فرزندِ خَلَفِ استاد اسپلینتر
رفتن به کانال در Telegram
He/They (Yes I'm non-binary) Obsessed with cinema, super long nails, soft metal music, piercings, languages and queerness. Struggling with sensory issues, dysphoria and life in general. To contact me: @SashaKazemi @SashaNBBot
نمایش بیشترإيران195 733دسته بندی مشخص نشده است
74
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
نمیدونم مردم چطور روشون میشه از کپی متنهای این و اون چنلای بزرگ بسازن. من با اینکه یه چنل کوچیک و نقلی دارم اگه یه متنی رو به جای فوروارد، کپی کنم و بفرستم، از عذاب وجدان شب خوابم نمیبره.
Repost from سهم من از جهان
دوستی، نوعی رابطهست که نه توی منطق خونواده تعریف میشه و نه توی چارچوب رسمی قراردادهای اجتماعی مثل ازدواج. خانواده به واسطهٔ تولد و نسبتهای خونی شکل میگیره، ازدواج هم براساس قوانین و هنجارهای اجتماعی معنی پیدا میکنه. اما دوستی از این چارچوبها خارجه. برای همین خیلیها دوستی رو «رابطهٔ انتخابی» میدونن. رابطهای که اصل و اساسش میل و انتخاب آزاده. الزاماً اجبارهای ساختاری باعثش نمیشه. چون انتخابیه، میتونه رها بشه و وقتی دووم میاره، ارزش پیدا میکنه.
دلم نمیخواد پشت نقابهام پنهان شم اما متاسفانه جامعهمون حول محور خودسانسوری میچرخه.
هر وقت میام یه برنامهای بریزم، زمین و زمان دست به دست هم میدن که خرابش کنن. کلهام کان شد.
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
احساس گناه اگر به صورت طولانی مدت بمونه و حل نشه، شروع میکنه هویت آدم رو میخوره. از «کار بدی کردم» میرسه به «من بد هستم». سقوط هویت از همینجا شروع میشه. جای اینکه رفتارش رو اشتباه بدونه، میگه «من خودم اشتباهم».
تسلیم نشو و به زانو نیفت. بدنم رو سپر بلای خودت کن و بایست. پا به پات خواهم جنگید. برای تو از هیچ ایثاری دریغ نخواهم کرد.
Repost from درویدوس
دویدن به سمت مقصد آسون خواهد بود، اگه مطمئن باشیم خواستهمون اونجاست. تلاش کردن وقتی سختتر میشه که باورمون رو از دست بدیم. او که در بیابونی تشنه و سرگردان رها شده، وقتی چشمهی آبی رو در دوردست ببینه، بههرحال خودش رو به آب میرسونه. اما او که باور نداره حتی چالهی کوچکی از آب در آن نزدیکی باشه، شکار راحتی برای مرگ خواهد بود. تردید چه دشمن بزرگیست و چه گامهای موذیانه و ظریفی داره!
کلاسای امروز آموزشگاه زبانم آنلاین بود. بهم نچسبید. کاش فردا حضوری باشه.
Repost from ساحره 🏳⚧
یک چیز دیگه ام بگیم و بحث امروز رو ببندیم. دورهی "اسلام به ذات خود ندارد عیبی هر چه عیب هست در مسلمانی ماست" خیلی وقته گذشته و این حرف ها خریدار نداره. بله تعداد زیادی مسلمان هستن -نزدیک دو میلیارد نفر- که قاعدتا هر کدوم شخصیت و رفتار منحصر بفرد خودشون رو دارن ولی این دلیلی بر این نیست که هرچی عقاید و اعمال زننده و اشتباه هست به چشم "برداشت اشتباه مسلمانان" دیده بشه و جنایات اسلام اینطور توجیه بشه. ما هنگام نقد اسلام، داریم درباره پایهی دین حرف میزنیم نه درباره تک تک مردم مسلمان. ما دربارهی قرآن حرف میزنیم. ما درباره محمد حرف میزنیم. اگر ریشه فاسد باشه، مهم نیست تو چقدر دورش بچرخی و ازش دوری کنی، در نهایت تو هم چون بهش وصلی غرق فساد میشی مگر اینکه خودت رو جدا کنی. البته که برداشت های متفاوتی از قران وجود داره، حتی تفاسیر شیعیان هم مثل هم نیست، ولی مسئله اینجاست که چرا باید عبارات جنایتکارانهای نوشته شده باشن که در برابر مسائل حساسی مثل حقوق زنان، بردهداری، کودک همسری، مالکیت و برتری مرد نسبت به زن و.. امکان بحث ومناظره بوجود بیارن؟ مسئله اینجاست که چرا باید پدوفیلیا در این دین وجود داشته باشه که بعدا هر شاخهی مذهبی برای خودش توجیهی بیاره و روایتی بسازه؟ چرا باید زنان تن به این بدن که مرگ و زندگی اونها از قبل براشون نوشته شده باشه و سرنوشتشون در اختیار سلیقهی خواننده قرار بگیره؟ مسئله بعدی اینه که تنوع در تفاسیر لزوما مشروعیتی به اون تفسیرها اعطا نمیکنه. مسلمانی که برداشت خودش از دین زنستیزی نیست، نمیتونه بگه دین من زنستیزانه نیست و ما هم نمیتونیم همچین چیزی رو فقط به حرف یک نفر بپذیریم، بلکه باید آیات قرآن که داره ضدشون حرف میزنه رو توجیه کنه و اگر مغایر با اعتقادات خودش هست اون آیات رو رد کنه که رد این آیات اون رو تبدیل به کافر خواهد کرد. انگار که یک نازی بگه من نژادپرست نیستم و بخاطر حرفش از فردا آویزون کردن عکس هیتلر در مدارس رو آزاد کنیم. اینجا تناقضی شدید وجود داره. به این مغلطه میگن extreme relativism. مسئلهی بعدی اینه تنوع در جامعه مسلمانان نباید به منزله پذیرش تنوع در اسلام برداشت بشه و این مغلطه دقیقا همونیه که غربیها بکار میبرن تا وجود زنان بیحجاب و افراد LGBT+ در تهران رو به معنی آزادی جمهوری اسلامی جا بزنن. اینکه طرف گی و لزبین و ترنس و فمینیست و گیاهخوار و زنه ولی میخواد این دو روز امام حسینی باشه به معنی این نیست که اسلام بر آزادی همجنسگرایان و حقوق زنان تاکید داره، بلکه فقط نشون دهندهی تناقض بیشتر مسلمانان هست و درک ناقص اونها از دین خودشون. وقتی قرآن مینویسه پسران دو برابر دختران ارث میبرن، فمینیست مسلمان باید به تناقض ایدههای خودش پاسخ بده و یکی از اون ها رو انتخاب کنه، اگر هم که انتخاب نکنه صرفا یک آدم متناقض و دور از منطق خواهد بود که قادر نیست توازن اجتماعی رو به هم بزنه و با سلطهگری اجتماعی مردسالارانه تقابل کنه؛ پس قطعا نتیجه فقط تداوم وضعیت نامطلوب و مصونیت اسلام از نقد شدن خواهد بود. اسلام در یک خلأ بوجود نیومده و در بی طرفی کامل بمدت چهارده قرن پایههای فرهنگی و تاریخی خودش رو بنا نکرده. اسلام در جامعهای مردسالار و سلطهگر متولد شده و به رشد ادامه داده.
برای رسیدن به جامعهای آزاد باید شجاعت این رو داشته باشیم که از باورهایی که اساسا از تبعیض تغذیه میکنن دست بکشیم و بجای مالهکشی با تفاسیر مختلف به تحلیل ریشهای این نابرابری ها بپردازیم.
Repost from ساحره 🏳⚧
چرا زن در اسلام نمیتواند برابر باشد؟
در دهههای اخیر، با افزایش جمعیت مسلمانان در غرب و گسترش تبلیغات نهادهای اسلامی، بیش از پیش شاهد تقابل بین آموزه های دینی و جنبش های مدرن حقوق زنان هستیم. در همین حال بین جماعت مذهبی میانهرو، مفاهیمی مثل "فمینیسم اسلامی" و "عدالت جنسیتی اسلامی" بعنوان پاسخ های تدافعی در برابر نقدهای فمینیستی مطرح شده. اگرچه مسلمانان در تلاشند تا چهرهای انسانیتر از اسلام ارائه دهند، اما در عمل چارهای جز مخفی کردن ساختارهای زنستیزانهای که طی قرنها تثبیت شده ندارند.
در بطن قرآن و سنت اسلامی، روابط جنسیتی نه بر اساس برابری و یا عدالت، بلکه بر مبنای مالکیت و اطاعت بی چون و چرا طراحی شدهاند. قران صراحتا اعلام میکند که مردان "قوام" بر زنانند و ارث و شهادت زنان از نصف کمتر است. زنان حق طلاق ندارند و این حق جزو اختیارات مرد در ازدواج است. مردان مجاز به داشتن همسران متعدد هستند و آمیزش بدون رضایت با آنها یک حق تضمین شده در قرآن برای مرد مسلمان است. در سوره نساء، نه تنها مرد ولی زن معرفی شده، بلکه در صورت هرگونه نافرمانی اجازه دارد زنان خود را کتک بزند. قرآن همچنین به صراحت اجازهی آمیزش جنسی با زنان اسیر جنگی و زنانی که در جنگ غنیمت گرفته شده اند را به مردان مسلمان میدهد که این عمل مصداق تجاوز است. اسلام نه تنها بردهداری جنسی را لغو نکرد، بلکه کنیزداری از سنتهای پیامبر و امامان بود و امروزه نیز در کشورهای اسلامی زنان زیادی بعنوان برده فروخته میشوند. در آل عمران، قران زنان را در کنار طلا و نقره و اسب و گاو و زمین، از زینت های پوچ و بیهودهی دنیا و یک لذت زودگذر معرفی میکند. چنین نگرشی نه منشا کالاانگاری زنان در اسلام، بلکه بازتابی از تفکرات پایه گذار این دین است و شان انسانی زنان را به کالای جنسی مردان بودن تقلیل میدهد. زنان همچنین قادر به ریاست و امامت نیز نیستند چون عقلشان ناقص و نطقشان باطل است. در شرایطی خاص زن میتواند زن دیگر را امامت کند ولی آنهم احکام تحقیر کننده زیادی در بطن خود دارد.
با این وجود جریانات اصلاحطلب اسلامی با ارائه تفاسیر نرمتر از آیات قران و جعل احادیث و احکام سعی دارند تصویر معتدل تری از اسلام ارائه دهند. اما این پوشش کاذب نه تنها جامعه اسلامی را متحول نمیکند، بلکه دست به توجیه زنستیزی زده و تنها جلوی انتقاد به سنت های غیر انسانی و تاریخ گذشته را میگیرد و نظام مردسالارانه را در پوشش مفاهیم مدرن حفظ میکند. تنها راه رهایی اسلام از جهالت و زنستیزی، ترک نص قرآن و احادیث و جدایی کامل از احکامی است که با فرض برتری مرد و تفاوت کامل دو جنسیت پایهریزی شده که در عمل ممکن نیست. فلذا زن در اسلام نمیتواند فردی برابر باشد، آن هم با فرض بر اینکه بتواند یک فردیت در نظر گرفته شود.
