نشر اگر
Open in Telegram
901
Subscribers
+424 hours
+127 days
+8030 days
Posts Archive
901
اطلاعیه ناشر
وقتی گنجشکها مضطرب میشوند:
روزنوشتهایی از تهران در جنگ ۴۰ روزه
نشر اگر بهزودی نسخهٔ فارسی کتاب «وقتی گنجشکها مضطرب میشوند»، نوشتهٔ علیاصغر سیدآبادی را که پیش از این در بریتانیا به زبان انگلیسی منتشر شده بود، منتشر میکند.
نویسنده در روزهای جنگ ۴۰روزه، با دسترسی دشوار و پرهزینه به اینترنت، هر بار با خرید کانفیگ به جهان وصل میشد و روزنوشتهایی را برای جمعی محدود از نویسندگان و هنرمندان خارجی در فیسبوک منتشر میکرد. این یادداشتها با استقبال و واکنش مخاطبان روبهرو شد، سپس در انگلیس متن یادداشتها، واکنشها و پاسخهای نویسنده به آنها همراه با چند یادداشت تازه به صورت کتاب منتشر شد و اکنون به زبان فارسی در اختیار خوانندگان ایرانی قرار میگیرد.
«وقتی گنجشکها مضطرب میشوند» روایتی فراتر از خبرهای رسمی و خطکشیهای سیاسی از تهران در روزهای جنگ است. این کتاب از خانه، خیابان، کتابفروشی، مدرسه، خانواده، کودکان، غذا، ، بیکاری، بیپولی، پرندگان، ترس، امید، خشم، مهربانی و تلاش برای ادامه دادن زندگی مینویسد.
چرا این کتاب را منتشر میکنیم؟
این کتاب روایتی کمنظیر و خواندنی از تجربهٔ زیستهٔ جنگ است با کامنتها و گفتوگوهای ۴۴ نویسنده و هنرمند جهانی در کنار یادداشتها. این واکنشها نشان میدهد انسانهایی بیرون از ایران، جنگ را چگونه میبینند، آنها جنگ را نه با زبان پیروزی و شکست، بلکه با زبان نگرانی برای جان آدمها، کودکان، خانهها، فرهنگ، کتابها و زندگی روزمره توضیح میدهند.
این کتاب را منتشر میکنیم، چون ایران را با همهٔ تضادها، رنجها، ستمها، زیباییها، آیینها، حافظهٔ تاریخی، فرهنگ شهری، کتابفروشیها، نوروز، عزاداریها، خانوادهها و مردمی که در میانهٔ بحران، همچنان میکوشند انسان بمانند، تصویر میکند.
این کتاب دفاع از زندگی است، در برابر تباهی. دفاع از ایران است به مثابه خانواده، فرهنگ، محیطزیست، تاریخ، زبان، خاطره و مردمی که صدایشان در میان صدای انفجارها و هیاهوی رسانهها گم میشود.
نویسنده با نوشتن از زوایای متنوع و اشاره به ادبیات، تاریخ، فرهنگ و ….. به غنای متن خویش افزوده و آن را از یادداشتهای روزانه فراتر برده است که برای هر خوانندهای تصویری کلی از ایران بدهد، از مسئلهها و ظرفیتهایش، از دیروز و امروز و فردایش. اگر بخواهید به کسی یک کتاب معرفی کنید که ایدهای کلی از ایران بدهید، در انتخاب این کتاب و نسخه انگلیسیاش تردید نکنید. چه بسا برای نویسنده، جنگ بهانهای است تا از ایران و ایرانیان بنویسد.
درباره نویسنده
علیاصغر سیدآبادی نویسنده، پژوهشگری است که سالها برای کودکان و نوجوانان کتاب نوشته و برای کتابها و فعالیتهایش در زمینهی ترویج خواندن جوایز مهم ملی را دریافت کرده و چند بار نامزد جایزههای جهانی شده است. او در سالهای اخیر و این کتاب، روایتی شخصی و انسانی از تجربهٔ او در تهرانِ روزهای جنگ است.
فراخوان
نشر اگر از نویسندگان، روزنامهنگاران، منتقدان، فعالان فرهنگی و علاقهمندان دعوت میکند پس از انتشار نسخهٔ فارسی «وقتی گنجشکها مضطرب میشوند»، دربارهٔ آن بنویسند، گفتوگو کنند و در بازتاب این روایت انسانی از ایران و جنگ همراه شوند.
901
Repost from ماهنامه اندیشه پویا
شماره ۱۰۱ اندیشهپویا با مقالات و گفتگوهای خواندنی بزودی منتشرمیشود. شما میتوانید نسخه خود را با ارسال پستی رایگان پیشخرید کنید. کافیست مبلغ ۴۰۰ هزار تومان به کارت ۵۸۵۹۴۷۱۰۱۰۲۶۹۷۱۴ (بانک خاورمیانه/ براتاله صمدیراد) واریز و فیشش را به شماره ۰۹۰۲۶۰۵۱۴۱۰ تلگرام کنید..
برخی مطالب این شماره:
📗آتش و دود: روایتهایی درباره جنگ وزندگی روزمره، از میناب تا تهران
📗هیچوقت ایدئولوگ نظام نبودم: شرح یک زندگی فکری در گفتوگو با عبدالکریم سروش
📗ایران بر لبه تنهایی: گفتوگو با ولی نصر
📗میراث فردید، جذاب ولی خطرناک: گفتوگو با علی میرسپاسی
📗نقاشیهایی که مصادره شدند:گفتوگو با نیکزاد نجومی
📗شوالیه امید: گزارش زندگی محمودرضا بهمنپور
📗جریان آگاه:گزارش زندگی حسین حسینخانی
به اتهام توهین به امیرپرویز پویان مرا پایین کشیدند: گفتوگوی منتشرنشده سیروس علینژاد با حسینخانی
📗دوران ایدئولوژی به پایان رسیده است: گفتوگو با مجمدجوادکاشی
📗خارپشتی که میخواست روباه باشد: ترجمه مجموعهمقالاتی درباره لیبرالیسم آیزایابرلین
و بسیاری مطالب خواندنی دیگر
همراهیتان رابا مجله خود قدردانیم.
@andishepouya
02186126189
901
Repost from خانه کتابدار کودک و نوجوان
#حلقه_زندگینامه_خوانی
🔴ادامه
پس از آن ایوب موحدیپور، با اشاره به رویکردی که برای تاسیس این مجموعه داشتند، شرح دادند که چگونه با وجود مسائل مالی، همچنان بر خواست واقعی خود که این ساختمان را به کار برای کودکان و ترویج خواندن اختصاص دهند، اصرار ورزدیدند. ایشان در پایان صحبتهایشان با یادآوری این نکته که نهادهای این چنین، به حضور ما نیاز ندارند؛ بلکه ما هستیم که به فعالیت در آنها نیازمندیم، گفتند:
خانه، آزمون بزرگی بود برای بالا بردن ظرفیت خویشتن خویش در برابر مشکلات؛
خانه،آزمون بزرگی بود برای بالا بردن آستانه تحمل و پذیرش تفاوتها؛
خانه، آزمون بزرگی بود برای یادگیری و تمرین گفتوگو با یکدیگر؛
و در آخر اینکه خانه، حس مالکیت را در ما ضعیف کرد.
🔻در بخش پایانی نشست، نوشآفرین انصاری با طرح این پرسش که «عنوان کتاب چه حسی به شما میدهد؟» فضای تازهای برای گفتوگو گشودند. هر یک از پاسخهای حاضران نشان میداد که از زاویههای متفاوت به عنوان کتاب فکر کردهاند. اما از نظر خانم انصاری، در عنوان کتاب نوعی حقشناسی وجود دارد که به حس تاریخی و فروتنی اجتماعی برمیگردد. و در پایان با اشاره به اینکه همهی افراد در یادآوری و جمعآوری خاطرات خانوادگیشان ثروتمند هستند، پیشنهاد نوشتن «کتاب خاندانی» را به اعضای باشگاه زندگینامهخوانی دادند....
🔹نخستین نشست دوره ششم باشگاه زندگینامهخوانی، بیش از آنکه صرفاً به خوانش یک کتاب اختصاص داشته باشد، به فرصتی برای بازخوانی تجربهای جمعی بدل شد؛ تجربهای که در آن، روایت یک خانه با روایت آدمهایی گره میخورد که هر یک به سهم خود، ردی از دستهایشان را در شکلگیری و تداوم آن بر جای گذاشتهاند.
#گزارش_یک_نشست
#خانه_کتابدار
#حلقه_زندگینامه_خوانی
#رد_پای_دستها
901
Repost from خانه کتابدار کودک و نوجوان
#گزارش_یک_نشست
#حلقه_زندگینامه_خوانی
🔴رد پای دستها؛ روایتی از یک خانه، یک تجربه جمعی
نخستین نشست از ششمین دوره باشگاه زندگینامهخوانی خانه کتابدار به گفتوگو درباره کتاب «رد پای دستها» اختصاص داشت؛ کتابی به قلم ندا موحدیپور که با بهرهگیری از اسناد، روایتها، خاطرات و تجربههای زیسته، بخشی از تاریخ شفاهی خانه کتابدار را ثبت و روایت کرده است.
🔹این نشست با حضور نویسنده کتاب، نوشآفرین انصاری، بنیانگذاران خانه کتابدار(ملیحه پیشداد و ایوب موحدیپور) و 35 نفر از اعضای کتابخانه و علاقهمندان برگزار شد. هرچند موضوع اصلی نشست «رد پای دستها» بود، اما آشنایی حاضران با خانه کتابدار و تجربههای شکلگیری و رشد آن، سبب شد گفتوگوها فراتر از متن کتاب پیش برود و به بازخوانی بخشی از حافظه جمعی این نهاد فرهنگی بینجامد.
🔻در آغاز نشست، شرکتکنندگان دریافتهای خود را از متن کتاب و لابهلای سطرهای آن بازگو کردند. برخی از آنها، کتاب را فرصتی برای آشنایی با لایههای کمتر دیدهشدهی تاریخ خانه کتابدار دانستند؛ روایتی که از میان خاطرات، روابط انسانی، همکاریها و تجربههای مشترک شکل گرفته است. در این میان، نقش خانواده، همراهی افراد و شکلگیری ارتباطاتی که در طول زمان، به فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی انجامیدهاند، از موضوعات جالب توجه برای خوانندگان کتاب بود.
از نگاه یکی از شرکتکنندگان، کتاب یادآور مفاهیمی چون رشد، آگاهی، صداقت و صمیمیت است و پشتوانه فرهنگی و خانوادگی در لایههای مختلف متن کتاب حضور دارد. او در ادامه، با اشاره به روایت مسیرهای شکلگیری ایدهها، نهادهای اجتماعی و بینالمللی در کتاب، بر عمق نگاه نگارنده تأکید کرد.
🔻یکی از نکات مهم کتاب که در جلسه مطرح و دربارهی آن گفتوگو شد، اهمیت فرایندها در فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی بود؛ اینکه بسیاری از تجربههای ماندگار نه از دل برنامهریزیهای سختگیرانه، بلکه در مسیر تعامل، تداوم و مشارکت شکل میگیرند
در ادامه، حاضران به بخشهایی از کتاب که به محله منیریه، خانه و فضای پیرامون آن میپردازد اشاره کردند. از نگاه آنان، کتاب تنها به روایت یک مکان محدود نمیشود، بلکه نشان میدهد چگونه یک خانه میتواند به بستری برای شکلگیری ارتباطات انسانی، فعالیتهای فرهنگی و مشارکت اجتماعی تبدیل شود. توجه به جغرافیای محلی، معماری، حضور افراد علاقهمند و تلاش برای پاسخگویی به نیازهای فرهنگی کودکان و نوجوانان، از جمله موضوعاتی بود که در این بخش مورد توجه قرار گرفت.
🔻نقش کتاب، کتابدار و قصه در زندگی افراد نیز از دیگر محورهای مطرحشده در نشست بود.
🔻شرکتکنندگان بارها در بخشهای مختلف جلسه به اهمیت خواندن، دسترسی به منابع متنوع و شکلگیری فضاهایی برای یادگیری و گفتوگو اشاره کردند؛ موضوعاتی که در فصلهایی از کتاب نیز آمده است.
🔻یکی دیگر از مضامین پررنگ نشست، اهمیت ثبت تجربهها بود. بسیاری از حاضران بر این باور بودند که ارزش کتاب رد پای دستها تنها در روایت گذشته نیست، بلکه در ثبت و حفظ تجربههایی است که میتوانند برای آیندگان الهامبخش باشند. از این منظر، کتاب را میتوان تلاشی برای مستندسازی بخشی از حافظه فرهنگی و اجتماعی خانه کتابدار دانست.
🔻در جریان گفتوگوها، چندین بار به این نکته اشاره شد که فعالیتهای خانه کتابدار تنها بر پایه دیدگاه بنیانگذاران آن شکل نگرفته، بلکه همواره در تعامل با مخاطبان، اعضا و همراهانش تعریف و برنامهریزی شده است. برخی از شرکتکنندگان، همین تعامل مداوم را یکی از عوامل پویایی و ماندگاری این مجموعه دانستند.
🔻در ادامه، ملیحه پیشداد خاطرهای را بازگو کردند که نشان میداد از ابتدای تاسیس خانه کتابدار، بانیان آن مصمم بودند که علیرغم داشتن مجوزهای لازم برای فعالیت، به هیچ نهاد دولتی وابسته نباشند و تلاش کردند بر مبنای اهدافی که در اساسنامه خانه کتابدار آمده است، حرکت کنند.
🔴ادامه در پست بعدی
901
Repost from N/a
✍ با مخاطبان ناآشنا
نگاهی به "کتاب رد پای دست ها" - داستان خانهی کتابدار
کتاب "رد پای دست ها" داستان شکل گیری یک "خانه" و روایت زندگی یک نهاد است: نهادی به نام "خانه کتابدار کودک و نوجوان و ترویج خواندن"
"خانه کتابدار" که اهالی اش و دوست دارانش، با نام "خانه" خطابش می کنند، ساختمانی چهارطبقه با آجرهای قرمز رنگ است که از اسفند ماه سال ۱۳۸۳ در محله قدیمی تهران -منیریه- در زمینه ادبیات کودک و ترویج خواندن آغاز به کار کرده و تاکنون فعالیتش بر دوام است.
کتاب به عنوان یکی از بزرگترین اختراعات بشری، حافظه بشیریت است. این ویژگی در کتاب های مستندنگاری که لحظه ها را ثبت و ضبط می کنند و به آنها معنا می بخشند، بیشترین نمود را دارد. کتاب "رد پای دست ها" یک مستندنگاری است.
مستندنگاری ها دو ویژگی دارند. ویژگی اولشان این است که "راه طی شده" را نشان می دهند و ویژگی دومشان این است که از "نقشه راه" سخن می گویند. مستند نگاری به این پرسش پاسخ می دهد که بر اساس "راه طی شده"، راه باقی مانده را چگونه باید پیمود؟
مستندنگاری اما، کاریست به غایت دشوار. مستندنگار به ویژه زمانی که با فاصله گیری زمانی از رخدادها و وقایع دست به نگارش می برد، با تلی از اسناد و داده ها و روایت ها و رخدادها مواجه می شود که قرار نیست صرفا لیست و سیاهه ای از آنها ارائه دهد. مستندنگار ناچار از دسته بندی، گزینش، ارزیابی و تحلیل همه موارد است.
عنصر زمان در مستندنگاری نقش تعیین کننده ای دارد. دکتر "احمد اخوت" با بهره گیری از استعاره "روشنایی" به این عنصر اشاره می کند. او در کتاب "تا روشنایی بنویس" معانی مختلفی از این استعاره را مراد می کند و در یکی از این معانی به مسئله زمان باز می گردد. او در ابتدای کتابش با برداشتی لایه مند از کلام یوحنا در انجیل، توصیه می کند که "تا روشنایی داری بنویس"(۱) : "... عیسی بدیشان گفت اندک زمانی نور با شماست، پس مادامی که نور با شماست راه بروید..." (۲)
زمان در مستندنگاری عنصریست که با مفهوم روشنایی ارتباط دارد. زمان را نباید از دست داد؛ همانگونه که روشنایی را. نویسنده کتاب "رد پای دست ها"، بیست سال فعالیت خانه کتابدار کودک و نوجوان را مستندنگاری کرده است. او با نخستین اسناد و رویدادها قریب به بیست سال فاصله داشته است؛ اما فرصت روشنایی را از دست نداده است و توانسته است با روایت هایی دقیق و تحلیل هایی عمیق، گرد فراموشی و غبار نسيان را از اسناد و رویدادها بتکاند و بزداید و زمان از دست رفته را باز گرداند و گذشته را همچون آینه ای در پیش روی مخاطب قرار دهد که مستندنگاری تلاشیست برای احیا کردن. اما چگونه؟
"...اگر قرار است چیزی زنده بماند، این سرپل ها هستند که باقی می مانند. سرپل (خط رابط، سرنخ) حلقه ارتباطی است که ما را از جایی به جایی و از حوزه ای به حوزه دیگر می رساند. نقطه اتکای ماست در اینکه راهمان را گم نکنیم. می خواهیم راه پیچ در پیچی را برویم... لازم است سرپل های مسیر را برای خودمان علامت گذاری کنیم..." (۳)
"رد پای دست ها" همانگونه که از عنوانش نیز می توان استنباط کرد، از خطوط ارتباطی سخن می گوید و سرنخ ها یا سرپل ها را نشان می دهد تا راه گم نشود.
"رد پای دست ها" فقط با مخاطبان آشنا سخن نمی گوید و مختص افرادی نیست که با "خانه کتابدار" حشر و نشر دارند و کم و بیش با حال و هوای این "خانه" و اهالی اش آشنا هستند. شاید مخاطب اصلی این کتاب مخاطب بیرونی باشد: مخاطب ناآشنایی که پس از خواندن با ربط دادن کلمات به تجربه های خود و "از آن خود کردن کلمات" در جرگه آشنایان در می آید.
کتاب "رد پای دست ها" شاید تلنگری برای اندیشیدن به این پرسش باشد که چه می توان کرد در زمانه و موقعیتی که به نظر می رسد، زمان از دست می رود و روشنایی رو به افول است؟
📚 کتاب "رد پای دست ها" -داستان خانه کتابدار، نوشتهی "ندا موحدی پور" در سال ۱۴۰۴ از سوی نشر "اگر" منتشر شده است.
⚫️ارجاعات:
۱-اخوت، احمد- تا روشنایی بنویس- جهان کتاب- تهران: ۱۳۸۶- صفحه ۱۱
۲-انجیل یوحنا، باب دوازدهم، آیه سی و پنجم
۳-همان منبع-همان صفحه
#رد_پای_دست_ها
#ندا_موحدی_پور
#خانه_کتابدار_کودک_و_نوجوان
#نشر_اگر
#مستند_نگاری
901
نشست رونمایی و معرفی کتاب در کرمان
خانه سنتی صبا
روبندهپوش مسندنشین:
زندگی و زمانهی حسن جهان
نویسنده: دکتر پریسا کدیور
سخنرانان:
• استاد محمدعلی گلابزاده، مورخ و رئیس مرکز کرمانشناسی
• دکتر جمشید روستا، پژوهشگر و استاد دانشگاه
• علیاصغر سیدآبادی، پژوهشگر و نویسنده
• دکتر پریسا کدیور، نویسنده کتاب
مکان:
کرمان، میدان مشتاق، کوچه جنب مشتاقیه (بنبست مخترع)، خانه سنتی صبا
زمان:
پنجشنبه ۱۱ تیرماه
ساعت ۱۸:۳۰
درباره کتاب
«روبندهپوش مسندنشین» تلاشی است برای بازخوانی تاریخ از منظری که زنان را از حاشیه به متن روایت تاریخی میآورد. پریسا کدیور با اتکا به منابع دستاول و اسناد کمتر دیدهشده، زندگی حسن جهان، دختر فتحعلیشاه قاجار و والی کردستان، را که، نزدیک به یک دهه ادارهٔ کردستان را بر عهده داشت و در عین حال شاعر و اهل عرفان نیز بود، بازسازی میکند.
این کتاب نشان میدهد که چگونه زنان، حتی در ساختار مردسالار قاجار، نقشهایی فراتر از آنچه تاریخ رسمی روایت کرده بر عهده داشتهاند.
از علاقهمندان به تاریخ ایران، تاریخ قاجار، مطالعات زنان و همهی علاقمندان تاریخ دعوت میشود در این نشست حضور یابند.
901
نشست رونمایی و معرفی کتاب در کرمان
خانه سنتی صبا
روبندهپوش مسندنشین:
زندگی و زمانهی حسن جهان
نویسنده: پریسا کدیور
سخنرانان:
• محمدعلی گلابزاده، پژوهشگر و رئیس مرکز کرمانشناسی
• جمشید روستا، پژوهشگر و استاد دانشگاه
• علیاصغر سیدآبادی، پژوهشگر و نویسنده
• پریسا کدیور، نویسنده کتاب
مکان:
کرمان، میدان مشتاق، کوچه جنب مشتاقیه (بنبست مخترع)، خانه سنتی صبا
زمان:
پنجشنبه ۱۱ تیرماه
ساعت ۱۸:۳۰
درباره کتاب
«روبندهپوش مسندنشین» تلاشی است برای بازخوانی تاریخ از منظری که زنان را از حاشیه به متن روایت تاریخی میآورد. پریسا کدیور با اتکا به منابع دستاول و اسناد کمتر دیدهشده، زندگی حسن جهان، دختر فتحعلیشاه قاجار و والی کردستان، را که پس از مرگ همسر، نزدیک به یک دهه ادارهٔ کردستان را بر عهده داشت و در عین حال شاعر و اهل عرفان نیز بود، بازسازی میکند.
این کتاب نشان میدهد که چگونه زنان، حتی در ساختار مردسالار قاجار، نقشهایی فراتر از آنچه تاریخ رسمی روایت کرده بر عهده داشتهاند.
از علاقهمندان به تاریخ ایران، تاریخ قاجار، مطالعات زنان و همهی علاقمندان تاریخ دعوت میشود در این نشست حضور یابند.
901
اطلاعیه ناشر
کرانههای جنوبی دریای کاسپین؛ روایتی تازهی یکی از مهمترین پهنههای تاریخ ایران
نشر اگر بهزودی کتاب «کرانههای جنوبی دریای کاسپین؛ از آغاز تا پایان قرن یازدهم» نوشته هومن یوسفدهی را منتشر میکند؛ کتابی پژوهشی درباره یکی از مهمترین پهنههای تاریخی ایران که میکوشد جایگاه کرانههای جنوبی دریای کاسپین را در شکلگیری، تداوم و تحولات تاریخ ایران بازخوانی کند.
این کتاب در ۴۱۶ صفحه، با تکیه بر منابع تاریخی، جغرافیایی و پژوهشهای معتبر، از دوران اساطیری و ایران پیش از اسلام تا پایان قرن یازدهم هجری را بررسی میکند و نشان میدهد که تالش، گیلان، دیلمان، رویان، تبرستان و گرگان را نمیتوان صرفاً مجموعهای از تاریخهای محلی دانست. این سرزمینها در طول قرنها حوزهای تاریخی با سرنوشتی مشترک در متن تاریخ ایران بودهاند و در بسیاری از مقاطع، در سرنوشت سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور نقشی تعیینکننده ایفا کردهاند.
چرا این کتاب را منتشر میکنیم؟
اهمیت اصلی این اثر در آن است که نشان میدهد تاریخ کرانههای جنوبی دریای کاسپین، بخشی جداییناپذیر از تاریخ ایران است. فهم تاریخ ایران بدون شناخت جایگاه این پهنه تاریخی ممکن نیست. این سرزمین در دورههای مختلف، از ایران باستان تا پایان قرن یازدهم هجری، یکی از مهمترین کانونهای مقاومت، دولتسازی، پایداری فرهنگی و تحولات سیاسی است.
ایران حاصل پیوند سرزمینهایی است که هر یک در دورهای از تاریخ، سهمی اساسی در تداوم این تمدن و این کشور داشتهاند. کرانههای جنوبی دریای کاسپین یکی از مهمترین این پهنههاست.
انتشار این کتاب را گامی برای تقویت تاریخنگاری ایران، گسترش مطالعات منطقهای در چارچوب تاریخ ملی و فراهم کردن منبعی مستند و در عین حال قابل استفاده برای عموم علاقهمندان میدانیم.
درباره نویسنده
هومن یوسفدهی پژوهشگر تاریخ و فرهنگ ایران، بهویژه گیلان است. تمرکز اصلی پژوهشهای او بر بازخوانی منابع تاریخی و روایت تاریخ این بخش از ایران در پیوند با تاریخ عمومی کشور و نسخههای قدیمی ادبی بوده است.
در این کتاب نیز نویسنده کوشیده است با استفاده از منابع تاریخی، جغرافیایی و پژوهشهای نوین، اثری مستند، منظم و خوشخوان فراهم آورد که هم برای دانشگاهیان و پژوهشگران سودمند باشد و هم برای خوانندگان عمومی که میخواهند تاریخ ایران را از منظری گستردهتر بشناسند.
فراخوان
نشر اگر از روزنامهنگاران، منتقدان، مورخان، پژوهشگران تاریخ ایران، استادان دانشگاه، دانشجویان، انجمنهای علمی تاریخ، مراکز ایرانشناسی، کتابداران، نهادهای فرهنگی و همه علاقهمندان به تاریخ ایران دعوت میکند در معرفی، نقد و بررسی این کتاب مشارکت کنند.
بهویژه از دانشگاهها، پژوهشگاهها، کتابخانهها، مراکز اسناد، انجمنهای علمی و مؤسسات فرهنگی استانهای گیلان، مازندران و گلستان دعوت میکنیم با برگزاری نشستهای تخصصی، میزگردها، رونمایی کتاب، جلسات نقد و بررسی و برنامههای علمی و فرهنگی، زمینه گفتوگو درباره جایگاه کرانههای جنوبی دریای کاسپین در تاریخ ایران را فراهم کنند.
همچنین از دانشکدههای تاریخ، جغرافیا، علوم اجتماعی، مطالعات فرهنگی، پژوهشکدههای حوزه دریای کاسپین، مراکز ایرانشناسی و نهادهای ملی مرتبط با تاریخ و میراث فرهنگی دعوت میکنیم در معرفی این اثر و گسترش گفتوگوهای علمی پیرامون آن با ناشر همکاری کنند.
علاقهمندان به برگزاری نشست، رونمایی، گفتوگو با نویسنده، تهیه پروندههای مطبوعاتی یا اجرای برنامههای ترویجی میتوانند آمادگی خود را به نشر اگر اعلام کنند.
امیدواریم انتشار این کتاب، زمینهساز توجهی دوباره به یکی از مهمترین پهنههای تاریخی ایران و آغازگر گفتوگوهای تازه درباره سهم کرانههای جنوبی دریای کاسپین در شکلگیری و تداوم تاریخ و هویت ایران باشد.
https://t.me/agarpub/525
901
Repost from ایبنا (خبرگزاری کتاب ایران)
🔰درباره «خاتون سلطاننشان» نوشته مهدی سیدی فرخد و محمدهادی قائمی؛
زن فرمانروایی که سر سالم به گور نبرد
🔸پس از رسیدن به مغولستان هم تحقیر و سرشکستگی اسفبار ترکان خاتون در پیرانه سر ادامه یافت: «چنگیز پس از آنکه دختران خوارزمشاه را به پسران و مقربان خود دارد ترکان خاتون ملکه شریر را برای نمایش در مجالس بزم خود نگاه میداشت. ترکان خاتون میبایست در سراپرده خان بنشیند و ترانههای حزین بخواند. چنگیزخان تکههای استخوان جلوی او میانداخت و ترکان خاتون فرمانروای مطلقالعنان خوارزم که خود را ملکه آفاق و شاه زنان عالم مینامید با گوشت همین استخوانها ارتزاق میکرد...»
🔸️در مقدمه کتاب به آمار زنان قدرتمند سیاسی اشاره شده و چنین آمده است: ظاهراً بر اساس آماری که درباره زنان قدرتمند سیاسی و حاکمان زن در محدوده سرزمینی که در طول تاریخ به نام ایران خوانده شده در دست است، در طول ۱۴۰۰ سال پس از اسلام (از دوران خلفای راشدین تا انتهای دوران قاجار) که گویا مجموعاً ۸۴۹ نفر به حکومت رسیدهاند، تنها ۱۶ نفر از آنها زن بودهاند که نسبت ۱/۸۵ درصد را نشان میدهد. نکته جالب در این آمار آن جا است که نشان میدهد تقریباً ۹۰ درصد این زنان فرمانروا سر سالم به گور نبردهاند و حتی اغلب به وضع فجیعی کشته شدهاند.
🔸نکته مهم در تصویری که این کتاب از ترکان خاتون ترسیم میکند این است که جهتگیری غالب مطالب این کتاب درباره ابعاد سیاسی شخصیت او و نقش او در کنشها و تصمیمات سیاسی دربار خوارزمشاهی بوده است. این یادآوری از آن رو گوشزد میشود که برخلاف ابعاد سیاسی شخصیت او بیشتر منابع تاریخی در عرصه فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی او را زنی نیکوکار و بخشنده و حتی کاردان و مدبر معرفی کردهاند.
🔸همچنین باید به این نکته نیز اشاره کرد که چگونگی زندگانی ترکان خاتون خوارزمشاه و قدرتی که او از آن برخوردار شده بود را نباید نمونهای از وضعیت زندگی زنان در این دوره تاریخی برشمرد، بلکه وضعیت عمومی جایگاه زنان در این دوران تفاوت چندانی با دوره پیشین نداشته و آنچه این جایگاه را به وی بخشیده «بر اثر حمایتی بود که ترکان از وی داشتند، وگرنه سایر زنان چون گذشته چنان بودند که زمان میخواست.»
ibna.ir/x6Hvc
@ibna_official
901
اطلاعیهی ناشر
همنشینی با سرطان: رویارویی و رهایی
دعوت به مشارکت در خلق مسیر زیست یک کتاب
نشر اگر بهزودی کتاب «همنشینی با سرطان؛ روایت رویارویی و رهایی» نوشته هادی خانیکی را منتشر خواهد کرد، که از تجربهای شخصی آغاز میشود، اما به پرسشهایی فراتر از زندگی فردی میرسد.
این کتاب روایت مواجههی نویسنده با سرطان است، اما صرفاً کتابی درباره بیماری نیست. «همنشینی با سرطان» تلاشی است برای روایت تجربهی رنج، امید، مراقبت، دوستی، گفتوگو و معنای زندگی در روزگار دشوار. این کتاب به ما نشان میدهد چگونه میتوان تجربهای کاملاً شخصی را به تجربهای عمومی و قابل فهم برای دیگران تبدیل کرد.
دربارهی نویسنده
هادی خانیکی از برجستهترین استادان ارتباطات اجتماعی ایران، پژوهشگر علوم ارتباطات، کنشگر مدنی و از چهرههای اثرگذار عرصه عمومی کشور است. نام او طی چند دههی گذشته با مفاهیمی چون گفتوگو، مدارا، سرمایه اجتماعی، جامعه مدنی و توسعهی ارتباطات گره خورده است. خانیکی در مقام استاد دانشگاه، پژوهشگر و کنشگر اجتماعی همواره کوشیده است میان دانشگاه، رسانه، فرهنگ و جامعه پیوند برقرار کند و از گفتوگو بهعنوان راهی برای تقویت همبستگی اجتماعی و کاهش شکافهای اجتماعی دفاع کند.
اهمیت «همنشینی با سرطان» به جایگاه نویسنده نیز بازمیگردد. در این کتاب، یکی از شناختهشدهترین صاحبنظران حوزهی ارتباطات و جامعه مدنی ایران، تجربهای عمیقاً شخصی را با همان نگاه انسانی، اجتماعی و گفتوگومحوری روایت میکند که سالها در آثار و فعالیتهای علمی و مدنی خود دنبال کرده است. از این رو، کتاب افزون بر روایت بیماری، تأملی در زندگی، ارتباط انسانی، امید، مسئولیت اجتماعی و امکان زیستن معنادار در شرایط دشوار است
چرا این کتاب را منتشر میکنیم؟
در سالهای اخیر، بیماری، فقدان، نااطمینانی و اضطراب به بخشی از تجربهی مشترک بسیاری از ما تبدیل شده است. با این حال، کمتر کتابی توانسته است تجربهی بیماری را از سطح روایتی شخصی فراتر ببرد و آن را به موضوعی برای تأملات فرهنگی، اجتماعی و حتی مدنی تبدیل کند.
«همنشینی با سرطان» از این منظر اثری کمنظیر است. هادی خانیکی در این کتاب هم تجربهی زیسته خود را با خوانندگان در میان میگذارد و هم نشان میدهد چگونه رنج فردی میتواند با مسائل بزرگتر زندگی جمعی، مسئولیت اجتماعی، امید مدنی و امکان گفتوگو در جامعه گره بخورد.
این کتاب صرفاً خاطرات مواجهه با یک بیماری، خودیاری یا توصیههای درمانی نیست. آنچه این اثر را متمایز میکند، غنای فرهنگی، اجتماعی و فکری آن است. در صفحات کتاب، تجربهی بیماری با ادبیات فارسی، شعر، فلسفه، علوم اجتماعی، ارتباطات، سیاست، تاریخ معاصر و زندگی روزمره ایرانیان پیوند میخورد و تصویری چندلایه از انسان و جامعه ایرانی پیش روی خواننده قرار میدهد.
«همنشینی با سرطان» را میتوان روایتی از ایران امروز دانست که در آن زندگی فردی و زندگی جمعی، رنج شخصی و دغدغههای اجتماعی، امید فردی و مسئولیت مدنی در کنار یکدیگر معنا پیدا میکنند.
دعوت به مشارکت در طراحی مسیر
ما باور داریم مسیر زیست هر کتابی، اگرچه با انتشار آن آغاز میشود، اما آنچه به کتاب حیات اجتماعی میبخشد، گفتوگوها، نشستها، نقدها، معرفیها، تجربههای خواندن گروهی و شبکهای از مشارکتهای فرهنگی است که پیرامون آن شکل میگیرد.
از همین رو، از همهی علاقهمندان دعوت میکنیم در خلق مسیر زیست اجتماعی این کتاب مشارکت کنند و ایدههای خود را برای معرفی، ترویج، خواندهشدن و گسترش گفتوگو پیرامون آن با ما در میان بگذارند.
بهویژه مشتاق شنیدن پیشنهادهای افراد و گروههای زیر هستیم:
کتابفروشان
روزنامهنگاران و فعالان رسانهای
منتقدان و مروجان کتاب
استادان دانشگاه و پژوهشگران
پزشکان، پرستاران و فعالان حوزهی سلامت
فعالان مدنی، اجتماعی و سیاسی
دانشجویان و نهادهای فرهنگی دانشجویی
گروهها و باشگاههای کتابخوانی
کتابخانهها
مراکز فرهنگی
بیمارستانها و مراکز درمانی
و خانوادههای بیماران و افرادی که تجربهی بیماری یا مراقبت از بیماران را داشتهاند.
چه برنامهها، نشستها، پویشها، فعالیتهای رسانهای، تجربههای کتابخوانی یا ایدههای خلاقانهای میتواند به دیدهشدن بیشتر این کتاب و شکلگیری گفتوگوهای تازه پیرامون موضوعات آن کمک کند؟
منتظر شنیدن ایدهها و پیشنهادهای
شما هستیم تا با مشارکت یکدیگر، مسیر زیست اجتماعی این کتاب را طراحی کنیم.
901
چه برنامهها، نشستها، پویشها، فعالیتهای رسانهای، تجربههای کتابخوانی یا ایدههای خلاقانهای میتواند به دیدهشدن بیشتر این کتاب و شکلگیری گفتوگوهای تازه پیرامون موضوعات آن کمک کند؟
منتظر شنیدن ایدهها و پیشنهادهای
شما هستیم تا با مشارکت یکدیگر، مسیر زیست اجتماعی این کتاب را طراحی کنیم.
901
اطلاعیهی ناشر
همنشینی با سرطان: رویارویی و رهایی
دعوت به مشارکت در خلق مسیر زیست اجتماعی کتاب
برخی کتابها فقط خوانده میشوند؛ برخی دیگر به بخشی از گفتوگوی جامعه تبدیل میشوند.
ما باور داریم مسیر زیست هر کتابی، اگرچه با انتشار آن آغاز میشود، اما آنچه به کتاب حیات اجتماعی میبخشد، گفتوگوها، نشستها، نقدها، معرفیها، تجربههای خواندن گروهی و شبکهای از مشارکتهای فرهنگی است که پیرامون آن شکل میگیرد.
از همین رو، از همهی علاقهمندان دعوت میکنیم در خلق مسیر زیست اجتماعی این کتاب مشارکت کنند و ایدههای خود را برای معرفی، ترویج، خواندهشدن و گسترش گفتوگو پیرامون آن با ما در میان بگذارند.
نشر اگر بهزودی کتاب «همنشینی با سرطان؛ روایت رویارویی و رهایی» نوشته هادی خانیکی را منتشر خواهد کرد، که از تجربهای شخصی آغاز میشود، اما به پرسشهایی فراتر از زندگی فردی میرسد.
این کتاب روایت مواجههی نویسنده با سرطان است، اما صرفاً کتابی درباره بیماری نیست. «همنشینی با سرطان» تلاشی است برای روایت تجربهی رنج، امید، مراقبت، دوستی، گفتوگو و معنای زندگی در روزگار دشوار. این کتاب به ما نشان میدهد چگونه میتوان تجربهای کاملاً شخصی را به تجربهای عمومی و قابل فهم برای دیگران تبدیل کرد.
دربارهی نویسنده
هادی خانیکی از برجستهترین استادان ارتباطات اجتماعی ایران، پژوهشگر علوم ارتباطات، کنشگر مدنی و از چهرههای اثرگذار عرصه عمومی کشور است. نام او طی چند دههی گذشته با مفاهیمی چون گفتوگو، مدارا، سرمایه اجتماعی، جامعه مدنی و توسعهی ارتباطات گره خورده است. خانیکی در مقام استاد دانشگاه، پژوهشگر و کنشگر اجتماعی همواره کوشیده است میان دانشگاه، رسانه، فرهنگ و جامعه پیوند برقرار کند و از گفتوگو بهعنوان راهی برای تقویت همبستگی اجتماعی و کاهش شکافهای اجتماعی دفاع کند.
اهمیت «همنشینی با سرطان» به جایگاه نویسنده نیز بازمیگردد. در این کتاب، یکی از شناختهشدهترین صاحبنظران حوزهی ارتباطات و جامعه مدنی ایران، تجربهای عمیقاً شخصی را با همان نگاه انسانی، اجتماعی و گفتوگومحوری روایت میکند که سالها در آثار و فعالیتهای علمی و مدنی خود دنبال کرده است. از این رو، کتاب افزون بر روایت بیماری، تأملی در زندگی، ارتباط انسانی، امید، مسئولیت اجتماعی و امکان زیستن معنادار در شرایط دشوار است
چرا این کتاب را منتشر میکنیم؟
در سالهای اخیر، بیماری، فقدان، نااطمینانی و اضطراب به بخشی از تجربهی مشترک بسیاری از ما تبدیل شده است. با این حال، کمتر کتابی توانسته است تجربهی بیماری را از سطح روایتی شخصی فراتر ببرد و آن را به موضوعی برای تأملات فرهنگی، اجتماعی و حتی مدنی تبدیل کند.
«همنشینی با سرطان» از این منظر اثری کمنظیر است. هادی خانیکی در این کتاب هم تجربهی زیسته خود را با خوانندگان در میان میگذارد و هم نشان میدهد چگونه رنج فردی میتواند با مسائل بزرگتر زندگی جمعی، مسئولیت اجتماعی، امید مدنی و امکان گفتوگو در جامعه گره بخورد.
این کتاب صرفاً خاطرات مواجهه با یک بیماری، خودیاری یا توصیههای درمانی نیست. آنچه این اثر را متمایز میکند، غنای فرهنگی، اجتماعی و فکری آن است. در صفحات کتاب، تجربهی بیماری با ادبیات فارسی، شعر، فلسفه، علوم اجتماعی، ارتباطات، سیاست، تاریخ معاصر و زندگی روزمره ایرانیان پیوند میخورد و تصویری چندلایه از انسان و جامعه ایرانی پیش روی خواننده قرار میدهد.
«همنشینی با سرطان» را میتوان روایتی از ایران امروز دانست که در آن زندگی فردی و زندگی جمعی، رنج شخصی و دغدغههای اجتماعی، امید فردی و مسئولیت مدنی در کنار یکدیگر معنا پیدا میکنند.
دعوت به مشارکت در طراحی مسیر
ما باور داریم مسیر زیست هر کتابی، اگرچه با انتشار آن آغاز میشود، اما آنچه به کتاب حیات اجتماعی میبخشد، گفتوگوها، نشستها، نقدها، معرفیها، تجربههای خواندن گروهی و شبکهای از مشارکتهای فرهنگی است که پیرامون آن شکل میگیرد.
از همین رو، از همهی علاقهمندان دعوت میکنیم در خلق مسیر زیست اجتماعی این کتاب مشارکت کنند و ایدههای خود را برای معرفی، ترویج، خواندهشدن و گسترش گفتوگو پیرامون آن با ما در میان بگذارند.
بهویژه مشتاق شنیدن پیشنهادهای افراد و گروههای زیر هستیم:
کتابفروشان
روزنامهنگاران و فعالان رسانهای
منتقدان و مروجان کتاب
استادان دانشگاه و پژوهشگران
پزشکان، پرستاران و فعالان حوزهی سلامت
فعالان مدنی، اجتماعی و سیاسی
دانشجویان و نهادهای فرهنگی دانشجویی
گروهها و باشگاههای کتابخوانی
کتابخانهها
مراکز فرهنگی
بیمارستانها و مراکز درمانی
و خانوادههای بیماران و افرادی که تجربهی بیماری یا مراقبت از بیماران را داشتهاند.
901
تعلیق روانشناختی جنون
تصور کنید یازده ساله باشید؛ در یک روز سوزان تابستانی، همراه دو خواهر کوچکترتان در خودرویی خراب منتظر بازگشت مادر بمانید و او هرگز برنگردد. این نقطهی آغاز «جنون» (The Long Reach) نوشتهی بلندا باوثر است؛ رمانی که از همان صفحههای نخست، خواننده را درگیر معمایی تلخ و اضطرابآور میکند و تا پایان رهایش نمیسازد.
جک، قهرمان داستان، پس از ناپدید شدن مرموز مادرش ناچار میشود بار سنگینی را بر دوش بکشد که برای یک کودک بیش از حد بزرگ است. سه سال بعد، او به نوجوانی سرکش و دزد تبدیل شده است. اما در جریان یکی از سرقتها، با سرنخی روبهرو میشود که گمان میکند میتواند راز ناپدید شدن مادرش را فاش کند. در سوی دیگر داستان، کترین وایل، زنی باردار و همسر مظنون اصلی پرونده، با ترسی مبهم و فزاینده از حضور فردی ناشناس در زندگیاش مواجه است. این دو روایت بهتدریج به هم نزدیک میشوند و فضایی از تعلیق و نگرانی میآفرینند که خواننده را مدام به ورق زدن صفحات بعدی وا میدارد.
اما «جنون» فقط یک رمان جنایی نیست. بلندا باوثر در پسِ معمای قتل و ناپدید شدن، به سراغ زخمهای ماندگار کودکی، مسئولیتهای زودرس و تأثیر ویرانگر ترومای روانی میرود. او نشان میدهد که چگونه یک حادثه میتواند مسیر زندگی انسان را برای همیشه تغییر دهد و چگونه گذشته، حتی زمانی که تصور میکنیم از آن فاصله گرفتهایم، همچنان بر انتخابها و رفتارهای ما سایه میاندازد.
یکی از مهمترین نقاط قوت کتاب، تعلیق روانشناختی آن است. هیجان داستان نه از صحنههای پرتحرک پلیسی، بلکه از ترسها، تردیدها و کشمکشهای درونی شخصیتها شکل میگیرد. شخصیتها نیز سیاه و سفید نیستند؛ حتی کسانی که در مظان اتهام قرار دارند، وجوهی انسانی و پیچیده دارند. همین ویژگی باعث میشود خواننده بهجای قضاوت عجولانه، با انگیزهها و ضعفهای آنان همراه شود.
فضاسازی داستان نیز چشمگیر است. گرمای خفهکنندهی تابستان، تنهایی شخصیتها و احساس دائمی ناامنی، حضوری زنده در سراسر روایت دارند و به شکلگیری حالوهوای پراضطراب کتاب کمک میکنند.
بلندا باوثر، نویسندهای که جوایز معتبری از جمله جایزهی خنجر طلایی را در کارنامه دارد، در این رمان نیز توانایی خود را در خلق شخصیتهای چندلایه و روایتهای پرکشش به نمایش گذاشته است. «جنون» در نهایت کتابی است دربارهی گذشتهای که فراموش نمیشود، تصمیمهایی که سرنوشت انسان را تغییر میدهند و مرز باریکی که گاه میان رفتار عادی و جنون وجود دارد؛ رمانی که هم دوستداران داستانهای معمایی و هم علاقهمندان به رمانهای روانشناختی را راضی خواهد کرد.
901
Repost from راهیانه/مهدی سلیمانیه
به اصرار،میکروفن را برای اجرا کنندگان نوجوان برنامه خودم نگه داشتم. که «بگویند». و در آن لحظهها فکر میکردم که کار ما مگر جز این است؟ باز کردن میکروفنها، راهها و مسیرها، برای گفتن و گام برداشتن این نسل جدیدی که میاید؟
و تو، چه میدانستی که به کلمه کلمه گفتنت، سلولسلول من زنده میشود..
901
Repost from راهیانه/مهدی سلیمانیه
نوشآفرین انصاری عزیز، مهرناز خراسانچی، ندا موحدیپور و محمد درویش در رونمایی کتاب «رد پای دستها: داستان خانهی کتابدار»
مراسم رونمایی کتابشان هم فرق میکرد: اداره نشست توسط خود کودکان ونوجوانان، تنوع در تیپهای مخاطبین و میانگین سنی پایین و جوانتر حاضرین..
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
