fa
Feedback
«آبنبات هل دار »

«آبنبات هل دار »

رفتن به کانال در Telegram

و ما ریشه‌هایِ تَنیده از اُمیدیم🌿✒️... ■دانشجوی کارشناسی روانشناسی

نمایش بیشتر
1 389
مشترکین
-424 ساعت
-187 روز
-4830 روز
آرشیو پست ها
photo content
+1

sticker.webp0.10 KB

بازگشت به زندگی امتحانی و تلاش برای بقا تا ساعت ها کتابخونه مرکزی موندن 📚

photo content
+1

sticker.webp0.15 KB

Green Light - Lorde (128).mp33.88 MB

پاشو یه چایی بریز برای خودت، خستگی فقط توی تن نیست… بعضی وقتا توی دل جا خوش می‌کنه، یه دلِ بی‌صدا، که خیلی وقتِ نخندیده...
شما که غریبه نیستید / هوشنگ مرادی کرمانی 🌱

sticker.webp0.07 KB

یادمه اولین بار که ماهی سیاه کوچولو رو خوندم، هنوز نمی‌فهمیدم چرا قلبم تند تند می‌زنه. فقط حس می‌کردم یه چیزی توی دلم روشن شده. یه شعله‌ی کوچیک، یه کنجکاوی که بقیه سعی می‌کردن خاموشش کنن، اما خودش سرسخت بود... درست مثل خودِ ماهی اون موقع هنوز نمی‌دونستم اسمش شجاعته. نمی‌دونستم اسمش اینه که نذاری ترس، دلتو از دریا جدا کنه. فقط می‌دونستم که اون ماهی کوچولو شبیه هیچ‌کدوم از قصه‌های دیگه نبود. نه قهرمانِ عضله‌ای داشت، نه پایان شیرین و قشنگ اما عجیب‌ترین بخشش همون‌جاست... که پایانش، برام شروع شد فهمیدم میشه توی یه برکه‌ی کوچیک به دنیا بیای، اما دلِ دریا داشته باشی. فهمیدم میشه هزار تا ماهی باشن که بخوان آرومت کنن، بترسوننت، بگن: "اون‌ور هیولا داره..." اما تو بگی: "اگه نَرَم، اصلاً واسه چی زنده‌م؟" صمد بهرنگی، اون قصه رو برای همه نوشت، اما انگار دقیقاً برای من نوشته بود. چون یه‌جوری انگشت گذاشت روی بغضی که هنوز خودمم نمی‌تونستم اسمشو بگم: بغضِ موندن، وقتی دلت رفتنه الان که سال‌ها گذشته، می‌فهمم اون ماهی، فقط یه ماهی نبود یه صدا بود صدای اون بخشی از من که هنوز هم توی هیاهوی زندگی، توی ترس، توی قضاوت‌ها، بلند می‌شه و می‌پرسه: "آخرش کجاست؟ ته دریا چیه؟" و گاهی، توی شب‌هایی که همه‌چی ساکته، می‌شنومش نفسش، مثل ماهی کوچولو، توی تاریکی جاریه... پ.ن: خیلی وقت بود گل نوشت نداشتیم :)))🌱🤍

شهر خالیست زِ عشاق، بُوَد کز طرفی مردی از خویش برون آید و کاری بکند...
- حافظ جان

_جمعه های تاسیان
_جمعه های تاسیان

sticker.webp0.03 KB

sticker.webp0.00 KB

BTS - Friends.mp37.67 MB

این چند روزی که کنار تو گذشت، برام شبیه یه نفس عمیق وسط روزهای شلوغ و خسته‌کننده بود.. همه‌چی ساده بود، اما دقیقاً همون سادگی‌ش شد قشنگ‌ترین بخش ماجرا. اینکه نشستیم کنار هم، فیلم دیدیم، گفتیم، خندیدیم، خاطره‌ گفتیم... و یه لحظه‌هایی پیش اومد که واقعاً یادم رفت چقدر زندگی گاهی سخت و سنگینه تو برام غذایی رو درست کردی که همیشه باهاش حالِ دلم خوب میشه همون طعم آشنا، همون حس خونه بعدش نوشمک و بستنی خوردیم، و مزه‌ش انگار از دل بچگی‌هامون اومده بود طعم بی‌خیالی، طعم روزهایی که دغدغه‌هامون ته کشیده بودن توی بازی و خنده حرفایی که زدیم، صمیمیتی که توی نگاهت بود، اون حس قشنگی که بدون هیچ کلمه‌ای منتقل می‌کردی... باعث شد برای یه مدت کوتاه، یادم بره تنها بودن چه شکلیه انگار توی اون چند ساعت، دنیا برام مکث کرد یه مکث پر از آرامش ممنونم که کنارمی، که انقدر بی‌ادعا و مهربونی همه چی کنار تو یه‌جور خاصی خوبه، از اون خوب‌هایی که نمی‌تونی با هیچ چیز دیگه‌ای عوضش کنی. تو نه فقط بهترین دوستم، که یه تیکه از آرامش پناهنگاه امنی✨️🌱🤍

این چند روزی که کنار تو گذشت، برام شبیه یه نفس عمیق وسط روزهای شلوغ و خسته‌کننده بود.. همه‌چی ساده بود، اما دقیقاً همون سادگی‌ش شد قشنگ‌ترین بخش ماجرا. اینکه نشستیم کنار هم، فیلم دیدیم، گفتیم، خندیدیم، خاطره‌ گفتیم... و یه لحظه‌هایی پیش اومد که واقعاً یادم رفت چقدر زندگی گاهی سخت و سنگینه تو برام غذایی رو درست کردی که همیشه باهاش حالِ دلم خوب میشه همون طعم آشنا، همون حس خونه بعدش نوشمک و بستنی خوردیم، و مزه‌ش انگار از دل بچگی‌هامون اومده بود طعم بی‌خیالی، طعم روزهایی که دغدغه‌هامون ته کشیده بودن توی بازی و خنده حرفایی که زدیم، صمیمیتی که توی نگاهت بود، اون حس قشنگی که بدون هیچ کلمه‌ای منتقل می‌کردی... باعث شد برای یه مدت کوتاه، یادم بره تنها بودن چه شکلیه انگار توی اون چند ساعت، دنیا برام مکث کرد یه مکث پر از آرامش ممنونم که کنارمی، که انقدر بی‌ادعا و مهربونی همه چی کنار تو یه‌جور خاصی خوبه، از اون خوب‌هایی که نمی‌تونی با هیچ چیز دیگه‌ای عوضش کنی. تو نه فقط بهترین دوستم، که یه تیکه از آرامش پناهنگاه امنی✨️🌱🤍

sticker.webp0.14 KB