خُسرُوان
Ir al canal en Telegram
صلاحِ مملکتِ خویش ، خسروان ، دانند !... پاسخگوی 142 در خدمت شماست : @Khossrovanbbot
Mostrar más696
Suscriptores
+124 horas
+47 días
+530 días
Archivo de publicaciones
696
ما همهمون تو خونه، فامیل، هرجا گیر میوفتیم زنگمیزنیم مامان آیت الکرسیِ جادویی بخونه برامون ...
وقتی خودش خوب نیست نمیدونیم چیکار کنیم...شمایی که خیلیاتون الان تو بهشتین منت بزارین سر ما :)
696
انقد خوشحالم که برگشتی به روتینت و داری میسازی دوباره.
آفرین قربونت برم ... آفرین.
آفرین عزیزدلِ قویِ من.
696
به كويت با دل شاد آمدم با چشم تر رفتم
به دل اميد درمان داشتم درمانده تر رفتم
تو كوته دستی ام می خواستی ورنه من مسكين
به راه عشق اگر از پا در افتادم به سر رفتم
نيامد دامن وصلت به دستم هر چه كوشيدم
زكويت عاقبت با دامنی خون جگر رفتم
حريفان هر يك آوردند از سودای خود سودی
زيان آورده من بودم كه دنبال هنر رفتم
ندانستم كه تو كی آمدی ای دوست كی رفتی
به من تا مژده آوردند من از خود به در رفتم
مرا آزردی و گفتم كه خواهم رفت از كويت
بلی رفتم ولی هر جا كه رفتم دربدر رفتم
به پايت ريختم اشكی و رفتم در گذر از من
از اين ره بر نميگردم كه چون شمع سحر رفتم
تو رشك آفتابی كی به دست سايه مي آیی
دريغا آخر از كوی تو با غم همسفر رفتم
696
Repost from سيد تقى سيدى
مثل كوهيم و از اين فاصلههامان چه غم است
لذت عشق من و تو نرسيدن بههم است
ما دو مغرور، دو خودخواه، دو بدتقديريم
عاشقى كردن ما شرح عدم در عدم است
مثل يك تابلوى نيمهى نفرين شدهاى
دست هركس كه به سوى تو بيايد قلم است
عشق را پس زدى اى دوست ولى پيش خدا
هركه از عشق مبّرا بشود، متهم است
مىروى، دور نرو، قبل پشيمان شدنت
فكر برگشتن خود باش و زمانى كه كم است
قبل رفتن بنشين خاطرهاى زنده كنيم
بنشين چاى بريزم، بنشين تازه دم است
囧
