خُسرُوان
رفتن به کانال در Telegram
صلاحِ مملکتِ خویش ، خسروان ، دانند !... پاسخگوی 142 در خدمت شماست : @Khossrovanbbot
نمایش بیشتر695
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
+1230 روز
آرشیو پست ها
695
کارم شده است این؛ نشستن کنار پنجره و آسمان را نگاه کردن. آنجا، کنار ابرها مینشینم و کتاب میخوانم. مینشینم و چای مینوشم. مینشینم و به آوازِ کمانچهی کلهر گوش میدهم. مینشینم و اشک میریزم. مینشینم و جزئیات روزم را برای خدا تعریف میکنم. عزیز میگوید «خدا از درون تو را میبیند.» من اما دلم راضی نمیشود. یکجایی در روز هیاهوی جهان را میگذارم زیر بالشتم و دو فنجان چای میریزم و مینشینم به ملاقات خصوصی با او. و بعد کوههای یخِ دلم آب میشوند؛ آرام میشوند. گاهی هم اشکهایم سُر میخورند در فنجان. خجالت میکشم و چشمهایم را میبندم. او اما سَخت و سَرد نگاهم نمیکند؛ میگذارد ابرِ کوچکی شوم و ببارم. بعد دستانش را باز میکند؛ تکههای پراکندهی این ابرِ بیجان را برمیدارد و از نو میچسباند بهم و میگوید -مراقب ابرِ کوچکش هست.- من اما ابرتر شدهام اینروزها. دلم میخواهد بروم از خاکستریِ شهر. دلم میخواهد بروم آن دورها. بروم و آسمانم را پیدا کنم.
695
Repost from |پارادایسِ دلشکستهها|
میجویمت مدام و دلم مبتلای توست!
ساکت شدم، سکوت، دوایش صدای توست.
-سرمست.
695
از این که بدنم ساز مخالف میزنه ناراحتم، ازین که اذیتم میکنه با اینکه من کاریش ندارم ناراحتم. ازین مشت مشت قرص خوردن برای معده و کتف و دست ناراحتم.
امشب نمیدونم چندمین شبه. فقط میدونم خیلی وقته نمیتونم بخوابم. چهار ساعت تو رختخواب بودم. بدون اینکه گوشی دست بگیرم یا حرف بزنم. فقط نفس کشیدم و خوابم نبرد. در حالی که ۲ ساعت دیگه آلارم گوشیمه و باید سر مهمترین کل
695
شجریان آنطرفِ تخت میخواند و من اینطرف درد میکشم. تصورتان از درد هرچه که هست را پنجبرابر کنید. از درد اشک میریزم. فراموش کردهام آخرین دفعه کی از درد گریستهام. قرصهای عفونتِ معده را یکییکی و دوتادوتا میخورم. هیچ توفیق ندارد. من گریه میکنم و شجریان میخواند، شجریان میخواند و من گریه میکنم. انگار اشکهای من قوت صدای او باشد و صدای او قوت اشکهای من. در یک رابطهی تماما مستقیم به هم ربط داریم. از درد به خود میپیچم.
نمیدانم چهقدر میگذرد. پلیلیست تمام میشود.
شجریان دیگر نمیخواند، من دیگر گریه نمیکنم. دیگر از دلدرد به خود نمیپیچم. دیگر چشمهایم تار نمیشوند. دیگر هذیان نمیگویم. بهترم. مشتمشت قرص خوردن کمی تاثیر گذاشته. به تو فکر میکنم، که ممکن است نامت را وسط هذیانها گفته باشم.
695
گاهی وقتها، بیش از کسی که عمل جراحی قلب باز کرده و یا با بیماریهای سخت دست و پنجهنرم میکنه درد میکشی و به سختی نفس میکشی و به سختی میشینی و به سختی بیدار میمونی و به سختی حرف میزنی و به سختی راه میری و به سختی کار میکنی و هیچکس نمیفهمه که تو حالت خوب نیست و چرا خوب نیست و طبیعتا اوناییم که یهکمیش رو میفهمن، فکر نمیکنن که چقدر ممکنه حالت بد باشه و چرا! چون تو هیچ علامت فیزیکیای نداری که بقیه ببینن و آدمها تا نبینن که خونین و مالین شدی، باهات همدلی نمیکنن و درکت نمیکنن. چون هنوز زندهای...
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
