.
09381486466
آیدی جهت هرگونه مشکل در روند ثبت نام:
خانم ها @FatemeKhosravinia
آقایان @PARKOURIST
@Davat_sums📜✒️
273
تو که در فکر منی مرگ مرا سر برسان
انتظار همه را نیز به آخر برسان
همه پروردۀ مهرند و من آزردۀ قهر
خیر در کار جهان نیست، تو هم شر برسان
لاله در باغ تو رویید و شقایق پژمرد
به جگرسوختگان داغ برابر برسان
مردم از ماتم من شاد و من از غم خشنود
شادمانم کن و اندوه مکرر برسان
مرگ یا خواب؟! چقدر این دو برادر دورند
مژدۀ وصل برادر به برادر برسان
#فاضل_نظری
273
امروز جلسه دوم کارگاه داستاننویسی بود نکته جالب جلسه،
غیر از من و علی همه چهرهها جدید بود! مدتها بود توی حوزه چهره جدید و متفاوت ندیده بودم...
البته چهره جدید گاهی میبینم ولی چهره جدید به درد بخور خیلی کمیاب شده، حالا داشتم ۱۰ ۱۵ چهره جدید قلم به دست میدیدم و این واقعا روحیهبخش بود...
273
کفالعباس!
چند روزی است درگیر آمادهسازی مراسم ۲۰ مهر هستیم و حقیقتاً فرایند بوروکراتیک واقعاً خستهکننده است.
دیشب هم مشهد رفتنم کنسل شد و این بر غم این روزها بیشتر از پیش میافزود. ظهر پیامی دریافت کردم از دکتر رمضانی که شبی را برویم کفالعباس و من هم از خدا خواسته، توی هوا قبول کردم...
دکتر رمضانی همصحبت فوقالعاده است؛ درک عمیقی از تشکیلات دارد... درکش واقعگرایانه است. اینکه کسی اینقدر خوب فضای جریان دانشجویی را، به دور از حب و بغض و نگاه صفر و صدی، بشناسد و آسیبشناسی کند، واقعاً کمیاب و ارزشمند است.
ساعت حوالی ۷.۵ دکتر زنگ زد برای هماهنگی حرکتمان به سمت هیئت. از بس خسته بودم، گوشی را که جواب دادم، خوابم برد! سفت خوابیدم... مثلاً قرار بود بروم ارم، از آنجا راهی شویم که بعد خواب رفتنم دکتر زحمت کشید تا مترو ولیعصر آمد و از آنجا راهی شدیم...
وقتی وارد شدیم، تازه روضه شروع شده بود. شاید جمعیت ۲۰، ۳۰ نفره یا کمتری زیر منبر برای روضه نشسته بودند. واقعاً نفس حاج حسن عرفانمنش گرم؛ اشعار فوقالعاده زیبا. اصلاً حال گریه هم نداشتی، اینقدر صدا و شعر سوز داشت، بیاختیار اشکت سرازیر میشد... ولی خب، نمیدانم من چه مرگم است، خیلی در بحر جزئیات میروم.
هیئت کفالعباس در منطقه کوزهگری است، پایینشهر شیراز. در واقع، همین باعث شده بود تعداد زیادی از مستمعین، برادران اتباع غیرایرانی باشند. نکته بعدی که حواسم را جمع کرد، چندینچند تمثال از حضرت امیر و حضرت اباالفضل و امام حسین در هیئت بود. دو طرف دکور هم عکس قدیمی، خاکگرفته از امام شهید و امام خمینی. اینکه عکس آقا مجتبی هیچ جای هیئت نبود، کمی توی ذوقم زد...
روضه که تمام شد، برای سینهزنی زمینه.
جمعیت هیئت ناگهانی ۴، ۵ برابر شد!
و اینکه دیدم همه برای سینهزنی پیرهنشان را درآوردند! تعدادی از مستمعین روی بازو و سینه خالکوبی داشتند، تعدادی زنجیرهای عجیبوغریب گردنشان بود، خلاصه به این شکل...
نمیخواهم گریهکن امام حسین را قضاوت کنم، اما از این جمعیت ۱۵۰، ۲۰۰ نفره زمان سینهزنی، جمعیت قابلتوجهی جوان و نوجوان ۱۰، ۱۱ ساله تا ۱۵، ۱۶ بودند. این یعنی این هیئت در جذب این بچهها خوب عمل کرده، ولی بوی دود سیگار برخی مستمعین و پوشش و رفتارشان، حس نمیکنم محیط مناسبی را برای رشد این بچهها فراهم کند؛ چهبسا آسیبزا هم باشد!
در آخر خیلی گوش کردم. یک بیت سیاسی، یا حداقل امروز ۷ اکتبر بود، یک بیت یا یک جمله در مورد فلسطین گفته شود، اما دریغ از یک جمله...
نمیخواهم این را به کفالعباس نسبت دهم، چون واقعاً شناخت کامل نه از حاج حسن عرفانمنش، نه از اهالی آنجا ندارم، ولی خب، این را باید تمامی ما عزاداران آویزه گوشمان کنیم:
در هیئتی که داعیه مبارزه با اسرائیل نباشد، شمر هم سینه میزند.
