fa
Feedback
نشر اگر

نشر اگر

رفتن به کانال در Telegram

ناشر کتاب‌های داستانی، ناداستان و علوم اجتماعی www.agarpub.ir

نمایش بیشتر
920
مشترکین
-224 ساعت
+77 روز
+2530 روز
آرشیو پست ها
سیاست دوستی در زیر آوار پوشه شنیداری بحث مقصود فراستخواه در  نقد کتاب خلق جهان مشترک ایرانی( محمد جواد غلامرضا کاشی) مکان: خانه کتاب اردیبهشت تهران   زمان: 6 مرداد 1405

⁨ «هم‌نشینی با سرطان: روایت رویارویی و رهایی» تازه‌ترین کتاب هادی خانیکی، از دل تجربه‌ی شخصی او با سرطان آغاز می‌شود؛ اما خیل
⁨ «هم‌نشینی با سرطان: روایت رویارویی و رهایی» تازه‌ترین کتاب هادی خانیکی، از دل تجربه‌ی شخصی او با سرطان آغاز می‌شود؛ اما خیلی زود از مرز روایت بیماری عبور می‌کند و به تأملی عمیق درباره‌ی رنج، امید، مراقبت، دوستی، مسئولیت اجتماعی و معنای زیستن در کنار دیگری می‌رسد. رونمایی این کتاب ویژه را، به جای سخنرانی، به گفت‌وگویی جمعی اختصاص داده‌ایم درباره‌ی «رنج و تجربه‌ی زیسته‌ی آن، امید و تاب‌آوری در روزهای دشوار، کاستن از رنج خود و دیگران، مراقبت، همدلی و همراهی و روابط انسانی، ‌ مسئولیت اجتماعی در برابر رنج دیگران. » در این گفت‌وگو، هادی خانیکی، استاد ارتباطات اجتماعی، نویسنده کتاب و کنشگر مدنی که تجربه‌ی رویارویی با سرطان را پشت سر گذاشته است، در کنار فریبا اقدامی، هم‌بنیان‌گذار باشگاه از…تا و تسهیلگر گفت‌وگو که او نیز این تجربه‌ی دشوار را از سر گذرانده، درباره‌ی جهان کتاب و موضوعات مربوط با حاضران گفت‌وگو خواهند کرد. اگر این موضوع‌ها برای شما هم اهمیت دارد، خوشحال می‌شویم در این گفت‌وگو همراه ما باشید.⁩

«هم‌نشینی با سرطان» تازه‌ترین کتاب هادی خانیکی، از دل تجربه‌ی شخصی او با سرطان آغاز می‌شود؛ اما خیلی زود از مرز روایت یک بیما
«هم‌نشینی با سرطان» تازه‌ترین کتاب هادی خانیکی، از دل تجربه‌ی شخصی او با سرطان آغاز می‌شود؛ اما خیلی زود از مرز روایت یک بیماری عبور می‌کند و به تأملی عمیق درباره‌ی رنج، امید، مراقبت، دوستی، مسئولیت اجتماعی و معنای زیستن در کنار دیگری می‌رسد. در این نشست، به جای سخنرانی، قرار است گفت‌وگویی جمعی شکل بگیرد. در این گفت‌وگو، هادی خانیکی، استاد ارتباطات اجتماعی، نویسنده و کنشگر مدنی که تجربه‌ی رویارویی با سرطان را پشت سر گذاشته است، در کنار فریبا اقدامی، کنشگر ترویج کتاب‌خوانی و تسهیلگر گفت‌وگو که او نیز این تجربه‌ی دشوار را از سر گذرانده، درباره‌ی جهان کتاب و تجربه‌های زیسته‌ی خود با حاضران گفت‌وگو خواهند کرد. اگر این موضوع‌ها برای شما هم اهمیت دارد، خوشحال می‌شویم در این گفت‌وگو همراه ما باشید.

به مناسبت انتشار «هم‌نشینی با سرطان: روایت رویارویی و رهایی» تازه‌ترین کتاب هادی خانیکی، نشستی برای گفت‌وگوی گروهی برگزار خوا
به مناسبت انتشار «هم‌نشینی با سرطان: روایت رویارویی و رهایی» تازه‌ترین کتاب هادی خانیکی، نشستی برای گفت‌وگوی گروهی برگزار خواهد شد. در این نشست، به جای سخنرانی، قرار است گفت‌وگویی جمعی با حضور شرکت‌کنندگان شکل بگیرد. در این گفت‌وگو، هادی خانیکی، استاد ارتباطات اجتماعی، نویسنده و کنشگر مدنی که تجربه‌ی رویارویی با سرطان را پشت سر گذاشته است، در کنار فریبا اقدامی، هم‌بنیانگذار باشگاه از…تا و تسهیلگر گفت‌وگو که او نیز این تجربه‌ی دشوار را از سر گذرانده، درباره‌ی جهان کتاب و تجربه‌های زیسته‌ی خود گفت‌وگو خواهند کرد. رنج و تجربه‌ی زیسته‌ی آن امید و تاب‌آوری در روزهای دشوار کاستن از رنج خود و دیگران مراقبت، همدلی و همراهی بیماری، زندگی و روابط انسانی مسئولیت اجتماعی در برابر رنج دیگران روایت، نوشتن و ادبیات به مثابه راهی برای فهم رنج گذر از یک درد شخصی به تجربه‌ای مشترک و اجتماعی و معنای زیستن در جهانی که رنج، بخشی جدایی‌ناپذیر از آن است، از موضوعات گفت‌وگو خواهد بود. اگر این موضوع‌ها برای شما هم اهمیت دارد، خوشحال می‌شویم در این گفت‌وگو همراه ما باشید.

از «خلق جهان مشترک» تا تجربه بی‌خانمانی؛ امکانی دیگر برای خانه ایرانی ✍سیدفرید حاج‌سیدجوادی در نشست بررسی کتاب «سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی» اثر دکتر محمدجواد غلامرضاکاشی—که با نقد و بررسی دکتر مقصود فراستخواه و دکتر رضا نجف‌زاده همراه بود—محور اصلی بحث بر ضرورت جست‌وجوی افقی تازه برای زیست جمعی ایرانیان می‌چرخید. کتاب با ایده‌ای جذاب و در عین حال حیاتی، دست بر نقطه‌ای می‌گذارد که زیست امروز ما بیش از هر زمان دیگری به آن نیازمند است: «ایجاد جهان و خانه‌ای مشترک». اما مواجهه با این ایده، پرسشی بنیادین را در ذهن برمی‌انگیزد؛ آیا صورت‌بندیِ «خانه مشترک» برای جامعه ایرانی ایده‌ای تازه است، یا ما در تاریخ معاصر و تکوین هویت ملی خود بارها و بارها به سراغ این پروژه رفته‌ایم؟ واقعیت این است که ایده بنا نهادن خانه مشترک برای زیست جمعی ایرانیان، پیشینه‌ای طولانی دارد. اگر به تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران نگاهی بیندازیم، دست‌کم سه تجربه و آزمون بزرگ را برای تحقق این سازه بی‌بدیل مشاهده می‌کنیم: تجربه صفویه، پروژه پهلوی و تجربه جمهوری اسلامی. سه آزمون تاریخ‌ساز: موفقیت‌ها و ناکامی‌ها صفویه را می‌توان موفق‌ترین تجربه در هم‌پوشانی هویت، مذهب و جغرافیا دانست؛ ساختاری که توانست در عصر خود نوعی یکپارچگی انسجام‌بخش و «جهانی مشترک» را برای تکوین ایران جدید به وجود آورد. اما دو تجربه بعدی، یعنی پهلوی و جمهوری اسلامی، پروژه‌هایی ناتمام باقی ماندند. چرا این دو تلاشِ کلان برای ساختن سقف و خانه‌ای فراگیر برای همه ایرانیان، به سرانجامی پایدار نرسید و در نیمه راه دچار گسست شد؟ پاسخ را شاید بتوان در دو عنصر کلیدی جست‌وجو کرد: «جامعه رنجور و تروماتیک» و «منطق حذف و پیرایش». بستر تروماتیک و منطق حذف هم پهلوی و هم جمهوری اسلامی در بستری شکل گرفتند که جامعه ایرانی از بحران‌ها، فروپاشی‌ها و تروماهای تاریخی، چه از درون و چه از بیرون، به شدت آسیب‌دیده و رنجور بود. در چنین وضعیت شکننده و مضطربی، پروژه ساخت خانه مشترک نه از طریق «گشودگی و رواداری»، بلکه از مسیر «پیرایش و حذف گذشته» دنبال شد. در این الگوی معماری سیاسی-اجتماعی: در دوره پهلوی، سعی شد با حذف و نادیده گرفتن سنت، مذهب و بخش‌هایی از هویت بومی، سازه‌ای مدرن بنا شود که در آن، گروه‌های وسیعی از جامعه احساس غریبگی و بی‌خانمانی کردند. در دوره جمهوری اسلامی، همین الگوی حذف به شکلی دیگر تکرار شد؛ این‌بار با حاشیه‌رانی تجدد، هویت غیرمذهبی و سبک‌های زندگی متفاوت، تا ساختاری ایدئولوژیک برپا گردد. نتیجه مشترک هر دو پروژه، تولید گروه‌هایی از «بی‌خانمان‌شدگان اجتماعی» بود. گروه‌هایی که احساس کردند سهمی از این سقف مشترک ندارند و بخش مهمی از هویت، تاریخ یا باورهایشان برای بنا نهادن خانه جدید تراشیده و دور ریخته شده است. ضرورت گام نهادن در وضعیتی آرام‌تر و روادارتر اگر قرار است ایده‌ای همچون «خلق جهان مشترک ایرانی» به سرنوشت پروژه‌های گذشته دچار نشود و از حد یک آرزوی روشنفکرانه فراتر رود، باید از تجارب گذشته درس آموخت. ساختن خانه‌ای که همه ایرانیان—با تمام تنوع‌های فکری، فرهنگی و زیستی‌شان—در آن احساس امنیت و تعلق کنند، در وضعیت اضطرار، شتاب‌زدگی و تقابل‌های کینه‌توزانه ممکن نیست. جامعه برای چنین معماری عظیمی نیاز به آرامش، رواداری و شکیبایی دارد. خانه مشترک آینده نباید بر ویرانه‌های گذشته یا بر پایه بی‌خانمان کردن بخشی از مردم ساخته شود. تنها با پذیرش تکثر، به رسمیت شناختن تروماهای تاریخی، و ایجاد فضایی برای گفتگو و رواداری است که می‌توان به صدایی واحد و خانه‌ای پایدار دست یافت؛ خانه‌ای که در آن هیچ ایرانی احساس غربت نکند.

photo content
+1

نوشتن زیر بمباران گفت‌وگو با علی اصغر سیدآبادی درباره کتاب وقتی گنجشک‌ها مضطرب می‌شوند همزمان با جنگ تحمیلی ۴۰ روزه، یادداشت‌هایی روزانه با محور زندگی در جنگ در فضای مجازی منتشر شد؛ یادداشت‌هایی که علی‌اصغر سیدآبادی، نویسنده و پژوهشگر، آنها را در شبکه‌های اجتماعی برای گروهی از نویسندگان، تصویرگران و هنرمندان غیرایرانی می‌نوشت؛ روزنوشت‌هایی که با اعلام آتش‌بس، در کتابی با نام «وقتی گنجشک‌ها مضطرب می‌شوند» گرد آمد و همراه با عکس‌هایی از عکاسان ایرانی، از سوی نشر NOP در انگلستان منتشر شد. هفته گذشته، نسخه فارسی این اثر نیز با تغییراتی از سوی نشر «اگر» در تهران منتشر شد؛ سیدآبادی در گفت‌وگوی پیش‌رو، چگونگی شکل‌گیری و ویژگی‌های این کتاب را شرح می‌دهد. ابتدا درباره ماجرای شکل‌گیری ایده نگارش این کتاب بگویید. اول قرار نبود کتابی نوشته شود. همچنان که جنگ هم قرار نبود آن روز، درست وسط یک جر‌ و بحث اینستاگرامی، وارد خانه‌ ما شود. نزدیک ساعت 10 صبح بود. با دوستی درباره‌ موضوعی سیاسی بحث می‌کردم که ناگهان صدای انفجار آمد و پنجره لرزید. برایش نوشتم: «دیگر بحث‌مان تمام شد، جنگ شد!» برای هم آرزوی سلامتی کردیم. می‌دانستم اینترنت به‌زودی قطع می‌شود، برای همین با عجله مطلب کوتاهی نوشتم؛ مخالفت با حمله‌ خارجی و آرزوی تندرستی برای همه‌ ایرانیان، حتی کسانی که با آنان اختلاف داشتم. چند دقیقه بعد اینترنت کاملاً قطع شد. سه روز بدون اینترنت بین‌المللی گذشت. روز سوم به دفتر روزنامه‌ای رفتم، آنها تازه به اینترنت بین‌المللی دسترسی پیدا کرده بودند. اول رفتم سراغ اینستاگرام، از سرکنجکاوی که بازتاب مطلبم را ببینم و خبری نبود. در میان پیام‌ها یکی از نویسندگان برجسته اروپا اظهار نگرانی کرده و دعوت کرده بود، برویم خانه‌اش. تأکید کرده بود اگر من هم جای شما بودم، مطمئنم که همین کار را می‌کردید. فوری جوابش را که سپاس و قدردانی بود، نوشتم. آنلاین بود و دعوتش را تکرار و اصرار کرد. هیچ اطلاعی از وضعیت صدور ویزا و در نوبت ماندن و تعطیلی خدمات کنسولی سفارتخانه‌ها و تعطیلی فرودگاه‌ها نداشت. اطلاعاتش را کامل نکردم و فقط  تشکر کردم، چون مطمئن بودم که اگر همه چیز هم روبه‌راه بود، باز هم می‌ماندیم تهران. در فیس‌بوک هم چند نویسنده و تصویرگر جویای حال ما شده‌ بودند. همان‌جا تصمیم گرفتم هر وقت به اینترنت دسترسی پیدا کردم، برای‌شان بنویسم در تهران بر ما چه می‌گذرد. بنابراین این یادداشت‌ها از پاسخ به احوالپرسی شروع شد. اول هم نوشته‌ها کوتاه بود. وقتی شروع به نوشتن کردم، فکر نمی‌کردم این یادداشت‌ها روزی کتاب شوند. فقط می‌خواستم دوستانم بدانند ما هنوز زنده‌ایم و خانه‌مان هنوز سر جایش است، اما کم‌کم نوشته‌ها با کامنت‌هایی که آنها می‌گذاشتند، شکل خود را پیدا کردند. میانه‌ جنگ بود که یکی پیشنهاد داد، این نوشته‌ها را تبدیل به کتاب کنم، البته با تمجیدی اغراق‌آمیز. خودم هم کم‌کم به این ایده رسیده بودم، اما همزمان نگران بودم اگر فکر کنم کتاب می‌نویسم، خود به خود صمیمیت نوشته‌ها که وابسته به حس و حال آن روز و گاهی همان لحظات نوشتن بود، از دست برود. در پایان روز چهلم، یکی زیر آخرین نوشته پرسید: «آیا این نوشته‌ها را به کتاب تبدیل خواهی کرد؟» نوشتم: «اولین کارم آماده‌سازی کتاب خواهد بود.» احتمالاً همان‌جا بود که برای اولین‌بار پذیرفتم که می‌خواهم کتاب‌شان کنم. پیش از آن، کتاب کم‌کم ساخته شده بود، بی‌آنکه خودم متوجه شده باشم. متن کامل را اینجا بخوانید!

در کتاب‌ «هم‌نشینی با سرطان» هادی خانیکی، تجربه‌ی شخصی خود از رویارویی با سرطان را به روایتی انسانی، اجتماعی و فلسفی بدل کرده
+8
در کتاب‌ «هم‌نشینی با سرطان» هادی خانیکی، تجربه‌ی شخصی خود از رویارویی با سرطان را به روایتی انسانی، اجتماعی و فلسفی بدل کرده است. این روایت از رنج آغاز می‌شود، اما در رنج متوقف نمی‌ماند و آن را به فرصتی برای تأمل درباره‌ی زندگی، گفت‌وگو، دوستی، امید و معنای زیستن تبدیل می‌کند. این کتاب صرفاً خاطرات یک بیمار نیست. در کنار روایت‌های صمیمی و تکان‌دهنده از مسیر تشخیص، درمان و بازگشت به زندگی، متن‌هایی از نزدیکان، پزشکان و همراهان نویسنده نیز آمده است که تصویری چندوجهی از تجربه‌ی بیماری می‌سازند. از دل این روایت‌ها، خواننده هم با بیماری و‌‌ هم با مفهوم «هم‌نشینی با رنج» آشنا می‌شود و با این‌که چگونه می‌توان در سخت‌ترین روزهای زندگی نیز امید، ارتباط و مسئولیت اجتماعی را حفظ کرد. «هم‌نشینی با سرطان؛ روایت رویارویی و رهایی» نوشته‌ی هادی خانیکی، به‌تازگی از سوی نشر اگر منتشر شده و اکنون در کتابفروشی‌های سراسر کشور در دسترس علاقه‌مندان است. از کتابفروشی محل زندگی‌تان سراغ این کتاب را بگیرید. اگر هنوز موجود نیست، از کتابفروش بخواهید آن را از مراکز پخش سفارش دهد.

نشست‌های گفتار و اندیشه | جلسه ۹۰ معرفی و بررسی کتاب «سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی» با سخنرانی: دکتر محمدجواد غلامرضاکاشی (نویسنده کتاب) دکتر‌ ابراهیم عباسی تیرماه ۱۴۰۵ @goftar_andisheh

Repost from ملی مذهبی
«سیاستی دیگر»؛ چگونه یک جهان مشترک ایرانی بسازیم؟ 🔹کتاب «سیاستی دیگر؛ خلق جهان مشترک ایرانی» نوشته محمدجواد غلامرضا کاشی، تلاشی است برای عبور از سیاستِ صرفاً معطوف به حکومت و توجه به قدرتی که در روابط روزمره مردم شکل می‌گیرد. قهرمان اصلی کتاب نه حاکمان و روشنفکران، بلکه جامعه و تک‌تک شهروندان‌اند. 🔹به باور کاشی، ایرانیان در پس شعارهایی مثل اسلام، دموکراسی، عدالت، توسعه و ملی‌گرایی، همواره خواسته‌ای عمیق‌تر داشته‌اند: دستیابی به یک زندگی جمعی همراه با امنیت، اعتماد، صمیمیت و احساس تعلق. اما ایدئولوژی‌ها این خواست پنهان را نشنیدند و مردم را به پیروان کلمات و شعارهای خود تبدیل کردند. 🔹مدرنیته با فروپاشاندن خانواده‌های گسترده، روستاها، محله‌ها و پیوندهای سنتی، نوعی احساس «بی‌خانمانی» ایجاد کرده است. مدرنیته ایرانی نیز به‌جای ساختن تعلقات تازه، مردم را میان شتاب تغییرات و حسرت بازگشت به گذشته سرگردان کرده است. 🔹در دوره پهلوی وعده بازگشت به شکوه ایران باستان مطرح شد و انقلاب اسلامی نیز از بازسازی صفا و برادری صدر اسلام سخن گفت. اما هیچ‌کدام نتوانستند آن «خانه امن» را ایجاد کنند؛ زیرا گذشته را نه به‌عنوان مصالحی برای ساختن آینده، بلکه به‌صورت بنایی آماده برای سکونت عرضه کردند. 🔹جنبش «زن، زندگی، آزادی» برای کاشی یک نقطه عطف است؛ نسلی در آن ظهور کرد که دیگر وعده بازگشت به خانه‌های گذشته را باور ندارد و پیش از هر چیز، امکان زندگی آزاد و عادی را مطالبه می‌کند. 🔹جامعه امروز ایران از یک‌سو با اقلیتی منسجم، برخوردار از ایدئولوژی و صاحب قدرت روبه‌روست و از سوی دیگر با اکثریتی پراکنده، بی‌آینده و فاقد چشم‌انداز مشترک. حاصل این وضعیت، گسترش ترس، تحقیر، خشم و کینه‌ای است که می‌تواند جامعه را به سوی خشونت بیشتر سوق دهد. 🔹راه‌حل کتاب، بازگشت به ایران باستان، صدر اسلام یا هر عصر طلایی دیگری نیست؛ باید «خانه‌ای تازه» ساخت که بی‌دین و دین‌دار، گروه‌های قومی و زبانی مختلف و همه سبک‌های زندگی بتوانند در آن کنار یکدیگر زندگی کنند. 🔹این خانه با یک ایدئولوژی نجات‌بخش، رهبر کاریزماتیک یا نقشه‌ای مهندسی‌شده از بالا ساخته نمی‌شود. آینده ایران تنها زمانی شکل می‌گیرد که گروه‌های متکثر جامعه، تصور خود از خیر عمومی را مطرح کنند، مسئولیت بپذیرند و برای تحقق آن دست به عمل بزنند. 🔹مصالح این ساختن از دل زندگی روزمره به دست می‌آید: دوستی، عشق، مادری، جوانمردی، اعتماد، مسئولیت‌پذیری و تجربه‌هایی که انسان‌ها در رابطه با یکدیگر تولید می‌کنند. سیاست و ایدئولوژی معمولاً این سرمایه‌های ظریف و شکننده را نادیده می‌گیرند یا به سود خود مصادره می‌کنند. 🔹کاشی میان دو بُعد سیاست تفاوت می‌گذارد: رابطه عمودی میان حکومت و مردم و رابطه افقی مردم با یکدیگر. او حکومت، قانون و منازعه قدرت را انکار نمی‌کند، اما معتقد است سیاست ایران بیش از اندازه به بُعد عمودی محدود شده و ظرفیت قدرت‌آفرین روابط افقی را ندیده است. 🔹در نقد کتاب گفته شد که زبان آن در بخش‌هایی پیچیده و دانشگاهی است و همین مسئله ممکن است ارتباط آن را با لایه‌های گسترده‌تر جامعه دشوار کند. همچنین این پرسش مطرح شد که آیا می‌توان تنها با منابع اخلاقی و روابط افقی، تضاد میان حاکمان و محکومان را مدیریت کرد یا به نهادها و میانجی‌های حکمرانی نیز نیاز داریم؟ 🔹نقد دیگر این بود که کتاب می‌توانست به ظرفیت‌های تاریخی و فرهنگی ایران مانند زبان فارسی، نوروز، وقف، آیین‌های جمعی، فرهنگ جوانمردی و ادب فارسی توجه انضمامی‌تری داشته باشد. 🔹پاسخ کاشی این بود که سنت و فرهنگ ایران را نباید دور ریخت؛ اما این میراث دیگر «خانه‌ای آماده» برای زندگی امروز نیست. سعدی، حافظ، مولانا، قرآن، نوروز و جوانمردی می‌توانند مصالح ساختن آینده باشند، نه پاسخ‌های از پیش آماده به مسائل نسل جدید. 🔸جان‌مایه کتاب این است: دوران پرچم‌های نجات‌بخش و نسخه‌های آماده به پایان رسیده است. اگر ایرانیان خودشان با پذیرش تکثر، مسئولیت فردی و مشارکت عملی، جهان مشترکشان را نسازند، ماشین خشم و کینه می‌تواند باقیمانده سرمایه‌های اجتماعی کشور را نیز از میان ببرد. ✅@mellimazzhabi

مثل گنجشک از این شاخه به آن شاخه نسخه‌ی انگلیسی کتاب پیش از نسخه‌ی فارسی منتشر شد و چند روز پیش، به همت دو دوست، به دستم رسید. منتظر ماندم تا نسخه‌ی فارسی هم از راه برسد و بعد معرفی‌اش کنم. تقریباً همه‌چیز را در مقدمه‌ی کتاب گفته‌ام؛ از چگونگی آغاز این روزنوشت‌ها تا مصائب نوشتن در روزهای بسته‌بودن اینترنت و هزینه‌های آن، و نیز چرایی اولویت انتشار نسخه‌ی انگلیسی و چیزهای دیگر. تقریباً در تمام روزهای جنگ چهل‌روزه، به‌جز سفر چندروزه‌ی نوروزی‌مان به خراسان، در تهران ماندیم و سرم گرم نوشتن این روزنوشت‌ها، انتشار آن‌ها در فیس‌بوک برای چهارصد تا پانصد نویسنده، تصویرگر و هنرمند غیرایرانی و پاسخ‌دادن به کامنت‌های آنان بود. گاهی هم آخر شب می‌نوشتم و هم اول صبح. روزهایی هم که اینترنت نداشتم منظم می‌نوشتم، از جمله هر روز در سفر. این روزنوشت‌ها کم‌کم شکلی پیدا کردند که برایم جذاب بود. درباره‌ی همه‌چیز می‌نوشتم و ناگزیر مثل گنجشکان، از این شاخه به آن می‌پریدم، بدون این نگران انسجام نوشته‌ام باشم؛ گاهی به خواست مخاطبی که پرسشی داشت و گاه به ضرورت موضوعی که نیازمند توضیح بود. نزدیک به پنجاه نفر برای این روزنوشت‌ها کامنت گذاشته‌اند؛ اغلب دعایی، آرزوی سلامتی یا کلامی به نشانه‌ی همدلی. اما برخی از آنان به‌طور منظم نوشته‌ها را دنبال می‌کردند و وارد گفت‌وگو می‌شدند. فکر می‌کنم کامنت‌های چهل‌وچهار نفر را انتخاب و در کنار یادداشت‌ها منتشر کرده‌ام. نمی‌دانم این روزنوشت‌ها برای شما چه دارد، اما دست‌کم پنج یا شش نفر از مخاطبان غیرایرانی که نسخه‌ی انگلیسی کتاب را خوانده‌اند و درباره‌اش نوشته‌اند، گفته‌اند با این‌ها چیزهایی فراتر از خبرها دریافت کرده‌اند. یکی از نویسندگان شناخته‌شده نوشته بود: «لطفاً راه‌هایی برای دیدن و یافتن انسانیت در دل منازعات جهانی پیدا کنید. این کتاب را بخوانید، با کسی در جامعه‌ی خود که از بخش دیگری از جهان آمده است گفت‌وگو کنید و بکوشید به یاد داشته باشید که جنگ‌ها میان دولت‌ها روی می‌دهند، اما این مردم عادی‌اند که پیامدهای آن‌ها را تحمل می‌کنند.» این نوشته‌ها فقط درباره‌ی جنگ نیستند. گاهی موضوعی را بهانه کرده‌ام تا درباره‌ی فرهنگ، زندگی، تاریخ، اسطوره‌ها، روستاها، شهرها و اقلیم‌های گوناگون ایران بنویسم. شاید به کار شما هم بیاید، اما بیش از آن دوست دارم نسخه‌های انگلیسی و فارسی کتاب را به مخاطبان واقعی‌اش معرفی کنید یا به دستشان برسانید. اگر چنین کنید، بر من منت می‌گذارید! https://nickowenpublishing.com/product/when-the-sparrows-grow-anxious-diaries-from-tehran-at-war-hardback/

نشست‌های گفتار و اندیشه | جلسه ۹۰ تیر ماه ۱۴۰۵ بخش دوم نقد کتاب «سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی» دکتر ابراهیم عباسی 00:00 دکتر‌ امیر محلاتی 11:42 دکتر محمدجواد غلامرضا کاشی 26:00 @goftar_andisheh

همزمان با دهمین سال برگزاری نشست‌های گفتار و اندیشه | جلسه ۹۰ معرفی و بررسی کتاب «سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی» با سخنر
+2
همزمان با دهمین سال برگزاری نشست‌های گفتار و اندیشه | جلسه ۹۰ معرفی و بررسی کتاب «سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی» با سخنرانی: دکتر محمدجواد غلامرضاکاشی (نویسنده کتاب) دکتر‌ ابراهیم عباسی دبیر نشست: دکتر روح الله جلیلی و با همراهی صمیمانه دکتر امیر محلاتی دوشنبه ۱۴۰۵/۰۴/۲۹ @goftar_andisheh

نشست‌های گفتار و اندیشه | جلسه ۹۰ تیر ماه ۱۴۰۵ بخش اول معرفی و بررسی کتاب «سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی» مقدمه، دکتر روح الله جلیلی 00:00 دکتر‌ ابراهیم عباسی 03:50 دکتر محمدجواد غلامرضا کاشی 19:00 @goftar_andisheh

نشست‌های گفتار و اندیشه | جلسه ۹۰ معرفی و بررسی کتاب «سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی» با سخنرانی دکتر محمدجواد غلامرضاکاش
+2
نشست‌های گفتار و اندیشه | جلسه ۹۰ معرفی و بررسی کتاب «سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی» با سخنرانی دکتر محمدجواد غلامرضاکاشی (نویسنده کتاب) و دکتر‌ ابراهیم عباسی در بخشی از این جلسه، مهندس گلرخیان روند ده ساله‌ی این نشست‌ها را تشریح کرد و قدردانی از دست‌اندرکاران انجام پذیرفت. دوشنبه ۱۴۰۵/۰۴/۲۹ حزب اتحاد ملت | شعبه فارس @goftar_andisheh

نودمین جلسه از نشست‌های گفتار و اندیشه همزمان با دهمین سالگرد برگزاری این جلسات با معرفی و بررسی کتاب «سیاستی دیگر: خلق جهان
+1
نودمین جلسه از نشست‌های گفتار و اندیشه همزمان با دهمین سالگرد برگزاری این جلسات با معرفی و بررسی کتاب «سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی» با سخنرانی دکتر محمدجواد غلامرضاکاشی (نویسنده کتاب) و دکتر‌ ابراهیم عباسی دوشنبه ۱۴۰۵/۰۴/۲۹ @goftar_andisheh

⁨ گفت‌وگوی پزشکان و زیست‌شناسان ایرانی با کاتالین کاریکو برنده‌ی جایزه‌ی نوبل کتاب «رهگشایی»، زندگینامه‌ی خودنوشت کاتالین کاریکو، دانشمند برنده‌ی جایزه‌ی نوبل فیزیولوژی یا پزشکی، با کسب اجازه از خود او به زبان فارسی در ایران منتشر شده است. «رهگشایی» یکی از بهترین و خوش‌خوان‌ترین زندگینامه‌های علمی معاصر است؛ روایتی صمیمی، پرکشش و سرشار از فراز و نشیب‌های زندگی دختری که در خانواده‌ای فقیر و در شهری کوچک در مجارستان بزرگ شد، سال‌ها در حاشیه‌ی ساختار رسمی علم نادیده گرفته شد، موقعیت دانشگاهی‌اش را از دست داد و بارها با شکست، تحقیر و بی‌اعتنایی روبه‌رو شد، اما از رؤیای علمی خود دست نکشید. پژوهش‌های پیگیرانه‌ی او درباره‌ی فناوری mRNA سرانجام راه را برای تولید واکسن‌های کرونا هموار کرد و جان میلیون‌ها انسان را در سراسر جهان نجات داد؛ دستاوردی که در سال ۲۰۲۳ جایزه‌ی نوبل فیزیولوژی یا پزشکی را برای او به ارمغان آورد. زندگی کاتالین کاریکو، به‌ویژه برای دختران جوان، الگویی نزدیک و در دسترس است؛ نه داستان نابغه‌ای دور از دسترس، بلکه روایت انسانی معمولی است که با کنجکاوی، استقلال فکری، پشتکار و امید، از دل محدودیت‌ها راه خود را پیدا کرد و جهان را تغییر داد. انتشار ترجمه‌ی فارسی «رهگشایی» سرآغاز ارتباط مترجم کتاب با کاتالین کاریکو شد؛ ارتباطی که سرانجام به برگزاری رویدادی بزرگ و بین‌المللی در حوزه‌ی دانش و نوآوری پزشکی و زیست‌شناسی انجامید. در این برنامه، کاتالین کاریکو به‌صورت زنده با پژوهشگران، استادان، دانشجویان و علاقه‌مندان ایرانی گفت‌وگو می‌کند و از مسیر پرفرازونشیب زندگی، تجربه‌های علمی، شکست‌ها، مقاومت‌ها و دستاوردهایش سخن می‌گوید. این نشست روز شنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۵، از ساعت ۱۸ تا ۲۲، به‌صورت حضوری در دانشگاه شهید بهشتی و هم‌زمان به‌شکل آنلاین در پلتفرم اسکای‌روم برگزار می‌شود. سخنرانی کاتالین کاریکو، گفت‌وگوی علمی با استادان و معرفی کتاب «رهگشایی» از بخش‌های اصلی این رویداد است. برای تهیه‌ی کتاب «رهگشایی» به کتاب‌فروشی‌های معتبر سراسر کشور مراجعه کنید.⁩