en
Feedback
خُسرُوان

خُسرُوان

Open in Telegram

صلاحِ مملکتِ خویش ، خسروان ، دانند !... پاسخگوی 142 در خدمت شماست : @Khossrovanbbot

Show more
695
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+1230 days
Posts Archive
برام یه چیزی بفرستید که بشه باهاش گریه کرد ... هوم ؟ @Khossrovanbbot

با این همه دلتنگی چیکار کنم آخه تنهایی؟

«دَلِلول یالولد یا ابني دَلِلول»

دست می‌گذارم روی سینه‌ام، انگار می‌خواهم مطمئن شوم هنوز چیزی آنجا می‌تپد.

کارم شده است این؛ نشستن کنار پنجره و آسمان را نگاه کردن. آن‌جا، کنار ابرها می‌نشینم و کتاب می‌خوانم. می‌نشینم و چای می‌نوشم. می‌نشینم و به آوازِ کمانچه‌ی کلهر گوش می‌دهم. می‌نشینم و اشک می‌ریزم. می‌نشینم و جزئیات روزم را برای خدا تعریف می‌کنم. عزیز می‌گوید «خدا از درون تو را می‌بیند.» من اما دلم راضی نمی‌شود. یک‌جایی در روز هیاهوی جهان را می‌گذارم زیر بالشتم و دو فنجان چای می‌ریزم و می‌نشینم به ملاقات خصوصی با او. و بعد کوه‌های یخِ دلم آب می‌شوند؛ آرام می‌شوند. گاهی هم اشک‌هایم سُر می‌خورند در فنجان. خجالت می‌کشم و چشم‌هایم را می‌بندم. او اما سَخت و سَرد نگاهم نمی‌کند؛ می‌گذارد ابرِ کوچکی شوم و ببارم. بعد دستانش را باز می‌کند؛ تکه‌های پراکنده‌‌ی این ابرِ بی‌جان را برمی‌دارد و از نو می‌چسباند بهم و می‌گوید -مراقب ابرِ کوچکش هست.- من اما ابرتر شده‌ام این‌روزها. دلم می‌خواهد بروم از خاکستریِ شهر. دلم می‌خواهد بروم آن دورها. بروم و آسمانم را پیدا کنم.

می‌جویمت مدام و دلم مبتلای توست! ساکت شدم، سکوت، دوایش صدای توست. -سرمست.

چجوریه که من وقتی خوشحالم و خبر خوب دارم و ذوق دارم بیشتر دلم برات تنگ میشه؟!

از این که بدن‌م ساز مخالف می‌زنه ناراحت‌م، ازین که اذیت‌م می‌کنه با این‌که‌ من کاری‌ش ندارم ناراحت‌م. ازین مشت مشت قرص خوردن برای معده و کتف و دست ناراحت‌م. امشب نمی‌دونم چندمین شبه. فقط می‌دونم خیلی وقته نمی‌تونم بخوابم. چهار ساعت تو رخت‌خواب بودم. بدون اینکه گوشی دست بگیرم یا حرف بزنم. فقط نفس کشیدم و خواب‌م نبرد. در حالی که ۲ ساعت دیگه آلارم گوشیمه و باید سر مهم‌ترین کل

شجریان آن‌طرفِ تخت می‌خواند و من این‌طرف درد می‌کشم. تصورتان از درد هرچه که هست را پنج‌برابر کنید. از درد اشک می‌ریزم. فراموش کرده‌ام آخرین دفعه کی از درد گریسته‌ام. قرص‌های عفونتِ معده را یکی‌یکی و دوتادوتا می‌خورم. هیچ توفیق ندارد. من گریه می‌کنم و شجریان می‌خواند، شجریان می‌خواند و من گریه می‌کنم. انگار اشک‌های من قوت صدای او باشد و صدای او قوت اشک‌های من. در یک رابطه‌ی تماما مستقیم به هم ربط داریم. از درد به خود می‌پیچم. نمی‌دانم چه‌قدر می‌گذرد. پلی‌لیست تمام می‌شود. شجریان دیگر نمی‌خواند، من دیگر گریه نمی‌کنم. دیگر از دل‌درد به خود نمی‌پیچم. دیگر چشم‌هایم تار نمی‌شوند. دیگر هذیان نمی‌گویم. بهترم. مشت‌مشت قرص خوردن کمی تاثیر گذاشته. به تو فکر می‌کنم، که ممکن است نامت را وسط هذیان‌ها گفته باشم.

غم امشب گینه.... شعر بفرستید برایم. بخونید که چه بهتر. @Khosrrovaanbot

ای عقل ، نگفتم که تو در عشق نگنجی؟!

ماه هم داره کمک میکنه

بله آقای سیدی؛ای کاش حریف حسرتم‌نیست..!

دلم برات تنگ شده و این دلتنگی بی‌طاقتم کرده عزیزِدورم.

4_6008098040907304797.mp310.82 MB

Repost from N/a
بهتر می‌شد عزیزم، نمی‌شد؟ می‌شد. حتماً می‌شد.

گاهی وقت‌ها، بیش از کسی که عمل جراحی قلب باز کرده و یا با بیماری‌های سخت دست و پنجه‌نرم می‌کنه درد می‌کشی و به سختی نفس می‌کشی و به سختی می‌شینی و به سختی بیدار می‌مونی و به سختی حرف می‌زنی و به سختی راه می‌ری و به سختی کار می‌کنی و هیچ‌کس نمی‌فهمه که تو حال‌ت خوب نیست و چرا خوب نیست و طبیعتا اونایی‌م که یه‌کمی‌ش رو می‌فهمن، فکر نمی‌کنن که چقدر ممکنه حال‌ت بد باشه و چرا! چون تو هیچ علامت فیزیکی‌ای نداری که بقیه ببینن و آدم‌ها تا نبینن که خونین و مالین شدی، باهات همدلی نمی‌کنن و درک‌ت نمی‌کنن. چون هنوز زنده‌ای...

خُسرُوان - Statistics & analytics of Telegram channel @khoosroovan