fa
Feedback
اقامتگاه کاج و ابر

اقامتگاه کاج و ابر

رفتن به کانال در Telegram

  ֪    🌲🍵⛰️ @pinescloudbot

نمایش بیشتر
1 234
مشترکین
+224 ساعت
+67 روز
+2830 روز
آرشیو پست ها
جدی نمیفهمم چطوری توی این شرایط میرین توی اپ داخلی چنل میزنین، تبادل و فعالیت میکنین. اونیکه نونش از این راه بوده و هست؛ اینکار رو نمی‌کنه بعد تویی که صرفا اوقات فراغتت رو توی مجازی می‌گذرونی سریع رفتی چنل زدی؟ عجب!

اردیبهشت عجیب بود.🎁
+5
اردیبهشت عجیب بود.🎁

آیا اشکالی نداره اگر همینطوری ادامه بدم؟
+2
آیا اشکالی نداره اگر همینطوری ادامه بدم؟

1|1 - Almond Chocolate - ILLIT (320).mp37.83 MB

photo content

ָ࣪ ˖ ⋆⸙‌ به یـاد روزهایـے که زندگے جریان داشت.
+1
ָ࣪ ˖ ⋆⸙‌ به یـاد روزهایـے که زندگے جریان داشت.

به اینجا ۴۲ تا ستاره دادید تاحالا، که بیشترش مال پستای گذشته‌ست… نمیدونم چرا ولی احساساتی شدم؟

من الان دیدم اینا ستاره دارن… خیلی ممنونم جدی (:

🌧️🧚🏼‍♀️
+5
🌧️🧚🏼‍♀️

سلام حالتون چطوره؟! من نمیدونم فعالیت کنم یا نکنم ):

“دیدم با شوق توی این شلوغی دارین کتاب می‌خونین‌، درمورد چیه؟” سوالی از سمت غریبه‌ا‌ی که با صداقت برای دنیای کتاب‌ها‌ پرسیده شد. گفتم هزار خورشید تابان درمورد زندگی زنان افغانستان و رنج‌هاشون‌ نوشته شده، و این‌طوری بود که مکالمه‌ به سمت روزها و شوق جوانی برای کتاب خوندن رفت؛ می‌گفت‌ “این روزها انگار کمتر کسی کتاب می‌خونه‌‌، خودم که وقتی جوون بودم یه کتاب پونصد صفحه‌ا‌ی رو یک روزه می‌خوندم‌‌. اسمش یاسمین‌ بود، اثر م‌.مودب‌پور که ارزش خوندن داره.” قول دادم کتاب رو پیدا کنم و بخونم. از همون لحظاتی بود که یه نور توی دنیای واقعی روشن می‌شه‌.

- The Spirit bares its teeth 👁 , این کتاب درباره درباره‌ی سیلاسه؛ یک پسر ترنس که توی یه دنیای ویکتوریاییِ کریپی و افراطی زند
+1
- The Spirit bares its teeth 👁 ,
این کتاب درباره درباره‌ی سیلاسه؛ یک پسر ترنس که توی یه دنیای ویکتوریاییِ کریپی و افراطی زندگی می‌کنه، جایی که می‌خوان مجبورش کنن “دختر مؤدب” باشه. بعد به یک مدرسه ترسناک میفرستنش برای “درست کردن” دخترای نافرمان، ولی اونجا کم‌کم می‌فهمه اتفاقای وحشتناکی داره میفته و آدم‌ها ناپدید می‌شن.

زندگی همان شعر غم‌انگیز‌ اما زیباست.
+4
زندگی همان شعر غم‌انگیز‌ اما زیباست.

Repost from ·Alaska, Alaska·
راستش نمی‌دونم این چیزی که می‌خوام بگم خوبه یا بد، ولی من از اینترنت واسه وصل بودن به دنیای آزاد استفاده می‌کردم. همه‌ی ویدیوها خارجی بودن. یعنی هرچقدر که توی ایران خفقان و اتفاقات ناگوار بود، من از تیک‌تاک و یوتیوب استفاده می‌کردم برای این‌که ببینم در یک جهان عادی زندگی چطوریه، دغدغه‌ی بقیه‌ی آدم‌ها چیه، چطور روزشون رو می‌گذرونن، چه نگرانی‌هایی دارن یا در حال حاضر چه چیزهایی رو دنبال می‌کنن. گاهی اوقات از تفاوت دغدغه‌ها خنده‌م می‌گرفت ولی همین چیزها باعث می‌شد به زندگی امیدوار بشم. دیدن آدم‌هایی که توی یک قاره‌ی دیگه هستن باعث می‌شد فکر کنم که خب حالا زندگی اون‌قدر هم بد نیست و امیدی هست؛ به دنیا امیدی هست. بعدش خودم انگیزه می‌گرفتم که کاری کنم زندگیم کمی به اون حالت نزدیک بشه. فکر می‌کردم راهی هست که من هم بتونم اون طوری زندگی کنم؛ یا در این‌جا، یا جای دیگه. حتی نمی‌دونم این روش، روش سالم و عقلانی‌ای بود یا نه. ولی جواب می‌داد! توی این مدت که اینترنت نیست، دیگه اون دنیای آزاد و جالب رو نمی‌تونم ببینم و واقعا بیشتر از هر زمان دیگه‌ای حس زندانی بودن دارم. تنها چیزی که دارم می‌بینم همین زندگی‌ای هست که این‌جا دارم؛ همین چیز نصفه و نیمه‌. دوست ندارم این‌طوری بمونه. کاش یک روزی برسه که مجبور نباشم این کار رو بکنم.