fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید 👈

وردة حمراء🥀

وردة حمراء🥀

رفتن به کانال در Telegram

و گاهی دیدن چه آرام خستگی چشمانت را می‌تکاند، همانند دیدن یک‌ گل‌سرخ ... صفحه‌ای شخصی شبیه همان دفتر خاطرات... @vardeahmar

نمایش بیشتر
1 520
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-57 روز
+2430 روز
آرشیو پست ها
با اینکه دلم میخواد یه موج دیگه راه بندازم و‌بگم پودرسیرم برا این عالیه... ولی نه سکوت میکنم.

مال من خیاره ماست میریزم توش اونیکه شما میگید ماسته خیار توش می‌ریزید! پ.ن؛ توجیه زورکی...

ایشونم متخصصه

اینام بلههه ولی این ترکیبات مام امتحان کنید حتما. تا کشفیات بعدی...

ایشون از ما نیست بلاکشون کنید.

از متخصص خیار ماست تقاضا میشود رسپی خود برای مومنان در کانال درج بفرمایند... باتشکر.

میگم ببخشیدهاا میدونم بی‌ربطم هست ولی نعنا‌خشک بزنید به خیارماست خیلی خوب میشه.

امروز، همین‌طور که خیال‌کنان از پیاده‌روی خیابان می‌گذشتم، ناخودآگاه از دمِ خانه‌ای رد شدم که برای عابران، آب‌سردکنی کنار در گذاشته بودند. از دیدن این کار کوچک و دوست‌داشتنی به وجد آمدم. چند قدم جلوتر دم خانه‌ای دیگر که چند پله داشت، چشمم به قوطی‌های روغن و سطل‌های ازکارافتاده‌ای افتاد که صاحبخانه با ذوق، در آن‌ها ریحان و نعنا کاشته بود، درست کنار راه آدمها. بی‌اختیار هنگام رد شدن دستی روی برگ‌هایشان کشیدم، چشم‌هایم را بستم و از بوی خوشی که روی دستم مانده بود، لذت بردم. با خودم فکر کردم چه کارهای کوچکی که اثرات بزرگی می‌سازند. در خانه‌ات بسته است و زندگی‌ات در جریان؛ اما می‌توانی چیزی بیرون از آن بگذاری که حالِ رهگذری را خوب کند؛ یک آب‌سردکن، چند بوته‌ی نعنا و ریحان، یا هر چیز کوچکی که بگوید: این‌جا کسی به حال آدم‌هایی که از این راه می‌گذرند فکر کرده است. شاید خوبی همیشه در کارهای بزرگ و پرسر‌وصدا نباشد؛ گاهی در همین چیزهای کوچک و بی‌ادعاست که سهمی از زیبایی دنیا را به دیگران می‌دهیم. امروز از آن محله رد شدم، اما چیزی از آن محله با من برگشت، بوی ریحان و نعنا روی دستم، و این فکر شیرین که آدم می‌تواند حتی پشت در بسته‌ی خانه‌اش هم سهمی در خوش‌تر شدن حال دیگران داشته باشد. چه محله‌ی خوش‌ذوقی بودند؛ آدم دلش می‌خواست کمی آهسته‌تر از کنار خانه‌هایشان رد شود... #یومیات

زندگی گاهی روحت را با تمام قدرت در چنگ می‌گیرد و می‌فشارد؛ با هجوم دردها، فراق‌ها و نشدن‌ها با خلوت بعضی مسیرهای روشن و دیدن باتلاق‌هایی که گاهی در زینت و زیبایی پنهان شده‌اند. و تویی که میان موج‌های بی‌باک هنوز در تقلایی چشم‌هایت در سختی مسیر به دنبال نوری‌ست که راه را نشانت دهد و دلت را گرم کند. و میان تمام این هیاهو کجا امن‌تر از کلام او؟ و کدامین ندا صادق‌تر از ندایی که در میانه‌ی راه، آرامت می‌کند و می‌گوید: وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا (طور. ۴۸) بر فرمان پروردگارت شکیبا باش؛ که تو زیر نگاه مایی. #باقرآن

خوشا به آرامشتان، چراغی که روشن‌کردید تا الان، بر چهره‌ی مدینه پیداست و روشنی‌بخش مسیر هزاران دل بوده و هست. بله، چراغی که با دل و باور روشن شود همینقدر پرشکوه است و محبوب... و ماه شاهد عینی این حقیقت است...

هر صبح و شام خوب است با جانمان تازه کنیم آنچه را که شاید بارها با زبان گفته‌ایم؛ اینکه پروردگارمان را شناخته‌ایم و به پروردگاری او دل داده‌ایم، اسلام را راه زندگی‌مان پذیرفته‌ایم، و محمد ﷺ را پیامبری دانسته‌ایم که باید راه رفتن را از او بیاموزیم. رضایت از الله، یعنی دل به حکمتش سپردن؛ حتی آنجا که حکمتش را نمی‌فهمیم. رضایت از اسلام، یعنی خواستن اینکه زندگی‌مان را با فرمان او بسنجیم نه با خواسته‌های خودمان. و رضایت از محمد ﷺ یعنی باور کنیم راهی که او آورده، خیر دنیا و آخرت ماست. چه اقرار زیبایی‌ست؛ سه بار در هر صبح و شام، نه برای اینکه فقط گفته باشیم بلکه برای اینکه به یاد بیاوریم چه کسی را پروردگار گرفته‌ایم، چه دینی را برگزیده‌ایم و پیرو کدام پیامبریم. «رَضِيتُ بِاللَّهِ رَبًّا، وَبِالإِسْلَامِ دِينًا، وَبِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ نَبِيًّا» # اذکار

همراهان گرامی، سلام علیکم. تقاضا دارم لطف کرده و از کانال یوتیوب حمایت کنید. با پیوستن به کانال و لایک کردن ویدیوها، کانال بالا می‌رود و افراد بیشتری از آن مطلع خواهند شد و ان شاء الله در این اجر شریک خواهید شد. خیلی متشکرم. https://youtu.be/i0PqkVihngw?si=7lNotvo1UXA4WeHZ

اگر قرار است یکی‌مان داغ دیگری را در فراق مرگ، به دل ببرد الهی آن دل، دلِ من باشد...

چشم گرداندم و در هر سو رفتن و فنا دیدم و دلم بی‌اختیار به تو پناه برد؛ به تو که حی و قیومی، ابدی و پابرجا...

قاصدان بی‌صدایِ پاییز جان...
قاصدان بی‌صدایِ پاییز جان...

من سورة الزخرف.mp31.99 MB

🔹کاربردی و مهم بخونید حتما ان شاءالله...

غروب‌های آبادی، سکون دیگری دارند؛ اما بعضی غروب‌ها برای من عزیزترند، وقتی صدای اذان مغرب، با صدای داداشم در آبادی می‌پیچد، انگار این روزها خدا جور دیگری قلبم را به دیدار میخواند. چه شیرین است دیدن عزیزانت، وقتی به حق نزدیک می‌شوند؛ انگار نزدیکی آن‌ها به خدا، دل تو را هم آرام می‌کند. و چه سخت است دیدن فاصله گرفتنشان از راه هدایت؛ فاصله‌ای که هیچ راهی برایش کوتاه نیست و سخت‌تر از هر فاصله‌‌ای که میان ادم‌هاست. خدایا، عزیزانمان را به خودت نزدیک کن و ما را از کسانی قرار بده که یکدیگر را به سوی تو می‌خوانند. آمین🌱

سخت‌ترین روزها، صادقانه‌ترین روزهای ایمان‌اند.

اللَّهُمَّ صَلِّ وسلِّم عَلىٰ سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ عَلىٰ آلِه و صَحبِه‌ی أجمعين🤍🌱