fa
Feedback
چای ‌لب سوز.

چای ‌لب سوز.

رفتن به کانال در Telegram
5 072
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-117 روز
-3330 روز
آرشیو پست ها
«آهسته زیستن.»

«امشب دلم؛ انتظار‌های طولانی پشت شیشه‌ی فر می‌خواست، وقتی اجاق گرم می‌شود و پنجره‌ی آشپز‌خانه بخار میگیرد. بوهایی که می‌شنوی گرسنه‌ات می‌کنه و می‌پرسی چقدر دیگه مونده؟.»

‏«تو طاقتی، تو برکت عبوری.»

«چایی دوم یعنی اخمالویی‌ها دارن میرن کنار.»
+1
«چایی دوم یعنی اخمالویی‌ها دارن میرن کنار.»

photo content

«کوه‌ می‌خوام‌، برف می‌خوام، سوز می‌خوام‌، سرما می‌خوام‌، مه می‌خوام‌، قله می‌خوام‌، پناهگاه می‌خوام‌.»

«جاری و پرمهر‌، بودنت روشنی و زندگی میاره، جریان می‌گیری‌‌ و سیراب می‌کنی و رد می‌شی و چیزی که ازت به جا می‌مونه یک سبزی ابدیه‌.»

+2
₊ ࣪𓏲✿#Music [ @Ohayoll ⁺ ⟡

«فکر کن که یه شمع داری و باید مراقب باشی شعله‌ش خاموش نشه.»

« امن‌ترین دلگرمی، گوش‌دادنه.بهترین مدل گوش دادن، کنجکاویه. بزرگترین پیش‌نیاز کنجکاوی، ندونسته.»

+5

«ناراحت بودم به او گفتم که نمی‌خواهم او را ببینم، پس چراغ را خاموش کرد و در کنارم ماند.»
«ناراحت بودم به او گفتم که نمی‌خواهم او را ببینم، پس چراغ را خاموش کرد و در کنارم ماند.»

«ناراحت بودم به او گفتم که نمی‌خواهم او را ببینم، پس چراغ را خاموش کرد و در کنارم ماند.»
«ناراحت بودم به او گفتم که نمی‌خواهم او را ببینم، پس چراغ را خاموش کرد و در کنارم ماند.»

«ای حریر بی‌تحمل، ای شکستنی‌تر از گل، ای خود قصه‌ی رفتن، تو باید بسازی با من.»

«خانه‌ای با سقف شیروانی، پنجره‌های بلند، طاقچه‌های پهن، صدای موسیقی گیلکی، پرده‌های توریِ سبک، عطر غذا، عصر هم مختصر زنگ بُلبلی حیاط و حضور میهمان‌هایی به صرف چای و خاطره.»

«آن احساس متراکمِ تند.»

photo content
+8

«کجا هستی و چه می‌کنی؟ اینجا هستم و آنجا؛ و آنجا، آمد و شد؛ آخیش.»
+1
«کجا هستی و چه می‌کنی؟ اینجا هستم و آنجا؛ و آنجا، آمد و شد؛ آخیش.»

«I believe in a simple life, one where my tea gets cold because I am busy looking out the window.»