fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

نشر اگر

نشر اگر

رفتن به کانال در Telegram

ناشر کتاب‌های داستانی، ناداستان و علوم اجتماعی www.agarpub.ir

نمایش بیشتر
959
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-330 روز
آرشیو پست ها
⁨ . صدای جامعه از توییتر فارسی می‌رسد؟ آنچه در توییتر می‌بینیم، چقدر بازتاب جامعه است؟ آیا پرخاشگری و قطبی‌شدن به ساختار این پلتفرم مربوط است یا به شرایط سیاسی و اجتماعی کاربرانش؟ در غیبت نهادهای میانجی، شبکه‌های اجتماعی تا کجا می‌توانند جای تشکل‌ها و انجمن‌ها را بگیرند؟ هم‌زمان با انتشار چاپ دوم کتاب «توییتری‌شدن سیاست»، نوشته‌ی محمد رهبری در نشر اگر، نشست نقد و بررسی این کتاب با حضور نویسنده، عباس عبدی و علی‌اصغر سیدآبادی، به دبیری مرضیه ادهم، در کافه رویداد کارزار برگزار شد. رهبری از جامعه‌ی چندپاره، رقابت برای دیده‌شدن و جایگزینی رسانه به‌جای تشکیلات گفت. عبدی بر نقش شرایط سیاسی و رسانه‌ای ایران تأکید کرد و تعمیم ویژگی‌های توییتر فارسی را به دیگر جوامع محل پرسش دانست. ادهم بحث را به ضعف نهادهای مدنی و ضرورت پیوند تحلیل شبکه با واقعیت‌های بیرون از آن کشاند. سیدآبادی نیز برای ساختار پلتفرم سهم قائل شد و تأکید کرد که میزان بازتاب یک موضوع در توییتر را نباید معادل وزن آن در افکار عمومی دانست. گزارشی از بحث‌ها و اختلاف‌نظرهای این نشست را اینجا می‌خوانید.

یک کتاب، یک نویسنده گفت‌وگوی احمد غلامی با محمدجواد غلامرضاکاشی به مناسبت انتشار کتاب «سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی» مانیفست شکست روشنفکران ایده اصلی کتاب «سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی»، احداث «خانه» است. جامعه به‌مثابه خانه؛ خانه‌ای که همه طیف‌ها و سلیقه‌ها با اهداف و آرمان‌های متفاوت را در بر می‌گیرد و ازقضا این ایده در برابر «بازگشت به خانه» قرار دارد. محمدجواد غلامرضاکاشی باور دارد یکی از مشکلات جدی روشنفکران و نخبگان دولتی، نگاه ایدئولوژیک به جامعه بوده و یکی از مصداق‌های جدی این رویکرد، ایده بازگشت به خانه است. به اعتقاد کاشی جامعه آرمانی و بی‌کم‌وکاستی در گذشته وجود نداشته است که ما طالب بازگشت به آن باشیم. متن کامل را اینجا بخوانید!

گفت‌وگوی احمد غلامی با محمدجواد غلامرضا‌کاشی درباره‌ی کتاب «سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی» سویه زنانه‌ی قدرت ویدیوی کامل گفت‌وگو را اینجا ببینید!

متن گفت‌وگو را اینجا بخوانید!
متن گفت‌وگو را اینجا بخوانید!

برای یادآوری دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ تا ۲۰

برای یادآوری دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ تا ۲۰

۲. اوایل بهمن ۴۰۴ است. روی صندلی چرمی در اتاق مرکز مشاوره خانواده که مخصوص زوج‌های چندملیتی نشسته‌ام. در صندلی کناری همسرم و
۲. اوایل بهمن ۴۰۴ است. روی صندلی چرمی در اتاق مرکز مشاوره خانواده که مخصوص زوج‌های چندملیتی نشسته‌ام. در صندلی کناری همسرم و روی دو صندلی مقابل دو مشاور (یکی اهل کردستان و دیگری اهل پرتغال) نشسته‌اند. قرار است در مورد سفر عن‌قریبم به ایران که من اصرار به انجامش و همسرم اصرار به کنسل کردنش دارد، صحبت کنیم. اینترنت در ایران هنوز قطع است. هفته‌ها بی‌خبری و تاریکی مطلق در فضای مجازی روحم را می‌خراشد، احساس می‌کنم پشت دیواری بلند و نفوذناپذیر ایستاده‌ام که عزیزانم آن سویش قرار دارند. تمام صحبت‌های جلسه حول این قضیه می‌چرخد که الان شرایط مناسبی نیست و باید صبر کنم تا اوضاع کمی آرام شود. اول سعی دارم قانع‌شان کنم که اگر بروم خطری تهدیدم نمی‌کند و الان در حقیقت دوران پسافاجعه است. حتا از فکر این شکل از عافیت طلبی که اصرار به قبولاندنش به من دارند، دچار شرم نیابتی شده‌ام. احساس می ‌کنم بحث بی‌فایده است. متن کامل یادداشت رویا مکتبی را اینجا بخوانید!

⁨ . هجوم تیمور لنگ به ایران با غارت، کشتار و ویرانی بسیار همراه بود؛ چنان‌که برخی آن را ویرانگرتر از حملهٔ مغول می‌دانند. اما
⁨ . هجوم تیمور لنگ به ایران با غارت، کشتار و ویرانی بسیار همراه بود؛ چنان‌که برخی آن را ویرانگرتر از حملهٔ مغول می‌دانند. اما یک نسل پس از او، در دورهٔ حکومت فرزندش شاهرخ، فرهنگ و هنر شکوفا شد. ساخت‌وسازهای شاهرخ و همسر نیکوکارش، گوهرشاد، در هرات و مشهد و دیگر شهرها، به‌ویژه شیوهٔ اداره و تأمین هزینه‌های این بناها، درخور توجه است. نشان به آن نشان که مسجد گوهرشاد در مشهد هنوز از موقوفاتی درآمد دارد که در همان روزگار برای تأمین هزینه‌های آن در نظر گرفته شده بود. مهدی سیدی‌فرخد داستان زندگی و کارهای این زن نیکوکار و هنردوست را در کتابی کوچک به نام «شهبانوی نیکوکار» نوشته است. یادداشتی در معرفی این کتاب در روزنامهٔ ایران منتشر شده است. برای خواندن متن کامل یادداشت، اینجا بروید!⁩

⁨ . سنبل باجی، روستازاده‌ای از اطراف کرمان به اسارت سپاه فتحعلیشاه که در آن زمان ولیعهد بود، در می‌آید. سر از حرمسرای او در م
⁨ . سنبل باجی، روستازاده‌ای از اطراف کرمان به اسارت سپاه فتحعلیشاه که در آن زمان ولیعهد بود، در می‌آید. سر از حرمسرای او در می‌آورد و مادر شش فرزند فتحعلیشاه می‌شود. حُسن‌جهان یکی از آن شش فرزند است که در هشت سالگی به عقد خسروخان اردلان، پسر حاکم قدرتمند کردستان در می‌آید؛ ازدواجی مصلحت‌جویانه که برای تحکیم پیوند حکومت مرکزی با والیان مرزنشین بوده است. حسن جهان به رغم این‌که شاهزاده است، در زندگی عاطفی‌اش رقابت با همشویش، مستوره اردلان دیده می‌شود که او نیز از زنان نام‌دار است. این فراز از کتاب تجربه زیسته غم‌انگیز زنان آن دوره را به تصویر می‌کشد. پریسا کدیور در این یادداشت در روزنامه ایران درباره کتاب بیشتر توضیح می‌دهد.⁩

این نگاره یکی از غم‌انگیزترین و درعین‌حال عبرت‌آموزترین وقایع تاریخ ایران را نشان می‌دهد. زنی که زمانی به او «خداوند جهان» لق
این نگاره یکی از غم‌انگیزترین و درعین‌حال عبرت‌آموزترین وقایع تاریخ ایران را نشان می‌دهد. زنی که زمانی به او «خداوند جهان» لقب داده بودند، حکمش هم‌تراز حکم سلطان بود، در هر ولایتی دم‌ودستگاهی داشت و در قساوت هم از مردان حکمران کمتر نبود، به روزی افتاد که برای غذای روزانه‌اش منتظر استخوان‌پاره‌ای از پس‌ماندهٔ مغولان می‌ماند. کتاب «خاتون سلطان‌نشان» تک‌نگاری پژوهشی دربارهٔ این زن است؛ ترکان خاتون که از خداوندی جهان در خوارزم به بردگی در مغولستان افتاد. نقدی دربارهٔ این کتاب را به قلم غزل رضایی‌ثانی می‌خوانید که در روزنامهٔ ایران منتشر شده است.⁩

⁨ ⁨ . مشغول آماده‌سازی کتابی هستیم با نام «ایران؛ از فرارودان تا میان‌رودان باستان»، با ۲۸ مقاله از پژوهشگران ایرانی و خارجی
+1
⁨ ⁨ . مشغول آماده‌سازی کتابی هستیم با نام «ایران؛ از فرارودان تا میان‌رودان باستان»، با ۲۸ مقاله از پژوهشگران ایرانی و خارجی دربارهٔ اسطوره، تاریخ، فرهنگ و هنر. کتاب به خواستاری و اشراف اسماعیل سنگاری، امیرحسین مقدس و عرفانه خسروی فراهم آمده است. فعلاً همین‌قدر بدانید که پژوهشگران کار خود را کرده‌اند و حالا نوبت ما و همکارانمان در خراسان، گیلان، اصفهان و تهران است. فعلاً تصویر روی جلد را داشته باشید تا در روزهای آینده بیشتر بگوییم. تصویر روی جلد از کتاب «سیری در هنر ایران»، به دبیری آرتور پوپ، برگرفته شده و بر اساس توضیح این کتاب، نشان‌دهندهٔ استمرار سنت‌های هنری دورهٔ ساسانی در سده‌های بعد است. نمونهٔ اصلی این پارچه در موزهٔ هنر کلیولند نگهداری می‌شود. آنچه روی جلد می‌بینید، بازآفرینی همان نقش‌مایه است؛ نقشی که از دوران باستان به سده‌های بعد رسیده و اکنون دوباره به دست هنرمندان امروز بازآفرینی شده است. ایران؛ از فرارودان تا میان‌رودان باستان به خواستاری و اشراف اسماعیل سنگاری، امیرحسین مقدس و عرفانه خسروی نشر اگر طراحی جلد: علیرضا دربانی #ایران #ایران_باستان #فرارودان ⁩⁩

📣 نشست ویژه کتاب «توییتری شدن سیاست» 📅 دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵ 🕔 ساعت ۱۷ تا ۲۰ 📍 کافه‌رویداد کارزار 🔗 برای ثبت‌نام رایگان: ht
📣 نشست ویژه کتاب «توییتری شدن سیاست» 📅 دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵ 🕔 ساعت ۱۷ تا ۲۰ 📍 کافه‌رویداد کارزار 🔗 برای ثبت‌نام رایگان: http://evand.com/karzarbook 🔸 در این نشست، به مناسبت انتشار کتاب «توییتری شدن سیاست» نوشته محمد رهبری، به بررسی نقش شبکه‌های اجتماعی و به‌ویژه توییتر در تحولات عرصه سیاست و شکل‌گیری شیوه‌های تازه‌ای از کنشگری، ارتباطات سیاسی و مشارکت عمومی خواهیم پرداخت. 🔸 در این نشست، عباس عبدی، روزنامه‌نگار و تحلیلگر مسائل اجتماعی، علی‌اصغر سیدآبادی، ناشر، نویسنده و پژوهشگر، و محمد رهبری، نویسنده کتاب و پژوهشگر جامعه و فناوری، حضور خواهند داشت. دبیری این نشست را مرضیه ادهم، دانش‌آموخته دکتری علوم ارتباطات و پژوهشگر، بر عهده دارد. 🔸 این نشست فرصتی است برای گفت‌وگو درباره تأثیر شبکه‌های اجتماعی بر سیاست، تغییر رابطه میان شهروندان و عرصه عمومی و این پرسش که توییتر چگونه به بستری برای طرح مطالبات، شکل‌گیری افکار عمومی و بازتعریف کنش سیاسی تبدیل شده است. ✌️ @karzarnet ☕️ @cafekarzar

📚 وقتی گنجشک‌ها مضطرب می‌شوند (روزنوشت‌هایی از تهران در جنگ ۴۰ روزه)، علی‌اصغر سیدآبادی، نشر اگر، ۱۴۰۵. @neocritic
📚 وقتی گنجشک‌ها مضطرب می‌شوند (روزنوشت‌هایی از تهران در جنگ ۴۰ روزه)، علی‌اصغر سیدآبادی، نشر اگر، ۱۴۰۵. @neocritic

✍🏻 وقتی گنجشک‌ها مضطرب می‌شوند کتابیست برای فردا، برای ثبت در تاریخ، برای آیندگان، برای بماند از ما به یادگار...مدت‌ها در لیست خرید داشتم و نمی‌خریدم و بعد هم دل خواندنش را نداشتم. کتاب خیلی داغ است. نه که فقط تازه باشد، می‌سوزاند. برای من اینطور بود که یادداشت‌ها قلبم را فشار می‌داد. هر یکی را می‌خواندم می‌گفتم بگذارم برای بعد، بعدتر، برای چندسال بعد اگر عمری بود و درد این قصه کمتر شده بود... یادداشت‌ها را علی سیدآبادی هم‌زمان با جنگ و اگر دستش به اینترنت می‌رسیده، به زبان انگلیسی منتشر می‌کرده است. نسخه فارسی آن، دست‌کم برای ما در شهرهای جنگ‌زده ایران هم صدا دارد، هم بو، هم رنگ، هم درد... این چندماه که دوستان بسیاری با زحمت و معطلی از خارج از کشور به دیدن خانواده‌هایشان آمده‌اند، به نظرم رسیده باید به تک تک‌شان یک نسخه از این کتاب هدیه بدهم. از جنس هشتگ وقتی شما نبودید و هشتگ آنچه شما ندیدید است از سمت داخل کشور. برای اغلب مسافران تصاویر دردناک دی‌ماه زنده و خون‌چکان است، اما از جنگ تصور روشنی ندارند. اینترنت نبود و جز روایت‌های رسمی، قصه هر آدمی به پیرامون خودش محدود می‌شد. سیدآبادی یک‌نفره و یک‌تنه تلاش کرده‌ بر ناآگاهیِ نظام‌مند و عامدانه ایجاد شده پیرامون جنگ خراش بیاندازد. در شرایطی که اغلب ما هنوز بی‌حس و کرخ هستیم از جنگ‌ها و از دی‌ماه او توانسته انگشت به کیبورد ببرد و این احوال را در لحظه ثبت کند. احوالی که باید جان‌کند تا مغز از یاد نبرد برای حفظ بقا...
شهرهای کوچک به دلیل جمعیت اندکشان معمولاً یک سردخانه‌ی کوچک دارند. پس از حمله‌ی موشکی دوبار با فاصله به این دبستان و کشته شدن صد و شصت و هشت نفر سردخانه ی میناب برای نگهداری جنازه های بچه‌ها جا نداشته و آنها را به یخچال‌های بزرگ نگهداری ماهی و میگو منتقل کرده بودند. این ماجرا مرا یاد صحنه ای در داستان چند جلدی دوستم (شین) انداخت که چند جلدش گرفتار سانسور است و مجوز انتشار نمی گیرد. بخشی از داستان در شهر آبادان میگذرد پس از حمله ی صدام به ایران تعداد کشته ها در آبادان این قدر زیاد میشود که سردخانه ها جا ندارند. صاحب کارخانه‌ی تولید بستنی هرچه بستنی در یخچالهای بزرگ کارخانه‌اش دارد، بین مردم و رزمندگان رایگان توزیع می‌کند تا یخچال‌هایش را در اختیار سردخانه بگذارد.
🔗وقتی گنجشک‌ها مضطرب می‌شوند، علی‌اصغر سیدآبادی، نشر اگر. @neocritic

نوشتن هم‌چون گفت‌وگو با مردگان زهرا نصر در کتاب «مذاکره با مردگان»، مارگارت اتوود، نویسندهٔ کانادایی، دربارهٔ نوشتن پرسش‌هایی مطرح می‌کند: چرا می‌نویسیم، برای چه کسی می‌نویسیم و نویسنده در برابر گذشته، اثرش و خواننده چه جایگاهی دارد؟ از نگاه اتوود، نوشتن نوعی گفت‌وگو با مردگان است؛ با نویسندگانی که پیش از ما نوشته‌اند و آثارشان همچنان خوانده می‌شود. هر نویسنده، آگاهانه یا ناآگاهانه، با ادبیات پیش از خود گفت‌وگو می‌کند و در ادامه‌دادن آن یا فاصله‌گرفتن از آن، صدای خود را می‌یابد. اتوود در شش فصل، از تجربهٔ شخصی خود و آثار ادبی و فرهنگی کمک می‌گیرد تا دربارهٔ دوگانگی وجود نویسنده، کشمکش میان هنر و ملاحظات مادی، وسوسه و قدرت، رابطهٔ نویسنده و خواننده و پیوند نوشتن با مرگ و میراث گذشتگان سخن بگوید. نویسنده هنگام نوشتن با تصویری که از خود می‌سازد و انتظارات جامعه نیز روبه‌روست. نوشتن هم همیشه در فضایی روشن و مطمئن رخ نمی‌دهد؛ گاه شبیه ورود به هزارتویی تاریک است که نویسنده باید از آن چیزی با خود بازگرداند. بخشی از کتاب به رابطهٔ نویسنده، اثر و خواننده می‌پردازد. نویسنده می‌نویسد و کنار می‌رود، اما هنگام خواندن، صدایش بار دیگر در ذهن مخاطب شنیده می‌شود. خواننده کلمه‌ها را تفسیر می‌کند و گاه در پی ناگفته‌های میان سطرها می‌گردد. اتوود او را به جاسوسی تشبیه می‌کند که به نجواها و سکوت‌های متن نیز گوش می‌سپارد. بااین‌حال، برداشت خواننده لزوماً با قصد نویسنده یکی نیست و اثر پس از انتشار معناهای گوناگونی پیدا می‌کند. اتوود از داستان‌ها، شعرها، نمایشنامه‌ها و اسطوره‌ها مثال می‌آورد و گاه روایت یا ایدهٔ آثار را به‌اختصار بازگو می‌کند. ارجاع‌های او از گیلگمش تا نویسندگان عصر حاضر را در بر می‌گیرد. این نمونه‌ها به فهم تجربهٔ نوشتن و میل انسان به عبور از تاریکی، بازیابی چیزی ازدست‌رفته و باقی‌گذاشتن اثری از خود کمک می‌کنند. خواننده نیز در خلال این بحث‌ها با آثاری آشنا می‌شود که شاید پیش‌تر نمی‌شناخته و بخواهد آن‌ها را بخواند. عنوان کتاب به سفری نمادین به جهان مردگان اشاره دارد؛ سفری برای جست‌وجوی دانش، معنا و ماندگاری. نویسنده از این سفر با روایتی بازمی‌گردد که می‌تواند آن را به دیگران بسپارد. گفت‌وگوی او با مردگان، با خوانده‌شدن این روایت ادامه پیدا می‌کند. «مذاکره با مردگان» با ترجمهٔ سمیه سمساریلر، شامل شش مقاله دربارهٔ نوشتن است. اتوود در آن دستورالعملی برای نوشتن عرضه نمی‌کند و پرسش‌هایش را هم با پاسخ‌هایی قطعی نمی‌بندد. بحث او با رجوع به تجربه‌های شخصی و خواندن آثار و اسطوره‌ها پیش می‌رود؛ پرسش‌هایی دربارهٔ نوشتن و خواندن که در هر فصل از زاویه‌ای بررسی می‌شوند. ۱۴۰۵/۰۷/۲۵

photo content
+6

بخشی از یک سخنرانی شب تولید در آتش- شب‌های بخارا روایت، راه ارتباط با دیگری هادی خانیکی باختین در بحث گفت‌وگو می‌نویسد: «بودن
بخشی از یک سخنرانی شب تولید در آتش- شب‌های بخارا روایت، راه ارتباط با دیگری هادی خانیکی باختین در بحث گفت‌وگو می‌نویسد: «بودن یعنی وارد ارتباط گفت‌وگویی شدن.» در نگاه او، صداهای گوناگون در رابطه با یکدیگر معنا پیدا می‌کنند. برای روایت مشترک نیز باید این صداها مجال حضور داشته باشند. کسی از مهارت و تصمیمش می‌گوید، کسی از ترس و تردیدش و کسی از رنج فقدان. این تفاوت‌ها، ما را به فهم عمیق‌تری از تجربهٔ جمعی می‌رسانند. حق روایت، برای همه صاحبان این تجربه‌ها اهمیت دارد. کسی که درباره روزهای دشوار سخن می‌گوید، باید فرصت داشته باشد زبان و معنای تجربه‌اش را بیان کند. مسئولیت شنیدن نیز به همین اندازه جدی است. شنونده باید برای فهمیدن وقت بگذارد، پرسش داشته باشد و اجازه دهد سخن دیگری، دریافت او از حادثه را تغییر دهد. گفت‌وگو در اینجا، به شناخت مشترک و اصلاح نگاه ما کمک می‌کند. نمونه‌ای نزدیک و ارزشمند از این امکان، کتاب علی‌اصغر سیدآبادی، «وقتی گنجشک‌ها مضطرب می‌شوند» است که به انگلیسی و بعد به فارسی منتشر شده است. یادداشت‌های روزانه او از تهران در جنگ، همراه با واکنش خوانندگانش، به کتاب راه یافته‌اند. خود او توضیح داده است که ابتدا در پاسخ به احوال‌پرسی دوستانش در فیسبوک می‌نوشت و تجربه خودش، اتفاق‌های ایران و پرسش‌ها و نگرانی‌های دوستانش در جهان، به نوشته‌ها شکل می‌دادند.[۱] در این تجربه، نوشتن و شنیدن به هم مربوط‌اند. میشل هوتس، نویسنده‌ای که این یادداشت‌ها را دنبال می‌کرد، گفته است خواندن آن‌ها به عادت روزانه‌اش تبدیل شده بود؛ وقتی سیدآبادی خاموش می‌ماند نگران می‌شد و وقتی بازمی‌گشت و از قطع ارتباط یا رفتن نزد خانواده می‌گفت، آسوده‌تر می‌شد. زندگی انسانی در تهران، وارد دایره توجه و نگرانی انسانی در جایی دیگر شده بود. این پیوند از راه روایت شکل گرفته است. مانوئل کاستلز در «قدرت ارتباطات» می‌نویسد: «قدرت در جامعه شبکه‌ای، قدرت ارتباطات است.» امکان ساختن و به اشتراک گذاشتن معنا، بر زندگی اجتماعی اثر می‌گذارد. تجربه سیدآبادی را می‌توان در همین زمینه فهمید. روایت شخصی از راه شبکه ارتباطی به خوانندگانی دوردست رسیده و میان آنان رابطه‌ای ساخته است. جامعه ایران تجربه‌های سنگین و زخم‌های انباشته‌ای را پشت سر گذاشته است. سیدآبادی در توضیح کتابش، از بازگشت کابوسی متعلق به تجربه جنگ در نوجوانی سخن گفته و توضیح داده است که نوشتن و اندیشیدن به نوشته‌ها در روزهای دشوار بخشی از فضای ذهنی او را پر می‌کرد. این شهادت شخصی، ما را به نسبت حافظه، رنج و روایت نزدیک می‌کند. زیرنویس‌ [۱] علی‌اصغر سیدآبادی، وقتی گنجشک‌ها مضطرب می‌شوند: یادداشت‌هایی از تهران در جنگ ۴۰ روزه، تهران: نشر اگر، چاپ اول ۱۴۰۵. مشخصات نسخه انگلیسی و معرفی ناشر انگلیسی: ‏Seidabadi, Ali Asghar. When the Sparrows Grow Anxious: Diaries from Tehran at War. Nick Owen Publishing, 2026‏ @agarpub

photo content

بخشی از یک سخنرانی شب تولید در آتش- شب‌های بخارا روایت، راه ارتباط با دیگری هادی خانیکی باختین در بحث گفت‌وگو می‌نویسد: «بودن
بخشی از یک سخنرانی شب تولید در آتش- شب‌های بخارا روایت، راه ارتباط با دیگری هادی خانیکی باختین در بحث گفت‌وگو می‌نویسد: «بودن یعنی وارد ارتباط گفت‌وگویی شدن.» در نگاه او، صداهای گوناگون در رابطه با یکدیگر معنا پیدا می‌کنند. برای روایت مشترک نیز باید این صداها مجال حضور داشته باشند. کسی از مهارت و تصمیمش می‌گوید، کسی از ترس و تردیدش و کسی از رنج فقدان. این تفاوت‌ها، ما را به فهم عمیق‌تری از تجربهٔ جمعی می‌رسانند. حق روایت، برای همه صاحبان این تجربه‌ها اهمیت دارد. کسی که درباره روزهای دشوار سخن می‌گوید، باید فرصت داشته باشد زبان و معنای تجربه‌اش را بیان کند. مسئولیت شنیدن نیز به همین اندازه جدی است. شنونده باید برای فهمیدن وقت بگذارد، پرسش داشته باشد و اجازه دهد سخن دیگری، دریافت او از حادثه را تغییر دهد. گفت‌وگو در اینجا، به شناخت مشترک و اصلاح نگاه ما کمک می‌کند. نمونه‌ای نزدیک و ارزشمند از این امکان، کتاب علی‌اصغر سیدآبادی، «وقتی گنجشک‌ها مضطرب می‌شوند» است که به انگلیسی و بعد به فارسی منتشر شده است. یادداشت‌های روزانه او از تهران در جنگ، همراه با واکنش خوانندگانش، به کتاب راه یافته‌اند. خود او توضیح داده است که ابتدا در پاسخ به احوال‌پرسی دوستانش در فیسبوک می‌نوشت و تجربه خودش، اتفاق‌های ایران و پرسش‌ها و نگرانی‌های دوستانش در جهان، به نوشته‌ها شکل می‌دادند.[۱] در این تجربه، نوشتن و شنیدن به هم مربوط‌اند. میشل هوتس، نویسنده‌ای که این یادداشت‌ها را دنبال می‌کرد، گفته است خواندن آن‌ها به عادت روزانه‌اش تبدیل شده بود؛ وقتی سیدآبادی خاموش می‌ماند نگران می‌شد و وقتی بازمی‌گشت و از قطع ارتباط یا رفتن نزد خانواده می‌گفت، آسوده‌تر می‌شد. زندگی انسانی در تهران، وارد دایره توجه و نگرانی انسانی در جایی دیگر شده بود. این پیوند از راه روایت شکل گرفته است. مانوئل کاستلز در «قدرت ارتباطات» می‌نویسد: «قدرت در جامعه شبکه‌ای، قدرت ارتباطات است.» امکان ساختن و به اشتراک گذاشتن معنا، بر زندگی اجتماعی اثر می‌گذارد. تجربه سیدآبادی را می‌توان در همین زمینه فهمید. روایت شخصی از راه شبکه ارتباطی به خوانندگانی دوردست رسیده و میان آنان رابطه‌ای ساخته است. جامعه ایران تجربه‌های سنگین و زخم‌های انباشته‌ای را پشت سر گذاشته است. سیدآبادی در توضیح کتابش، از بازگشت کابوسی متعلق به تجربه جنگ در نوجوانی سخن گفته و توضیح داده است که نوشتن و اندیشیدن به نوشته‌ها در روزهای دشوار بخشی از فضای ذهنی او را پر می‌کرد. این شهادت شخصی، ما را به نسبت حافظه، رنج و روایت نزدیک می‌کند. زیرنویس‌ [۱] علی‌اصغر سیدآبادی، وقتی گنجشک‌ها مضطرب می‌شوند: یادداشت‌هایی از تهران در جنگ ۴۰ روزه، تهران: نشر اگر، چاپ اول ۱۴۰۵. مشخصات نسخه انگلیسی و معرفی ناشر انگلیسی: ‏Seidabadi, Ali Asghar. When the Sparrows Grow Anxious: Diaries from Tehran at War. Nick Owen Publishing, 2026‏ @agarpub

بخشی از یک سخنرانی شب تولید در آتش- شب‌های بخارا روایت، راه ارتباط با دیگری هادی خانیکی باختین در بحث گفت‌وگو می‌نویسد: «بودن یعنی وارد ارتباط گفت‌وگویی شدن.» در نگاه او، صداهای گوناگون در رابطه با یکدیگر معنا پیدا می‌کنند. برای روایت مشترک نیز باید این صداها مجال حضور داشته باشند. کسی از مهارت و تصمیمش می‌گوید، کسی از ترس و تردیدش و کسی از رنج فقدان. این تفاوت‌ها، ما را به فهم عمیق‌تری از تجربهٔ جمعی می‌رسانند. حق روایت، برای همه صاحبان این تجربه‌ها اهمیت دارد. کسی که درباره روزهای دشوار سخن می‌گوید، باید فرصت داشته باشد زبان و معنای تجربه‌اش را بیان کند. مسئولیت شنیدن نیز به همین اندازه جدی است. شنونده باید برای فهمیدن وقت بگذارد، پرسش داشته باشد و اجازه دهد سخن دیگری، دریافت او از حادثه را تغییر دهد. گفت‌وگو در اینجا، به شناخت مشترک و اصلاح نگاه ما کمک می‌کند. نمونه‌ای نزدیک و ارزشمند از این امکان، کتاب علی‌اصغر سیدآبادی، «وقتی گنجشک‌ها مضطرب می‌شوند» است که به انگلیسی و بعد به فارسی منتشر شده است. یادداشت‌های روزانه او از تهران در جنگ، همراه با واکنش خوانندگانش، به کتاب راه یافته‌اند. خود او توضیح داده است که ابتدا در پاسخ به احوال‌پرسی دوستانش در فیسبوک می‌نوشت و تجربه خودش، اتفاق‌های ایران و پرسش‌ها و نگرانی‌های دوستانش در جهان، به نوشته‌ها شکل می‌دادند.[۱] در این تجربه، نوشتن و شنیدن به هم مربوط‌اند. میشل هوتس، نویسنده‌ای که این یادداشت‌ها را دنبال می‌کرد، گفته است خواندن آن‌ها به عادت روزانه‌اش تبدیل شده بود؛ وقتی سیدآبادی خاموش می‌ماند نگران می‌شد و وقتی بازمی‌گشت و از قطع ارتباط یا رفتن نزد خانواده می‌گفت، آسوده‌تر می‌شد. زندگی انسانی در تهران، وارد دایره توجه و نگرانی انسانی در جایی دیگر شده بود. این پیوند از راه روایت شکل گرفته است. مانوئل کاستلز در «قدرت ارتباطات» می‌نویسد: «قدرت در جامعه شبکه‌ای، قدرت ارتباطات است.» امکان ساختن و به اشتراک گذاشتن معنا، بر زندگی اجتماعی اثر می‌گذارد. تجربه سیدآبادی را می‌توان در همین زمینه فهمید. روایت شخصی از راه شبکه ارتباطی به خوانندگانی دوردست رسیده و میان آنان رابطه‌ای ساخته است. جامعه ایران تجربه‌های سنگین و زخم‌های انباشته‌ای را پشت سر گذاشته است. سیدآبادی در توضیح کتابش، از بازگشت کابوسی متعلق به تجربه جنگ در نوجوانی سخن گفته و توضیح داده است که نوشتن و اندیشیدن به نوشته‌ها در روزهای دشوار بخشی از فضای ذهنی او را پر می‌کرد. این شهادت شخصی، ما را به نسبت حافظه، رنج و روایت نزدیک می‌کند. زیرنویس‌ [۱] علی‌اصغر سیدآبادی، وقتی گنجشک‌ها مضطرب می‌شوند: یادداشت‌هایی از تهران در جنگ ۴۰ روزه، تهران: نشر اگر، چاپ اول ۱۴۰۵. مشخصات نسخه انگلیسی و معرفی ناشر انگلیسی: ‏Seidabadi, Ali Asghar. When the Sparrows Grow Anxious: Diaries from Tehran at War. Nick Owen Publishing, 2026‏ @agarpub