چای لب سوز.
الذهاب إلى القناة على Telegram
مامان این خونه𖧧 t.me/BluChtBot?start=60a6a101b1ddac888d43 🇨🇳https://www.instagram.com/natellyl?igsh=OG8zMW5paGlobmto
إظهار المزيد5 072
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-117 أيام
-3330 أيام
أرشيف المشاركات
5 072
«امشب دلم؛ انتظارهای طولانی پشت شیشهی فر میخواست، وقتی اجاق گرم میشود و پنجرهی آشپزخانه بخار میگیرد. بوهایی که میشنوی گرسنهات میکنه و میپرسی چقدر دیگه مونده؟.»
5 072
«کوه میخوام، برف میخوام، سوز میخوام،
سرما میخوام، مه میخوام، قله میخوام، پناهگاه میخوام.»
5 072
«جاری و پرمهر، بودنت روشنی و زندگی میاره،
جریان میگیری و سیراب میکنی و رد میشی و چیزی که ازت به جا میمونه یک سبزی ابدیه.»
5 072
« امنترین دلگرمی، گوشدادنه.بهترین مدل گوش دادن، کنجکاویه. بزرگترین پیشنیاز کنجکاوی، ندونسته.»
5 072
«ناراحت بودم به او گفتم که نمیخواهم او را ببینم، پس چراغ را خاموش کرد و در کنارم ماند.»
5 072
«ناراحت بودم به او گفتم که
نمیخواهم او را ببینم، پس چراغ را خاموش کرد و در کنارم ماند.»
5 072
«خانهای با سقف شیروانی، پنجرههای بلند، طاقچههای پهن، صدای موسیقی گیلکی، پردههای توریِ سبک، عطر غذا، عصر هم مختصر زنگ بُلبلی حیاط و حضور میهمانهایی به صرف چای و خاطره.»
5 072
«I believe in a simple life, one where my tea gets cold because I am busy looking out the window.»
