fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

باگ نویس فعلی، کشاورز آینده

باگ نویس فعلی، کشاورز آینده

رفتن به کانال در Telegram

OLD: SomeRegularBPDguy Everybody is welcomed to join 🦖 -Do you think God stays in heaven because he too lives in fear of what he's created? برای درخواست جوین شدن به چنلتون پیام ندین🙏🏻 http://t.me/BluChtBot?start=61a5a807bcd5aa8a8949

نمایش بیشتر
108
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
+130 روز
آرشیو پست ها
بعضی آدم‌ها به‌ جای روبرو شدن با مشکلی که دارن، ترجیح می‌دن با هزار کار بی‌هدف و هدفمند، حواس خودشون رو پرت کنن. مشغله و پُرکاری، گاهی لباس مبدلِ فرار از مواجهه‌ست.

گاهی به‌جای «چرا این‌طوری‌ام؟»، باید بپرسی «کِی یاد گرفتم این‌طور باشم؟» سؤال دوم کمتر سرزنش‌ت می‌کنه و باهات مهربون‌تره.

شایدم توقع رنج است.

میگن کاراهایی رو بکنید که در دراز مدت تاثیرشو ببینین یعنی هیچکدوم از کارهام تا الان نباید یه نتیجه ای میدادن؟ دیگه کی؟ وقت مردنم می‌خوام نتیجه شونو ببینم؟ چیز اساسیی که توی مسیرم ندارم ارامشه....

آدم وقتی زیاد منتظر نتیجه می‌مونه، مسیرشو نمی‌بینه و فراموش می‌کنه. مقصد همیشه جذابه، ولی بخش زیادی از آرامش توی خودِ رفتنه.

Repost from دومنیکو
«سلام بر آن‌هایی که وقتی تو را خاموش یافتند، رهایت نکردند مگر بعد از آن‌که نور و روشنایی را به تو بازگرداندند.»

Repost from [ وجودیَت ]
رشد ، از دریچه‌ی دردی و رنجی شروع میشه که بنظرت بی‌معناست و هرروز با خودت میگی چرا این اتفاق افتاد واسه من. اما عمیق‌تر که بهش نگاه کنی چیز‌هایی رو در تو روشن کرد که هیچ اتفاقی نمیتونست.

Repost from N/a
​یکی از چیزهای جالبی که اینجا (آلمان) متوجهش شدم، «تجربه‌ی پیشرفت» بود. از وقتی اینجا ساکن شدم، مکان‌ها و امکانات علاوه بر بازسازی، واقعاً پیشرفت کردن. اینکه می‌بینی اتوبوسی که همیشه سوارش می‌شدی نو شده، بزرگ‌تر شده و امکاناتش بیشتر شده، به تو این حس رو میده که تو یه باتلاق نیستی. ​اینکه تا دیروز مجبور بودی اسم غذاهای خارجی سلف دانشگاه رو گوگل کنی تا بفهمی چی هستن، اما حالا تلویزیون‌های بزرگ گذاشتن که عکس غذای همون روز رو نشون میده؛ یعنی یه نفر داره به دغدغه‌های تو فکر می‌کنه، براش راهکار ارائه میده و مهم‌تر از همه اینکه اون راهکارها به کرسی عمل میشینن. ​نبودن تو جریانی که مدام در حال بدتر شدنه، حس جالبی بود؛ خواستم با شما به اشتراک بذارمش.

Repost from .
آدم بعضی اوقات میبازه، هیچی هم یاد نمیگیره. همیشه شکست پلی به سوی پیروزی نیست. شاید اصن هیچی یاد نگیری، فقط یه بازنده بودی، یه نادون.

وقتشه کم کم برم با سرمایه‌م بیزینس خودمو راه بندازم

تو نباید همه چیز رو در مورد خودت بفهمی تا شروع کنی. شروع کردن خودش یکی از راه‌های فهمیدنه. بعضی جواب‌ها فقط وسط مسیر پیدا می‌شن، نه پشت میز تحلیل.

همینجوری الکی الکی یه هفته‌ست خواب به چشمون نمیاد علنآ ۳ روزه نخوابیدم، نهایت یکی دو ساعت خوابم برده باشه🤕

Repost from N/a
میدونی اولین قدم برای التیام درد چیه؟ اینه که بتونی ازش درست حرف بزنی و توضیحش بدی. وقتی سعی میکنی توضیحش بدی، خود زخم شروع میکنه به بازسازی خودش. حتی شاید لازم بشه هزاربار مرورش کنی، ولی هر هزاربار باید به شکلی که اون زخم میخواد ببینیش و بازگوش کنی. در واقع این کلمات هستن که التیام‌بخشن. بعضی وقتا وسط همین توصیف و تفسیر‌هاست که آدم میتونه درد رو جوری بیرون از وجود خودش ترسیم کنه، که تماما از اعماق وجودش بیرون کشیده بشه و مقابلش قرار بگیره، و درست وقتی مقابلش قرار گرفت و تماما دیدش، درد شروع میکنه به ناپدید شدن. اینو یادت باشه که دسترسی داشتن و مدارا کردن با یک پدیده درونی و مبهم همیشه سختتره؛ بذار بیرون بیاد و جاری بشه!

مشکل اصلی من نگاه ها نیست مشکل اصلی من بقاست، نسبت انرژی و زمانی که برای بقا دارم خرج میکنم، به چیزی که دارم دریافت میکنم زیر صفره اگر مثل ماینکرفت با شکم خالی و نیمه جون خالی هم میشد سالها و ماه ها زنده بود، بله خیلی کارهای دیگه میکردم

حس می‌کنم بی‌رویا شده‌م و فقط دارم هدف‌هام رو تیک می‌زنم. این روزها بیشتر شبیه کسی‌م که ماشینی رو روشن کرده و راه افتاده، اما سیستم صوتی‌ ماشین خرابه و هیچ موسیقی‌ای پخش نمی‌شه. رانندگی در سکوت، با بک‌گراند صدای گاز و بوق. گاهی دلم می‌خواد مکث کنم، یک‌جایی کنار جاده وایسم و دوباره از خودم بپرسم: «اگر هیچ‌کس نگاه نمی‌کرد، باز هم همین مسیر رو می‌رفتی؟»

در مورد «سلف لاو» و «خودمهربانی» اینجا با هم زیاد حرف زدیم. این موزیک از روزبه بمانی، یک مرور و یادآوری دلنشین، از این موضوعه. بذاریدش توی موزیک‌های مورد علاقه و هر از چندگاهی بهش گوش کنید تا دوباره یادتون بیاد: اشکالی نداره، تقصیر تو نبود و تو تا همونجا بلد بودی.

Repost from N/a
کی زندگی توی چشامون جاشو به سیاهی داد؟