fa
Feedback
ָ࣪ ˖⋆𓏲࣪ دنیـای جادویـے ادوࢪا

ָ࣪ ˖⋆𓏲࣪ دنیـای جادویـے ادوࢪا

رفتن به کانال در Telegram

  ּ ⋆  ۫   ִֶָ °ˑ ֗  ִ ˑ⋆ ˖⁩   ִֶָ •° • ּ۫  ּ ˖⁩ ִ ⋆  ۫  ִֶָ  ˖⁩ˑ ֗ ִ • ˑ° ˖⁩ دنیـایی برای رویـاها، افسـانه‌ها، قصـه‌های نیمـه‌شب و قلـب‌های پرامیـد. ⸙‌⊹ به صرف مقداری جادو؟🍵 کلبــہ ࢪاهنـما: ⌟ @infoAdora ⌜

نمایش بیشتر
3 113
مشترکین
-224 ساعت
+757 روز
+17030 روز

در حال بارگیری داده...

جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+76
در 15 کانال‌ها
اوت '26
+308
در 76 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '26
+268
در 69 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '26
+599
در 52 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+30
در 15 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '260
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+38
در 16 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+276
در 18 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+430
در 60 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+491
در 58 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+277
در 40 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+98
در 61 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+570
در 45 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+363
در 30 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+545
در 37 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+380
در 81 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+404
در 82 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+357
در 47 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+509
در 112 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+276
در 129 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+384
در 100 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+374
در 98 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+256
در 54 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+940
در 39 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
06 سپتامبر+1
05 سپتامبر+6
04 سپتامبر+9
03 سپتامبر+7
02 سپتامبر+15
01 سپتامبر+38
پست‌های کانال
2
«تمام تنم خسته است، گردن، شانه و دست‌ها. خوابم می‌آید. سرم از همه‌جا خسته‌تر است. سرم مملو از خستگی است، مثل توپ پُربادی که حتی برای یک سوراخ هم جایی نداشته باشد.» - مسافرنامه - شاهرخ مسکوب
82
3
و خستگی این راه کی بر زمین می‌نشیند؟ ـ اختر
83
4
آرزو؟ نمی‌دانم مدت هاست که در برنامه ‌فکری‌ام به هیچ آرزویی نمی‌اندیشم. بله فکر هایم برنامه دارند، برعکس زندگیِ یِلخی‌ام. مثلا مدت هاست خیال شما در ذهنم نقش اصلی‌ است؛ اوج بازی‌اش هم شب‌‌هنگام است. ببخشیدا اما خیلی حرف می‌زنید، البته دروغ نگویم من خودم با شما زیاد حرف می‌زنم؛ خب شما هم مجبور می‌شوید که جواب حرف های وقت و بی‌وقت مرا بدهید. بگذریم، داشتم از آرزو حرف می‌زدم. اصلا مشکل خود آرزو نیست؛ من مدت هاست که دیگر دور اندیشی نمی‌کنم. اوج افقِ خیالم همین فردا و اگر چه ها شود پس فردا است. نمی‌دانم شاید این بخش فکر هایم از کار افتاده‌است. به هرحال با این حجم از جنگ‌های روانی یکی و دو تا تلفات آمار خوبی‌است. البته اگر این موهای بی‌پناه و بی‌گناه را فاکتور بگیریم. حرف از موهایم شد؟ بله هنوز هم می‌ریزند، درختان اگر پاییز خزان‌شان است من هرروز خزانم. حقیقتا هنوز مرهمی‌ بری دردشان پیدا نکرده‌ام. شاید هم خیال شما، زبانم لال آفت است؛ و اِلا این موهای ما بیدی نبودند که با این دست کشیدن ها بریزنند. یادتان می‌آید قبلا چقدر می‌نوشتم؟ راه و بی‌راه می‌نوشتم. امروز یک خط که می‌خواهم سر هم کنم، جانم در می‌آید‌. نمی‌دانم شاید خاصیت تابستان است؛ قلمم را خشک کرده‌است. خیال کنم تا اولین باران پاییزی وضعیت همین‌گونه باشد؛ بی‌رمق و نیمه‌جان خودمان را تا پاییز می‌کِشیم. بلکم بارانی بیاید و جان دوباره بدهد به این نهالِ خمیده. و اگر قرار باشد امشب آرزویی کنم، آرزو می‌کنم که یک روز بنشینم و این داستان کیانی بی‌مادر را تمامش کنم؛ حتی اگر یک روز مانده باشد به عمرم. #غراب
92
5
sticker.webp
202
6
کسی کتاب نمیخواد؟👀
67
7
進み続けて—必要なものはすべて、あなたにとって最適なタイミングで訪れる。 ࣪˖˓🍊𓏲࣪𖹌+1
進み続けて—必要なものはすべて、あなたにとって最適なタイミングで訪れる。 ࣪˖˓🍊𓏲࣪𖹌
47
8
یک‌ روز آخرین کسی که تو را به‌ خاطر می‌آورد، خواهد مُرد و تو برای همیشه از یادها فراموش خواهی شد..🎻 ‌ֶָ֢𓍢ִ𖧷
47
9
Today, I saw you again. I was coming back from the pharmacy, absentmindedly stepping into the elevator. Someone had pressed the button for level -2. When the doors opened, there you were. You know, some moments are so brief they hardly deserve to be called an event, and yet they stay with you for hours afterward. Our eyes met for just a second. Then you shifted your backpack onto your left shoulder and looked away. And I stood there, feeling my heart beat so loudly it seemed determined to tell my secret to the entire elevator. We didn't say a word.We were only there together for a few seconds, but somehow those few seconds felt more real than entire days. Then the doors opened.You walked out first, and I found myself following behind you toward the gym. The whole way there, I kept thinking how strange it is—that seeing you still makes me happy,the same way it did the very first time. کُنار🍃
115
10
ای کاش میتونستم تو این کتابخونه گم بشم و کسی پیدام نکنه⭐️⭐️⭐️
127
11
sticker.webp
296
12
˖︶꒥🤩꒷‧₊🤩🤩📖🌑🏰🤩🤩𖧧˚.𑁍⋆
375
13
چنلش وایب اتاق هرماینی میده🤩⭐️
127
14
کتابخونه مخفی تلگرام رو پیدا کردم🤩🤩
182
15
بچه‌ها دریا براتون کلی کتاب رایگان می‌زاره و آرشیوش کامله اگه دنبال کتابین، حتما یه سر بهش بزنین😶💕
87
16
چنلـش وایب این عکسو میده😭✨
چنلـش وایب این عکسو میده😭✨
34
17
─⋆⊱دلم برای زمانی تنگ شده کہ تازه هری پاتر، فرندز و ارباب حلقہ‌ها و تمام فیلم‌ و سریال های آیکانیک تازه شروع کرده بودم. ⋆📠⟡₊‧
84
18
── ⋆⋅𖤓⋅⋆ ── وا معلومه که سلیقه موسیقی خیلی هم مهمه مثلا یعنی هنوز کسی هست این شاهکار گوش نکرده باشه ؟
84
19
هر جمله‌ بولد شده در شخصیت ها یه سرنخ برای داستانه که به مرور دلیل همه‌اشون رو می‌فهمین. البته شخصیت بلوت سراسر نکته‌ است حتی بعضیاشونو فصل بعد باهاش سروکار داریم.🙂‍↔️😎 یه نکته دیگه که خواستم بگم اینه که رمانای من شروعشون روند آرومی داری و یکم که جلوتر بریم کلی اتفاقات مختلف میوفته بخاطر همین صبوری شما رو می‌طلبه که همراهی کنین😁❤️
90
20
هلمز: بله... اما یادت باشد، من برادرم نیستم. من، توأم. کسی که برای انجام هر کاری آماده است. کسی که اگر لازم باشد، خودش را هم
هلمز: بله... اما یادت باشد، من برادرم نیستم. من، توأم. کسی که برای انجام هر کاری آماده است. کسی که اگر لازم باشد، خودش را هم به آتش می‌کشد. کسی که پا در راهی می‌گذارد که آدم‌های معمولی حتی جرأت فکر کردن به آن را ندارند. می‌خواهی در جهنم با تو دست بدهم؟ مطمئن باش ناامیدت نخواهم کرد. موریارتی: نه... فقط خوب حرف می‌زنی. نه... تو معمولی‌ای. کاملاً معمولی. آخرِ سر، تو همیشه در جبهه‌ی فرشته‌هایی. هلمز: شاید در جبهه‌ی فرشته‌ها باشم... اما حتی برای یک لحظه هم خیال نکن که یکی از آن‌ها هستم.
80