Dr Nicole LePera
رفتن به کانال در Telegram
دکتر نیکول لپرا به فارسی جهت شرکت در کلاس لپراخوانی ادمین: @PanevisAdmin محمدجعفر مصفا: @Mossaffadotcom جیدو کریشنامورتی: @Krishnamurti
نمایش بیشتر971
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
+1830 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+1
در 0 کانالها
اوت '26
+33
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+18
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+22
در 1 کانالها
Get PRO
مه '26
+4
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+2
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '26
+2
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+55
در 3 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+13
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+71
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+52
در 3 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+23
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+24
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '25
+33
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+22
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+25
در 2 کانالها
Get PRO
مه '25
+27
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+33
در 1 کانالها
Get PRO
مارس '25
+35
در 1 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+50
در 2 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+34
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+33
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+51
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+32
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+79
در 1 کانالها
Get PRO
اوت '24
+64
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+68
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+94
در 1 کانالها
Get PRO
مه '24
+81
در 3 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+90
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '24
+84
در 1 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+37
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+30
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+52
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+106
در 3 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+353
در 1 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 04 سپتامبر | 0 | |||
| 03 سپتامبر | 0 | |||
| 02 سپتامبر | +1 | |||
| 01 سپتامبر | 0 |
پستهای کانال
🧠 فرافکنی (Projection)
سازوکار دفاعی ناآگاهانه:
وقتی نمیخواهیم یا نمیتوانیم احساسات، افکار یا ویژگیهای ناخوشایند خود را بپذیریم، ناخودآگاه آنها را به دیگران نسبت میدهیم.
❓ چرا فرافکنی میکنیم؟
✅ کاهش موقت اضطراب و احساس گناه
✅ حفظ تصویر ذهنی مثبت از خود
مثال:
بهجای گفتن «من حسودم»، میگوییم: «او به من حسادت میکند»
🔍 شناخت فرافکنی چه کمکی میکند؟
1️⃣ رفتارها را شخصی نکنیم
بسیاری از واکنشهای منفی دیگران بازتاب درونیات حلنشده خودشان است، نه ما.
2️⃣ مرز روانی سالمتر بسازیم
با آگاهی، درگیر هر قضاوت و انتقادی نمیشویم و جایگاه ناظر را حفظ میکنیم.
3️⃣ همدلی آگاهانه(نه پذیرش رفتار بد)
ممکن است پشت رفتار آزاردهنده، رنج پنهانی باشد؛ دید ما میتواند انسانیتر شود.
4️⃣ کاهش نشخوار ذهنی
بهجای پرسیدن «مشکل من چی بود؟» بپرسیم:
«چه چیزی در درون او باعث این واکنش شد؟»
⚠️ نکتهٔ مهم:
همه رفتارها فرافکنی نیستند.
برخی انتقادها واقعی و سازندهاند.
🔑 تشخیص درست، نیاز به خودآگاهی دارد.
✍️ برگرفته از آثار دکتر نیکول لپرا
@NicoleLePera
| 2 |
(ترجمۀ پست قبل)
زمانی را تصور کنید که در حال رشد بودید و گریه میکردید، به جای اینکه بشنوید: «گریهات را متوقف کن»، در آغوش گرفته میشدید. و کمی پشتتان مالیده میشد. تصور کنید زمانی که دوستی با چیزی بسیار استرسزا نزد شما آمد، به جای میل به نصیحت کردن او، شما فقط دست او را میگرفتید و به او میگفتید "من اینجا هستم تا گوش کنم.". تصور کنید زمانی که احساس ناراحتی میکردید. یا حس غم داشتید(بدون هیچ دلیل واضحی)—کسی که دوستش داشتید دستانش را دور شما حلقه میکرد و شما را در آغوش میگرفت.
لمس انسانی یکی از بزرگترین شفادهندگان است. ما آن را نادیده میگیریم. تمام سانت به سانت بدن ما برای تنظیم با همه چیز و هر کس در اطرافمان است. ما میخواهیم با هم صحبت کنیم و به روش خود فکر کنیم، وقت آن است که یکدیگر را آرام کنیم. با یکدیگر مکث کنیم. و دیگر انتظار نداشته باشیم که ماشین باشیم. آغوش بیشتر، نصیحت کمتر.
نیکول لپرا
@NicoleLePera | 137 |
| 3 |
آغوشها سیستم عصبی را آرام میکنند. آغوش بیشتر، نصیحت کمتر.
نیکول لپرا
Imagine if when you were crying growing up instead of “stop your crying” you got a hug. And a little rub on your back.Imagine when a friend came to you with something so stressful, instead of the impulse to give advice, you just grabbed their hand and told them “I’m here to listen.”Imagine when you felt sad or down (for no “apparent” reason)—someone you loved wrapped their arms around you and gave you a big hug.Human touch is one of the greatest healers.We overlook it.And yet every inch of our body is meant to co-regulate with everything and everyone around us. We want to talk and think our way out of everything.It’s time to soothe each other. Pause with each other. And stop expecting ourselves to be machines.More hugs, less advice
Nicole LePera
+ ترجمهٔ فارسی بزودی.
@NicoleLePera | 152 |
| 4 |
How to behave with emotionally immature people.
A few years ago I started using the "them" method.
It's the quickest and easiest way to see if you're talking to someone who's emotionally immature.
It works like this: you say something, and the response circles back to them. Almost every time. It doesn't matter what you're talking about, they will bring the topic or situation back to themselves. They don't get curious about what you're saying or ask questions. They don't give you the space to vent.
Here's an example:
You say: "I'm so overwhelmed at work, my boss is driving me crazy. I'm really thinking about quitting, I'm just so stressed out about finding another job in this job market."
They say: "Ugh, I hate my job too. The other day, my boss..."
They're not asking what's going on at your work, or if you want advice, or you just want them to listen. They're bringing it back to them.
Now, full disclosure, we all do this sometimes. And that's ok. It's how we relate to people. But when someone does this all the time, it's frustrating, and we feel unheard.
Emotionally immature people struggle a lot with holding space. Holding space just means allowing another person's emotional experience to come before your own.
By using the "them" method, you can identify if the person is emotionally immature.
This empowers you to realize they probably can't support you. It doesn't mean you can't have a relationship with them, or that you need to call them out.
It just means you get selective about what you share and you regulate your nervous system by not expecting them to give you something they can't give you.
When you use the "them" method, you also realize how precious the relationships are with people who attune to you. Make sure you thank them. And make sure if you're a person who holds space for other people you celebrate that in yourself, too.
With you on this,
Dr. Nicole
چگونه با افرادی که از نظر عاطفی نابالغ هستند رفتار کنیم
چند سال پیش، شروع کردم به استفاده از روشِ «آنها».
این سریعترین و سادهترین راه برای این است که بفهمید آیا با فردی از نظرِ عاطفی نابالغ صحبت میکنید یا نه.
ماجرا اینطور است: شما چیزی میگویید و پاسخِ طرفِ مقابل، تقریباً هر بار، دوباره به خودش برمیگردد. مهم نیست دربارۀ چه چیزی صحبت میکنید؛ او موضوع یا موقعیت را به خودش ربط میدهد. دربارۀ چیزی که میگویید کنجکاو نمیشود، سؤال نمیپرسد و به شما مجال نمیدهد که حرف دلتان را بزنید.
مثلاً:
شما میگویید: «سرِ کار واقعاً زیر فشارم. رئیسم دیوانهام کرده. جدّی دارم به استعفا فکر میکنم؛ فقط پیدا کردنِ یک کارِ دیگر در این بازارِ کار واقعاً من را مضطرب و تحتِ فشار کرده.»
او میگوید: «اوه، من هم از کارم متنفرم. همین چند روز پیش، رئیسم...»
او نمیپرسد در محلِ کارِ شما چه میگذرد، نمیپرسد که آیا میخواهید به شما راهنمایی بدهد، یا فقط میخواهید کسی به حرفهایتان گوش کند. او دوباره موضوع را به خودش برمیگرداند.
حالا، برای روشن شدنِ موضوع، همۀ ما گاهی این کار را میکنیم. و اشکالی هم ندارد. این یکی از شیوههای ارتباطِ ما با دیگران است. امّا وقتی کسی همیشه اینطور رفتار میکند، آزاردهنده است و ما احساس میکنیم حرفمان شنیده نمیشود.
افرادِ از نظرِ عاطفی نابالغ، معمولاً در «جا و مجال دادن» به دیگری مشکلِ زیادی دارند. جا و مجال دادن یعنی اجازه بدهید تجربۀ عاطفیِ شخصِ دیگری، پیش از تجربۀ عاطفیِ خودِ شما قرار بگیرد.
با استفاده از روشِ «آنها»، میتوانید تشخیص دهید که آیا آن شخص از نظرِ عاطفی نابالغ است یا نه.
این آگاهی به شما کمک میکند بفهمید که احتمالاً او نمیتواند از شما حمایت کند. این به آن معنا نیست که نمیتوانید با او رابطه داشته باشید یا لازم است او را بهخاطرِ رفتارش موردِ مؤاخذه قرار دهید.
فقط یعنی دربارۀ آنچه با او در میان میگذارید، انتخابگرتر میشوید و با این انتظار نداشتن که از او چیزی بخواهید که توانِ ارائهاش را ندارد، به تنظیمِ دستگاهِ عصبیِ خود کمک میکنید.
وقتی از روشِ «آنها» استفاده میکنید، همچنین متوجّه میشوید رابطه با کسانی که با شما همآهنگ میشوند و به وضعیتِ عاطفیِ شما توجه نشان میدهند، چقدر ارزشمند است. حتماً از آنها تشکّر کنید.
و اگر خودتان کسی هستید که به دیگران جا و مجال میدهد، حتماً این ویژگی را در خودتان نیز ببینید و قدر بدانید.
همراهِ شما در این مسیر،
دکتر نیکول
@NicoleLePera | 275 |
| 5 |
Are you tired in a way that sleep can't fix?
Not regular tired. The kind where you sleep 10, 12 hours and wake up feeling like you never closed your eyes...
Where no supplement, no early bedtime, no wellness routine touches it, and getting through basic decisions like what to eat, whether to respond to a message, feels like it requires more energy than you have.
Most people blame their sleep. Or their diet. Or their schedule.
But what most people are never told is that this kind of exhaustion has nothing to do with how many hours you sleep.
It is what is happening inside your nervous system while you sleep.
When your body has experienced ongoing trauma, especially in childhood, it never fully learns how to shift into a state of genuine rest.
Your nervous system stays on low level alert even when you are unconscious. Your body is still scanning...
Still protecting...
Still doing the invisible work of survival long after the threat is gone...
This is one of the most overlooked symptoms of CPTSD.
And the longer it goes unrecognized, the more it costs you.
Not just in energy, but in relationships, in focus, in the quiet erosion of feeling like yourself.
In my new video, I explain exactly why this happens, what CPTSD exhaustion actually looks like in the body, and what you can begin doing about it. This is something anyone can understand, and once you see it clearly, you stop blaming yourself for being tired.
Watch it here.
With you on this,
Dr. Nicole
آیا آنقدر خستهاید که خواب هم نمیتواند خستگیتان را برطرف کند؟
منظورم خستگیِ معمولی نیست؛ نوعی خستگی که ده یا دوازده ساعت میخوابید و باز هم طوری از خواب بیدار میشوید که انگار اصلاً چشم روی هم نگذاشتهاید...
خستگیای که هیچ مکمّلِ غذایی، زود خوابیدن یا هیچ برنامۀ مراقبت از خودی نمیتواند تغییری در آن ایجاد کند؛ و حتّی تصمیمهایِ سادهای مثل اینکه چه بخورید یا به یک پیام پاسخ بدهید یا نه، احساس میکنید بیش از آنچه در توانتان هست انرژی میطلبد.
بیشترِ مردم تقصیر را به گردنِ خوابشان میاندازند؛ یا رژیمِ غذاییشان، یا برنامۀ روزانهشان.
امّا چیزی که به بیشترِ مردم هرگز گفته نمیشود این است که این نوع خستگی، هیچ ارتباطی با تعدادِ ساعتهایی که میخوابید ندارد.
مسئله این است که هنگامِ خواب، در دستگاهِ عصبیِ شما چه میگذرد.
وقتی بدنِ شما تجربۀ تروما و آسیبِ روانیِ مداوم داشته باشد، بهویژه در دورانِ کودکی، هرگز بهطورِ کامل یاد نمیگیرد که چگونه واردِ حالتِ استراحتِ واقعی و عمیق شود.
دستگاهِ عصبیِ شما، حتّی وقتی بیهوش و ناآگاهید، در سطحی پایین همچنان در حالتِ هشدار باقی میماند.
بدنتان همچنان در حالِ جستوجو و وارسی است...
همچنان در حالِ محافظت است...
همچنان مشغولِ انجامِ آن کارِ نامرئیِ بقاست، مدتها پس از آنکه تهدید از میان رفته است...
این یکی از نادیدهگرفتهشدهترین نشانههایِ اختلالِ استرسِ پس از سانحۀ پیچیده، یا CPTSD، است.
و هرچه این مسئله دیرتر شناخته شود، هزینۀ بیشتری برایتان خواهد داشت.
نه فقط از نظرِ انرژی، بلکه در روابطتان، در تواناییِ تمرکزتان، و در فرسایشِ خاموشِ آن احساس که هنوز خودِ واقعیتان هستید.
در ویدیویِ جدیدم دقیقاً توضیح میدهم که چرا این اتفاق میافتد، خستگیِ ناشی از CPTSD در بدن واقعاً چگونه خود را نشان میدهد، و چه کارهایی میتوانید برای مقابله با آن آغاز کنید.
این موضوعی است که هرکسی میتواند آن را درک کند؛ و وقتی آن را بهروشنی ببینید، دیگر خودتان را بهخاطرِ خستهبودن سرزنش نمیکنید.
ویدیو را از اینجا ببینید.(بزودی)
همراهِ شما در این مسیر،
دکتر نیکول
@NicoleLePera | 205 |
| 6 | @NicoleLePera | 171 |
| 7 | @NicoleLePera | 1 |
| 8 |
Growing up, I often heard my dad say, “You might as well talk to the wall.”
He said it when he felt he couldn’t get through to my mom. Although she meant well, and was loving. But she was also emotionally immature.
Since no one taught her how to communicate...
Her way of coping with things she didn’t want to deal with was to avoid them or deny them.
This is how many emotionally immature people cope. It keeps them feeling safe, but it's incredibly frustrating to be in relationships with people who deny reality.
What my mom taught me is: you can say something to someone, but you can’t get them to actually listen. You can’t force them to understand it. And you can’t make them have the response you want.
I knew my mom was limited. Understanding her own childhood, I knew that she might never be the fully present, grounded mother I wanted her to be.
And that gave me the space to accept: she didn’t have to be.
All of us have an idea of who our parents should be. We hold on to that, hope that something can get them to change. But my mom taught me that I didn’t have to be frustrated.
I didn’t have to live in the suffering of not being seen or heard. I could know her limits, and appreciate her for what she could offer me.
She was an incredible cook. She comforted me whenever I didn’t feel good and gave the best advice on how to treat any ailment. She loved sports and some of my best times with her were cheering on the Philadelphia Eagles, laughing together as she screamed at the other team through the screen.
When you really understand and accept someone's limits, you stop trying to get them to be someone they're not.
That might be the most mature choice we can make.
I hope this helps you with the emotionally immature person in your life.
With you on this,
Dr. Nicole
در دورانِ کودکیام، اغلب میشنیدم که پدرم میگفت: «آدم انگار دارد با دیوار حرف میزنه.»
این جمله را وقتی میگفت که احساس میکرد نمیتواند حرفش را به مادرم بفهماند. مادرم، با اینکه نیتِ خوبی داشت و زنی مهربان بود، از نظرِ عاطفی نیز نابالغ بود.
چون هیچکس به او یاد نداده بود که چگونه ارتباط برقرار کند...
شیوۀ او برای کنار آمدن با مسائلی که نمیخواست با آنها مواجه شود، این بود که از آنها اجتناب کند یا وجودشان را انکار کند.
این همان شیوۀ کنار آمدنِ بسیاری از آدمهای نابالغِ عاطفی است. این کار باعث میشود احساسِ امنیت کنند؛ امّا بودن در رابطه با کسی که واقعیت را انکار میکند، بهشدّت خستهکننده و فرساینده است.
چیزی که مادرم به من آموخت این بود: میتوانی چیزی را به کسی بگویی، امّا نمیتوانی وادارش کنی واقعاً گوش بدهد. نمیتوانی مجبورش کنی آن را بفهمد. و نمیتوانی کاری کنی که واکنشی را که تو میخواهی، نشان دهد.
میدانستم که مادرم محدودیتهایی دارد. وقتی کودکیِ خودش را درک کردم، فهمیدم که شاید هرگز نتواند آن مادرِ کاملاً حاضر و از نظرِ عاطفی استواری باشد که من میخواستم.
و همین به من مجال داد تا بپذیرم: لازم نبود چنین مادری باشد.
همۀ ما تصوّری از این داریم که والدینمان «باید» چگونه باشند. به این تصوّر میچسبیم و امیدوار میمانیم که شاید چیزی پیدا شود که آنها را تغییر دهد. امّا مادرم به من آموخت که لازم نیست از این بابت ناکام و سرخورده باشم.
لازم نبود در رنجِ دیدهنشدن یا شنیدهنشدن زندگی کنم. میتوانستم محدودیتهایش را بشناسم و در عینِ حال، بابتِ چیزهایی که میتوانست به من بدهد، قدردانش باشم.
او آشپزِ فوقالعادهای بود. هر وقت حالم خوب نبود، آرامم میکرد و بهترین توصیهها را برای درمانِ هر نوع ناراحتی و بیماری به من میداد. عاشقِ ورزش بود و بعضی از بهترین لحظاتی که با او داشتم، هنگامِ تشویقِ تیمِ فوتبالِ عقابهای فیلادلفیا بود؛ وقتی با هم میخندیدیم و او از پشتِ صفحۀ تلویزیون سرِ تیمِ مقابل فریاد میکشید!
وقتی واقعاً محدودیتهای کسی را درک و بپذیری، دیگر تلاش نمیکنی او را به کسی تبدیل کنی که نیست.
شاید این یکی از بالغانهترین انتخابهایی باشد که میتوانیم داشته باشیم.
امیدوارم این مطلب در مواجهه با فردِ نابالغِ عاطفیِ زندگیتان به شما کمک کند.
همراهِ شما در این مسیر،
دکتر نیکول لپرا
@NicoleLePera | 228 |
| 9 |
So many people ask, "Why didn't you leave?"
But I think the better question is: What made you stay?
Toxic relationships can be highly addictive. And the shame we feel for not walking away can consume us.
One thing I heard over and over again as a therapist is, "Why did I stay with someone I knew was bad for me?"
In this video, I break down the answer to that question.
You'll leave with a full understanding of any relationship that left you feeling hurt, dismissed, or not seen.
The constant state of confusion and exhaustion is all part of what keeps us locked in a cycle, and you can break that cycle today...
By watching this video
With you on this,
Dr. Nicole
خیلیها میپرسند: «چرا ترکش نکردی؟»
امّا بهنظرِ من، پرسشِ بهتر این است: «چه چیزی باعث شد بمانی؟»
روابطِ سمی میتوانند بهشدّت اعتیادآور باشند. و شرمی که بهخاطرِ ترک نکردنِ رابطه احساس میکنیم، میتواند تمامِ وجودمان را دربر بگیرد.
یکی از جملههایی که بارها و بارها، در مقامِ درمانگر، از مراجعانم شنیدهام این است: «چرا با کسی ماندم که میدانستم برایم خوب نیست؟»
درکِ کاملی از هر رابطهای پیدا کنید که باعث شده احساس کنید آزرده شدهاید، نادیده گرفته شدهاید یا کسی شما را نمیبیند و درک نمیکند.
این حالتِ دائمیِ سردرگمی و فرسودگی، همگی بخشی از چیزی است که ما را در این چرخه گرفتار نگه میدارد؛ و شما میتوانید همین امروز این چرخه را بشکنید.
همراهِ شما در این مسیر،
دکتر نیکول
@NicoleLePera | 334 |
| 10 |
Something specific happens with a man who has a mother wound.
Men with the mother wound struggle to make decisions. They can be highly defensive. And sometimes they put their mother and her opinions before their own or their partners.
It's great when a man has a close relationship with his mother.
But what happens when that relationship is close in a dysfunctional way? When he grew up being her therapist, her pseudo-partner, and when he didn't get the coping skills or communication skills he needed from her.
This is called enmeshment.
It's so common that most people don't even notice it. They feel like something is off, but can't put their finger on it.
The mother wound impacts every adult relationship a man has.
In my new video, I break down what enmeshment is, how it shapes adult relationships, and the first steps anyone can take to begin breaking the cycle.
Watch it here
With you on this,
Dr. Nicole
چیزی مشخّص دربارۀ مردی که «زخمِ مادر» دارد، رخ میدهد.
مردانی که زخمِ مادر دارند، در تصمیمگیری دچارِ مشکل میشوند. ممکن است بهشدّت حالتِ دفاعی به خود بگیرند. و گاهی مادر و نظرِ او را بر نظرِ خودشان یا شریکِ عاطفیشان ترجیح میدهند.
اینکه مردی رابطۀ نزدیکی با مادرش داشته باشد، امری بسیار خوب است.
امّا وقتی این رابطۀ نزدیک، به شکلی ناسالم و ناکارآمد باشد چه؟ وقتی مرد در دورانِ رشد، به درمانگرِ مادرش، به شریکِ عاطفیِ کاذبِ او تبدیل شده باشد و مهارتهای لازم برای کنار آمدن با مسائل یا مهارتهای ارتباطیِ مورد نیازش را از او نیاموخته باشد؟
به این وضعیت «درهمتنیدگی» گفته میشود.
این پدیده آنقدر شایع است که بیشترِ مردم اصلاً متوجّه آن نمیشوند. احساس میکنند چیزی درست نیست، امّا نمیتوانند دقیقاً بفهمند مشکل چیست.
«زخمِ مادر» بر تمامِ روابطِ بزرگسالانۀ یک مرد تأثیر میگذارد.
«درهمتنیدگی» چیست؟ چگونه روابطِ بزرگسالانۀ ما را شکل میدهد و نخستین گامهایی که هر کسی میتواند برای آغازِ شکستنِ این چرخه بردارد، کداماند؟
همراهِ شما در این مسیر،
دکتر نیکول
@NicoleLePera | 300 |
| 11 |
Listen to advice from other people, but always take the time to sit with it alone. Think about if that advice leads you closer to who you want to be, or further off track. Check in with the feeling in your body. Advice can sometimes lead us away from the path our intuition is trying to guide us on. There's a quiet, calm brilliance inside you that wants to be heard. You know more than you think.
Dr. Nicole
به توصیههای دیگران گوش بده، امّا همیشه زمانی را به خودت اختصاص بده تا با آن توصیه، در خلوتِ خودت، بنشینی و تأمّل کنی. ببین آیا آن توصیه تو را به آن کسی که میخواهی باشی نزدیکتر میکند، یا تو را از مسیرِ درستت دورتر میسازد. به احساسی که در بدنت داری توجّه کن. گاهی توصیهها میتوانند ما را از مسیری دور کنند که شهودمان میکوشد ما را در آن هدایت کند.
در درونِ تو، خرد و درخششی آرام و خاموش وجود دارد که میخواهد شنیده شود. تو بیش از آنچه فکر میکنی میدانی.
دکتر نیکول
@NicoleLePera | 312 |
| 12 |
هویت خود را حول یک حرفه ایجاد نکردن را عادیسازی کنید.
نیکول لپرا
@NicoleLePera | 307 |
| 13 |
تراما دزدِ تواناییِ برنامهریزی برای آینده است.
نیکول لپرا
@NicoleLePera | 334 |
| 14 |
ما عمیقا اینگونه شرطی شدهایم که باور کردهایم آدم کامل وجود دارد.
باور کردهایم فردی وجود دارد که تمام خصوصیات خوب را داراست.
اما در خصوص روابط، موضوع مهم بحث هماهنگ بودن است. اولین قدم در این مسیر این است که ما خودمان را بشناسیم. ارزشهای ما چه چیزهایی هستند؟ چه چیزهایی جزو ارزشهای ما نیستند؟ خط قرمزهای ما کجا هستند؟
علائم هشداردهنده در روابط، سلیقهای بوده و برای هر کسی ممکن است متفاوت باشد.
برای فردی که ارتباط داشتن جزو ارزشهایش محسوب میشود، بیشازحد کار کردنِ طرف مقابل ممکن است یک علامت هشداردهنده باشد. شما میخواهید وقت بیشتری با یکدیگر بگذرانید اما طرف مقابل نمیتواند.
برای فردی دیگر ممکن است بیشازحد کار کردن یک خصوصیت مثبت به شمار آید. خوداتکایی جزو ارزشهایش بوده و به فضای بیشتری در روابط نیاز داشته باشد.
«آدم کامل» وجود ندارد. همهٔ ما دارای معایب مخصوص به خودمان هستیم. مهم این است که با ذهنیتی باز از خصوصیات خود آگاه باشیم و ببینیم چه چیزی برای ما مناسبتر است.
پینوشت: رفتارهای سواستفادهگرانه و دستکاریهای روانیوعاطفی هرگز مورد قبول نیستند. بدرفتاری، بدرفتاری است. و چیزی نیست که باید با آن سازگار شویم.
نیکول لپرا
@NicoleLePera | 346 |
| 15 |
This was my greatest lesson as a couples therapist. We glorify longevity without asking: do they respect each other? Do they have fun together? Do they help each other grow? Are they there for each other when times get tough? What do YOU think of this?
Nicole LePera
اینکه دو نفر چه مدت است با هم در رابطهٔ عاطفی هستند هیچ چیز در مورد سلامت رابطهشان بیان نمیکند.
بعضی افراد که نمیتوانند همدیگر را تحمل کنند، دهها سال با هم میمانند.
بعضیها که زندگی دوگانه دارند.
بعضی زوجها بیست سال است که با هم یک گفتگوی واقعی نداشتهاند.
طول رابطه را آرمانتان ندانید. طول رابطه داستان را بطور کامل بیان نمیکند.
آرمانتان در رابطه احترام متقابل، تحسین متقابل، و پایهٔ همهٔ اینها: دوستی حقیقی باشد.
آرمانتان در رابطهٔ عاطفی تعهد افراد به حمایت از هم در رشد بسوی بهترین نسخهٔ همدیگر باشد.
آرمانتان در رابطه این باشد که افراد به بدترین وضعیت رسیده باشند، سپس این وضعیت را به گفتگو گذاشته باشند، و رابطهای بر مبنای اعتماد ساخته باشند.
--
این بزرگترین درس من به عنوان یک زوجدرمانگر بود. ما طول عمر رابطه را تجلیل میکنیم بدون اینکه بپرسیم: آیا آنها به یکدیگر احترام میگذارند؟ آیا آنها با هم اوقات دلپذیری دارند؟ آیا آنها به رشد یکدیگر کمک میکنند؟ آیا آنها در زمان سختی برای یکدیگر هستند؟ نظر شما در مورد این چیست؟
نیکول لپرا
@NicoleLePera | 479 |
| 16 |
بسیاری از ما نمیدانیم چطور بالغانه ارتباط برقرار کنیم. البته چطور باید بدانیم وقتی هیچوقت چنین چیزی به ما آموخته نشده است؟ به جای آن، ما یاد گرفتهایم که «پرخاشگری منفعلانه» داشته باشیم، از دیگران انتظار ذهنخوانی داریم و یا مشکلات را نادیده میگیریم به این امید که خودشان حل شوند! این رویکرد، باعث شکلگیری اکثر مشکلات روابط میشود.
ارتباط برقرار کردن یک «تمرین» است.
✓ وقتی واقعاً ناراحت هستید، به جای اینکه بگویید «خوبم»، تمرین کنید که بگویید: «راستش به خاطر اتفاقی که دیشب افتاد، کمی ناراحت شدم. میتونیم در موردش صحبت کنیم؟»
✓ به جای اینکه با دوست خود در مورد این صحبت کنید که چرا ناراحت شده است و رفتارهای او را در ذهن خودتان رمزگشایی کنید، این نحوهٔ برقراری ارتباط را تمرین کنید: «الان دارم کلی داستان توی ذهنم میسازم ولی راستش نمیخوام حدس بزنم. متوجه شدم کمی ازم فاصله گرفتی، با موضوع خاصی مشکل داشتی؟»
✓ وقتی طرف مقابل شما پیام نمیدهد یا برای برقراری تماس پیشقدم نمیشود، به جای اینکه در خودتان فرو بروید، این نحوهٔ برقراری ارتباط را تمرین کنید: «وقتی پیامی از سمت تو میاد، من خیلی خوشحال میشم. در تماس بودن با تو باعث میشه حس کنم ما به هم متصلیم. ممکنه وقتی زمان آزاد داشتی بهم پیام بدی یا زنگ بزنی؟
از آنجایی که برخی از مکالمات برای ما «بسیار» ناخوشایند هستند، ما معمولاً ترجیح میدهیم در ذهن خودمان حدس بزنیم یا تحلیل کنیم. به تمام انرژیهایی فکر کنید که میتوانیم صرفهجویی کنیم، به تمام شفافیتی فکر کنید که میتوانیم داشته باشیم، و به این فکر کنید که چقدر روابط سالمتری میتوانیم داشته باشیم.
نیکول لپرا
@NicoleLePera | 336 |
| 17 |
Not everyone deserves access to you. Say no and hold your head up high. Every time you have the courage to speak your mind, you create a new future. And in that future you're thriving, you're full of energy, and your body is healing. What you say no to gives you room to say yes.
Dr. Nicole
«همهٔ آدمها شایستهٔ دسترسی به تو نیستند. «نه» بگو و سرت را بالا نگه دار.
هر بار که شجاعتِ بیانِ آنچه را در ذهنت میگذرد پیدا میکنی، آیندهٔ تازهای میسازی. و در آن آینده، تو در حال شکوفایی هستی، سرشار از انرژی هستی و بدنت در حال بهبود است.
چیزی که به آن «نه» میگویی، برایت جا باز میکند تا بتوانی به چیزهای دیگری «بله» بگویی.»
دکتر نیکول
@PanevisDotCom | 320 |
| 18 | @NicoleLePera | 281 |
| 19 |
احترام به خود میگوید:
اگر با چیزی راحت نیستم، دربارهٔ آن به آن فرد میگویم. حتی وقتی که از این گفتن ترس داشته باشم.
نیکول لپـرا
@NicoleLePera | 248 |
| 20 |
تصمیم گیری را تمرین کنید بدون اینکه از دیگران مشاوره بخواهید. این برای این است که شما خودتان را بشناسید.
اینگونه یاد میگیرید که به خود اعتماد کنید.
نیکول لپرا
The urge to ask for people’s advice and options can often come from being stuck in functional freeze. We think maybe someone else has the “right” answer. And often when we get advice that doesn’t align, or we get different options— we get even more stuck.We get stuck in this cycle because we don’t trust ourselves. The practice of making our own choices sounds simple. But it’s a profound act. It takes getting quiet and asking: “what makes sense for ME?” Not for anyone else. Then, following through with our choices gives us incredible feedback. We can learn, grow, and learn how to trust ourselves in the process.This is especially important for people who grew up in homes with strict, controlling, or domineering parents. Agency gets lost in childhood, so looking outside of ourselves becomes a habitual pattern. The truth is: no one really knows what they’re doing. We’re all guessing to a certain extent. And the best wisdom of all comes from within us. It’s our silent intuition that speaks to us and guides us when we have the courage to listen
تمایل به درخواست مشاوره و گزینههای مردم اغلب می تواند ناشی از گیرکردن در فریز عملکردی باشد. ما فکر می کنیم شاید شخص دیگری پاسخ "درست" را داشته باشد. و اغلب وقتی توصیههایی دریافت میکنیم که همسو نیستند، یا گزینههای متفاوتی دریافت میکنیم - حتی بیشتر گیر میافتیم. ما در این چرخه گیر میافتیم چرا که به خودمان اعتماد نداریم.
تمرین انتخاب خودمان ساده به نظر میرسد. اما این یک عمل عمیق است. ساکت شدن و پرسیدن: "چه چیزی برای من معنی دارد؟" نه برای کس دیگری. سپس، دنبال کردن انتخابهایمان بازخورد باورنکردنی به ما میدهد. ما میتوانیم یاد بگیریم، رشد کنیم، و یاد بگیریم که چگونه در این فرآیند به خود اعتماد کنیم. این به ویژه برای افرادی که در خانههایی با والدین سختگیر، کنترلگر یا سلطهجو بزرگ شدهاند، مهم است.
دلبستگی در کودکی گم میشود، بنابراین چشم داشتن به امید به خارج از خودمان به یک الگوی عادت تبدیل میشود.
حقیقت این است: هیچ کس واقعاً نمیداند دارد چه میکند. همهٔ ما تا حدی حدس میزنیم. و بهترین خردمندی از درون ما میآید. این شهود خاموش ماست که با ما صحبت میکند و وقتی جرأت گوش دادن را داریم راهنمایی میکند.
@NicoleLePera | 308 |
